تبليغاتX
وبلاگ تخصصی بیهوشی

The most effective anesthetic material

(موثرترین ماده بیهوشی )

بیهوشی - وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

منبع : ترین ها

آخرین متد بیهوش کردن حیوانات خانگی!!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

منبع : ایران تپشپ

عاشق لوله گذاری !!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

 منبع : امیر سالاری

بیهوشی سنتی!!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

First cesarean with hypno-anesthesia in Iran

(اولین سزارین با هیپنوتیزم و بدون بیهوشی در ایران)

 

 

دانلود

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Spinal Anesthesia Side Effects

Spinal anesthesia is a quick and usually easy way of completely numbing a specific part of the body for surgery or other painful medical procedures. A trained anesthesiologist injects anesthesia into the lower back. Obstetricians frequently use spinal anesthesia to ease pain during childbirth and to keep the mother awake during a Cesarean section. Post spinal anesthesia side effects can vary, but are usually not too serious

    Headaches

  1. The No. 1 side effect of spinal anesthesia is headaches. Younger people seem more likely to get a headache after spinal anesthesia. The headache can usually be treated with pain medication or even caffeine. If the headache doesn't go away, the doctor may try an epidural blood patch, which usually gives relief immediately.

    Low Blood Pressure

  2. Some patients may have low blood pressure after spinal anesthesia. This is usually the result of dehydration. Doctors usually insist the patient drink plenty of water after spinal anesthesia.

    Painful Bladder

  3. Occasionally, a patient will have a painful bladder after spinal anesthesia. This is caused by urinary retention which distends the bladder, resulting in pain. If the patient can't urinate on his own, he may need to have his bladder catheterized.

    Neurological Damage

  4. Neurological damage is very rare, although patients are frequently concerned about it. If an epidural vein is damaged during the procedure, a hematoma may occur. A hematoma is a collection of blood which is ripe for infection. Fortunately this hardly ever happens in patients who clot normally.

    Unusual Side Effects

  5. Other rare side effects include nerve damage, backache, decrease in sexual function and allergic reactions.
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
دفيبريلاتور يعني چه؟

بي اثر كردن، خنثي كردن، در جهت معكوس= De=to undo, or reverse
غيرمتناسب، ناهماهنگ، نامتعادل بدون انقباضات قلبي= fibrillate (فيبريله شدن)
دفيبريلاتور= دستگاهي براي خنثي نمودن (بياثر كردن) انقباضات ناهماهنگ قلبي



فيزيولوژي:

سلولهاي درون ماهيچه (عضلات) قلبي، جريان الكتريكي را برقرار ميسازد. برخي از سلولها در قلب (سلولهاي ضربانساز)، مرتباً توسط خودشان شارژ (باردار) شده و باعث باردار شدن (شارژ شدن) ديگر سلولها نيز ميشوند. جريان الكتريكي در درون ماهيچه قلبي در مسير ويژهاي جاري ميگردد. هر زمان كه اين اتفاق بيفتد (جريان برقرار گردد) انقباضات ماهيچه قلبي پمپ كردن خون را موجب ميشود (ضربان قلب).
اين الگوي الكتريكي هماهنگ قلب براي پر و خالي شدن با هر ضربان كه موجب گردش خون در سرتاسر بدن ميشود، ضروري است. وقتي كه اين الگوي الكتريكي به هم ميخورد و ناهماهنگي ايجاد ميگردد (فيبريلاسيون)، انقباضهاي ماهيچه قلبي نامتعادل شده و خون پمپ نميشود.اين عمل موجب كاهش فشار خون، كمبود اكسيژن، آسيب ماهيچه قلبي و مرگ نابهنگام ميگردد. دستگاه دفيبريلاتور (الكتروشوك) جهت خنثي نمودن عمل فيبريلاسيون و بازگرداندن انقباضات قلبي به حالت متعادل اوليه، مورد استفاده قرار ميگيرد؛ همچنين در مواقعي كه قلب از كار بازميايستد، براي شروع مجدد ضربان قلبي از اين دستگاه استفاده ميشود. (به عنوان مثال بعد از يك شوك الكتريكي)


 اصول عملکرد

دفیبریلاتور، دستگاهی است که شوک الکتریکی را به عضله قلب می‌رساند. قبل از ۱۹۶۰، این سیستم به صورت ac ارائه می شود که جریان ۵ تا ۶ آمپر یا فرکانس ۶۰ هرتز را در مدت ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه در عرض قفسه سینه بیمار اعمال می‌کردند. این روش عملا موفقیت چندانی در اصلاح فیبریلاسیون دهلیزی نداشت و اغلب آریتمی های جدیدتری ایجاد می‌کرد. از ۱۹۶۰ به بعد، دیفیبریلاتورهای dc مختلف ساخته شد. این سیستم‌ها شارژ dc را ذخیره می‌کند و روی بدن بیمار دشارژ می‌شود. تفاوت عمده بین این دستگاه ها، در شکل موج آن‌ها است. متداول‌ترین شکل موج‌ها، موج wn ها، تک پالس، تاخیر مخروطی و ذوزنقه‌ای است.


اساس كار :

دفيبريلاتور از يك منبع تغذيه و يا يك باطري داخلي بزرگ براي شارژ نمودن يك خازن حجيم بين مقادير 5 تا 400 ژول استفاده ميكند. دو قطعه فلزي (پرلس) يا همان الكترودها به دفيبريلاتور متصل است و بر روي هر دو طرف سينه بيمار قرار ميگيرد.
انرژي ذخيره شدن در درون خازن ازيك الكترود به الكترود ديگر از ميان سينه بيمار (توسط سينه بيمار) آزاد يا دشارژ ميگردد؛ كه در نتيجه اين شوك به قلب منتقل شده و ضربان ريتميك (منظم) مجدداً به قلب بازميگردد. دفيبريلاتورها همچنين يك مانيتور مربوط به ECG و ثبتكننده الكتروكارديوگرام دارند كه دايماً شكل موج ECG را نمايش ميدهد و واحد اندازهگيري آن ژول است.

انواع ديفيبريلاتور :

ديفيبريلاتورها در انواع كاشتني، داخلي، خارجي، خودكار و نيمهخودكار ارايه ميشود.
نگهداري سيستم در زمانهايي كه از دستگاه استفاده نميشود، لازم است تا شارژ كامل در دماي اتاق كه معمولاً بسته به نوع سيستم 4 تا 24 ساعت به طول ميانجامد، در حال شارژ مداوم باشد.
بيشتر سازندگان توصيه ميكنند كه باتريها بعد از هر استفاده حتماً شارژ شود و هر دو سال يك بار، باتريها به صورت كلي تعويض شود.

روش انجام شوک الکتریکی

  •          انتخاب پدال مناسب
  •          محل قرار گیری صحیح پدال
  •          تماس کافی پدال با قفسه سینه
  •          انتخاب صحیح انرژی
  •          پدال بزرگسالان طول 13 سانتیمتر است و در کودکان 8 و در نوزادان 4         سانتیمتر است
  •          محل قرار گیری پدال یکی ناحیه نوک (اپکس )قلب پنجمین فضای بین دندهای در خط قدامی زیر بغلی(انتریور اگزیلاری)چپ و دیگری در طرف راست استرنوم در دومین فضای بین دندهای در ست زیر کلاویکول در راستای محور الکتریکی قلب
  •          پدال باید با فشاری حدود 11 کیلوگرم (25پوند) روی قفسه سینه فشرده شود و سطح پدال با ژل اغشته گردد تا باعث سوختگی پوست نشود
  •          انتخاب صحیح انرژی الکتریکی (در دیس ریتمیی که بدنبال ان بیمار ارست کرده مانند تاکی کاردی بدون نبض وفیبریلاسیون بطنی باید انرژی بالا 360 ژول شوک داد )

نکات ایمنی

ü      باید اطمینان یابیم که دیگران با بیمار و یا تخت بیمار تماس ندارند و شوک را اعلام کنیم

ü      بهتر است برای جلوگیری از انفجار جریان اکسیژن را قطع کنیم

کاردیورژن

  • رضایت نامه از بیمار
  • بررسی الکترولیت
  • بهتر است چند ساعت قبل ناشتا باشد
  • توضیح پروسیجر به بیمار تا اضطراب کم شود
  • اماده کردن ترالی احیا
  • مانیتورینگ بیمار
  • کنترل علائم حیاتی
  • گاه سلول میوکارد به شوک خوب جواب نمی دهد که باید اصلاح اب و الکترولیت و هیپوکسی و هیپوترمی و اصلاح اسید و باز انجام شود تا شوک بهتر اثر کند
  • حین شوک با کنترل مانیتور و نبض بیمار احیای قلبی ریوی فراموش نشود
  • در فیبریلاسیون نرم ابتدا با دادن ادرنالین انرا به فیبریلاسیون خشن تبدیل کرده و سپس شوک میدهیم
  • سرعت عمل در شوک دادن در فیبریلاسیون بطنی مهم است که باعث نجات بیمار میشود

·         علائم برگشت بیمار

  • بر گشت ریتم سینوسی
  • برگشت نبض کاروتید
  • فشار خون کافی
  • عوارض شوک: امبولی-فیبریلاسیون بطنی-سوختگی پوست
  • الگوریتم درمان فیبریلاسیون بطنی
  • کنترل نبض و مانیتورینگ بیمار
  • در صورت اطمینان دفیبریلاسیون با میزان 360 ژول شوک
  • در صورت عدم جواب مجدادا شوک
  • در صورت عدم جواب عملیات احیای قلب ریوی
  • گرفتن ورید
  • دادن داروهای انتی اریتمیک مثل لیدوکائین -برتیلیوم ادرنالین
  • مجدادا شوک

الگوریتم درمان اسیستول

  •        احیای قلبی ریوی
  •          گرفتن ورید
  •          دادن داروی ادرنالین و اتروپین
  •         اینتوبه کردن بیمار
  •          اصلاح اسید و باز
  •          گذاشتن پیس میکر
  •          در صورتیکه اسیستول تبدیل به فیبریلاسیون شد شوک میدهیم




ايرادهاي معمول:

 شايعترين مشكل در استفاده از ديفيبريلاتورها، سوختگيهاي پوستي در محل اتصال الكترود-پوست است كه در صورت تكرار عمل ديفيبريلاسيون، عميقتر نيز ميگردد. جهت جلوگيري ايجاد اين ضايعه، لازم است كه كاربران از تماس مستيم الكترودها با پوست، اجتناب كنند. ضمن اينكه توان منتقل شده به بيمار نيز بيشتر از حد لازم انتخاب شود.
نوع كاشتني اين وسايل، بسيار حساس است و در هنگام جراحي و پس از آن بايد بسيار محتاط با آن برخورد كرد.

ملاحظات خريد:
 
كار با اين سيستمها معمولاً ساده است و نياز به آموزش چنداني ندارد. معمولاً بهتر است سيستمهايي خريداري شود كه نمايشگر ECG نيز داشته باشد. اين امر به كاربر كمك فراواني جهت تشخيص برگشت بيمار به وضعيت عادي مينمايد.
استفاده از الكترودهاي يك بار مصرف و باتريهاي غيرقابل شارژ، معمولاً هزينههاي زيادي به سيستم درمان تحميل ميكند.

منابع :
http://nursingcare.persianblog.ir

Dezmed.comDezmed.com

http://fa.wikipedia.org

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Anesthesia Machine Video Part 1 of 3

Anesthesia Machine Video Part 2 of 3

Anesthesia Machine Video Part 3 of 3

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

برای مشاهده فیلم ابتدا دکمه Enter را فشار دهید تا کنترلگر فیلم فعال شود و سپس روی  کلیک کنید تا فیلم پخش شود 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

بیحسی موضعی نو با استعمال کوکائین توسط کولز در 1890 آغاز گردید . کوکائین ماده فعال اریتروکسیلون کوکا است که در آمریکا جنوبی می روید .

شلیس در برلین (1892) ورکلوس در پاریس (1890) بیحسی به طریقه انفیلترایون  را رایج نمودند . بلوک عصبی را هالسد وهال در نیویورک در 1884 انجام دادند ، هالد و خوکچه هندیش در جریان تحقیق به کوائین معتاد شدند .

آرتوربارکر در 1902 آدرنالین را در بیحسی موضعی به کار برد . او ضمن انفیلتراسیون بتا-اوکائین آدرنالین را به آن افزود .

جزل تروپوکائین را در 1891 به جای کوکائین به کار برد .

فورنو در 1904 استووکائین را به کار برد .

در 1904 توکائین (پروکائین) این بار به وسیله هاین ریش براون رایج گردید .

میشر و اولمان در 1929 نوپرکائین را معرفی کردند .

لوفگرن و لونکوسیت در 1934 لینگوکائین را سنتز کردند و گورده برای اولین بار آنرا در 1948 به کار برد .

سوزن هایپودرمیک را آقای ریند اهل دوبلین در 1845 معرف نمود .

الکساندر وود اهل ادبنبورگ در 1855 سرنگی را طراحی نمود و آنرا با سوزن هایپودرمیک به کار برد .

آنستزی رژیونال اصطلاحی بود که به وسیله هاروی کوشینگ در 1901 بیان شد و منظورش از این اصطلاح رهائی بیمار از درد به وسیله بلوک عصبی بود . 

منبع : کتاب بیحسی موضعی و تکنیک های آن 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

‹‹ معيار كُماي گلاسكو›› : روشي است كه با نمره دادن به توانايي بيمار در باز كردن چشمها پاسخ هاي حركتي و پاسخ هاي كلامي ، ‌سطح هوشياري بيمار را ارزيابي مي كند

نمره

بازكردن چشمها

4

بيمار چشم هايش را خودبخود باز كند

3

بيمار در پاسخ به صدا چشم هايش را باز كند

2

بيمار در پاسخ به درد چشم هايش را باز كند

1

بيمار اصلاً‌ چشمهايش را باز نكند

نمره

پاسخ كلامي

5

بيمار كاملاً‌ به زمان و مكان و اشخاص اطراف آگاهي دارد

4

بيمار گيج است

3

بيمار كلمات نامربوط به زبان مي آورد

2

بيمار كلمات نامفهوم به زبان مي آورد

1

بيمار صحبت نمي كند

نمره

پاسخ حركتي

6

بيمار دستورات را اجرا مي كند

5

بيمار محل درد را مشخص مي كند

4

بيمار خود را از محرك دردناك دور مي كند

3

بيمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌ اندامهايش را به وضعيت فلكسيون (خم شدن) در مي آورد

2

بيمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌اندامهايش را به وضعيت اكستنشن (باز شدن) در مي آورد

1

بيمار در پاسخ به تحريك دردناك هيچ حركتي را از خود نشان نمي دهد

 
در ارتباط با تعئین GCS در بیماران ترومائی بایستی به نکات زیر توجه کرد :

-بیماران اینتوبه یا بیماران با ترومای شدید فک و صورت که قادر به تکلم نیستند GCS از 10 محاسبه می شود     

-مهمترین جزء GCS قسمت موتور یا بهترین واکنش حرکتی بیمار می با شد

-مسئله مهم چارت ساعتی GCS می باشد تا در مراحل مختلف تصمیم گیری به آن دقت شود.

- باز کردن چشمها در 72 ساعت اول بعد از تروما ارزش دارد و بعد از این زمان ممکن است باز بودن چشم نشان دهنده بالا بودن سطح هوشیاری نباشد . مثل بیماران  Vegetative

حداکثر GCS   15 و حداقل 3 محاسبه می شود .

برای بررسی وضعیت مردمکها باید مردمکهای بیمار را از نظر سایز و واکنش به نور بررسی نمود

تحریک سمپاتیک و تخریب پاراسمپاتیک باعث گشاد شدن مردمک شده که به آن میدریاز می گویند و برعکس آن که باعث میوز می شود. در بیماران ترومایی میدریاز شدن بیمار حائز اهمیت می باشد .
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
برنامه ای بسیار مفید و کاربردی که با دادن اطلاعاتی شامل PH،  HCO3 ، CO2 به آنالیز  آن میپردازد و شما را از نوع و میزان اختلال اسید-باز آگاه میکند .

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
 

 Intravenous Anesthetic Agents

 

Barbiturates


Benzodiazepines


Etomidate


Ketamine


Propofol

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مانیتولموارد مصرف‌: مانيتول‌ به‌عنوان‌ داروي‌كمكي‌ براي‌ پيشگيري‌ از بروز نكروز حادتوبولار يا درمان‌ كم‌ ادراري‌ در نارسايي‌حاد كليه‌، در درمان‌ خيز مغزي‌ و افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و فشار داخل‌ چشم‌،تسريع‌ دفع‌ ادراري‌ مواد سمي‌ و جلوگيري‌از آسيب‌ كليوي‌ ناشي‌ از آنها و همچنين‌براي‌ پيشگيري‌ از همودياليز و افزايش‌هموگلوبين‌ آزاد خون‌ در طي‌ عمل‌ جراحي‌برداشتن‌ پروستات‌ از راه‌ پيشابراه‌مصرف‌ مي‌شود.

فارماكوكينتيك‌: مانيتول‌ در بخش‌ خارج‌سلولي‌ باقي‌ مي‌ماند. متابوليسم‌ اين‌ دارودر كبد بسيار ناچيز است‌. نيمه‌ عمرمانيتول‌ تقريب? 100 دقيقه‌ است‌ كه‌ درنارسايي‌ حاد كليه‌ به‌ 36 ساعت‌ مي‌رسد.زمان‌ لازم‌ براي‌ شروع‌ اثر مدر آن‌ 3 ـ 1ساعت‌ و براي‌ كاهش‌ فشار مايع‌ مغزي‌ ـنخاعي‌ و فشار داخل‌ چشم‌ 15 دقيقه‌ پس‌ ازشروع‌ انفوزيون‌ است‌. اوج‌ اثر كاهنده‌فشار داخل‌ چشم‌ 60 ـ 30 دقيقه‌ پس‌ ازانفوزيون‌ مي‌باشد. طول‌ اثر كاهنده‌ فشارمايع‌ مغزي‌ ـ نخاعي‌ 8 ـ 3 ساعت‌ پس‌ از قطع‌انفوزيون‌ و طول‌ اثر كاهنده‌ فشار داخل‌چشم‌ 8 ـ 4 ساعت‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌است‌.

موارد منع‌ مصرف مانيتول‌: اين‌ دارو در نارسايي‌احتقاني‌ قلب‌، خيز ريوي‌، بي‌ادراري‌ همراه‌با نكروز حاد كليوي‌، دهيدراسيون‌ شديد وخونريزي‌ جمجمه‌ نبايد مصرف‌ شود.

هشدارها: 1 ـ اين‌ دارو در صورت‌ عيب‌شديد كار قلب‌ و كليه‌ بايد با احتياط فراوان‌مصرف‌ شود.

2 ـ نشت‌ دارو از رگ‌ به‌ بافت‌هاي‌ اطراف‌،سبب‌ بروز التهاب‌ و ترومبوفلبيت‌ مي‌شود.

عوارض‌ جانبي‌ مانيتول: شديدترين‌ عارضه‌ جانبي‌مانيتول‌، بر هم‌ خوردن‌ تعادل‌ آب‌ والكتروليت‌ است‌. تجويز سريع‌ مقادير زيادآن‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ تجمع‌ مانيتول‌،افزايش‌ بيش‌ از حد مايع‌ خارج‌ سلولي‌، كمي‌سديم‌ خون‌، گاهي‌ زيادي‌ پتاسيم‌ خون‌ وافزايش‌ بار گردش‌ خون‌ مي‌شود.

تداخل‌هاي‌ دارويي مانيتول‌: مصرف‌ همزمان‌ باديگوكسين‌ ممكن‌ است‌ احتمال‌ بروزمسموميت‌ با ديگوكسين‌ را به‌ علت‌ كاهش‌پتاسيم‌ خون‌ افزايش‌ دهد.

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ محلول‌ مانيتول‌ فقطبايد از راه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ مصرف‌ شود.

2 ـ محلول‌ مانيتول‌ با غلظت‌ 15 درصد وبيشتر در دماهاي‌ پايين‌ تمايل‌ به‌ تشكيل‌بلور دارد، لذا ست‌ انفوزيون‌ مانيتول‌ درهنگام‌ تجويز اين‌ غلظت‌ بايد داراي‌ صافي‌باشد.

3 ـ در صورت‌ نياز به‌ مصرف‌ اين‌ دارو دربيماران‌ مبتلا به‌ كم‌ ادراري‌ يا بي‌كفايتي‌ كاركليه‌، توصيه‌ مي‌شود قبل‌ از شروع‌ درمان‌يك‌ مقدار آزمايشي‌ معادل‌ mg/kg 200به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 10 درصد طي‌ مدت‌5 ـ 3 دقيقه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ شود. درصورت‌ عدم‌ حصول‌ پاسخ‌ مطلوب‌، درمان‌با مانيتول‌ را نبايد آغاز نمود.

مقدار مصرف مانيتول‌:

بزرگسالان‌: به‌عنوان‌ مدر، مقدار 100 ـ 50گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌ 25 ـ 5 درصدانفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود. سرعت‌انفوزيون‌ بايد طوري‌ تنظيم‌ شود كه‌ ميزان‌دفع‌ ادرار حداقل‌ ml/hr 50 ـ 30 باشد. دردرمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌ فشار داخل‌جمجمه‌ و گلوكوم‌، g/kg 2 ـ 0/25 به‌صورت‌محلول‌ 25 ـ 15 درصد طي‌ 60 ـ 30 دقيقه‌انفوزيون‌ مي‌شود. براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،مقدار 200 ـ 50 گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌

25 ـ 5 درصد با سرعتي‌ كه‌ ميزان‌ دفع‌ ادرارحداقل‌ به‌ ml/hr 500 ـ 100 برسد، انفوزيون‌وريدي‌ شود.

كودكان‌: به‌عنوان‌ مدر، g/kg 2 ـ 0/25به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌ 6 ـ 2ساعت‌ براي‌ درمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و گلوكوم‌ g/kg 2 ـ 1به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌

60 ـ 30 دقيقه‌ و براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،حداكثر g/kg 2 به‌صورت‌ محلول‌ 10 ـ 5درصد انفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود.

اشكال‌ دارويي مانيتول‌:

Infusion : 10% , 20%

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif

عید نوروز مبارک

 1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif

هفت سین بیهوشی ها :

۱-سدیم تیوپنتال          ۲-سووفلوران

۳-سوکسینیل کولین          ۴-سوند نلاتون

۵-سفازولین سدیم          ۶-سرم

۷-سرنگ

 1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |


Operating Table Positions

Standard Supine Position
Table Positions

Trendelenburg, Reverse Trendelenburg Position

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 






 

 

 

 

 

 

 



 

 
Kidney Positions

Kidney Position



Lateral Tilt Positions

Lateral Tilt Position


 



 
Chair/Sitting Positions

Chair/Sitting Position

Gallbladder, Thoracic
        Abdominal Positions

Gallbladder, Thoracic Abdominal Position




 

 



 
Lithotomy Positions

Lithotomy Position, Urology, Gynaecology

 



Proctology Prone, Kneeling Positions

Proctology Prone, Kneeling Position




 
Trendelenburg, Reverse
        Trendelenburg

Trendelenburg, Reverse Trendelenburg Position
 

Standard Supine Positions

Standard Supine Position







 
Kidney Positions

Kidney Position
 
Lateral Tilt Positions

Lateral Tilt Position




 
Chair/Sitting Positions

Chair/Sitting Position
 

Gallbladder, Thoracic
        Abdominal Positions

Gallbladder, Thoracic Abdominal Position







 
Lithotomy Position, Urology Position

Lithotomy Position, Urology, Gynaecology

 


Proctology Prone, Kneeling Positions

Proctology Prone, Kneeling Position




 
Table Positions

Leg Stem Fracture Procedure Posturing

 

hospital examination tables, medical treatment tables

Femoral Neck Positioning in Supine Position

برای مشاهده چند پوزیشن دیگر روی لینک زیر کلیک کنید

http://anesthesia1.blogfa.com/page/position.aspx

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

بیهوشی و فشار داخا چشماکثر داروهای بیهوشی با مکانیسم هایی از قبیل شل شدن تون عضلات اسکلتی و دپرس کردن سیستم عصبی مرکزی ٬ افزایش جریان خروجی زلالیه و کاهش فشار خون ورید و شریان سبب کاهش IOP میگردند .  در بین داروهای بیهوشی تنها کتامین و ساکسینیل کولین سبب افزایش IOP میگردند . مصرف داخل چشمی و نه عضلانی داروهای آنتی کولینرژیک سبب ایجاد میدریاز و بنبال آن افزایش IOP می گردد.

انجام لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل تراشه بشدت IOP را افزایش می دهند . مصرف وریدی دیازپام و میدازولام IOP را کاهش داده در حالیکه مصرف خوراکی دیازپام اثری بر روی IOP ندارد . بطور کلی داروهای بیهوشی با خذف اثرات کنترلی دیانسفال بر روی IOP سبب کاهش فشار داخل چشم می شوند . تیوپنتال سدیم و پروپوفول دارای اثرات مشابه در کاهش IOP می باشند . آنستتیک های تبخیر شونده استنشاقی نیز باعث کاهش IOP می شوند که با افزایش عمق بیهوشی میزان کاهش در IOP بیشتر خواهد بود . آنستزی نرولپت توسط فنتانیل و دروپریدول نیز سبب کاهش IOP می شود . نتایج حاصله از برسی اثرات کتامین بر IOP متغییر بوده است بطوریکه در برخی تحقیقات IOP افزایش یافته و در برخی دیگر حتی کاهش در IOP گزارش شده است .

مصرف شل کننده های عضلانی غیر دپلاریزن سبب کاهش IOP می گردد در حالیکه مصرف ساکسینیل کولین سبب افزایش گذرا در عرض ۴ تا ۶ دقیقه بمیزان ۲۰-۱۰ میلیمتر جیوه  در IOP می گردد . بدلیل نیاز به مصرف سوکسینیل کولین در شرایطی نظیر معده پر که خطر  آسپیراسیون محتویات وجود دارد و از طرفی وجود ضایعات باز چشم که افزایشIOP می تواند منجر به از دست رفتن ویتره  و اختلالات بینایی گردد لازم است از افزایش فشار داخل چشم  بدنبال تزریق سوکسی نیل کولین جلوگیری و حداقل تعدیل شود . پیش درمانی با دیازپام ٬ کلونیدین ٬ داروهای بتا بلوکر ٬ استازولاماید و دی توبوکورارین بطور قطعی نتوانسته است از افزایش فشار داخل چشم بدنبال تزریق ساکسینیل کولین جلوگیری کند .

لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل تراشه به شدت سبب افزایش IOP به میزان ۲۰-۱۰ میلیمتر جیوه می شود . مکانیسم اصلی آن مشخص نبوده ولی احتمالا" علت آن افزایش تحریک سمپاتیک می باشد . جهت جلوگیری از افزایش IOP بدنبال لارنگوسکوپی و لوله گذاری داخل تراشه می توان از تزریق داخل وریدی لیدوکایین به میزان ۵/۱ میلی گرم به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن ٬ ۵-۳ دقیقه قبل از اینداکشن اسشتفاده نمود . مصرف کلونیدین به میزان ۵ میکرو گرم به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن ٬ ۲ ساعت قبل از اینداکشن بیهوشی و مصرف داخل بینی TNG و بتا بلوکر ها در کاهش IOP موثر می باشد .

بیهوشی

برگرفته از کتاب بیهوشی و مراقبت های ویژه

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
سرمها جز مواد دارویی هستند که دارای ترکیبات متفاوت بوده و هر کدام از آنها برای بیماری خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرند. سرمها دارای ترکیبات آمینو اسیدی ، کربوهیدراتی ، الکترولیتی و ... هستند.
محلولهای نگهدارنده یا چند الکترولیتی جانشین الکترولیت ، آب و نیازهای خارج سلولی روزانه هستند. چنین محلولهایی ممکن است جهت جانشین کردن الکترولیتها و آب از دست رفته از طریق اسهال و استفراغ بکار روند. با تزریق این فرآورده‌ها ، جایگزینی خارج سلول طی دو روز حاصل می‌گردد. مصرف بیش از حد سبب تجمع سدیم و حجم آب اضافی در بدن ، ادم ریوی و نارسایی قلب می‌شود. محلولهای هیپرتونیک در درمان مسمومیت با آب و افزایش حجم آب خالص بکار می‌روند. به هنگام بروز عوارض رفتاری مثل خواب آلودگی ، گیجی و اختلال هوشیاری پس از عمل جراحی در سالمندان باید به مسمومیت با آب مشکوک شد.

سرم آمینو اسیدی

گروه درمانی این سرم تغذیه تزریقی و ماده کالری‌زا می‌باشد. اشکال دارویی آن به صورت آمینو اسید 5 درصد و 10 درصد است. ترکیبات آن شامل اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری ، نیتروژن و الکترولیتها می‌باشد. موارد مصرف به صورت زیر می‌باشد. آنسفالوپاتی کبدی در بیماران مبتلا به سیروز یا هپاتیت ، تغذیه حمایتی ، تکمیل و حفظ پروتئین بدن از راه تزریق وریدی برای تامین متابولیسم طبیعی و در مواردی که جذب معده‌ای - روده‌ای مختل باشد. مصرف همزمان اسیدهای آمینه با تتراسیکلین ممکن اثرات حفظ کننده پروتئینها را کاهش دهد.

سرم دکستران

گروه درمانی این سرم به عنوان جانشین شونده پلاسمای خون است. ترکیبات آن شامل دکستروز یا کلرورسدیم می‌باشد. افزاینده سریع الاثر حجم پلاسما ، اثر کلوئیدی اسموتیک دارد که مایعات را از فضای بینابینی به داخل عروق کشیده و باعث افزایش حجم خون می‌شود. "دکستران 40" چسبندگی اریتروسیتها را کم کرده و باعث کاهش چگالی خون می‌شود. این سرم در درمان کمکی شوک ناشی از خونریزی ، سوختگی و جراحی بکار رفته و مقدار تجویز دارو بستگی به میزان مایعات از دست رفته و غلظت خون دارد. دکستران در موارد ادم ریوی و در بیماران کلیوی نباید مصرف شود.

سرم کربوهیدراتی

کربوهیدراتها منابع کالری هستند و گروه درمانی این سرم تامین کننده نیاز غذایی می‌باشد. در درمان موقتی نارسایی گردش خون و شوک ، زمانی که سایر فرآورده‌های افزاینده حجم پلاسما در دسترس نباشد، در ادم مغزی ، بیماری کلیوی استفاده می‌شود. مواد این سرم به سرعت متابولیزه شده و منبع کالری و مایعات در بیمارانی که قادر به مصرف کافی آنها از دهان نیستند، می‌باشد. مصرف این سرم ممکن است منجر به کاهش ویتامینهای گروه B شود، این سرم در کومای دیابتی منع مصرف دارد.

سرم اینترالیپید

گروه درمانی این سرم ، محلول غذایی برای تغذیه تام وریدی می‌باشد. این دارو که از روغن لوبیای سویا یا آفتابگردان تهیه می‌شود، مخلوطی از تری‌گلیسریدهای خنثی و عمدتا اسیدهای چرب است. این فرآورده‌ها پس از متابولیزه شده به عنوان منبع انرژی در بدن مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین افزایش تولید گرما ، کاهش کسر تنفسی و افزایش مصرف اکسیژن را موجب می‌شود. این دارو در موارد کمبود اسیدهای چرب استفاده می‌شود.

سرم مانیتول

این دارو در درمان خیز مغزی برای کاهش فشار داخل جمجمه در مواردی که سایر اقدامات موفقیت آمیز نبوده‌اند برای کاهش فشار داخل چشم یا برای آماده کردن بیمار برای جراحی داخل چشم ، برای تسریع دفع ادراری مواد سالیسیلات ، باربیتورات و لیتیم و جلوگیری از آسیب کلیوی ناشی از این داروها و برای اندازه‌گیری سرعت فیلتراسیون گلومرولی کلیه‌ها استفاده می‌شود. این دارو اسمولاریته پلاسمای خون را بالا برده و در نتیجه موجب افزایش جریان آب از بافتها به داخل مایع میان بافتی می‌شود. این سرم موجب افزایش دفع ادرار می‌شود.

سرم رینگر لاکتات

گروه درمانی این سرم الکترولیت و جانشین شونده پلاسما است. این سرم چند الکترولیتی است و شامل سدیم ، پتاسیم ، کلسیم ، کلر و لاکتات می‌باشد. رینگر لاکتات یک محلول یونی است که حجم خون را افزایش داده و تعادل آب و الکترولیتها را برقرار می‌سازد. یون لاکتات موجود در این فرآورده که به سرعت به یون بی‌کربنات متابولیزه می‌شود، در تنظیم تعادل اسید - باز دخالت دارد. این سرم برای جایگزینی مایعات و الکترولیتهای از دست رفته ، برقراری تعادل مجدد آب و الکترولیت بدن به خصوص قبل و پس از جراحی مصرف می‌شود.

سرم کلرور سدیم (نرمال سایلین)

گروه درمانی این سرم ، الکترولیت است و ترکیبات آن شامل سدیم و کلراید و PH محلول 7 - 4.5 می‌باشد. این سرم برای جایگزینی مایعات و الکترولیت در صورت کم بودن سدیم به دلیل از دست رفتن الکترولیتها بکار می‌رود. در بیمارانی که قادر به مصرف مایعات و غذا از راه دهان نیستند محلولهای هیپرتونیک به صورت تزریق وریدی همراه با محلولهای قندی مصرف می‌شود. تزریق وریدی این سرم به عنوان حلال بعضی داروها بکار می‌رود.

سرم ژلاتین تعدیل یافته (هماکسل)

گروه درمانی این سرم ، حجیم کننده پلاسما می‌باشد. این محلول حجیم کننده پلاسما در موارد شوک ناشی از کاهش حجم خون به علت خونریزی ، سوختگی ، التهاب لوزالمعده ، از دست رفتن آب و الکترولیتها در اثر استفراغ و اسهال مداوم ، بیماریهای غده فوق کلیوی و کلیه‌ها و اغمای دیابتی مصرف می‌شود. این سرم محلول حامل برای انسولین است و مورد منع مصرف کامل این دارو گزارش نشده است.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 Anatomy of the Caudal space


Caudal analgesia is produced by injection of local anaesthetic into the caudal canal. This produces block of the sacral and lumbar nerve roots. It is useful as a supplement to general anaesthesia and for provision of postoperative analgesia. This technique is popular in paediatric patients. Catheter insertion may be performed for continuous caudal block.

Anatomy

The sacrum is a triangular bone that articulates with the fifth lumbar vertebra, the coccyx and the ilia. The dorsal roof consists of the fused laminae of the five sacral vertebrae and is convex dorsally. In the midline is a median crest which represents the sacral spinous processes. Lateral to this is the intermediate sacral crest with a row of four tubercles which represent the articular processes. The S5 processes are remnants and form the cornua, which provide the main landmarks for indentifying the sacral hiatus. The hiatus is covered by the sacro-coccygeal membrane. The canal contains areolar connective tissue, fat, sacral nerves, lymphatics, the filum terminale and a rich venous plexus.

Technique

The patient is usually in the left lateral position with the knees drawn up to the chest. The sacral hiatus lies at the third point of an equilateral triangle formed with the two posterior superior iliac spines (look for the dimples in the skin). The cornua are palpable on either side of the hiatus. Adopt an aseptic technique. A needle (or 22/20 g cannula) is introduced in a slightly cranial direction through the hiatus. A click is felt as the needle pierces the sacrococcygeal membrane. The needle/cannula is then directed cranially. The dura ends at S2, but may extend further. Aspirate to confirm the absence of blood/cerebrospinal fluid and inject local anaesthetic while feeling for inadvertent subcutaneous injection with the other hand. There should be very little resistance to injection. In children, the block should be performed after general anaesthesia has been induced and before surgery has commenced.

Choice of local anaesthetic

Paediatric population

0.5 ml/kg, 0.25% bupivacaine (sacro-lumbar block)
1 ml/kg, 0.25% bupivacaine (upper abdominal block)
1.2 ml/kg,0.25% bupivacaine (mid-thoracic block)
(Doses described by Armitage).

In this age group, epidural analgesia is accompanied by very little change in blood pressure or cardiac output. Continuous caudal catheters have been used intraoperatively for more prolonged surgery. The maximum safe dose range for epidural bupivacaine is 0.15-0.2 mg/kg/h in neonates and 0.2-0.3 mg/kg/h in infants. The addition of clonidine (1-2 mcg/kg) to bupivacaine extends its duration of action significantly. Preservative-free Ketamine (0.5 mg/kg) also prolongs the duration of analgesia.

Adult population

20-30 ml 0.25-0.5% bupivacaine. Average volume of the sacral canal is 30-35 ml.
Epidural fat in children has a loose and wide-meshed texture, whereas in adults it becomes more densely packed and fibrous. Hence, local anaesthetic spread is greater in children.

References

i] Caudal bupivacaine and s(+)-ketamine for postoperative analgesia in children.
Weber F, Wulf H.
Paediatr Anaesth 2003; 13(3): 244-8.

ii] The 'swoosh' test--an evaluation of a modified 'whoosh' test in children.
Orme RM, Berg SJ.
Br J Anaesth 2003; 90(1): 62-5.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
مخدر ها مصارف بالینی متعددی دارند ولی عمدتا شامل : 

۱- ایجا بیدردی قبل ٬ حین و بعد از عمل جراحی

۲-القا بیهوشی و نگهداری آن

۳- مهار فعالیت سیستم سمپاتیک

۴-مکمل داروهای هوشبر

در مقایسه با مرفین فنتانیل و سوفنتانیل موجب القا سریعتر و خروج زودتر از بیهوشی می گرددند . بیشتر اوقات مخدرها در اتاق عمل بعنوان مکمل داروهای هوشبر بکار میروند . دوز کم فنتانیل (۲-۱ میکروگرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن) ٬۱-۳ دقیقه قبل از القا بیهوشی ٬ پاسخ افزایش فشار خون و ضربان قلب ثانویه به لارنگوسکوپی را مهار می کند .

 
نوع مخدر دوز بولوس دوز کمکی
آلفنتانیل ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰-۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم
فنتانیل ۲۰-۴ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم
سوفنتانیل ۲-۲۵/۰ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰-۵/۲ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم

اثرات مخدر ها روی سایر ارگانها :

قلب و عروق :

مخدرها بدلیل کاهش تون سمپاتیک و افزایش تون واگ دارای اثر مهاری روی سیستم قلب و عروق هستند . به همین دلیل بعد از تزریق مخدرها بیماران دچار افت فشار خون می شوند . البته از دلایل دیگر افت فشار خون ترشح هیستامین و اتساع عروق را می توان نام برد . به جز مپردین  ٬ بقیه مخدر های محرک گیرنده مو باعث برادیکاردی می شوند که فنتانیل و سوفنتانیل اثر بیشتری در این مورد دارند به همین دلیل در اطفال قبل از تزریق مخدر باید آنتی کولینرژیک تزریق گردد . استفاده همزمان مخدر ها با بنزودیازپین ها اثرات قلبی عروقی آن را افزایش می دهد .

اثرات تنفسی :

مخدر ها باعث کاهش رفلکس های تراشه و راه های هوایی فوقانی می شوند به همین دلایل لوله تراشه توسط بیمار راحتتر تحمل می گردد. یکی از مهم ترین خطرات مخدر ها برای سیستم تنفسی مهار مرکز تنفس است به طوری که پاسخ مرکز تنفس به افزایش دی اکسید کربن خون کاهش می یابد . تعداد تنفس بیمار به دنبال تزریق مخدر ها کاهش می یابد ولی حجم جاری به طور جبرانی افزایش می یابد . اغلب مرگ بدنبال استفاده از مخدرها بعلت تضعیف تهویه است . همچنین گاها مخدر ها باغث اسپاسم و گرفتگی عضلات سینه ای ـ شکمی می گردند  که اشکال در تهویه ایجاد می کنند . مخدر ها بدلیل ترشح هیستامین می تواند باعث اسپاسم مجاری هوایی کوچک شده لذا می تواند در بیماران آسماتیک ایجاد مشکل کنند . مصرف همزمان داروی تضعیف کننده سیستم اعصاب مرکزی مانند استنشاقی ها ٬ الکل ٬ باربیتورات ها و بنزودیازپین ها با مخدر ها موجب مهار تنفسی شدیدتر و طولانی میگردد . حداکثر مهار تهویه ای مرفین ۳۰-۱۵ دقیقه و فنتانیل ۱۰ دقیقه بعد ار تزریق شروع می شود .

سیستم گوارشی :

مخدرها باعث شلی اسفنگتر تحتانی مری و کاهش حرکات گوارشی شده و بعلت تحریک مرکز استفراغ در بصل النخاع موجب تهوع و استفراغ می گردند . آنتی کولینرژیک ها ٬ پلازیل و دروپریدول جهت پیشگیری و درمان استفراغ کاربرد دارند .

سیستم کلیوی :

مخدر ها با تحریک گیرندهای مو باعث کاهش حجم ادرار و دفع الکترولیت ها شده و با تحریک گیرندهای کاپا سبب افزایش حجم ادرار میگردند .

آنتاگونیست مخدر ها :

شامل نالوکسان ٬ نالترکسون و نالبوفن می باشند . نالوکسان اثرات ناشی از تحریک گیرنده مخدر ها را ریورس می کند . لذا در صورتی که بیمار دچار مهار تنفسی به علت مسمومیت با مخدر ها باشد قابل استفاده است ولی احتمال عود مهار تنفسی و جود دارد . شروع اثر آن ۲-۱ دقیقه بعد از تزریق وریدی است . دوز آن ۴/۰-۲/۰میلی گرم بوده و حدود ۶۰-۳۰ دقیقه اثر آن طول میکشد . از طریق لوله تراشه نیز قابل استفاده است و متابولیسم آن کبدی می باشد . نالوکسان بدلیل تحریک سمپاتیک باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب میگردد . لذا در بیماران قلبی استفاده از آن خطرناک است . 

آنتاگونیست مخدها - نالبوفن 

برگرفته از کتاب اصول بیهوشی و مراقبتهای ویژه

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
بیهوشی

مشاهده تصاویر بیشتر از انواع نیدل های اسپاینال و اپیدورال

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Quincke

 
Short bevelled, cutting tip. Insertion results in the needle cutting parallel to the dura fibres.  Quincke needle

Whitacre

 
Designed to spread the dural fibres and help reduce the occurrence of post-dural puncture headache. Yields a distinct "pop" as the pencil point penetrates the dura.  Whitacre needle

Sprotte

 
As the fibres of the dura run parallel to the long axis of the spine, if the bevel of the needle is parallel to them, it will part rather than cut them, and therefore leave a smaller hole.  Sprotte needle

The incidence of post-dural puncture headache (PDPH) after the use of a standard spinal needle (Quincke) is dependent on the size of the needle. In young female patients, the mean incidence of PDPH is approximately 15% when using a 25G needle and around 5% when using a 26G needle. A significant reduction in PDPH from 6.3% to 2.5% is seen if using a 27G needle instead of a 26G needle in obstetric patients. The incidence can be further reduced by puncturing the dura parallel to the dural fibres.

Newer spinal needles with special tip design (modifications of the original pencil point Whitacre needle) have lowered the incidence of PDPH to an acceptable level.

In 1987, Sprotte et al. introduced the 'atraumatic' spinal needle (a modified pencil point needle) and reported that the incidence of PDPH could be reduced to less than 1%. However, a higher failure rate was reported and related to the dimensions and placement of the sideport of this needle. The modern Whitacre needles, with a smaller sideport closer to the tip, are superior to the Sprotte® needle and their use has reduced the incidence of significant PDPH to less than 1%.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
بیهوشی بیهوشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده تصاویر بیشتر از انواع تبخیر کننده های دستگاه بیهوشی 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Processing: Vaporizers

Physical principles

Vapor pressure Molecules escape from a volatile liquid to the vapor phase, creating a "saturated vapor pressure" at equilibrium. Vapor pressure (VP) increases with temperature. VP is independent of atmospheric pressure, it depends only on the physical characteristics of the liquid, and its temperature.

Latent heat of vaporization is the number of calories needed to convert 1 g of liquid to vapor, without temperature change in the remaining liquid. Thus, the temperature of the remaining liquid will drop as vaporization proceeds, lowering VP, unless this is prevented.

Specific heat is the number of calories needed to increase the temperature of 1 g of a substance by 1 degree C. Manufacturers select materials for vaporizer construction with high specific heats to minimize temperature changes associated with vaporization.

Thermal conductivity - a measure of how fast a substance transmits heat. High thermal conductivity is desirable in vaporizer construction.

Classification

Dräger Vapor 19.1, Vapor 2000, Penlon Sigma, Datex-Ohmeda S/5 ADU Aladin vaporizers, and Datex-Ohmeda Tec 4, 5 are classified as

Variable bypass
Fresh gas flow from the flowmeters enters the inlet of any vaporizer which is on. The concentration control dial setting splits this stream into bypass gas (which does not enter the vaporizing chamber), and carrier gas (also called chamber flow, which flows over the liquid agent).
Flow over
Carrier gas flows over the surface of the liquid volatile agent in the vaporizing chamber, as opposed to bubbling up through it (as in the copper kettle and Vernitrol)
Temperature compensated
Equipped with automatic devices that ensure steady vaporizer output over a wide range of ambient temperatures
Agent-specific
Only calibrated for a single gas, usually with keyed fillers that decrease the likelihood of filling the vaporizer with the wrong agent
Out of circuit
Out of the breathing circuit, as opposed to (much) older models such as the Ohio #8 (Boyle's bottle) which were inserted within the circle system.

The copper kettle and Vernitrol are measured-flow, bubble-through, non-temperature compensated, multiple agent, and out of circuit 

Vaporizer Models
Classification Datex-Ohmeda Tec 4, Tec 5, SevoTec, and Aladin (AS/3 ADU); Dräger Vapor 19.n, Vapor 2000 Copper Kettle, Vernitrol Datex-Ohmeda Tec 6 (Desflurane)
Splitting ratio (carrier gas flow) Variable-bypass (vaporizer determines carrier gas split) Measured-flow (operator determines carrier gas split) Dual-circuit (carrier gas is not split)
Method of vaporization Flow-over (including the Aladin for desflurane, which does not require added heat like the Tec 6) Bubble-through Gas/vapor blender (heat produces vapor, which is injected into fresh gas flow)
Temperature compensation Automatic temperature compensation mechanism Manual (i.e., by changes in carrier gas flow) Electrically heated to a constant temperature (39ºC; thermostatically controlled)
Calibration Calibrated, agent-specific None; multiple-agent Calibrated, agent-specific
Position Out of circuit Out of circuit Out of circuit
Capacity Tec 4: 125 mL
Tec 5: 300 mL
Vapor 19.n: 200 mL
Aladin: 250 mL
200-600 mL (no longer manufactured) 390 mL

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
نام ژنریک : پروپوفول

نام تجاری : پوفول (Pofol)

فرمولاسیون :

٪ ۱۰ روغن سویا + ٪ ۲۵/۲ گلیسرول + ٪ ۲/۱ فسفاتید تخم مرغ

متابولیسم :

کبدی ٬ نیمه عمر دارو ۸-۱ دقیقه

مکانیسم اثر :

مکانیسم اصلی آن هنوز شناخته نشده است ولی به نظر می آید که با اثر تحریکی بر جزء «بتا یک»  گیرنده GABA سبب فعال شدن کانال های کلر و در نتیجه مهار سیناپس می شود . اثر دیگر آن مهار جزء NMDA گیرنده گلوتامات می باشد .

دوز :

 2/5-1  میلی گرم به ازای هرکیلو گرم وزن بدن

 150-50   میکرو گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در هر دقیقه

مزیت ها :

مانع افزایش ICP پس از لوله گذاری - کاهش فشار CSF - افزایش مقاومت عروق مغزی - کاهش IOP - ضد تهوع و استفراغ - ضد خارش (با دوز کم) - کاهش تاکیکاردی و هایپرتانسیون پس از لوله گذاری - کاهش مشکلات تنفسی پس از لوله گذاری

عوارض جانبی :

تضعیف قلب (با کاهش فشار خون شریانی ٬ افزایش جبرانی در ضربان قلب صورت نمیگیرد ٬ کاهش حجم ضربه ای) - کاهش فشار خون (کاهش حجم ضربه ای) - عدم تاثیر بر ضربان قلب (بارورفلکس طوری تنظیم می شود که با کاهش فشار خون ٬ ضربان قلب افزایش نمی یابد ) - برادی کاردی (به دلیل واگوتونیسیته ٬ باعث برادی کاردی واضح بخصوص همراه با سایر داروهای واگوتونیک مثل ساکسینیل کولین یا نارکوتیک ها می شود ) - برادی پنه و آپنه - کاهش VT - افزایش PaCO2 (تضعیف کننده مرکزی تنفس است که هم تعداد و هم عمق تنفس را کاهش می دهد ) - عدم تاثیر بر PaO2 - افزایش ریسک آسپیراسیو ن (تضعیف رفلکس گگ)

کاربرد :

هوشبر - آرامبخش در ICU - دندانپزشکی - جراحی چشم - عملیات تشخیصی - تشنج پایدار - ECT - ضد استفراغ

موارد احتیاط :

در بیماران سالمند ٬ بیماران دچار کاهش BP و HR - خانم های حامله (بدلیل اثر تراتوژنیک) - کودکان زیر یک سال

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
پیش از انجام هرگونه بیهوشی چه عمومی و چه ناحیه ای باید از برقراری یک آی وی لاین خوب برای رساندن مایعات و داروها به بیمارمطمئن بود . در بزرگسالان رگ جلوی آرنج برای این کار بسیار مناسب می باشد . بهتر است از سیاهرگ هایی که از روی مچ و آرنج رد می شوند استفاده نشود چون حالت پوزیشنی پیش می آید و با حرکت دادن دست ممکن است مسیر آی وی لاین مسدود شود . در بزرگسالان وریدهای داخلی یا خارجی ژگولار به ویژه برای کارهای نجات بخشی مفید می باشد . اما این کارها ٬ بخصوص گرفتن ورید ژگولر داخلی نیازمند مهارت کافی می باشد .

در کودکان با سوزن های کوچک پروانه ای (اسکالپ) می توان از رگ های سر استفاده نمود . چنانچه پیدا کردن رگ موفقیت آمیز نبود ٬ بریدن پوست و دسترسی به رگ های سطحی (cut-down) مانند رگ صافن به عنوان یک راه اضافی دسترسی به گردش خون یا تنها راه دسترسی به رگ امکان پذیر و لازم می باشد .

 در بعضی از بیماران داشتن دو یا چند رگ لازم است . در حد امکان باید سعی شود که از رگ های اندام تحتانی استفاده نشود ٬ چون احتمال ترومبوز وریدی افزایش می یابد . قبل از اقدام به رگ گیری باید با توجه به سن ٬ نیاز های مایع در مانی ٬ قطر رگ ٬ نوع و طول عمل جراحی و احتمال نیاز به تزریق خون سایز مناسب آنژیوکت را انتخاب کرد .

دبی (جریان) طول نیدل قطر نیدل رنگ و سایز آنژیوکت
20ml/min 19mm 0.7mm زرد (24)
36ml/min 25mm 0.9mm آبی (22)
61ml/min 33mm 1.1mm صورتی (20)
90ml/min 45mm 1.3mm سبز (18)
200ml/min 45mm 1.8mm خاکستری (16)
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 

Epidural anesthesia is the most popular means for pain relief during labor. In fact, more women ask for an epidural by name than any other method of pain relief. Over 50% of women giving birth at hospitals use epidural anesthesia.

As you prepare yourself for “labor day”, learn as much as possible about pain relief options so you will be equipped and ready to make decisions throughout your birth experience. Understanding the different types of epidurals, how an epidural is administered, and the benefits and potential risks of an epidural will prepare you to make an informed decision for you and your baby as your birth unfolds.

     ?What is epidural anesthesia

Epidural anesthesia is regional anesthesia that blocks pain in a particular region of the body. The goal of an epidural is to provide analgesia, or pain relief, rather than complete anesthesia, which is total lack of feeling. Epidurals block the nerve impulses from the lower spinal segments resulting in decreased sensation in the lower half of the body. Epidural medications fall into a class of drugs called local anesthetics, such as bupivacaine, chloroprocaine, or lidocaine. They are often delivered in combination with opioids or narcotics, such as fentanyl and sufentanil, to decrease the required dose of local anesthetic. This way pain relief is achieved with minimal effects. These medications may be used in combination with epinephrine, fentanyl, morphine, or clonidine to prolong the epidural’s effect or stabilize the mother’s blood pressure


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
این کتاب شامل ۹ درس بوده و فرمت آن PDF است . برای اجرای این کتاب به برنامه Adobe Acrobat Reader نیاز است .

دانلود برنامه Adobe Acrobat Reader  
جلد و مقدمه کتاب
درس 1

مرور کلی و اصول احیاء

درس 2 گام های نخستین احیاء 
درس 3

استفاده از وسایل تهویه

با فشار مثبت در احیاء

درس 4 فشردن قفسه سینه
درس 5 لوله گذاری داخل تراشه
درس 6 داروها
درس 7 ملاحضات ویژه
درس 8 احیاء نوزاد نارس
درس 9

اصول اخلاقی احیاء و مراقبت

در پایان زندگی نوزاد

تصاویر احیاء نوزاد

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |