تبليغاتX
وبلاگ تخصصی بیهوشی

 British Journal of Anesthesia

دانلود ژورنال های بیهوشی سال ۲۰۰۹

 

دانلود ژورنال های بیهوشی سال ۲۰۰۸

 

دانلود ژورنال های بیهوشی سال ۲۰۰۷

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 

لیست کامل رشته های ارشد گروه پزشکی به همراه دروس مربوطه و نام مراجع و رفرنس های معرفی شده برای آنها

 

دانلود

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

هر مرگی که در 48 ساعت اول بعد از آنستزی باشد را باید بررسی نمود زیرا علت مرگ می تواند ریسک مربوط به آنستزی یا جراحی باشد. در مورد جراحیهای سرپائی اگر موربیدیته و مورتالیته در هفت روز اول بعد از آنستزی باشد علت مرگ یا موربیدیته می تواند به علت ریسک آنستزی باشد. در مورد بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی این زمان به ماهها یا سالها افزایش می یابد. در مورد بیماری که بیماری عروق کرونر دارد و مبتلا به انفارکتوس قلبی در زمان preoperative  شده است دادن بتابلاکر می تواند از میزان موربیدیته و مورتالیته بکاهد و ریسک آنستزی را کم کند.

مثال دیگر در کم کردن ریسک آنستزی استفاده از Regional anesthesia  جهت کاهش ترومبوز گرافت در بیمارانی است که تحت عمل بازسازی آرتری در ناحیه زیر inguinal قرار گرفته اند. ریسک بعد از آنستزی به ماژور و مینور تقسیم می گردد .

لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

روش بیهوشی انسان های اولیه !!!

همکاری بیمار با تیم بیهوشی !!!

یکی از عوارض اسپاینال ٬ بدلیل مهارت بالای متخصص بیهوشی !!!

ساکشن کردن در نبود امکانات !!!

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Local anesthetics are classified into 2 groups: the ester group and the amide group. The classification is based on the chemical structure of the intermediate chain. This structural difference affects the pathway by which local anesthetics are metabolized and the allergic potential.

Ester anesthetics  are metabolized by hydrolysis, which depends on the plasma enzyme pseudocholinesterase. Some patients have a rare genetic defect in the structure of this enzyme and may be unable to metabolize ester-type anesthetics; this inability increases the possibility of their having toxic reactions and elevated levels of anesthetics in the blood. In addition, 1 of the metabolic products generated by hydrolysis is PABA, which inhibits the action of sulfonamides and is a known allergen. In patients with a known allergy to an ester anesthetic, the use of all other ester-type anesthetic agents should be avoided.

Amide-type local anesthetics  are metabolized by microsomal enzymes located in the liver. The specific microsomal enzyme responsible for the elimination of lidocaine is cytochrome P-450 3A4. Therefore, amide-type anesthetics should be used with care in patients with severe liver disease and patients taking medications that interfere with the metabolism of the anesthetic, and the patients should be carefully monitored for signs of toxicity.

Cytochrome P-4503A4 is present in the small bowel and the liver. Commonly used medications known to inhibit cytochrome P-4503A4 are listed below (adapted from Klein and Kassarjdian).1 Specific potent inhibitors of cytochrome P-4503A4 that have been associated with clinically relevant interactions include itraconazole, ketoconazole (azole antifungals), erythromycin, clarithromycin, cyclosporin (macrolides), amprenavir, indinavir, nelfinavir, ritonavir (HIV protease inhibitors), diltiazem, mibefradil (calcium channel blockers), and nefazodone. Grapefruit juice is also a potent inhibitor of P-4503A4 but appears to affect only the enteric enzyme, which does not play a role in the metabolism of local anesthetics.

If the enzyme is inhibited because of the concurrent use of medications, it is unavailable to metabolize the anesthetic and potentially toxic levels of the anesthetic can occur. In addition, beta-blockers may decrease blood flow to the liver; therefore, they may also decrease the metabolism of amide-type anesthetics and may cause serum levels of the anesthetic to increase.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
۱۰۴۳ سوال بيهوشي همراه با پاسخ تشريحي
دكتر محمد حسن خانزاده
900 سوال بيهوشي همراه با پاسخ تشريحي از کتاب ميلروکواگزيست ( اتم
دکترعليرضا جلالي فرهاني ،دکتر مرضيه ملک
بيهوشي در مصدوميت در ارتوپدي
قاسم سلطاني ،محسن صابرمقدم
بيهوشي و بلوك هاي عصبي در جراحي هاي ارتوپدي
دكتر زهرا پور مهدي ،دكتر محمد فكور
بيهوشي و بيماري هاي همراه
دکتر رسول آذر فرين - دکتر مهدي موسوي - دکتر رامين -Robet K. Stoelting ،Stephen F. Dierdorf
بيهوشي و بيماريهاي همراه
رابرت استالتينگ ،استفان‌اف. ديردورف -رامين اعتصامي ،هدايت‌الله الياسي ،سيدمهدي موسوي ،رسول
تهوع و استفراغ بعد از بيهوشي و اعمال جراحي
سيد جلال جلالي ،عباس صديقي‌نژاد ،بهرام نادري‌نبي
دستنامه بيهوشي و بيماري هاي همراه - 2002
Robert K. Stoolting-دکتر انوش دهنادي مقدم، دکتر کتايون هربالچي
راهنماي بيهوشي
جان سي. اسنو- دکتر فرهاد تختي، دکتر مسعود پزشکمهر
سوالات بورد ارتقاء بيهوشي ومراقبت هاي ويژه (چهار دوره اخير)
دکتر رضا شهرامي ،دکتر اميد مرادي مقدم
فارماكولوژي داروهاي بيهوشي
دكتر محمد اسمعيل تشيد- دكتر عباس كاوسيان
مباني بيهوشي ميلر اتمام موجودی
رونالد دي. ميلر ،رابرت استولتينگ-دكتر انوش دهنادي مقدم ،دکتر علي اشرف ،دکترعلي مير منصور
مشکلات حين بيهوشي
دکتر محمدرضوان نوبهار،دکتر حسينعلي جلوه مقدم،دکتر عبدالحميد بديعي
مقدمه‌اي بر بيهوشي قلب
احمد عبادي
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
چند ماه پیش که در بیمارستان فاطمه زهرا (س)  بوشهر کارآموزی بودیم ٬ دکتر عباسی متخصص کلیه و مجاری ادراری مشغول عمل کلیه سنگ ساز یک دختر نوزده ساله بود ٬  وقتی سنگ ها رو خارج کرد متوجه شکل عجیب و غریب سنگ ها شدیم و همه پرسنل اتاق عمل اونجا شگفت زده شدند و برای دیدن و عکس گرفتن از سنگ ها تجمع کردند...۳تا از اون عکس ها رو براتون انتخاب کردم .

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

وظايف كاردان هوشبري با تكيه بر رعايت منشور حقوق مددجو و مبتني بر فرآيند پرستاري و استانداردهاي مراقبتي بشرح ذيل مي باشد :
1) دريافت دستور و برنامه تقسيم كار از سرپرستار اطاق عمل
2) اطمينان يافتن از سالم بودن و كارآيي دستگاهها و تجهيزات بيهوشي قبل از شروع هر شيفت كاري ( شامل دستگاههاي بيهوشي ، ساكشن ، مانيتور ، پالس اكسي متر و ... ) و گزارش هرگونه نقص يا خرابي به سرپرستار
3) اطلاع از وجود داروهاي مورد نياز و امكانات بيهوشي موجود و گزارش موارد ناكافي و يا كمبودها
4) آشنايي با روشهاي استريليزاسيون و ضدعفوني و كاربرد آن و رعايت آن در تمام مراحل عمل
5) آماده نمودن كليه دستگاهها و لوازم مورد نياز بيهوشي بر طبق ليست عمل جراحي
6) كنترل پرونده بيمار قبل از جراحي براي اطمينان از كامل بودن مدارك پزشكي مورد نياز ( مانند اجازه عمل ، آزمايشات ضروري ، نوار قلب ، مشاوره ، آماده بودن خون و... )
7) اقدامات و تدابير قبل از بيهوشي بيمار :
- كنترل آمادگي قبل از عمل / كنترل نام بيمار با پرونده و ليست عمل و دستبند مشخصات / هدايت بيمار به تخت عمل / همراهي بيمار از ابتدا تا انتهاي عمل / دادن توضيحات در مورد بيهوشي / كنترل علائم حياتي و گزارش موارد غيرطبيعي / برقراري راه وريدي / ثابت نمودن سر بيمار / در اختيار گذاردن داروها و لوازم مورد نياز بيهوشي به پزشك / كنترل گازهاي بيهوشي جهت پرهيز از استفاده آنها بجاي يكديگر / اجراي دستورات و همكاري با پزشك
- اقدامات و تدابير حين بيهوشي بيمار كنترل علائم حياتي – مانيتوينگ يا كنترل سطح بيهوشي / كنترل راه هوايي بيمار / كنترل جذب و دفع / حفاظت اندامها / حفاظت از بيمار در جهت جلوگيري از آسيب هاي جسمي / مكتوب شدن دستورات شفاهي / حفظ پوشش و رعايت حريم بيمار طبق موازين شرعي / ثبت دقيق كليه موارد در فرم مربوطه
8) اقدامات و تدابير بعد از بيهوشي بيمار :
كمك و همكاري با پزشك در به هوش آوردن بيمار / كنترل علائم حياتي و گزارش موارد غيرطبيعي / كنترل بيمار از نظر بازگشت عكس العمل ها و رفلكس ها و ورود به مرحله هوشياري / محافظت از سر و اندام تنفسي فوقاني درحين انتقال بيمار / كمك در انتقال بيمار از تخت عمل به برانكارد / كمك به حفظ پوزيشن و پوشش بيمار در انتقال به ريكاوري
9) انتقال بيمار به ريكاوري و گزارش مكتوب آخرين وضعيت بيمار ( علائم حياتي ، روش بيهوشي ، داروها ، سطح هوشياري ، رفلكس ها ، رنگ پوست ، خونريزي ، مايعات دريافتي و خون ، مشكلات و عوارض قبل و حين بيهوشي و ... ) به مسئول ريكاوري
10) شستشو و ضدعفوني و آماده نمودن كليه وسايل مربوط به بيهوشي جهت استفاده مجدد
11) همكاري در اجراي برنامه هاي آموزشي و پژوهشي بيمارستان و بخش تحت نظر مسئول مربوطه
12) شركت در برنامه هاي آموزشي ضمن خدمت ( بازآموزي و ... )
13) تحويل فرم هاي تكميل شده گزارشات و دارو و موارد كتبي لازم در مراحل قبل و حين و بعد از بيهوشي به مسئول ريكاوري
14) همكاري در انجام اقدامات اوليه احياء تا رسيدن تيم احياء
15) شستشو اتاق عمل ( washing ) طبق سياستهاي جاري بيمارستان

منبع : سایت وزارت بهداشت
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Some minor surgical procedures (for example: breast biopsies, eyelid surgery, some hernia surgeries) can be done with the combination of local anesthesia plus intravenous sedation. Prior to beginning anesthesia, the anesthesiologist places monitors of blood pressure, electrocardiogram, pulse and oxygen saturation of the blood. The anesthesiologist is present for the entire surgery, and administers intravenous sedatives as required for the patient’s comfort and the surgeon’s needs. The level of conscieusness can be controlled from awake but relaxed, to light sleep with minimal chance of awareness. If the sedation is deep enough, the intravenous sedation will be termed general anesthesia. While the patient is sedated, the surgeon usually injects local anesthetics into the surgical site to block both surgical and post operative pain.

Vigilance by an anesthesiologist during intravenous sedation is also known as
Monitored Anesthetic Care, or MAC.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
با عرض سلام خدمت تمام دوستان گرامی

فقط میخواستم بگم که به تازگی در مقطع کارشناسی ناپیوسته هوشبری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پذیرفته شدم و ...

امیدوارم که بتونم بشتر از پیش به وبلاگم برسم و مطالب جدید و جذابتری در اختیار علاقه مندان قرار بدم

 

مدیر وبلاگ تخصصی بیهوشی

مجتبی سعیدی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
بیهوشیانگيزه تجويز داخل وريدي داروها وقتي ايجاد شد كه ويليام هاروي در سال ١٦٢٨ ميلادي اين مطلب را به چاپ رساند كه خون وريدي به قلب منتقل مي شود و از انجا از طريق گردش خون شرياني به ديگر اعضاي بدن مي رود . آقاي كريستوفر ورن در سال ١٦٥٧ از طريق ساقه پر پرندگان و بادكنك ، مخدر داخل وريدي به سگ ها و انسان ها تجويز كرد و آنها را بيهوش نمود . اين احتمالا اولين بيهوشي داخل وريدي بود . اولين استفاده از يك داروي  تجويز شده داجل وريدي  براي ايجاد بيهوشي جهت عمل جراحي ، توسط آقاي كيبرين آور در سال ١٨٧٤ در بوردو فرانسه و با استفاده از كلرات هيدرات بود . در سال ١٩٥٣ آقاي آلكساندر وود از يك سوزن و سرنگ براي تجويز داخل وريدي استفاده كرد كه پيشرفت قابل توجهي نسبت به وسايل داخل وريدي اوليه كه توسط آقاي ورن استفاده گرديده محسوب مي شود .‎‏

 جدول مقايسه اثرات فارمالوژيك هوشبرهاي داخل وريدي

پروپوفول تیوپنتال میدازولام کتامین اتومیدات
فشار خون سیستمیک کاهش کاهش بدون تغییر تا کاهش افزایش کاهش
ضربان قلب بدون تغییر تا کاهش افزایش بدون تغییر افزایش بدون تغییر تا کاهش
مقاومت عروق سیستمیک کاهش کاهش بدون تغییر تا کاهش افزایش بدون تغییر تا کاهش
تهویه کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش
تعداد تنفس کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش
پاسخ به co2 کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر کاهش
جریان خون مغزی کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا افزایش کاهش
مصرف متابولیک o2 مغزی کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا افزایش کاهش
ضد تشنج - بله بله - نه
ضد اضطراب نه نه بله نه نه
توهم و هزیان نه ؟ نه نه بله نه
تهوع و استفراغ کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش بدون تغییر افزایش
مهار قشر فوق کلیه نه نه بله ؟ نه بله
درد هنگام تجویز بله نه نه نه نه
دوز(mg/kg-IV) ۵/۲-۱ ۵-۳ ۳/۰-۱/۰ ۲-۱ ۳/۰-۲/۰
طول اثر (min) ۸-۳ ۱۰-۵ ۲۰-۵ ۱۰-۵ ۸-۳
propofol thiopental midazolam ketamin etomidate

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
Ronald D Miller, MD
Professor
Department Chairman
Professor of Cellular and Molecular Pharmacology
Dr. Miller's research has been in neuromuscular pharmacology and blood products. He is on the editorial board of the British Journal of Anesthesia. He edits a two-volume anesthesia text. Recently, he was elected to the Institute of Medicine, part of the National Academy of Sciences.







به سختی عکس میلر رو پیدا کردم....مطمئن هستم اکثر بچه های بیهوشی تا حالا تصویر نویسنده رفرنس اصلیشون (کتاب اصول پایه بیهوشی میلر ) رو ندیده اند .
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Indications

  • Surgery or manipulation of the elbow, forearm or hand.

Set-Up

  • Two 30 ml syringes with local anesthetic (1.5% mepivacaine + epinephrine (1:200,000) + HCO3 - (0.1 meq/cc)
  • For longer acting blocks, 10 ml of 0.75% bupivacaine + epinephrine (1:200,000) may be added.
  • The syringes are attached to a three-way stopcock that is connected to IV extension tubing fitted to a 23 gauge, 1” needle. This provides an immobile needle technique.

Essential Anatomy

  • Terminal branches of the brachial plexus are arranged circumferentially around the axillary artery. (Fig 1-1)
  • The only essential topical landmark is the most proximal point where the axillary pulse can be palpated.

Technique

  • Place the patient supine with arm extended out at 90° from the body on a hand table with the palm facing up. Alternatively, the arm can be flexed at the elbow and the shoulder abducted with the patient’s hand positioned palm side up behind the head.
  • Sedation may be given in order to diminish anxiety and discomfort, as well as protect against the systemic reaction of an unexpected intravascular injection (benzodiazepines raise the seizure threshold). Care should be taken not to oversedate the patient for fear of masking a paresthesia or pain caused by intraneural injection.
  • Clean the axilla in an aseptic manner. Palpate the axillary artery as proximally as possible. Compress the artery with the tips of your fingers or use one finger along the axis of the artery to fix the artery against the head of the humerus. Insert the needle over the pulse while having an assistant gently aspirate as the needle is advanced. Once arterial blood is detected, advance slowly until blood flow ceases. Inject 3-5 ml of local anesthetic as a test dose. If no signs of intervascular or interneural develop, the remaining local anesthetic is administered with aspiration. every 3-5 ml. The relationship of the needle to the sheath may change as local anesthetic is injected, so at least one reassessment is recommended by withdrawing the needle back into the axillary artery and re-advancing the needle out of the artery and into the sheath. The downside to repeatedly confirming location is that blood, an irritant to the nerves, may be inadvertently introduced within the sheath and could cause postoperative discomfort. It is not unusual to detect blood-tinged local anesthetic during subsequent aspirations; this has been described as “sheathy fluid” and suggests proper needle positioning within the axillary sheath.
  • After delivering the appropriate dose, the needle is removed and pressure is applied to the site of injection for a minimum of five minutes. This reduces hematoma risk and theoretically promotes cephalad spread of local anesthetic to block the musculocutaneous nerve.
  • Success rate of blockade of all 4 nerves approach 95% with 60 mls of local anesthetic.

Limitations

  • Late or incomplete blockade of the musculocutaneous nerve (Fig 1-2).

 

  • Requires abduction of the arm which my be difficult in arthritic patients or those with a frozen shoulder.
  • Transarterial technique contraindicated in anticoagulated or coagulopathic patients.
Figure 1-2

Complications

  • Hematoma
  • Neuropraxia
  • Local anesthetic toxicity

Pearls

  • Insure that the blood aspirated is arterial blood and not venous. The axillary vein is located outside the sheath in approximately 5 to 10 percent of patients. When in doubt, disconnect the siringe and leave the tubing open to air so to better appreciate the pulsitile arterial flow.
  • Due to its proximal exit from the sheath, the musculocutaneous nerve is often missed or slow to be blocked. This can be overcome by using a sufficiently large volume of local anesthetic with distal compression of the sheath following injection. If biceps relaxation or an insensate lateral forearm is essential, the musculocutanous nerve can be selectively blocked by injecting 5 to 10 ml of local anesthetic into the coracobrachialis muscle.
  • When surgery involves the skin medial and proximal to the elbow, 5-10 cc of subcutaneous local can be injected in the axilla to block the intercostobrachial nerve.
  • Controversy exists as to the approach if a paresthesia is elicited during an attempted transarterial block. Some use the parasthesia as an indication of proximity to the brachial plexus and inject local anesthetic when one is elicited while others will withdraw and re-direct away from the area.

References

  1. De Jong Rh: Axillary block of the brachial plexus. Anesthesiology 1961; 22:215.
  2. Lanz E, Theiss D, Jankovic D: The extent of blockade following various techniques of brachial plexus block. Anesth Analg 1983;62:55.
  3. Winnie AP: Plexus anesthesia, perivascular techniques of brachial plexus block. In (eds): 2nd edition, p 185. Philadelphia, W.B. Saunders Co, 1990.
  4. Winnie AP, Radonjic R, Akkinemi SR, Durrani Z: Factors influencing the distribution of local anesthetics in the brachial plexus sheath. Anesth Analg 1979;58:225.

These technique descriptions are presented for educational purposes and are not intended to substitute for actual hands-on training.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

The most effective anesthetic material

(موثرترین ماده بیهوشی )

بیهوشی - وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

منبع : ترین ها

آخرین متد بیهوش کردن حیوانات خانگی!!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

منبع : ایران تپشپ

عاشق لوله گذاری !!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

 منبع : امیر سالاری

بیهوشی سنتی!!!

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مجتبی سعیدی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

First cesarean with hypno-anesthesia in Iran

(اولین سزارین با هیپنوتیزم و بدون بیهوشی در ایران)

 

 

دانلود

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Spinal Anesthesia Side Effects

Spinal anesthesia is a quick and usually easy way of completely numbing a specific part of the body for surgery or other painful medical procedures. A trained anesthesiologist injects anesthesia into the lower back. Obstetricians frequently use spinal anesthesia to ease pain during childbirth and to keep the mother awake during a Cesarean section. Post spinal anesthesia side effects can vary, but are usually not too serious

    Headaches

  1. The No. 1 side effect of spinal anesthesia is headaches. Younger people seem more likely to get a headache after spinal anesthesia. The headache can usually be treated with pain medication or even caffeine. If the headache doesn't go away, the doctor may try an epidural blood patch, which usually gives relief immediately.

    Low Blood Pressure

  2. Some patients may have low blood pressure after spinal anesthesia. This is usually the result of dehydration. Doctors usually insist the patient drink plenty of water after spinal anesthesia.

    Painful Bladder

  3. Occasionally, a patient will have a painful bladder after spinal anesthesia. This is caused by urinary retention which distends the bladder, resulting in pain. If the patient can't urinate on his own, he may need to have his bladder catheterized.

    Neurological Damage

  4. Neurological damage is very rare, although patients are frequently concerned about it. If an epidural vein is damaged during the procedure, a hematoma may occur. A hematoma is a collection of blood which is ripe for infection. Fortunately this hardly ever happens in patients who clot normally.

    Unusual Side Effects

  5. Other rare side effects include nerve damage, backache, decrease in sexual function and allergic reactions.
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
دفيبريلاتور يعني چه؟

بي اثر كردن، خنثي كردن، در جهت معكوس= De=to undo, or reverse
غيرمتناسب، ناهماهنگ، نامتعادل بدون انقباضات قلبي= fibrillate (فيبريله شدن)
دفيبريلاتور= دستگاهي براي خنثي نمودن (بياثر كردن) انقباضات ناهماهنگ قلبي



فيزيولوژي:

سلولهاي درون ماهيچه (عضلات) قلبي، جريان الكتريكي را برقرار ميسازد. برخي از سلولها در قلب (سلولهاي ضربانساز)، مرتباً توسط خودشان شارژ (باردار) شده و باعث باردار شدن (شارژ شدن) ديگر سلولها نيز ميشوند. جريان الكتريكي در درون ماهيچه قلبي در مسير ويژهاي جاري ميگردد. هر زمان كه اين اتفاق بيفتد (جريان برقرار گردد) انقباضات ماهيچه قلبي پمپ كردن خون را موجب ميشود (ضربان قلب).
اين الگوي الكتريكي هماهنگ قلب براي پر و خالي شدن با هر ضربان كه موجب گردش خون در سرتاسر بدن ميشود، ضروري است. وقتي كه اين الگوي الكتريكي به هم ميخورد و ناهماهنگي ايجاد ميگردد (فيبريلاسيون)، انقباضهاي ماهيچه قلبي نامتعادل شده و خون پمپ نميشود.اين عمل موجب كاهش فشار خون، كمبود اكسيژن، آسيب ماهيچه قلبي و مرگ نابهنگام ميگردد. دستگاه دفيبريلاتور (الكتروشوك) جهت خنثي نمودن عمل فيبريلاسيون و بازگرداندن انقباضات قلبي به حالت متعادل اوليه، مورد استفاده قرار ميگيرد؛ همچنين در مواقعي كه قلب از كار بازميايستد، براي شروع مجدد ضربان قلبي از اين دستگاه استفاده ميشود. (به عنوان مثال بعد از يك شوك الكتريكي)


 اصول عملکرد

دفیبریلاتور، دستگاهی است که شوک الکتریکی را به عضله قلب می‌رساند. قبل از ۱۹۶۰، این سیستم به صورت ac ارائه می شود که جریان ۵ تا ۶ آمپر یا فرکانس ۶۰ هرتز را در مدت ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه در عرض قفسه سینه بیمار اعمال می‌کردند. این روش عملا موفقیت چندانی در اصلاح فیبریلاسیون دهلیزی نداشت و اغلب آریتمی های جدیدتری ایجاد می‌کرد. از ۱۹۶۰ به بعد، دیفیبریلاتورهای dc مختلف ساخته شد. این سیستم‌ها شارژ dc را ذخیره می‌کند و روی بدن بیمار دشارژ می‌شود. تفاوت عمده بین این دستگاه ها، در شکل موج آن‌ها است. متداول‌ترین شکل موج‌ها، موج wn ها، تک پالس، تاخیر مخروطی و ذوزنقه‌ای است.


اساس كار :

دفيبريلاتور از يك منبع تغذيه و يا يك باطري داخلي بزرگ براي شارژ نمودن يك خازن حجيم بين مقادير 5 تا 400 ژول استفاده ميكند. دو قطعه فلزي (پرلس) يا همان الكترودها به دفيبريلاتور متصل است و بر روي هر دو طرف سينه بيمار قرار ميگيرد.
انرژي ذخيره شدن در درون خازن ازيك الكترود به الكترود ديگر از ميان سينه بيمار (توسط سينه بيمار) آزاد يا دشارژ ميگردد؛ كه در نتيجه اين شوك به قلب منتقل شده و ضربان ريتميك (منظم) مجدداً به قلب بازميگردد. دفيبريلاتورها همچنين يك مانيتور مربوط به ECG و ثبتكننده الكتروكارديوگرام دارند كه دايماً شكل موج ECG را نمايش ميدهد و واحد اندازهگيري آن ژول است.

انواع ديفيبريلاتور :

ديفيبريلاتورها در انواع كاشتني، داخلي، خارجي، خودكار و نيمهخودكار ارايه ميشود.
نگهداري سيستم در زمانهايي كه از دستگاه استفاده نميشود، لازم است تا شارژ كامل در دماي اتاق كه معمولاً بسته به نوع سيستم 4 تا 24 ساعت به طول ميانجامد، در حال شارژ مداوم باشد.
بيشتر سازندگان توصيه ميكنند كه باتريها بعد از هر استفاده حتماً شارژ شود و هر دو سال يك بار، باتريها به صورت كلي تعويض شود.

روش انجام شوک الکتریکی

  •          انتخاب پدال مناسب
  •          محل قرار گیری صحیح پدال
  •          تماس کافی پدال با قفسه سینه
  •          انتخاب صحیح انرژی
  •          پدال بزرگسالان طول 13 سانتیمتر است و در کودکان 8 و در نوزادان 4         سانتیمتر است
  •          محل قرار گیری پدال یکی ناحیه نوک (اپکس )قلب پنجمین فضای بین دندهای در خط قدامی زیر بغلی(انتریور اگزیلاری)چپ و دیگری در طرف راست استرنوم در دومین فضای بین دندهای در ست زیر کلاویکول در راستای محور الکتریکی قلب
  •          پدال باید با فشاری حدود 11 کیلوگرم (25پوند) روی قفسه سینه فشرده شود و سطح پدال با ژل اغشته گردد تا باعث سوختگی پوست نشود
  •          انتخاب صحیح انرژی الکتریکی (در دیس ریتمیی که بدنبال ان بیمار ارست کرده مانند تاکی کاردی بدون نبض وفیبریلاسیون بطنی باید انرژی بالا 360 ژول شوک داد )

نکات ایمنی

ü      باید اطمینان یابیم که دیگران با بیمار و یا تخت بیمار تماس ندارند و شوک را اعلام کنیم

ü      بهتر است برای جلوگیری از انفجار جریان اکسیژن را قطع کنیم

کاردیورژن

  • رضایت نامه از بیمار
  • بررسی الکترولیت
  • بهتر است چند ساعت قبل ناشتا باشد
  • توضیح پروسیجر به بیمار تا اضطراب کم شود
  • اماده کردن ترالی احیا
  • مانیتورینگ بیمار
  • کنترل علائم حیاتی
  • گاه سلول میوکارد به شوک خوب جواب نمی دهد که باید اصلاح اب و الکترولیت و هیپوکسی و هیپوترمی و اصلاح اسید و باز انجام شود تا شوک بهتر اثر کند
  • حین شوک با کنترل مانیتور و نبض بیمار احیای قلبی ریوی فراموش نشود
  • در فیبریلاسیون نرم ابتدا با دادن ادرنالین انرا به فیبریلاسیون خشن تبدیل کرده و سپس شوک میدهیم
  • سرعت عمل در شوک دادن در فیبریلاسیون بطنی مهم است که باعث نجات بیمار میشود

·         علائم برگشت بیمار

  • بر گشت ریتم سینوسی
  • برگشت نبض کاروتید
  • فشار خون کافی
  • عوارض شوک: امبولی-فیبریلاسیون بطنی-سوختگی پوست
  • الگوریتم درمان فیبریلاسیون بطنی
  • کنترل نبض و مانیتورینگ بیمار
  • در صورت اطمینان دفیبریلاسیون با میزان 360 ژول شوک
  • در صورت عدم جواب مجدادا شوک
  • در صورت عدم جواب عملیات احیای قلب ریوی
  • گرفتن ورید
  • دادن داروهای انتی اریتمیک مثل لیدوکائین -برتیلیوم ادرنالین
  • مجدادا شوک

الگوریتم درمان اسیستول

  •        احیای قلبی ریوی
  •          گرفتن ورید
  •          دادن داروی ادرنالین و اتروپین
  •         اینتوبه کردن بیمار
  •          اصلاح اسید و باز
  •          گذاشتن پیس میکر
  •          در صورتیکه اسیستول تبدیل به فیبریلاسیون شد شوک میدهیم




ايرادهاي معمول:

 شايعترين مشكل در استفاده از ديفيبريلاتورها، سوختگيهاي پوستي در محل اتصال الكترود-پوست است كه در صورت تكرار عمل ديفيبريلاسيون، عميقتر نيز ميگردد. جهت جلوگيري ايجاد اين ضايعه، لازم است كه كاربران از تماس مستيم الكترودها با پوست، اجتناب كنند. ضمن اينكه توان منتقل شده به بيمار نيز بيشتر از حد لازم انتخاب شود.
نوع كاشتني اين وسايل، بسيار حساس است و در هنگام جراحي و پس از آن بايد بسيار محتاط با آن برخورد كرد.

ملاحظات خريد:
 
كار با اين سيستمها معمولاً ساده است و نياز به آموزش چنداني ندارد. معمولاً بهتر است سيستمهايي خريداري شود كه نمايشگر ECG نيز داشته باشد. اين امر به كاربر كمك فراواني جهت تشخيص برگشت بيمار به وضعيت عادي مينمايد.
استفاده از الكترودهاي يك بار مصرف و باتريهاي غيرقابل شارژ، معمولاً هزينههاي زيادي به سيستم درمان تحميل ميكند.

منابع :
http://nursingcare.persianblog.ir

Dezmed.comDezmed.com

http://fa.wikipedia.org

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

Anesthesia Machine Video Part 1 of 3

Anesthesia Machine Video Part 2 of 3

Anesthesia Machine Video Part 3 of 3

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

برای مشاهده فیلم ابتدا دکمه Enter را فشار دهید تا کنترلگر فیلم فعال شود و سپس روی  کلیک کنید تا فیلم پخش شود 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

بیحسی موضعی نو با استعمال کوکائین توسط کولز در 1890 آغاز گردید . کوکائین ماده فعال اریتروکسیلون کوکا است که در آمریکا جنوبی می روید .

شلیس در برلین (1892) ورکلوس در پاریس (1890) بیحسی به طریقه انفیلترایون  را رایج نمودند . بلوک عصبی را هالسد وهال در نیویورک در 1884 انجام دادند ، هالد و خوکچه هندیش در جریان تحقیق به کوائین معتاد شدند .

آرتوربارکر در 1902 آدرنالین را در بیحسی موضعی به کار برد . او ضمن انفیلتراسیون بتا-اوکائین آدرنالین را به آن افزود .

جزل تروپوکائین را در 1891 به جای کوکائین به کار برد .

فورنو در 1904 استووکائین را به کار برد .

در 1904 توکائین (پروکائین) این بار به وسیله هاین ریش براون رایج گردید .

میشر و اولمان در 1929 نوپرکائین را معرفی کردند .

لوفگرن و لونکوسیت در 1934 لینگوکائین را سنتز کردند و گورده برای اولین بار آنرا در 1948 به کار برد .

سوزن هایپودرمیک را آقای ریند اهل دوبلین در 1845 معرف نمود .

الکساندر وود اهل ادبنبورگ در 1855 سرنگی را طراحی نمود و آنرا با سوزن هایپودرمیک به کار برد .

آنستزی رژیونال اصطلاحی بود که به وسیله هاروی کوشینگ در 1901 بیان شد و منظورش از این اصطلاح رهائی بیمار از درد به وسیله بلوک عصبی بود . 

منبع : کتاب بیحسی موضعی و تکنیک های آن 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

‹‹ معيار كُماي گلاسكو›› : روشي است كه با نمره دادن به توانايي بيمار در باز كردن چشمها پاسخ هاي حركتي و پاسخ هاي كلامي ، ‌سطح هوشياري بيمار را ارزيابي مي كند

نمره

بازكردن چشمها

4

بيمار چشم هايش را خودبخود باز كند

3

بيمار در پاسخ به صدا چشم هايش را باز كند

2

بيمار در پاسخ به درد چشم هايش را باز كند

1

بيمار اصلاً‌ چشمهايش را باز نكند

نمره

پاسخ كلامي

5

بيمار كاملاً‌ به زمان و مكان و اشخاص اطراف آگاهي دارد

4

بيمار گيج است

3

بيمار كلمات نامربوط به زبان مي آورد

2

بيمار كلمات نامفهوم به زبان مي آورد

1

بيمار صحبت نمي كند

نمره

پاسخ حركتي

6

بيمار دستورات را اجرا مي كند

5

بيمار محل درد را مشخص مي كند

4

بيمار خود را از محرك دردناك دور مي كند

3

بيمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌ اندامهايش را به وضعيت فلكسيون (خم شدن) در مي آورد

2

بيمار در پاسخ به محرك دردناك ،‌اندامهايش را به وضعيت اكستنشن (باز شدن) در مي آورد

1

بيمار در پاسخ به تحريك دردناك هيچ حركتي را از خود نشان نمي دهد

 
در ارتباط با تعئین GCS در بیماران ترومائی بایستی به نکات زیر توجه کرد :

-بیماران اینتوبه یا بیماران با ترومای شدید فک و صورت که قادر به تکلم نیستند GCS از 10 محاسبه می شود     

-مهمترین جزء GCS قسمت موتور یا بهترین واکنش حرکتی بیمار می با شد

-مسئله مهم چارت ساعتی GCS می باشد تا در مراحل مختلف تصمیم گیری به آن دقت شود.

- باز کردن چشمها در 72 ساعت اول بعد از تروما ارزش دارد و بعد از این زمان ممکن است باز بودن چشم نشان دهنده بالا بودن سطح هوشیاری نباشد . مثل بیماران  Vegetative

حداکثر GCS   15 و حداقل 3 محاسبه می شود .

برای بررسی وضعیت مردمکها باید مردمکهای بیمار را از نظر سایز و واکنش به نور بررسی نمود

تحریک سمپاتیک و تخریب پاراسمپاتیک باعث گشاد شدن مردمک شده که به آن میدریاز می گویند و برعکس آن که باعث میوز می شود. در بیماران ترومایی میدریاز شدن بیمار حائز اهمیت می باشد .
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
برنامه ای بسیار مفید و کاربردی که با دادن اطلاعاتی شامل PH،  HCO3 ، CO2 به آنالیز  آن میپردازد و شما را از نوع و میزان اختلال اسید-باز آگاه میکند .

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
 

 Intravenous Anesthetic Agents

 

Barbiturates


Benzodiazepines


Etomidate


Ketamine


Propofol

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

وبلاگ تخصصی بیهوشی - مانیتولموارد مصرف‌: مانيتول‌ به‌عنوان‌ داروي‌كمكي‌ براي‌ پيشگيري‌ از بروز نكروز حادتوبولار يا درمان‌ كم‌ ادراري‌ در نارسايي‌حاد كليه‌، در درمان‌ خيز مغزي‌ و افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و فشار داخل‌ چشم‌،تسريع‌ دفع‌ ادراري‌ مواد سمي‌ و جلوگيري‌از آسيب‌ كليوي‌ ناشي‌ از آنها و همچنين‌براي‌ پيشگيري‌ از همودياليز و افزايش‌هموگلوبين‌ آزاد خون‌ در طي‌ عمل‌ جراحي‌برداشتن‌ پروستات‌ از راه‌ پيشابراه‌مصرف‌ مي‌شود.

فارماكوكينتيك‌: مانيتول‌ در بخش‌ خارج‌سلولي‌ باقي‌ مي‌ماند. متابوليسم‌ اين‌ دارودر كبد بسيار ناچيز است‌. نيمه‌ عمرمانيتول‌ تقريب? 100 دقيقه‌ است‌ كه‌ درنارسايي‌ حاد كليه‌ به‌ 36 ساعت‌ مي‌رسد.زمان‌ لازم‌ براي‌ شروع‌ اثر مدر آن‌ 3 ـ 1ساعت‌ و براي‌ كاهش‌ فشار مايع‌ مغزي‌ ـنخاعي‌ و فشار داخل‌ چشم‌ 15 دقيقه‌ پس‌ ازشروع‌ انفوزيون‌ است‌. اوج‌ اثر كاهنده‌فشار داخل‌ چشم‌ 60 ـ 30 دقيقه‌ پس‌ ازانفوزيون‌ مي‌باشد. طول‌ اثر كاهنده‌ فشارمايع‌ مغزي‌ ـ نخاعي‌ 8 ـ 3 ساعت‌ پس‌ از قطع‌انفوزيون‌ و طول‌ اثر كاهنده‌ فشار داخل‌چشم‌ 8 ـ 4 ساعت‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌است‌.

موارد منع‌ مصرف مانيتول‌: اين‌ دارو در نارسايي‌احتقاني‌ قلب‌، خيز ريوي‌، بي‌ادراري‌ همراه‌با نكروز حاد كليوي‌، دهيدراسيون‌ شديد وخونريزي‌ جمجمه‌ نبايد مصرف‌ شود.

هشدارها: 1 ـ اين‌ دارو در صورت‌ عيب‌شديد كار قلب‌ و كليه‌ بايد با احتياط فراوان‌مصرف‌ شود.

2 ـ نشت‌ دارو از رگ‌ به‌ بافت‌هاي‌ اطراف‌،سبب‌ بروز التهاب‌ و ترومبوفلبيت‌ مي‌شود.

عوارض‌ جانبي‌ مانيتول: شديدترين‌ عارضه‌ جانبي‌مانيتول‌، بر هم‌ خوردن‌ تعادل‌ آب‌ والكتروليت‌ است‌. تجويز سريع‌ مقادير زيادآن‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ تجمع‌ مانيتول‌،افزايش‌ بيش‌ از حد مايع‌ خارج‌ سلولي‌، كمي‌سديم‌ خون‌، گاهي‌ زيادي‌ پتاسيم‌ خون‌ وافزايش‌ بار گردش‌ خون‌ مي‌شود.

تداخل‌هاي‌ دارويي مانيتول‌: مصرف‌ همزمان‌ باديگوكسين‌ ممكن‌ است‌ احتمال‌ بروزمسموميت‌ با ديگوكسين‌ را به‌ علت‌ كاهش‌پتاسيم‌ خون‌ افزايش‌ دهد.

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ محلول‌ مانيتول‌ فقطبايد از راه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ مصرف‌ شود.

2 ـ محلول‌ مانيتول‌ با غلظت‌ 15 درصد وبيشتر در دماهاي‌ پايين‌ تمايل‌ به‌ تشكيل‌بلور دارد، لذا ست‌ انفوزيون‌ مانيتول‌ درهنگام‌ تجويز اين‌ غلظت‌ بايد داراي‌ صافي‌باشد.

3 ـ در صورت‌ نياز به‌ مصرف‌ اين‌ دارو دربيماران‌ مبتلا به‌ كم‌ ادراري‌ يا بي‌كفايتي‌ كاركليه‌، توصيه‌ مي‌شود قبل‌ از شروع‌ درمان‌يك‌ مقدار آزمايشي‌ معادل‌ mg/kg 200به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 10 درصد طي‌ مدت‌5 ـ 3 دقيقه‌ انفوزيون‌ وريدي‌ شود. درصورت‌ عدم‌ حصول‌ پاسخ‌ مطلوب‌، درمان‌با مانيتول‌ را نبايد آغاز نمود.

مقدار مصرف مانيتول‌:

بزرگسالان‌: به‌عنوان‌ مدر، مقدار 100 ـ 50گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌ 25 ـ 5 درصدانفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود. سرعت‌انفوزيون‌ بايد طوري‌ تنظيم‌ شود كه‌ ميزان‌دفع‌ ادرار حداقل‌ ml/hr 50 ـ 30 باشد. دردرمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌ فشار داخل‌جمجمه‌ و گلوكوم‌، g/kg 2 ـ 0/25 به‌صورت‌محلول‌ 25 ـ 15 درصد طي‌ 60 ـ 30 دقيقه‌انفوزيون‌ مي‌شود. براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،مقدار 200 ـ 50 گرم‌ به‌صورت‌ محلول‌

25 ـ 5 درصد با سرعتي‌ كه‌ ميزان‌ دفع‌ ادرارحداقل‌ به‌ ml/hr 500 ـ 100 برسد، انفوزيون‌وريدي‌ شود.

كودكان‌: به‌عنوان‌ مدر، g/kg 2 ـ 0/25به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌ 6 ـ 2ساعت‌ براي‌ درمان‌ خيز مغزي‌، افزايش‌فشار داخل‌ جمجمه‌ و گلوكوم‌ g/kg 2 ـ 1به‌صورت‌ محلول‌ 20 ـ 15 درصد طي‌

60 ـ 30 دقيقه‌ و براي‌ دفع‌ مواد سمي‌،حداكثر g/kg 2 به‌صورت‌ محلول‌ 10 ـ 5درصد انفوزيون‌ وريدي‌ مي‌شود.

اشكال‌ دارويي مانيتول‌:

Infusion : 10% , 20%

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif657798w8kz7t9wah.gif

عید نوروز مبارک

 1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif

هفت سین بیهوشی ها :

۱-سدیم تیوپنتال          ۲-سووفلوران

۳-سوکسینیل کولین          ۴-سوند نلاتون

۵-سفازولین سدیم          ۶-سرم

۷-سرنگ

 1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif1101020l980jj4jlx.gif

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |