تبليغاتX
وبلاگ تخصصی بیهوشی
  آيا مي‌دانيد امروزه 85 درصد اعمال جراحي چشم با روش بي‌حسي موضعي انجام پذير است؟ با اين‌حال متاسفانه در كشور ما اعمال جراحي بيشتر بيماران بويژه سالمندان، با وجود خطر بالا، تحت بيهوشي عمومي صورت مي‌گيرد كه اين مساله بيشتر به علت نداشتن مهارت كافي در ايجاد بي‌حسي طولاني چشم است. بيشتر اوقات اين اقدام به وسيله چشم‌پزشكان صورت مي‌گيرد، در حالي است كه اين عمل در حيطه كاري متخصصان بيهوشي قرار دارد. 

كاربرد روش بي‌حسي رتروبولبار كه هم‌اكنون در بيشتر مراكز جراحي چشم در كشور مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ممكن است احتمال خطر بيماران را افزايش دهد. هم اينك در بسياري از كشورها از روش بي‌حسي پري بولبار، ساب تنون و روش‌هاي نوين ديگر استفاده مي‌شود.

در حال حاضر، روش بي‌حسي پري بولبار براي بيماران مبتلا به بيماري‌هاي سيستميك كه بيهوشي عمومي براي آنها خطرناك است، توصيه مي‌شود.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
نادر رحيمي، رزيدنت بيهوشي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفت‌وگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين كه لوله تراشه براي اولين بار توسط ابوعلي سينا اختراع شد، گفت: اين لوله تراشه در گذر زمان جديدتر و تبديل به لوله تراشه‌هاي امروزي شد. اما عوارض اين لوله تراشه‌ها شامل افزايش فشار خون، ضربان قلب، سكته‌هاي زير عمل، تهوع، استفراغ، افزايش فشار داخل جمجمه و چشم همچنان وجود داشت و در حال حاضر نيز متخصصان بيهوشي با اين نوع عوارض دست به گريبان هستند.

وي تصريح كرد: از اين رو به فكر ساخت لوله تراشه‌اي افتاديم كه تا اين عوارض را به حداقل برساند كه طرح جديد در 26 بيمار آزمايش شد و در هيچ يك از بيماران، عوارض مرسومي كه در حال حاضر پزشكان دنيا با آن درگيرند، مشاهده نشد.

رحيمي درباره كاربردهاي اين لوله تراشه جديد گفت: استفاده در ICU، اتاق عمل و بيماراني كه توسط امدادهاي هوايي منتقل مي‌شوند، از جمله كاربردهاي اين لوله تراشه محسوب مي‌شود.

وي ادامه داد: براي حفظ راه هوايي مجبور به استفاده از اين لوله هستيم، زيرا بيماري كه زير عمل بوده بايد از مواد فلج كننده استفاده شود تا تحت جراحي قرار گيرد، از اين رو بيمار قادر به تنفس نيست و يا در بيماري كه بيهوش كامل شود، سيستم كنترلي مغز بر روي تنفس از بين مي‌رود كه باعث تنفس‌هاي نامنظم شده و گاهي بيمار بدون تنفس مي‌ماند كه اين امر منجر شده كه پزشكان با اين لوله تراشه‌ها، راه هوايي را حفظ كنند.

پژوهشگر دانشگاه علوم پزشكي تهران درباره مزيت اين لوله تراشه نسبت به نمونه‌هاي قبلي، اظهار كرد: اين لوله تراشه با تغييراتي كه بر روي آن انجام شده است، كل مسير راه هوايي را بي حس مي‌كند تا بيمار نسبت به اين لوله هيچگونه واكنش نشان ندهد.

وي با بيان اين كه اين لوله تراشه در حال ثبت بين‌المللي است، بيان كرد: اين ابداع در چندين كشور ثبت شده، اما در حال حاضر منتظر تامين منابع براي ثبت در ساير كشورها هستيم تا به سمت توليد انبوه رود، البته براي توليد جهان آن نيازمند كسب استاندارد از FDA آمريكا هستيم كه پروسه طولاني محسوب مي‌شود .

اين پژوهشگر برتر دانشگاه علوم پزشكي تهران اظهار اميدواري كرد كه با مساعدت مسوولان به خصوص وزارت بهداشت اين لوله تراشه نو در داخل به توليد انبوه برسد، با بيان اين كه ثبت بين‌المللي اختراع نيازمند هزينه‌هاي سنگين است، تصريح كرد: با توجه به اين كه تنها سه درصد اختراعات صنعتي شده و 97 درصد آنها در حد فرضيه و فكر باقي‌ مي‌ماند، اميد است از اين اختراع كه به صنعتي شدن نزديك است حمايت شو
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
اولین بار در قرن هفدهم طب سوزنی وارد اروپا شد ولی تا همین اواخر به دلیل تضادهایی که بین نظریه های طب شرقی و طب غرب بود، مورد پذیرش قرار نگرفت.

طب سنتی چین مبتنی بر الگوهای کل گرا، ارتباطات بی هدف و منطق غیر خطی و پدیده شناسی غیر قابل توجیه است.
در مقابل، طب غربی مبتنی بر ارتباط علت و معلولی خطی و تئوریهای عملی قابل توجیه می باشد. علم پزشکی غربی به سادگی پدیده ای را که با تئوریهای جاری علمی منطبق نباشد رد می کند.
تائویسم چینی تمایلی به تئوریهای قابل توصیف و قابل توجیه نداشت و در عوض دوست داشت پدیده ها را مشاهده کند تا هماهنگی آنها را با طبیعت مادر ببیند. اگر یک سوزن می توانست درد دندانی را علاج کند، برای تائویسم چینی کافی بود.

 از نقطه نظر طب غرب، طب سوزنی غیر ممکن بود و بنابراین در آشغال دانی اثرات دارو نما رها می شد.
در طول سال ها غربی ها مدارک طب سوزنی را جسته گریخته قلمداد می کردند. با این حال همانگونه که در “اساس علمی طب سوزنی” صحبت خواهد شد، در طول بیست سال اخیر، این وضعیت کاملاً تغییر کرد.
کارآزمایی های بالینی کنترل شده در زمینه درد مزمن انجام شده است و صدها مقاله جدی (در بسیاری از مجلات معتبر غربی) مکانیسم های قابل توجیه و هدفمند بسیاری از اثرات طب سوزنی (نظیر آزاد شدن آندورفین ها، سروتونین، کورتیزول) را نشان داده اند.
تاریخچه
کاملاً مشخص شده است که طب سوزنی حتی در عصر حجر نیز به وسیله سنگ های تیز شده به کار می رفته است. سابقه اصطلاح اولیه “سوزن های سنگی” در زبان چینی به حدود پانصد سال قبل از میلاد می رسد.
جنبش هایی که به ایجاد جنبه های فلسفی طب سوزنی ختم شد از دوره شامانس و نیز قبل از آنها فلاسفه تائویسم منشاء می گیرد. دانش و پایه آن از فرآیندهای طبیعی در آبیاری مزارع و مفهوم “جریان انرژی حیاتی” یا Qi در بدن انسان بوده است.
طراح و بنیانگذار افسانه ای سلسله Xia (۲۱۴۰ قبل از میلاد) توانست پایه های یک کشاورزی موفق را پی ریزی نماید. لذا عوارض سیل ها به حداقل رسید و با آبیاری مزارع امکان برداشت منظم محصول بدست آمد. نظم موجود در جریان آب در سیستم های آبیاری (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) باعث تولید محصول خوب و در نتیجه هماهنگی در جامعه شد که اساس تامین تغذیه مناسب بود.
احتمالاً سیستم قطب بندی های Yin و Yang نیز از همین مفاهیم دوره جنگ در۲۲۱ قبل از میلاد منشعب شده است. در اصل معنای لفظ Yang “طرف رو به خورشید کوه” و Yin “طرف سایه دار کوه” بوده است. در ابتدای سلسله Han (۲۰۷ تا۲۲۱ قبل میلاد) کتابی به طور کلاسیک درباره علم طب نوشته شد.
در این کتاب درسی کلاسیک که درباره طب در امپراطوری زردپوست است، تئوری های عمده طب سنتی چین شکل گرفته است. مطالب این کتاب به صورت محاوره بین امپراطور زردپوست و پزشک وی به طور روشنی بیان شده است.
در حفاری های آرامگاه های دوران سلسله Han سوزن هایی به دست آمد که از طلا و آهن ساخته شده بودند. طی دوره های بعدی طب سوزنی توسعه و شکوفایی یافت که در کتاب های درسی متعددی در زمینه طب چینی بیان شده است.
پیشرفت های بعدی طب چینی همچنین از مذهب بودا نیز متاثر شد که بهترین دوران آن مربوط به زمان سلسله Ming و اوایل سلسله Qing بود. ولی با نفوذ تمدن غربی در اواخر سلسله Qing در قرن نوزده میلادی تمدن چینی دچار سستی شد. نفوذ غرب و نیز تسلط خارجی منچوری بر چین باعث نزول و رکود طب سنتی چین شد.
بعد از ۱۹۴۹ میلادی که جمهوری خلق چین پایه گذاری شد، یک دوره رنسانس جدید برای طب سوزنی شروع شد. در دهه ۱۹۵۰ دانشگاههای طب سنتی چین در Beijing و Shanghai و Nanging و دیگر شهرهای بزرگ تاسیس شد و تلاش بیشتری در تحقیقات عملی روی اثرات عمده طب سوزنی انجام گرفت. خصوصاً روش بیهوشی توسط طب سوزنی برای جراحی ها باعث تقویت علاقمندی پژوهشگران به پژوهش عملی روی اثر ضد درد طب سوزنی شد.
فیلم های مستند درباره جراحی هایی که تحت بیهوشی سوزنی انجام می شدند، باعث برانگیخته شدن علایق پزشکی غربی به طب سوزنی شد. از آنجا که بیهوشی با طب سوزنی محتاج تحریک دائمی و پیوسته نقاط می باشد، تحریک الکتریکی سوزن ها طرح ریزی شد.
این روش در زمینه های دیگر درمانی نیز کاربرد دارد. روش های دیگری نیز برای تحریک نقاط طب سوزنی در کاربردهای روزمره ابداع و معرفی شده اند مانند درمان لیزری و Moxibustion و استفاده از امواج مادون قرمز.
زمینه های کاربردی جدید مثل طب سوزنی پوست سر، دست و خصوصاً گوش توسعه یافته اند و در غرب برای کاربردهای بالینی معرفی شده اند

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
نام  : ويليام مورتون
سال ولادت و فوت : 1868 – 1819 میلادی

 «ويليام توماس گرين مورتون»  خيلي بيشتر از بسياري شخصيت‌هاي مشهور و شناخته شده بر زندگي انسان تأثير گذاشته است زيرا مورتون كسي است كه به‌كارگيري بيهوشي را در هنگام انجام اعمال جراحي ابداع كرد. در سراسر تاريخ اختراعات انگشت‌شماري كه نتيجه تلاش‌هاي انحصاري يك فرد به تنهايي بوده است احتمالاً ارزش بالايي چون داروهاي بيهوشي و بي‌حسّي را داشته باشد و باز هم معدودي از آنها چنين تغيير فاحشي را در وضعيت افراد بشري ايجاد كرده‌اند. حتي تصور انجام عمل جراحي در آن روزها كه بيمار مجبور بود در طول عمر به هوش باشد و با تمام وجود صداي كشيده شدن ارّه‌ي جراح را بر روي استخوان‌ةاي خود حسّ كند هم اكنوننيز وحشتناك و چندش‌آور است. پايان بخشيدن به چنين درد و رنجي بدون ترديد بزرگترين ارمغاني است كه يك فرد توانسته به همنوعانش اهدا كند.

مورتون به سال 1819 در شهر چارلتون ماساچو به دنيا آمد. او در كالج بالتيمور تحصيل دندانپزشكي و جراحي دهان پوداخت و از سال 1842 كار در اين رشنه را آغاز كرد. در سالهاي 1842 و 1843 با «هوراس ولز» دندانپزشك بسيار برجسته و قديمي كه اونيز به بي‌حّسي و بيهوشي علاقمند بود همكاري داشت، ولي ظاهراً اين همكاري و شراكت سودآور نبود و در سال 1843 به آن خاتمه داده شد.

يك سال بعد «ولز» كار با نيترو اكسيد (گاز خنده) را به عنوان داروي بيهوشي تجربه كرد. گرچه اين كار در هارنفورد با موفقيت همراه بود ولي متأسفانه تلاش وي براي نشان دادن كارائي آن در بوستون با شكست مواجه شد.

مورتون در زمينه كاري خود متخصص كارآمدي در تهيه و گذاشتن دندان مصنوعي شد. امّا براي انجام صحيح اين كار لازم بود ابتدا ريشه‌هاي دندان‌هاي اصلي كشيده شود. زماني كه هنوز استفاده از داروي بيهوشي رايج نشده بود، كشيدن دندان كاري بس دردناك براي بيمار بود. به اين ترتيب ضرورت پيدا كردن راهها و وسايلي براي انجام بيهوشي و بي‌حسي هر روز بيشتر احساس مي‌شد. مورتون كه دريافته بود گاز نيترواكسيد نمي‌تواند تأثير چنداني بر كار او داشته باشد در جستجوي ماده قوي‌تر و مؤثرتري برآمد.

  پزشكي تحصيل كرده و دانشمند به نام «چارلز جكسون» كه با مورتون آشنايي داشت به او پيشنهاد كرد كه اتر را امتحان كند. خاصيت بيهوش‌كنندگي اتر را حدود سيصد سال قبل «پاراكلسوس» طبيب و كيمياگر مشهور سويسي كشف كرده بود و يكي دو گزارش مشابه نيز در اين باب در نيمه اول قرن نوزدهم منتشر شده بود. اما نه جكسون و نه هيچ‌يك از افراد ديگري كه در مورد اتر مقالاتي نوشته بودند اين ماده شيميايي را در اعمال جراحي به كار نبرده بودند.

  در نظر مورتون اتر يك انتخاب اميدبخش جلوه كرد. او ابتدا آن را در حيوانات از جمله سگ خانگي خود و سپس در شخص خويش آزمايش كرد. سرانجام در تاريخ 30 سپتامبر 1846 يك فرصت استثنايي براي آزمايش اتر در مورد يك بيمار پيش آمد. مردي به نام «ابن فراست كه از دندان درد شديدي رنج مي‌برد به مطب مورتون مراجعه كرد و اظهار داشت كه حاضر است هر چيزي را كه درد كشيدن دندان را از بين ببرد تحمل كند. مورتون با استفاده از اتر او را بيهوش كرد و دندان دردناك او را كشيد. فراست پس از به هوش آمدن گفت هيچ دردي احساس نكرده است. مورتون نتيجه‌اي بهتر از اين نمي‌توانست انتظار داشته باشد. او با اين كار شهرت و موفقيت و آينده‌اي درخشان در برابر خود مي ديد.

 گرچه برخي از متخصصين شاهد انجام اين روش بودندن و نتيجه‌ي آن نيز روز بعد در روزنامه‌هاي بوستون به چاپ رسيد ولي توجه چنداني را جلب نكرد. ظاهراً يك كار نمايشي بايد انجام مي‌شد. مورتون از دكتر «جان وارن» سر جراح بيمارستان ماساچوست در بوستون درخواست كرد به او فرصت داده شود تا در برابر ديدگان گروهي از پزشگان آن بيمارستان روش خود را براي جلوگيري از احساس درد هنگام انجام عمل جراحي اجرا نمايد. دكتر وارن با اين درخواست موافقت كرد و برنامه‌اي براي اين كار ترتيب داده شد. روز 16 اكتبر 1846 در حالي كه جمع زيادي از پزشكان و دانشجويان پزشكي شاهد و ناظر بودند مورتون با ساتفاده از اِتر بيماري به نام «ژيلبرت آبوت» را بيهوش كرد و دكتر وارن با انجام عمل جراحي غده‌اي را از گردن او خارج ساخت. داروي بيهوشي تأثير و كارايي خود را به خوبي ثابت مرد و اين نمايش يك موفقيت تمام عيار بود. اين عمل كه به شكلي گسترده در تمام روزنامه‌ةا انعكاس يافت اولين گام در خلال چند سال بعد عموميت پيدا كرد.

چند روز پس از انجام اين عمل مورتون و جكسون درخواست ثبت اختراع خود را تسليم كردند. اگرچه ماه بعد با اين درخواست موافقت شد و حق انحصاري امتياز مربوطه به آن اعطا گرديد ولي اين نتوانست مانع از بروز يك سلسله دعاوي مربوط به حق تقدم اختراع گردد. اين دعاوي مورتون كه او بيشترين سهم را در ابداع داروي بيهوشي دارد مورد اعتراض و مجادله چند نفري به ويژه شخص جكسون قرار گرفت. علاوه بر آن انتظار و اميد مورتون از اينكه در نتيجه‌ي اختراع خود به ثروت دست يابد برآورده نشد. اغلب پزشگان كه از آن پس اِتر را براي بيهوشي به كار بردند از پرداخت حق امتياز به مورتون سر باز زدند. هزينه‌هاي دادخواهي و درگيري‌هاي مورتون براي حفظ تقدم اختراعش به زودي خيلي بيشتر از مختصر پولي شد كه از برخي منابع براي آن دريافت مي‌كرد. او سرخورده و تهيدست در حالي كه كمتر از 49 سال داشت به سال 1898 در شهر نيويورك درگذشت.

 سودمندي و فايده بي حسّي و بيهوشي در دندانپزشكي و اعمال جراحي كاملاً آشكار و بديهي است. البته در برآرود و تعيين ميزان اهميت مورتون مشكل اصلي اين است كه اعتبار مربوط به ابداع و به كارگيري بيهوشي را چگونه بايد بين او و ساير افراد اختلفي كه در اين كار سهيم بودند تقسيم كرد. شخصيت‌هاي اصلي علاوه بر مورتون عبارت بودند از «هوراس ولز» «چارلز جكسون» و «كرافورد لانگ» طبيب اهل جورجيا. امّا با بررسي واقعيات بر من مشخص گرديد كه سهم و نقش مورتون در اين كار خيلي بيشتر از اين افراد بود و بر همين اساس چنين رده‌اي را در اين فهرست براي او در نظر گرفته‌ام.

درست است كه «هوراس ونز» دو سال قبل از اينكه مورتون به استفاده موفقيت‌آميز از اتِر دست يازد در مطب دندانپزشكي خود داروي بيهوشي را به مار مي‌برد. امّا داروي بيهوشي مورد استفاده ولز، نيترواكسيد، نتوانست در جراحي‌ها تغييري بنيادين به وجود آورد. عليرغم وجود برخي كيفيات مطلوب در نيتواكسيد قدرت بيهوشي كنندگي به آن به اندازه‌اي نيست كه بتوان آن را در جراحي‌هاي طولاني به كار برد. (البته امروزه اين دارو درصورتي كه با برخي داروهاي ديگر تركيب شود كاربرد مفيدي هم در جراحي و هم در دندانپزشكي دارد.) اما از آن طرف اتر يك ماده شيميايي با تأثيري خيره‌كننده و چند جاذبه است كه استفاده از آن انقلابي در جراحي به وجود آورد. امروز دارو و يا تركيبات دارويي ديگري با كيفيت و خاصيت بيشتر از اتر در دسترس مي‌باشد ولي بايد توجه داشت كه اتر تا حدود يك قرن پس از ابداع آن به عنوان تنها داروي منحصر به فرد بيهوشي به كار برده شد. اتر عليرغم وجود برخي جنبه‌هاي منفي، قابليت اشتعال و ايجاد تهوع پس از برطرف شدن اثر آن ، شايد هنوز نيز مؤثرترين داروي بيهوشي باشد كه تا كنون كشف شده است. جابجايي و به كارگيري آن آسان است و از همه مهمتر اينكه در عين داشتن شدت تأثير داروئي مطمئن و قابل اعتماد است.

كرافورد لانگ (1878-1815) طبيب جورجياني اِتر را در سال 1842 يعني چهار سال قبل از اينكه مورتون كار خود را در معرض ديد همگان قرار دهد، در اعمال جراحي به كار مي‌برد امّا او و نتايج كارش را تا سال 1849، يعني مدتها پس از آنكه مورتون كار خود را نشان داده و مفيد بودن اِتر در جراحي براي دنياي پزشكي كاملاً شناخته شده بود، موتون مورد استفاده تمام جهان قرار گرفت.

چارلز جكسون كسي بود كه استفاده از اِتر را ته مورتون پيشنهاد كرد و دهنمودهاي مفيدي براي چگئنگي به كار بردن اِتر براي عمل جراحي استفاده نكرد. قبل از انجام نمايش موفقيت آميز مورتون، جكسون هيچ گونه تلاشي به عمل نياوردند تا جهان پزشكي را از آنچه كه خود درباره اِتر مي‌دانست مطلع سازد. اين مورتون بود، نه جكسون، كه با انجام يك مايش همگاني شهرت و معروفيت خود را به مخاطره افكند. اگر به فرض مژيلبرت آبوت» هنگام جراحي از دنيا مي‌ رفت بسيار بعيد مينمود كه جكسون هيچ گونه مسئوليتي را در آن كار به عهده بگيرد.

در فهرست اين كتاب به ويليام مورتون چه   جايگاهي مي‌توان داد؟ مقايسه بين مورتون و ليستر بسيار مناسب به نظر مي‌رسد. اين هر دو از شخصيت‌هاي معروف دنياي پزشكي بودند. در عين اينكه نوآوري و درك و فهم اين هر دو تن كاملاً بديهي و آشكار است امّا در واقع هيچ يك از آنان اولين‌هايي نبودندن كه چنين تكنيك و روشي را كه البته در نتيجه‌ي تلاش و پشتكار آنها عموميت پيدا كرد، به كار بردند و هر يك از آنها در اعتبار ابداعات خود بايد با ديگران سهيم باشند. من مورتون را كمي بالاتر از ليستر جاي دادم زيرا اصولاً بر اين باورم كه در طول زمان ابداع روش بيهوشي در جراحي پيشرفت مهمتري از داروي ضدعفوني بوده ايت. به علاوه از برخي جنبه‌ها آنتي بيوتيك‌هاي جديد مي‌تواند جايگزين مناسبي براي كمبود اقدامات ضدعفوني‌كننده در خلال عمل‌هاي جراحي باشد. جراحي‌هاي حسّاس و يا طولاني بدون انجام بيهوشي عملي و شدني نبود و حتي در مورد جراحي‌هاي ساده و كوچكي هم به قدري تعلّل مي‌شد كه ديگر انجام آن فايده‌اي در بر نداشت.

نمايش همگاني از يك وسيله عملي بيهوشي كه مورتون در آن صبحگاه اكتبر 1846 ارائه داد يكي از مهمترين نقاط مشخصه‌ تاريخ بشري مي‌باشد. شايد هيچ چيز بهتر و گوياتر از آنچه كه روي سنگ يادبود او حك شده است دستاورد او را بيان نكند:

ويليام تي. جي. مورتون

مخترع و كاشف روش بيهوشي تنفسي

كسي كه درد جراحي را از بين برد و محو كرد

قبل از او جراحي همواره رنج و عذابي دردناك بود

ولي از دوران او به بعد درد تحت كنترل علم درآمد

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
تهوع و استفراغ بعد از اتمام عمل هاي جراحي شايع و عارضة اذيت كننده اي بوده و ناشي از انجام عمل جراحي و بيهوشي مي باشد و در اغلب اوقات از درد بيمار برايش زجرآورتر مي شود .
شيوع تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحي بستگي به فاكتورهاي متعددي دارد كه شامل : نوع بيهوشي ، نوع و مدت عمل جراحي و جنسيت بيمار ( زيرا خانم ها بيشتر از آقايان دچار اين عارضه مي شوند ) دارد .
بيماراني كه دچار بيماري حركت (Motion Sickness ) ميشوند پس از عمل جراحي بيشتر گرفتار تهوع و استفراغ ميشوند .
درمان
در اين جا هدف ، پيشگيري از ايجاد اين وضعيت بوده و بيشتر مطالعات متوجه همين مسئله مي باشد تا درمان .
مصرف روتين داروهاي ضد استفراغ در تمام اعمال جراحي لازم نيست زيرا طبق آمار ، 30% بيماران بعد از عمل جراحي دچار اين عارضه مي شوند .
داروي انتخابي كه توسط همگان پذيرفته شده است متوكلوپرومايد مي باشد كه در درمان و پيشگيري تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحي به كار مي رود . اين دارو زماني كه به عنوان پيشگيري مصرف مي شود نتايج بسيار متفاوتي را ايجاد مي كند .
Droperidol نيز با مقياس بسيار زيادي تا به حال مصرف شده است .
داروهاي خانوادة فنوتيازين مثل پرفنازين و پروكلرپرومازين نيز به مقدار فراوان در طي ساليان متمادي مصرف شده است .
اين داروها به خصوص در زماني به كار گرفته مي شوند كه از مسكن هاي خانوادة ترياك در طي بيهوشي استفاده شده باشد . مدت زمان اثر اين داروها از مدت زمان اثر داروهاي مسكن مخدر كوتاه تر بوده و بنابراين دوزهاي مكرر از اين دارو هاي ضد استفراغ لازم است كه مصرف شود .
در يك مطالعه تحقيقاتي كه روي متوكلوپرومايد ، پرفنازين ، دروپريدول و اوندانسترون ( Ondansetron ) انجام شده است . بيماران انتخابي ، خانم هايي بوده اند كه تحت اعمال بزرگ جراحي زنان قرار گرفته اند و مشخص شده است كه پرفنازين داروي انتخابي ( و وريدي ) ضد استفراغ براي پيشگيري در اين گروه بوده است .
داروهاي آنتي موسكاريني مثل آتروپين يا هيوسين را به عنوان پيشگيري از افزايش بزاق و ترشحات برونش ها و ايجاد براديكاردي قبل از عمل مي توان به كار برد . اين داروها به عنوان ضد استفراغ مي توانند عمل كنند ولي به خاطر زمان اثر كوتاهشان نسبت به مرفين ، نمي توانند كاملاً اثر استفراغ آور مرفين را از بين ببرند .
هيوسين را از راه پوست نيز به كار برده اند ( ماليدن پماد هيوسين يا گذاشتن  Hyosin Patch ) .
Cyclizine آنتي هيستامينيكي است كه به همراه مخدرهاي مسكن به عنوان  Premedication مصرف مي شود و روي تهوع و استفراغ بعد از عمل موثر است .
پرومتازين به عنوان پيشگيري و درمان مصرف شده ولي به خاطر اثر آرام بخش و خواب آور شديد آن ، در بيماران كمتر مصرف مي شود .
گزارشات متعددي در مورد مصرف كلونيدين به عنوان Premedication در بچه ها وجود دارد كه روي استفراغ بعد از عمل موثر بوده است .
گفته شده كه زنجبيل معادل متوكلوپراميد روي استفراغ هاي بعد از عمل موثر است ولي در گزارشات بعدي هيچ گونه اثر مفيدي از آن ديده نشده است .
افدرين نيز براي اين عارضه مصرف شده و گزارشات متناقضي در مورد آن وجود دارد .
گزارش شده است كه تزريق وريدي پروپوفول روي استفراغ هاي بعد از اعمال جراحي موثر است .
تحقيقات و بررسي هاي جديد روي آنتاگونيست هاي گيرندة 5HT3 ( 5 - هيدروكسي تريپتامين 3 ) انجام شده است .
Ondansetron ( اندانسترون ) در پيشگيري و درمان تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحي موثر بوده است ، تحقيقات بعدي نشان داد كه كه اين دارو معادل متوكلوپراميد اثر دارد .
Granisetron ،Dolasetron وTropisetronاز خانوادة آنتاگونيست هاي گيرندة 5HT3 بوده و مشابه Ondansetron روي تهوع و استفراغ بعد از اعمال جراحي موثر هستند .
تحقيقات زيادي در مورد استفادة همزمان چند داروي ضد استفراغ در پيشگيري و درمان انجام نشده است ، اگرچه Ondansetron و  Granisetron به همراه دگزامتازون مصرف شده و نتايج خوبي داشته است . همراهي دگزامتازون با داروهاي آنتاگونيست گيرنده هاي 5HT3 اثر اين داروها را تشديد مي كند .
داروهاي ضد تهوع و استفراغ مصرفي در پيشگيري و درمان استفراغ هاي بعد از اعمال جراحي عبارتند از :
1-    آنتاگونيست هاي دوپامين مثل : متوكلوپرامايد و Domeperidone ، Droperidol و بعضي از داروهاي خانوادة فنوتيازين
2-    كورتيكواستروئيدها مثل : دگزامتازون.
3-    كانابينوئيدها ( مشتقات حشيش ) مثل : Malbilon.
4-    بنزوديازپين ها ، مثل : لورازپام
5-    آنتي هيستامين ها ، مثل : ديفن هيدرامين . آنتي هيستامين هاي غير خواب آور ، مثل ترفنادين به علت نفوذ بسيار كم در سيستم CNS اثر ضد تهوع و استفراغ ندارند .
6-    آنتاگونيست هاي گيرندة 5HT3 ، مثل : Ondansetron .

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
مغز ارگانی است که از طریق پروسه هایی الکتروشیمیایی عمل می کند که بعضی از این پروسه ها در بیماران روانی می تواند آسیب ببیند. دانشمندان معتقدند که ECT می تواند بعضی از این پروسه ها را درمان کند، درواقع ECT برای درمان بیماران روانی و مبتلا به جنون به کار می رود .درمان با شوک های الکتریکی روشی است که عموما با نام الکتروشوک نیز شناخته شده است، این روش درمانی بیشتر برای بیمارانی به کار می رود که به بیماری های افسردگی ، دوشخصیتی ، جنون ، اسکیزوفرنى ، مانى ، کاتاتونى و سایر بیماری های روانی حاد دچار شده اند. استفاده از این روش منوط به این است که دارو تاثیر خود را بر روی بیمار از دست داده باشد. در این روش درمان پالس هایی توسط دستگاه ECT به مغز داده می شود و تغییرات الکتروشیمیایی به وجود آمده در مغز باعث می شود تا فرد به مدت کوتاهی به حالت تشنج برود. بیشتر مخاطبان استفاده از این دستگاه زنان هستند و این به دلیل درصد بالای فسردگی زنان در میان جوامع است.در این مقاله به
بررسی عملکرد دستگاه ECT و نحوه درمان می پردازیم.



استفاده از الكتریسیته به عنوان یك دارو برای درمان دیوانگی و جنون ، به ابتدای قرن 16 برمی گردد یعنی زمانیكه از الكتریسیته ماهی برای درمان سردرد استفاده می شد. در سال 1938 دو محقق ایتالیایی بنام های اوگوسرلتی و لوسیو بینی، اولین بار از جریان الكتریكی برای تحریك در افرادی كه دچار حملات ناگهانی، حالت توهم و خیالات و جنون هستند استفاده كردند، بعد از 11 دوره درمان انسان بطور كامل پی برد كه استفاده از این روش به گسترش سریع استفاده از ECT به عنوان راهی برای تحریك تشنج های درمانی در بیماران روانی منجر می شود.
یك دوره درمان ECT معمولا شامل 6 تا 12 جلسه درمانی است كه 3 بار در هفته برای یكماه یا كمتر انجام می شود. به بیمار یك بیهوشی عمومی و استراحت ماهیچه ای داده می شود، وقتی كه به طور كامل اثر خود را گذاشتند مغز بیمار تحریك می شود، الكترودها در محلی دقیق روی سر بیمار قرار داده می شوند این تحریك ها موجب یك حمله ناگهانی(شوك) درون مغز می شود كه تقریبا یك دقیقه طول می كشد. به علت اینكه ماهیچه ها در حالت استراحت و بیمار بیهوش است و بدن او تكان نمی خورد بیمار احساس درد نمی كند با وجود اینكه جراحی جزیی برروی بیمار انجام شده، بیمار پس از 5 الی 10 دقیقه به هوش می آید.
دیگر روش های درمان (از قبیل داروها یا روان درمان ها) برای بیماران موثر و قابل تحمل نیستند در نتیجه به بهبود سریع بیمار كمك نمی كنند و معمولا با افسردگی شدید بیمار همراه هستند.
ECTهمچنین به بیمارانی كه از اَشكال مختلف جنون رنج می برند كمك می كند(از قبیل اختلالات شدید روانی، فعالیت بیش از اندازه، رفتارهای غیر عقلانی و مخرب، برخی اشكال جنون جوانی(اسكیزوفرنی) و تعداد دیگری از اختلالات عصبی و ذهنی).
ECT همچنین در درمان بیماری های روانی در بیماران پیر كه ممكن است داروها برای آنها مضر باشد نیز مفید است.
بسیاری از روان پزشكان در این موارد درمان با تشنج الكتریكی را انتخاب می كنند. طبق آمار انجمن بین المللی سلامت ذهن تقریبا 33 هزار نفر در بیمارستان های امریكا در سال 1980 ، ECT را انجام دادند.
به همین خاطر انجمن بین المللی سلامت ذهن ( NIMH ) تشكیل شد.برخی از بیماران (اقلیت آنها) ECT را به عنوان یك روش درمان سرپایی انجام می دهند.
مطالعات زیادی كه بعد از سال 1940 انجام شد اثر بخشی ECT را نشان داد شواهد بالینی نشان می دهد كه برای مشكلات ناشی از افسردگی های شدید، ECT یك بهبود قابل توجه را در دست كم 80 درصد بیماران به وجود می آورد.
ECT همچنین اثر خود را در بیمارانی كه به دیگر اشكال درمان پاسخ نمی دهند، نشان می دهد.
هنگام تحریک به وسیله ECT ، یک شوک تقریبا یک دقیقه ای به مغز بیمار وارد می شود ولی در زمان انجام این شوک بیمار هیچ گونه دردی را احساس نمی کند.
تجویز دارو نیز معمولا روش دیگری برای درمان جنون است اما پزشکان و بیماران به پاسخ دادن این روش مطمئن نیستند، همچنین تعداد زیادی از بیماران توسط ECT با موفقیت درمان می شوند، هر روش پزشکی با میزانی از خطر همراه است به هر حال ECT خطرش نسبت به جراحی های کوچک که با بیهوشی همراه است کمتر است و شاید در بعضی مواقع خطرش نسبت به درمان با داروهای ضد افسردگی نیز کمتر باشد.

مکانیزم عمل ECT

در این نوع درمان ، پالس های الکتریکی توسط این دستگاه بر روی پوست سر بیمار اعمال می شود، این پالس ها سلول های مغزی را تحریک کرده و باعث ایجاد یک تشنج در بیمار می شود.


در زمان اعمال این پالس ها بیمار در بیهوشی کامل به سر برده و زمان تقریبی این بی هوشی هم حدود 5 دقیقه است. در زمان بیهوشی پالس های الکتریکی به مدت 30 الی 60 ثانیه بر روی سر بیمار اعمال می شوند.
مکانیزم عمل ECT هنوز برای محققان و دانشمندان ناشناخته مانده است اما تئوری هایی در مورد تاثیر ECT بر روی مغز وجود دارد که تا حدودی عملکرد این دستگاه را توجیه می کند از جمله اینکه :
بروز تشنج در مغز باعث دگرگونی پیام های شیمیایی حاصل از اعصاب می شود و تئوری دیگر بیان می کند که درمان با ECT خود باعث تنظیم یک سری هورمون های ترشح شده در غدد می شود که ممکن است بر روی انرژی، خواب ، اشتها و وضعیت روحی روانی بیمار تاثیر بگذارد.

اثرات جانبی ECT

اثرات جانبی ECT که معمولا به ندرت رخ می دهند عبارتند است :


سردرد ، دردهای شدید ماهیچه ای ، تهوع و سرگیجه ، که معمولا در ساعات اولیه استفاده از این روش رخ می دهد.در طول استفاده از این روش ممکن است به خاطر آوردن اطلاعات و آموخته ها برای فرد دشوار باشد این عوارض در طول چند روز یا هفته پس از گذشت چند دوره درمان با ECT از بین خواهد رفت.تعدادی از بیماران که ECT روی آنها انجام شده است از آسیب هایی که روزها، هفته ها و یا حتی ماه ها بعد از ECT بر روی حافظه آنها وارد شده است خبر می دهند. این بیماران زمانی که مدت آسیب های حافظه ای آنها از چند روز به چند ماه طول می کشد مشکلات بیشتری را در به خاطر آوردن حافظه خود گزارش می دهند.در عین حال اشخاص دیگری نیز بهبود توانایی حافظه خود را گزارش داده اند. زیرا توانایی هر فرد در به خاطر آوردن آموخته ها به شدت افسردگی وی وابسته است.میزان و مدت عوارض فراموشی با نوع ECT که استفاده می شود تغییر می کند و تحریك در ECT هایی که از نوع یک طرفه هستند وابسته است(در ECT یک طرفه فقط یک طرف سر تحریک می شود).


دانشمندان هیچ مدرکی دال بر اینکه ECT باعث آسیب رساندن به مغز می شود یافت نکردند ولی برخی بیماری ها ازقبیل صرع که سبب بروز تشنج ناگهانی می شود اگر به طول بیانجامد موجب آسیب دیدن مغز می شود.
تحریک ناشی از ECT به طور مصنوعی یک حمله ناگهانی را ایجاد می کند که این نوع تحریک باعث می شود تا حملات ناگهانی در شرایط کنترل شده ای اتفاق افتد. این اتفاقات طبیعی و بدون خطر هستند.امروزه علم دریافته است که ECT آناتومی مغر را تغییر نمی دهد، این اطلاعات از روی اسکن مغز توسط MRI با حساسیت بالا اندازه گیری شده اند. تحقیقات دیگر نیز تاکید می کنند که عملا مقدار جریانی که وارد مغز می شود (فقط کسر کوچکی از چیزی است که روی پوست سر به کار برده می شود) خیلی کوچکتر از چیزی است که لازم است تا به بافت مغز آسیب وارد کند.در گذشته ECT برای بیماران وحشتناک و درد آور بود چون این روش بدون هیچ گونه بیهوشی یا استراحت ماهیچه انجام می شود و حملات ناگهانی و گاهی با شکستگی استخوان همراه بود.
امروزه انجمن روانپزشکان آمریکا برای متصدیان استفاده از ECT، سختگیری ها و رهنمون های خیلی جدی دارند. این ارگان ها استفاده کردن از ECT را فقط در درمان های شدید و ضروری حمایت می کنند و نه در کنترل رفتار بیمار.
این روش درمان عموما برای بیماران مبتلا به افسردگی شدید و افرادی که روان درمانی و داروها برای آن ها اثبات شده که موثر نیست، مورد استفاده قرار میگیرد.
ECT اغلب نتایج خیلی سریعی نسبت به داروهای ضد افسردگی بر جای می گذارد، اثر بالینی حمله ناگهانی معمولا حدود 30 ثانیه تا بالای یک دقیقه طول می کشد، بدن بیمار تکان نمی خورد و بیمار احساس درد نمی کند و هنگامیکه بیمار بیدار می شود ممکن است سردرد، تهوع، گیجی موقت و کوفتگی عضلانی ماهیچه داشته باشد.
عقاید مختلفی راجع به اینکه ECT چگونه بر روی حافظه تاثیر می گذارد وجود دارد. تعداد زیادی از بیماران که حافظه خود را طی حوادث روزانه از دست داده اند، بیان کرده اند که هفته ها و یا ماه ها تحت ECT قرار گرفته اند، البته تعداد زیادی از این افراد حافظه شان برگشته اگرچه که دائمی نبوده است.
در 10 سال اول استفاده از این دستگاه برای درمان یک نفر در هزار بیمار فوت می کرد، مطالعات اخیر مرگ و میر خیلی کم را به میزان 5/2 در بین 10 هزار نفرو در یک مطالعه دیگر 5/4 مرگ را در صد هزار معالجه نشان می دهد. تعداد زیادی از این خطرات ناشی ار بیهوشی بیمار است.
شکی نیست که ECT می تواند یک روش موثر در درمان افسردگی های شدید باشد (در صورتی که به طور صحیح استفاده شود ) ، عملکرد این دستگاه شگفت آور است چرا که محققان هنوز از چند و چون عملی شدن و در واقع مکانیسم عمل این روش بر روی مغز آگاهی پیدا نکرده اند.
البته در مورد این دستگاه یک نظریه مطرح است و آن اینکه ECT بعضی از پروسه های الکتروشیمیایی مغز را به طور موقت دگرگون می سازد.
مغز ارگانی است كه از طریق پروسه های الكتروشیمیایی عمل می كند كه این پروسه ها قطعا توسط انواع بیماری های ذهنی و روانی می تواند آسیب ببیند.
دانشمندان معتقدند كه ECT به طور موقت برخی از این پروسه ها را تغییرمی دهد.البته این نوع درمان فقط توسط پزشكان متخصص انجام می شود از جمله پزشكان و پرستارانی كه زیر نظر مستقیم روانپزشكان كار می كنند. انجمن روانپزشكان امریكا، انجمن علمی بین المللی سلامت ذهن و سازمان های مشابه در كانادا و بریتانیا و تعداد دیگری از كشورها استفاده از ECT را سودمند تشخیص داده اند.
مشخصات فنی یک دستگاه ECT


مراجع
1- Benbow, SM (2004) "Adverse effects of ECT". In AIF Scott (ed.) The ECT Handbook, second edition. London: The Royal College of Psychiatrists,2- Lisanby, SH (2000). "The effects of electroconvulsive therapy on memory of autobiographical and public events".3- Texas Department of State (2002) Electroconvulsive therapy reports.

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

موارد مصرف‌: آتراكوريوم‌ به‌عنوان‌ داروي‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همچنين‌ براي‌لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌ و جراحي‌هايي‌ كه‌نسبتŠ طولاني‌ مدت‌ هستند و شل‌شدن‌عضلات‌ در آنها ضرورت‌ دارد، به‌كارمي‌رود. همچنين‌ در درمان‌ كاهش‌ شدت‌انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌ از حملات‌تشنجي‌ مصرف‌ شده‌ است‌.

 

مكانيسم‌ اثر: آتراكوريوم‌ بااستيل‌كولين‌ دراتصال‌ به‌گيرنده‌هاي‌ كولينرژيك‌ صفحه‌محركه‌ انتهايي‌ رقابت‌ و بامهار انتقال‌عصبي‌، پاسخ‌ صفحه‌ محركه‌ انتهايي‌ به‌استيل‌كولين‌ را كاهش‌ مي‌دهد و باعث‌ فلج‌عضلات‌ اسكلتي‌ مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: نيمه‌ عمر دفع‌ دارو 20 دقيقه‌است‌. زمان‌ رسيدن‌ به‌حداكثر اثر دارو10ـ1/7 دقيقه‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌ وصفراوي‌ است‌. بعد از تزريق‌ دارو دربيهوشي‌ متعادل‌، 25 درصد پاسخ‌ پرشي‌عضلات‌ در 45ـ35 دقيقه‌ و 95 درصد پاسخ‌در 70 ـ 60 دقيقه‌ به‌ حالت‌ عادي‌ بازمي‌گردد. در بيهوشي‌ متعادل‌ 30 دقيقه‌ ودر بيهوشي‌ استنشاقي‌ 40 دقيقه‌ بعد ازشروع‌ هوشيابي‌ 95 درصد پاسخ‌ عضلاني‌به‌حالت‌ عادي‌ باز مي‌گردد.

 

هشدارها: 1 ـ بامحلولهاي‌ قليايي‌ (مثل‌باربيتورات‌ تزريقي‌) مخلوط نشود چون‌غيرفعال‌ شده‌ و رسوب‌ مي‌نمايد. همچنين‌بامحلول‌ رينگر لاكتات‌ رقيق‌ نشود چون‌تخريب‌ دارو سريعتر صورت‌ مي‌گيرد.

2 ـ در بيماراني‌ كه‌ آزادشدن‌ هيستامين‌ممكن‌ است‌ خطرناك‌ باشد، بيماري‌ عصبي‌ـ عضلاني‌، اختلالات‌ شديد الكتروليت‌ ياكارسينوما، مقدار مصرف‌ دارو، به‌دليل‌افزايش‌ انسداد عصبي‌ ـ عضلاني‌ و مشكل‌در هوشيابي‌، بايد كاهش‌ يابد. مصرف‌زياد دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ آزادشدن‌ناگهاني‌ هيستامين‌ شود.

3 ـ تزريق‌ سريع‌ داخل‌ وريدي‌ و يا مقاديرزياد دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ كاهش‌ فشارخون‌ شود.

4 ـ مصرف‌ مقادير بيش‌ از حد دارو ممكن‌است‌ منجر به‌ضعف‌ مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ وكلاپس‌ قلبي‌ عروقي‌ شود. براي‌ به‌حداقل‌رساندن‌ خطر مصرف‌ بيش‌ از حد، توصيه‌مي‌شود از يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌محيطي‌، براي‌ پيگيري‌ پاسخ‌ بيمار به‌دارواستفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: كاهش‌ فشارخون‌،قرمزشدن‌ پوست‌، گلودرد ولارنگواسپاسم‌ از عوارض‌ جانبي‌ مهم‌ ونسبت شايع‌ دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: دارو با آمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌كننده‌هاي‌ موضعي‌تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌ سيتراته‌،كليندامايسين‌، لينكومايسين‌،پلي‌ميكسين‌ها، پروكائين‌ آميد، كينيدين‌ واپيوئيدها تداخل‌ دارد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ دارو از راه‌ وريدي‌تزريق‌ شود چون‌ از راه‌ عضلاني‌ ممكن‌است‌ باعث‌ تحريك‌ بافت‌ شود.

2 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌هوشياري‌ يا آستانه‌ درد ندارد بنابراين‌به‌عنوان‌ داروي‌ كمكي‌ در جراحي‌، بايدمقدار كافي‌ از داروي‌ بيهوشي‌ در دسترس‌باشد.

3 ـ در هيپوترمي‌ طول‌ و شدت‌ اثر داروافزايش‌ مي‌يابد.

4 ـ دارو نمي‌تواند مانع‌ براديكاردي‌ ناشي‌از بيهوش‌كننده‌ها يا ضددردهاي‌ مخدرشود، لذا بامصرف‌ توام‌ آتراكوريوم‌براديكاري‌ ممكن‌ است‌ بروز كند. مصرف‌دارو در بيماران‌ قلبي‌ مبتلا به‌تاكيكاردي‌،كم‌خطر است‌.

5 ـ مقدار مصرف‌ دارو در صورت‌ مصرف‌همزمان‌ با بيهوش‌كننده‌هاي‌ عمومي‌ مثل‌اتر، انفلوران‌ و ايزوفلوران‌ بايد به‌ 50 ـ33درصد كاهش‌ يابد يا مقدار مصرف‌ آن‌ بايدتوسط يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌تعيين‌ شود. ميزان‌ اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌كمتر است‌.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: ابتدا به‌صورت‌ وريدي‌0/5mg/kg ـ 0/4 يا در بيماراني‌ كه‌آزادشدن‌ هيستامين‌ در آنها خطرناك‌

است‌ 0/4mg/kg ـ 0/3 تزريق‌ آهسته‌ و

يا در نوبتهاي‌ منقسم‌ در يك‌ دقيقه‌

مصرف‌ مي‌شود. در بيماراني‌ كه‌ باانفلوران‌ يا ايزوفلوران‌ بيهوش‌ شده‌اند0/35mg/kg ـ 0/25 تزريق‌ مي‌شود. ميزان‌اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌ كمتر است‌. در موردبيماراني‌ كه‌ به‌منظور لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌تحت‌ بيهوشي‌ متعادل‌، سوكسينيل‌ كولين‌دريافت‌ كرده‌اند، مقدار 0/4 mg/kg ـ 0/3تزريق‌ مي‌شود. در صورت‌ استفاده‌ ازبيهوش‌كننده‌ قويتر مقدار كمتري‌ دارومورد نياز است‌. اثرات‌ سوكسينيل‌ كولين‌كه‌ بااستفاده‌ از يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌محيطي‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود، قبل‌ ازمصرف‌ آتراكوريوم‌ بايد از بين‌ رفته‌ باشد.به‌عنوان‌ مقدار مصرف‌ مكمل‌ به‌صورت‌وريدي‌ mg/kg 0/1 ـ 0/08، 45 ـ 12 دقيقه‌بعد از مصرف‌ اوليه‌ بكار مي‌رود. سپس‌ هر25 ـ 15 دقيقه‌ برحسب‌ نياز و يا انفوزيون‌وريدي‌ به‌ميزان‌ 0/5 mg ـ 0/3 (پس‌ ازبرطرف‌ شدن‌ اثر مصرف‌ وريدي‌ اوليه‌دارو) بكار مي‌رود. در بيهوشي‌ متعادل‌mg/kg/min 0/1 ـ 0/009 به‌كار مي‌رود تازماني‌ كه‌ ميزان‌ بلوك‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌به‌دست‌ آيد، سپس‌ سرعت‌ انفوزيون‌براساس‌ نياز و پاسخ‌ بيمار تنظيم‌

مي‌شود. عموم بيماران‌ به‌مقادير0/009mg/kg/min ـ 0/005 پاسخ‌ مي‌دهند.در حاليكه‌ بعضي‌ بيماران‌ به‌0/002mg/kg/min و يا mg/kg/min 0/015نياز دارند. در بيماراني‌ كه‌ با انفلوران‌ ياايزوفلوران‌ بيهوش‌ شده‌اند ميزان‌انفوزيون‌ به‌ 33% كاهش‌ مي‌يابد و درمواردي‌ كه‌ از هالوتان‌ استفاده‌ شود اين‌كاهش‌ كمتر است‌. در باي‌ پس‌ قلبي‌ به‌دليل‌هيپوترمي‌ سرعت‌ انفوزيون‌ تا 50 درصدكاهش‌ مي‌يابد.

كودكان‌: در كودكان‌ يك‌ ماهه‌ تا دو ساله‌ كه‌با هالوتان‌ بيهوش‌ شده‌ باشند ابتدا0/4mg/kg ـ 0/3 و در كودكان‌ دو ساله‌ وبالاتر مقدار مصرف‌ مثل‌ بزرگسالان‌ است‌.دفعات‌ مصرف‌ مقدار نگهدارنده‌ ممكن‌است‌ بيشتر از بزرگسالان‌ باشد.

اشكال‌ دارويي‌:

Injection: 10 mg/ml

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

موارد مصرف‌: سوكسينيل‌ كولين‌ به‌عنوان‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌ ازطريق‌ مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همراه‌ بامسدود كننده‌هاي‌ عصبي‌ غير دپولاريزان‌با اثر نسبت كوتاه‌ براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ناي‌ مصرف‌ مي‌شود. انفوزيون‌ مداوم‌ آن‌در جراحي‌هاي‌ كوتاه‌ مدت‌ كه‌ شل‌ شدن‌عضلات‌ ضرورت‌ دارد، استفاده‌ مي‌شود.در كاهش‌ شدت‌ انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌از حملات‌ تشنجي‌ (الكتريكي‌ يافارماكولوژيكي‌ يا واكنش‌هاي‌ سمي‌ به‌ديگر داروها) نيز به‌كار مي‌رود.

 

مكانيسم‌ اثر: سوكسينيل‌ كولين‌ داروي‌مسدودكننده‌ عصبي‌ عضلاني‌ دپولاريزان‌است‌ كه‌ با استيل‌ كولين‌ در اتصال‌ به‌گيرنده‌هاي‌ كلينرژيك‌ صفحه‌ محركه‌انتهايي‌ رقابت‌ و با اتصال‌ به‌ گيرنده‌هاباعث‌ دپولاريزاسيون‌ مي‌شود. اثردپولاريزان‌ به‌ دليل‌ تمايل‌ شديد آن‌ به‌گيرنده‌ كلينرژيك‌ و مقاومت‌ به‌ اثرات‌ كولين‌استراز، طولاني‌تر از استيل‌ كولين‌ است‌.اين‌ اثر ابتدا باعث‌ انقباض‌ گذراي‌ عضلات‌مي‌شود كه‌ معمولا فاسيكوله‌ شدن‌عضلات‌ بروز مي‌كند و بعد از آن‌، انتقال‌عصبي‌ عضلاني‌ مهار مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: متابوليسم‌ دارو پلاسمايي‌است‌. شروع‌ اثر با تزريق‌ وريدي‌ 0/5-1دقيقه‌ و با تزريق‌ عضلاني‌ طي‌ 3 دقيقه‌مي‌باشد. زمان‌ رسيدن‌ به‌ حداكثر اثر 1-2دقيقه‌ بعد از تزريق‌ وريدي‌ مي‌باشد. دفع‌دارو كليوي‌ است‌.

 

هشدارها: 1 ـ با محلولهاي‌ قليايي‌ (مثل‌تيوپنتال‌ سديم‌) مخلوط نشود چون‌رسوب‌ مي‌نمايد.

2 ـ تكرار مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ باعث‌بروز مقاومت‌ شود.

3 ـ مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ افزايش‌غلظت‌ سرمي‌ پتاسيم‌ شود كه‌ منجر به‌ايست‌ قلبي‌ يا آريتمي‌ در بيماران‌ دچارسوختگي‌ يا ضربه‌ شديد و اختلالات‌نورولژيك‌ مي‌شود كه‌ تا هفته‌ها و ماههابعد از ضربه‌ اين‌ اثر باقي‌ مي‌ماند. برادي‌كاردي‌ و آريتمي‌ قلبي‌ با اين‌ دارو از سايرمسددهاي‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌ شايعتر است‌.

4 ـ در سوختگي‌ شديد، سميت‌ با ديژيتال‌ يامصرف‌ اخير آن‌، عيب‌ كار قلب‌، بيماري‌دژنراتيو يا ديستروفي‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌،فلج‌ نيمه‌ تحتاني‌ بدن‌، هيپركالمي‌، صدمات‌نخاعي‌، ضربه‌ شديد، كم‌خوني‌ شديد،دهيدراتاسيون‌، مصرف‌ حشره‌كش‌هاي‌سمي‌ براي‌ عصب‌ يا ديگر مهاركننده‌هاي‌كولين‌ استراز، بيماري‌ شديد كبد ياسيروز، سوءتغذيه‌، صفات‌ نهفته‌ ارثي‌،ضايعات‌ چشمي‌، گلوكوم‌، جراحي‌ چشم‌،شكستگي‌ يا اسپاسم‌ عضله‌ و هيپرترمي‌بدخيم‌ با احتياط مصرف‌ شود.

5 ـ ميزان‌ و شدت‌ بروز برادي‌ كاردي‌ وكاهش‌ فشار خون‌ ناشي‌ از دارو همراه‌ باضد دردهاي‌ مخدر بالا مي‌رود. آزاد شدن‌هيستامين‌ نيز كه‌ با بسياري‌ از ضد دردهاي‌مخدر ايجاد مي‌شود، افزايش‌ مي‌يابد.

6 ـ مصرف‌ مكرر يا طولاني‌ مدت‌ داروممكن‌ است‌ انسداد عصبي‌ ـ عضلاني‌ شبيه‌به‌ انسداد حاصل‌ از داروهاي‌ مسدودكننده‌عصبي‌ ـ عضلاني‌ غير دپولاريزان‌ ايجادكند كه‌ اين‌ حالت‌ منجر به‌ بروز ضعف‌مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ خواهد شد. براي‌ به‌حداقل‌ رساندن‌ خطر مصرف‌ بيش‌ از حدتوصيه‌ مي‌شود از يك‌ تحريك‌كننده‌اعصاب‌ محيطي‌، براي‌ پيگيري‌ پاسخ‌ بيماربه‌ دارو استفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: برادي‌ كاردي‌، آريتمي‌ قلبي‌،گلوكوم‌، تاكيكاردي‌، سفتي‌ و درد عضلات‌بعد از جراحي‌، هيپرترمي‌ بدخيم‌ و افزايش‌ترشح‌ بزاق‌ از عوارض‌ نسبت شايع‌ و مهم‌دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: مصرف‌ همزمان‌ داروبا آمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌ كننده‌هاي‌موضعي‌ تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌سيترانه‌، كليندامايسين‌، لينكومايسين‌، پلي‌ميكسين‌ها، مهاركننده‌هاي‌ كولين‌ استراز،حشره‌كش‌هايي‌ كه‌ سميت‌ عصبي‌ دارند،گليكوزيدهاي‌ ديژيتالي‌، پروكائين‌ آميد،كينيدين‌ و فيزوستيگمين‌ باعث‌ تشديد و ياطولاني‌ شدن‌ اثرات‌ و عوارض‌ سوكسينل‌كولين‌ مي‌شود.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ كودكان‌ به‌خصوص‌به‌ اثرات‌ ميوگلوبينمي‌، ميوگلوبينوري‌ وقلبي‌ دارو حساسترند. مصرف‌ مقادير كم‌توبوكورارين‌ قبل‌ از سوكسينيل‌ كولين‌،شيوع‌ ميوگلوبينمي‌ را كاهش‌ مي‌دهد.همچنين‌ با تكرار مصرف‌ در صورت‌ بروز،عوارض‌ قلبي‌ ذكر شده‌ ناشي‌ از تحريك‌واگ‌ با تيوپنتال‌ سديم‌ و آتروپين‌ مهارمي‌شود. بعد از اين‌ اثرات‌ تاكي‌ كاردي‌ وافزايش‌ فشار خون‌ ممكن‌ است‌ ديده‌ شود.

2 ـ تقويت‌ اثر بيهوش‌ كننده‌هاي‌ استنشاقي‌هيدروكربنه‌ توسط سوكسينيل‌ كولين‌كمتر از مسدودكننده‌هاي‌ عصبي‌ ـعضلاني‌ غير دپولاريزان‌ است‌.

3 ـ طول‌ و شدت‌ اثر دارو در هيپرترمي‌ وهيپوترمي‌ افزايش‌ مي‌يابد.

4 ـ مقدار تست‌ 10 ميلي‌گرم‌ براي‌ تعيين‌حساسيت‌ بيمار و زمان‌ بازيابي‌ به‌كارمي‌رود. در بيماراني‌ كه‌ ميزان‌ فعاليت‌ آنزيم‌پسودوكولين‌ استراز در آنها كم‌ است‌،به‌دليل‌ حساسيت‌ غيرمعمول‌ به‌ اثرات‌سوكسينيل‌ كولين‌ ممكن‌ است‌ به‌ كاهش‌مقدار مصرف‌ دارو نياز باشد در اين‌ موردمقدار تست‌ 5-10 ميلي‌گرم‌ مي‌باشد.

5 ـ براي‌ كاهش‌ فاسيكوله‌ شدن‌ عضلات‌،مقدار كمي‌ از داروي‌ غير دپولاريزان‌ممكنست‌ قبل‌ از مصرف‌ سوكسينيل‌كولين‌، به‌كار رود.

6 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌ هوشياري‌يا آستانه‌ درد ندارد لذا در جراحي‌ بايد مقداركافي‌ از داروي‌ بيهوشي‌ به‌كار رود.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: در جراحي‌ كوتاه‌ مدت‌، ابتدامقدار mg/kg 0/6-1/1 به‌صورت‌ وريدي‌تزريق‌ مي‌شود. در صورت‌ نياز به‌ تكرارمصرف‌ دارو، مقدار آن‌ بايد با توجه‌ به‌پاسخ‌ بيمار به‌مقدار مصرف‌ اوليه‌ تعيين‌شود. به‌صورت‌ عضلاني‌ mg/kg 3-4تزريق‌ مي‌شود و ميزان‌ تام‌ مقدار مصرف‌از 150 ميلي‌گرم‌ بيشتر شود. در جراحي‌طولاني‌ مدت‌، ابتدا مقدار mg/kg 0/6-1/1به‌صورت‌ وريدي‌ تزريق‌ مي‌شود. مقدارمصرف‌ بعدي‌ براي‌ هر فرد جداگانه‌ و باتوجه‌ به‌ نياز به‌ ميزان‌ تداوم‌ شل‌ شدن‌عضلات‌ تعيين‌ مي‌شود. تجويز مقاديرمصرف‌ به‌صورت‌ منقسم‌، به‌دليل‌ امكان‌بروز مقاومت‌ و آپنه‌ مداوم‌ توصيه‌نمي‌شود. در اعمال‌ جراحي‌ طولاني‌ به‌كاربردن‌ انفوزيون‌ مداوم‌ بهتر است‌.

انفوزيون‌ وريدي‌ به‌صورت‌ محلول‌0/1-0/2 درصد در دكستروز 5 درصد ياسديم‌ كلرايد تزريقي‌ و سايررقيق‌كننده‌هاي‌ مناسب‌ و به‌ ميزان‌

0/5-10 mg/min براساس‌ پاسخ‌ بيمار وشل‌ شدن‌ عضله‌، به‌مدت‌ يك‌ ساعت‌ تجويزمي‌شود. در مصرف‌ دارو به‌صورت‌انفوزيون‌، پيگيري‌ دقيق‌ كار عصبي‌ ـعضلاني‌، با استفاده‌ از تحريك‌كننده‌اعصاب‌ محيطي‌، براي‌ جلوگيري‌ ازمصرف‌ مقادير زياد و تعيين‌ ميزان‌ انسدادداروي‌ غير دپولاريزان‌، توصيه‌ مي‌شود.

در درمان‌ با الكتروشوك‌ مقدار 10-30ميلي‌گرم‌ تقريب يك‌ دقيقه‌ قبل‌ از شوك‌،تزريق‌ وريدي‌ يا حداكثر 2/5 mg/kg (مقدارمصرف‌ تام‌ از 150 ميلي‌گرم‌ نبايد بيشترشود) تزريق‌ عضلاني‌ مي‌شود.

كودكان‌: براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌حداكثر تا mg/kg 2/5 (مقدار مصرف‌ تام‌ از150 ميلي‌گرم‌ نبايد بيشتر شود) تزريق‌عضلاني‌ و يا mg/kg 1-2 تزريق‌ وريدي‌مي‌شود. در صورت‌ نياز به‌ تكرار مصرف‌دارو، مقدار مصرف‌ بايد باتوجه‌ به‌ پاسخ‌بيمار به‌ مقدار مصرف‌ اوليه‌، تعيين‌ شود.به‌نظر مي‌رسد كه‌ انفوزيون‌ مداوم‌ وريدي‌دارو در كودكان‌ و نوزادان‌ باعث‌هيپرترمي‌ بدخيم‌ شود.

 

اشكال‌ دارويي‌:

For Injection: 100 mg, 500 mg, 1000 mg

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

موارد مصرف‌: اين‌ دارو به‌عنوان‌ داروي‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همچنين‌ براي‌لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌ و جراحي‌هايي‌ كه‌نسبت طولاني‌ مدت‌ هستند و شل‌ شدن‌عضلات‌ در آنها ضرورت‌ دارد و كاهش‌شدت‌ انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌ از حملات‌تشنجي‌ مصرف‌ شده‌است‌.

 

مكانيسم‌ اثر: اين‌ دارو با استيل‌ كولين‌ دراتصال‌ به‌ گيرنده‌هاي‌ كلينرژيك‌ صفحه‌محركه‌ انتهايي‌ رقابت‌ و با مهار انتقال‌عصبي‌، پاسخ‌ صفحه‌ محركه‌ انتهايي‌ به‌استيل‌ كولين‌ را كاهش‌ مي‌دهد و باعث‌ فلج‌عضلات‌ اسكلتي‌ مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: متابوليسم‌ دارو كبدي‌(مقادير جزيي‌) است‌. نيمه‌ عمر دفع‌ دارو114-116 دقيقه‌ است‌. زمان‌ رسيدن‌ به‌حداكثر غلظت‌ 3-4/5 دقيقه‌ و بسته‌ به‌مقدار مصرف‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌ (80درصد) و صفراوي‌ (10 درصد) است‌. بعداز تزريق‌ دارو 90 درصد پاسخ‌ پرشي‌عضلات‌ در كمتر از 60 دقيقه‌ به‌ حالت‌عادي‌ باز مي‌گردد.

 

هشدارها: 1 ـ به‌دليل‌ اثر واگوليتيك‌، خطربرادي‌ كاردي‌ يا كاهش‌ فشار خون‌ ناشي‌ ازداروهاي‌ مخدر كاهش‌ مي‌يابد اما دربعضي‌ بيماران‌ خطر بروز تاكيكاردي‌ ياافزايش‌ فشار خون‌، بيشتر مي‌شود.تاكيكاردي‌ با اين‌ دارو شايع‌تر از سايرداروهاي‌ مسدد عصبي‌ ـ عضلاني‌ است‌.

2 ـ در عيب‌ كار كبد و كليه‌ ممكنست‌ اثردارو طولاني‌تر شود.

3 ـ مصرف‌ مقادير بيش‌ از حد آن‌ ممكنست‌منجر به‌ ضعف‌ مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ وكلاپسي‌ قلبي‌ شود. براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌خطر مصرف‌ بيش‌ از حد، توصيه‌ مي‌شوداز يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌، براي‌پيگيري‌ پاسخ‌ بيمار به‌ دارو استفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: افزايش‌ فشار خون‌،تاكي‌كاردي‌، خارش‌ پوست‌، افزايش‌ ترشح‌بزاق‌ و راش‌ پوستي‌ از عوارض‌ جانبي‌ مهم‌و نسبت شايع‌ دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: دارو باآمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌ كننده‌هاي‌موضعي‌ تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌سيتراته‌، كليندامايسين‌، لينكومايسين‌،پلي‌ميكسين‌ها، گليكوزيدهاي‌ ديژيتالي‌،پروكائين‌ آميد و كينيدين‌ تداخل‌ دارد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ در هيپرترمي‌ طول‌ وشدت‌ اثر دارو افزايش‌ و در هيپوترمي‌كاهش‌ مي‌يابد.

2 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌هوشياري‌ يا آستانه‌ درد ندارد لذا به‌عنوان‌داروي‌ كمكي‌ در جراحي‌، بايد مقدار كافي‌از داروي‌ بيهوشي‌ به‌كار رود.

3 ـ دارو به‌ ميزان‌ كمتري‌ از ساير داروهاي‌مسدد عصبي‌ ـ عضلاني‌ باعث‌ آزاد شدن‌هيستامين‌ مي‌شود.

4 ـ مقدار مصرف‌ دارو در صورت‌ مصرف‌همزمان‌ با بيهوش‌كننده‌هاي‌ عمومي‌ مثل‌ اتر،انفلوران‌ و ايزوفلوران‌ بايد به‌ 33-50 درصدكاهش‌ يابد يا مقدار مصرف‌ آن‌ توسط يك‌تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌ تعيين‌ شود.ميزان‌ اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌ كمتر است‌.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: ابتدا 0/04-0/1 mg/kgبه‌صورت‌ وريدي‌ تجويز مي‌شود. سپس‌مقدار mg/kg 0/01 هر 20-60 دقيقه‌به‌مقدار مصرف‌ اوليه‌ اضافه‌ مي‌شود. درصورت‌ نياز بايد مقدار مصرف‌ تنظيم‌شود. بعد از بيهوشي‌ با ايزوفلوران‌ ياانفلوران‌ يا بيماراني‌ كه‌ به‌منظورلوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌، سوكسينيل‌ كولين‌دريافت‌ كرده‌اند، mg/kg 0/04 ابتدابه‌صورت‌ وريدي‌ تجويز مي‌شود و سپس‌براساس‌ پاسخ‌ بيمار تنظيم‌ مي‌شود.به‌منظور لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌، مقدارmg/kg 0/6-0/1، تزريق‌ وريدي‌ مي‌شود.بعد از مصرف‌ دارو براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ناي‌، شرايط مناسب‌ براي‌ لوله‌گذاري‌ طي‌2-3 دقيقه‌ به‌دست‌ مي‌آيد.

كودكان‌: مقدار مصرف‌ را مي‌توان‌براساس‌ پاسخ‌ بيمار به‌ مقدار مصرف‌تست‌ به‌ ميزان‌ mg/kg 0/02 تعيين‌ نمود. دركودكان‌ با سن‌ يكماه‌ و بيشتر مقدارمصرف‌ مثل‌ بزرگسالان‌ است‌.

 

اشكال‌ دارويي‌:

Injection: 4 mg/2 ml

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
پروپوفول در حدود 3 دهه است كه با موفقيت در بخشهاي بيهوشي مورد استفاده قرار مي گيرد و جايگاه خاصي در ميان هيپنوتيكها دارد . اين دارو به صورت امولسيون روغني سفيد شيري جهت تزريق يا انفوزيون داخل وريدي است .

       دوره نگهداري دارو در فرآورده هايي كه درب آنها باز
نشده باشد 2 سال مي باشد و هر نوع فرآورده كه درب محفظه باز شده باشد و يا رقيق شده باشد بايد ظرف مدت 6 ساعت استفاده گردد . قبل از مصرف بايد ظرف محلول به آرامي تكان داده شود .

اثر خواب آوري دارو در عرض 30 تا 60 ثانيه بروز مي كند . اين دارو بسيار حلال در چربي است . تقريباً 88% دوز تجويز شده با ادرار دفع مي شود . بخاطر دارا بودن شروع و خاتمه سريع و اثرات ضد اضطراب اين دارو جهت جراحيهاي روزانه و كوتاه مدت بسيار مناسب است .

عوارض جانبي :

1. احتمال بروز هيپوتانسيون همراه با براديكاردي بخصوص در بيماران قلبي و هيپوولوميك

2. كاهش فشار شرياني در القاء بيهوشي به ميزان 16 ـ 20% فشار اوليه مشاهده شده است .

3. آپنه گذرا به مدت 30 ثانيه در 20% موارد گزارش شده است . كه ارتباط مستقيم با سرعت تجويز دارو دارد .

4. به همراه تجويز طولاني مدت پروپوفول تغيير رنگ سبز يا قرمز قهوه اي ادرار امكان دارد روي دهد كه به علت متابوليتهاي كينول پروپوفول است . و خطرناك است .

5. ساير موارد از جمله حركات صرعي ، سردرد به صورت نادر ، تهوع ، افزايش حساسيت ،گاهي وقفه عملكرد قلبي ، كاهش فشار داخل جمجمه ، لرز ، احساس سرما و عطسه در بعضي موارد ديده شده است .

       اين دارو با داروهاي بيهوشي نخاعي و اپي دورال و انواع Premedicant  مختلفي از شل كننده هاي عضلاني ، داروهاي بيهوشي استنشاقي ، بي حس كننده هاي موضعي و ضد دردها به كار رفته است  و هيچگونه عدم سازگاري شديد فارماكولوژيكي گزارش نشده است .

روش استفاده :

       پروپوفول ليپورو 1% جهت انفوزيون مي تواند به صورت رقيق شده يا رقيق نشده استفاده گردد . قبل از تزريق يا ترقيق ، هر آمپول يا ويال بايد جهت بررسي هرگونه نشانه غيرطبيعي يا تغيير بررسي شود . جهت اطمينان از صحت سرعت انفوزيون بايد وسيله مناسب بكار برده شود . به عنوان مثال پمپهاي انفوزيون و لومتريك ، بورت ، پمپ سرنگ و قطره شمار براي اين منظور مناسب هستند . ست تزريق معمولي براي جلوگيري از
Over dose   ناگهاني مناسب نمي باشد .

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
‪ ۱۶۰‬سال قبل وقتي جان مورتون بيمارش را با تكه پارچه آغشته به اتر، از دردهاي جانكاه اعمال جراحي آسوده كرد نخستين مبنا و پايه علمي و رسمي ورود اين علم به عرصه دانش پزشكي و سلامت بود.

زيرا پيش از آن هم اين بحث نه به صورت علمي كه به طور غير رسمي مطرح بود و حتي سابقه آن به اساطير و تاريخ مي‌رسد چنانكه رد پاي دانش بيهوشي را در اشعار و داستانهاي افسانه‌اي كه دور از واقعيتهاي جامعه هم نيست مي‌يابيم.

از نخستين شواهد اين بحث كه با الكل هم انجام شده به تاريخ سرزمين ما ايران زمين برمي‌گردد زماني كه فردوسي در شاهنامه خود آن هنگام كه رستم به توسط سزارين زاده مي‌شود، مي‌گويد:
بيامد يكي موبد چيره دست
مر آن ماهرخ را به مي‌كرد مست
شكافيد بي‌رنج پهلوي ماه
مرآن بچه را سر برآمد ز راه
همه زخمگاهش فرو دوختند
به مرهم همه زخم بسپوختند
شبان روز مادر ز مي‌خفته بود
زمي خفته و دل زهش رفته بود
اين شعر خود از نخستين شواهد تاريخي بيهوشي براي جراحي است كه با خوراندن الكل صورت مي‌گيرد.

البته امروز همچنان الكل در مواردي به‌صورت تزريق داخل وريدي(سرم الكلي) در بيهوشي كاربرد دارد.

در واقع بيهوشي يا صحيح تر آن همان هوشبري سابقه‌اي ديرينه دارد، در قرون وسطي با كشف ترياك و بعدها با استخراج مرفين (از مرفوس رب‌النوع خواب گرفته شده)، پزشكان در اعمال جراحي براي كاهش درد و يا بي‌حسي و بيهوشي بيمار به سمت استفاده از آن رفتند.

آن روزها اين مواد چنان جا افتاده بود كه به گفته يكي از پزشكان قرون وسطي به نام ‪"، Sidenheim‬اگر ترياك و فراورده‌هاي آن از پزشكي حذف مي‌شد دارويي در پزشكي نمي‌ماند".

اما اينها انواع ابتدايي و شايد غير رسمي و تاريخي از آنچه كه امروز به عنوان تخصص بيهوشي مطرح است و نقش محوري در اعمال جراحي و ارتقاي كيفيت زندگي بيمار دارد مي‌باشد.

شايد نخستين باري كه به طور رسمي فرآيند بيهوشي بر روي يك بيمار انجام شد ‪ ۱۶۰‬سال قبل حوالي سال ‪ ۱۸۴۶‬بود كه ويليام مورتون با استفاده از اتر و به صورت استنشاقي بيمار خود را براي جراحي بيهوش كرد.

در فاصله اين ‪ ۱۶۰‬سال رشته بيهوشي كه امروز روشهاي متنوعي دارد مي‌توان يكي از تخصصهايي دانست كه سرعت تحول آن در ميان شاخه‌هاي مختلف علوم پزشكي بسيار زياد و در رده همان چند رشته اول قرار مي‌گيرد.

اهميت و تحولات اين رشته به حدي است كه اگر روزگاري خود پزشك ، پرستار ، بهيار ، مستخدم و هر كس ديگر انجام مي‌شد ،امروز انجام اين امر جز با حضور فردي متخصص ،دانش آموخته و در واقع متخصصي هوشيار و دستگاهها و ابزار بسيار پيچيده و حساس با ضرايب دقت بسيار بالا ممكن نيست كه غير آن جان بيمار به خطر مي‌افتد.

آن روزها مريض را با چكاندن قطره قطره اتر بيهوش مي‌كردند در حالي كه دست و پاي بيمار را در بند و زنجير كرده و به چارميخ مي‌كشيدند تا مبادا در حين عمل دارو بي‌اثر شده و بيمار تحرك داشته باشد.

اين شرايط خود موجب ترس شديد از عمل جراحي در ميان مردم شد چنانكه بيمار با ورود به اتاق عمل به قول خودمان "اشهدش" را مي‌خواند و هنوز هم اثار آن ترس را در جامعه مي‌توان ديد.

حال آنكه اين روزها زمان دقيق بي‌هوشي بيمار هم با دادن دوز مشخصي از دارو تعيين مي‌شود و جزيي‌ترين اعمال حياتي بيمار در حين عمل با دستگاههاي حساس و دقيق روز اندازه‌گيري و كنترل مي‌شود.

شايد كه نه، به طور قطعي يكي از مهمترين عللي كه موجب اين رشد سريع در اين رشته شده، تاثير شگرف دانش هوشبري بر روي نجات انسانها و نيز كيفيت زندگي انسان در اين مدت كوتاه بوده است.

بسياري معتقدند : بايد پزشكان هوشبري را"‪ "Rescue Physicians‬يعني نجات‌دهندگان جان انسانها نام نهاد و به راستي كه رشته بيهوشي ضمن حفظ حيات بيمار، ارتقاي كيفيت زندگي او را نيز در پي دارد.

در واقع بر اين مبنا ترديدي نيست كه اين رشته با همان سرعتي كه تا كنون پيش آمده است در سالهاي آينده نيز به پيش خواهد رفت.

امروز دامنه عملكرد بيهوشي،بسيار فراتر از اتاق عمل و جراحي مي‌باشد چنانكه امروز در نخستين و اصلي‌ترين نگاه، مراقبتهاي پيش از عمل توسط متخصص بيهوشي از اولويت برخوردار است.

چنانكه بورد بيهوشي آمريكا در آخرين تعريف خود از رشته بيهوشي وظايف اصلي آن را ارزيابي، مشاوره و آماده‌سازي بيمار براي انجام بيهوشي، رهايي بخشيدن بيمار از درد ،پيشگيري از آن هنگام فرآيندهاي تشخيصي درماني ، جراحي ، پيش و پس از آن عنوان مي‌كند.

پايش و ثابت نگهداشتن فيزيولوژي طبيعي بدن در حين عمل جراحي،مديريت بيماران بحراني،تشخيص و درمان دردهاي حاد و مزمن و سرطاني،مديريت باليني و آموزش احيا قلبي، ريوي،ارزيابي عملكرد تنفسي و اجراي درمانهاي تنفسي هدايت تحقيقات باليني، نظارت آموزش از ديگر وظايف متخصصين بيهوشي است.

همچنين ارزيابي عملكرد پرسنل پزشكي ، پيراپزشكي حين انجام مراقبتهاي جراحي، مشاركت در مديريت نظامهاي مشاوره دانشكده‌هاي پزشكي هم از ديگر مواردي است كه در اين تعريف براي متخصص بيهوشي عنوان شده است.

در اين ميان كارشناسان اين حوزه معتقدند مهمترين حوزه‌هايي كه رشته بيهوشي هم اينك در آنها به فعاليت مي‌پردازد،ارزيابي قبل از عمل بيماران و غربالگري آنهاطي دوره قبل از عمل جراحي است كه نه تنها مشكلات زمينه‌اي بيمار را در مسير انجام جراحي و تحمل بيهوشي آشكار مي‌كند كه موجب مي‌شود آموزش بيمار در برطرف كردن درد پس از عمل به خوبي انجام شود.

چنانكه رييس انجمن بيهوشي خراسان رضوي معتقد است : اين امر موجب مي‌شود از سويي مشكلاتي كه بيمار به طور زمينه‌اي داشته كشف شود و براي درمان آنها طي زندگي روزمره بيمار نيز اقدامات مرتبط با آنها صورت پذيرد.

دكتر محمد عاشوري افزود:ارزيابي قبل از عمل همواره با كاهش مخارج درمان بيماران و بهبود پيامدهاي باليني آنها همراه مي‌شود در عين آنكه ميزان لغو شدن اعمال جراحي را نيز كاهش داده و رضايت بيشتر بيماران موجب مي‌شود.

با همه اينها ،اتاق عمل همچنان مهمترين عرصه‌فعاليت متخصصان بيهوشي است.

به گفته دكتر عاشوري در اين ميان نقش متخصص بيهوشي در اتاق عمل ، فقط بيهوش كردن بيماران نيست كه مديريت اتاق عمل و بيماران هم از حيطه‌هايي است كه حضور متخصص بيهوشي در آن عامل ارتقا كيفيت شان مي‌شود.

وي با بيان اينكه امروز اعمال جراحي به مرور از اتاق عمل به سمت و سوي اعمال جراحي سرپايي پيش مي‌رود گفت : از جمله علل اصلي و مهم بروز اين امر در كنار تغييرات ساختاري اقتصاد، نظام سلامت و تكنولوژي نوين ، داروهاي نوين بيهوشي است كه باعث ارتقاي سريع و سپس بهبود سريع مي‌شود.

او پيدايش روشهاي جديد بيهوشي كه حالت تهاجمي بسيار كمتري دارند و در نهايت درخواستهاي بيماران را از ديگر علل مي‌داند با اين همه معتقد است :
آنچه بيش از همه رويكرد جراحي سرپايي را حفظ كرده چيزي جز كاربرد روشهاي بيهوشي سالم و مطمئن نبوده است.

دكتر هاشم راد هم يكي ديگر از متخصصان بيهوشي و دانشيار دانشگاه علوم پزشكي مشهد هم انجام بيهوشي خارج از اتاق عمل كه طي سالهاي اخير بيش از هر زمان انجام مي‌شود و روند آن رو به افزايش است چون ‪،IVF‬درمان الكتروشوك ، كارديوورژن ، مراكز ‪، MRI‬مراكز نورو راديولوژي اينترنشنال‌و مانند آن از ديگر حوزه‌هاي كاري متخصصان بيهوشي دانست.

وي ‪ PACU‬را از بخشهاي كاري متخصصان بيهوشي عنوان كرد كه تا كنون در بسياري مراكز مظلوم واقع شده است.

او نقش اين بخش را بسيار مهم خواند و گفت:وجود اين بخش موجب مي‌شود بسياري از بيماران پس از اتمام عمل جراحي و بستري موقت چند ساعته در ‪PACU‬ نيازي به ‪ ICU‬نداشته باشند.

اما به اعتقاد وي ، براي داشتن بخش ‪ PASU‬مطلوبي بايد آن را به عنوان يك بخش مستقل بپذيريم و از پزشك مسوول برخوردار شده و در نهايت با برخورداري از پرسنل و افراد ذي صلاح و آموزش ديده، اين بخش ، داراي استانداردهاي مخصوص به خود باشد.

دكتر راد در ادامه افزود : علاوه بر اينها متخصصان بيهوشي در بخشهاي ويژه مهارت خاصي در زمينه مراقبت از راه هوايي و تنفس مكانيكي دارند.

او اظهار داشت :علاوه بر آن، حمايت از عملكرد سيستم قلب و عروق ، تغذيه ، درمان عفونت، درمان آب الكتروليت،انجام فرآيندهاي تشخيصي، پايش‌هاي تهاجمي و مانند آن از زمينه‌هايي است كه در عمل ثابت شده بيش از همه توسط متخصص بيهوشي بخش مراقبتهاي ويژه به خوبي مديريت مي‌شود.

به اعتقاد وي، در واقع با روند رو به رشد جراحي‌هاي سرپايي و نياز تعداد بيشتري از بيماران بستري به مراقبتهاي ويژه اين قبيل بخشها طي سالهاي آينده در بيمارستانها گسترش خواهد يافت و از طرفي بايد به اين بخش در درمان بيمار توجه ويژه‌اي هم شود.

وي درمان درد را از ديگر زمينه‌هايي ذكر كرد كه امروز تعداد زيادي از متخصصان بيهوشي در جهان به آن مشغول هستند.

در حقيقت نقش متخصص بيهوشي در درمان دردهاي حاد، مزمن و سندرم‌هاي درد مزمن و در نهايت دردهاي ناشي از سرطان آنقدر مهم است كه هر جا در اين زمينه قدمي برداشته شده نقش مستقيم متخصصان بيهوشي در آن بروز و ظهور دارد.

به اعتقاد كارشناسان در حقيقت درمان درد، علاوه بر اينكه موجب مي‌شود اثرات ناخواسته فيزيولوژيك و پاتوبيولوژيك آن از بين برود سبب مي‌شود كيفيت زندگي كه يكي از مهمترين معيارها در سنجش ميزان رضايتمندي بيماران است ارتقا يابد.

در واقع نقش و محوريت اين دانش و تخصص در علم پزشكي به حدي است كه بسياري توسعه اين علم به ويژه جراحي را مديون توسعه هوشبري مي‌دانند و هيچ كس هم نمي‌تواند منكر توانمندي اين رشته شده و نقش مهم متخصصان بيهوشي را در نظام سلامت كشور ناديده بگيرد

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
جام جم آنلاين: دستگاه ست بيهوشي كه تا پيش از اين از خارج از كشور وارد مي‌شد، توسط محققان ايراني در داخل توليد شد.

حميد‌رضا خاكباز مخترع ايراني در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس گفت: اين ست بيهوشي از جنس پي‌وي‌سي ساخته شده و كاربرد مصرفي آن در اعمال جراحي است.

وي با اشاره به اين ‌كه براي هر عمل جراحي يك ست كامل مورد نياز است، افزود: اين دستگاه هم اكنون در حال قالب‌گيري است و ما در صدد هستيم كه نمونه اوليه اين دستگاه را توليد كنيم و بعد از آن اين دستگاه را به توليد انبوه برسانيم.

اين مخترع ادامه داد: كار مطالعاتي و ساخت اين دستگاه حدود 2 سال طول كشيده است.


+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
انجمن بيهوشي ايران:
داروهاي بيهوشي درفهرست سياه وزارت رفاه قرار دارند

ريس انجمن بيهوشي ايران گفت : داروهاي بيهوشي درفهرست سياه وزارت رفاه قرار گرفته بدين معني که هنوز شامل بيمه نشده اند .

دکتر محمد مهدي قيامت در گفت وگو با ايرنا اظهارداشت: هنوز داروهاي بيهوشي در فهرست بيمه قرار نگرفته است.
قيامت گفت: در زمان حاضر داروهاي ويتامين مثل "گلوکز امين" که يک داروي ويتاميني محسوب
مي شود، در فهرست بيمه قرار دارد، اما داروهاي بيهوشي که جزو داروهاي حياتي محسوب مي شوند از نظر بيمه ها در حد داروهاي ويتامين هم نيستند، تا بيمه شوند.
وي به داروي بيهوشي "سوو فلوران" sevoflurane" که براي بيهوشي اطفال کاربرد زيادي دارد اشاره کرد و گفت: اين دارو هنوز در ليست بيمه قرارنگرفته است وبسياري از بيمارستان هاي کشوراز داروي "هالوتان" که داروي از رده خارج بيهوشي در دنيا است، براي بيهوشي کودکان استفاده مي کنند.
وي گفت: هر چند داروي هالوتان که جزء داروهاي از رده خارج محسوب مي شود اما هنگامي که داروي جايگزين ديگري وجود ندارد چاره اي جز استفاده از آن در زمان عمل جراحي نداريم .
وي تاکيد کرد: در صورتيکه اين دارو براي يک کودک درچند بار عمل جراحي استفاده شود ،‌ منجر به بروز مشکلاتي براي وي مي شود .
رييس انجمن بيهوشي ايران اضافه کرد : اين در حالي است که با داروي سووفلوران ، کودک ظرف چند ثانيه بيهوش مي شود و ريکاوري وي نيز خيلي سريع تر انجام مي شود. اما با داروي هالوتان اين بيهوشي 20 تا 30 دقيقه بطول مي انجامد .
به گفته قيامت ، يکي از عوارض استفاده از داروي بيهوشي هالوتان به ويژه براي کودکان بيمار، امکان بروز "سندرم PSTD" ( سندرم استرس پس از حادثه ) بعد از عمل حراحي است که ممکن است تا مدت ها کودک را دچار مشکلاتي از جمله استرس کند.
"هالوتان" نوعي داروي تبخيري بيهوشي است که امروز به دليل عوارض جانبي، در شبکه هاي بهداشت و درمان جهان مورد استفاده قرار نمي گيرد
__________________
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
دید کلی
نظریات متعددی برای بیان نحوه عملکرد بیهوش کننده های عمومی ارائه شده است چرا که عملکرد آنها را نمی‌توان با یک نظریه واحد توضیح داد. در واقع این نظریات تنها آثار ایجاد شده با این بیهوش کننده ها را توصیف می‌کنند، بدون شرح اینکه چگونه این آثار ایجاد می‌گردند. به سبب اینکه ساختمان شیمیایی، خواص فیزیکوشیمیایی و آثار فارماکولوژیک این ترکیبات بسیار متفاوت است، پذیرفته شده است که آنها به طور غیر انتخابی سیستم اعصاب مرکزی را از طریق یک مکانیسم فیزیکوشیمیایی تضعیف می‌نمایند. یعنی اثر این مواد مدیون خواص شیمیایی بوده و با یک گیرنده فارماکولوژیک، تشکیل کمپلکس نمی‌دهند. به عبارت دیگر بیهوش کننده های عمومی داروهائی فاقد ویژگی ساختمانی هستند. 

مواد بیهوش ‌کننده
مواد بیهوش کننده داروهائی هستند که سبب ایجاد بی دردی، از بین رفتن هوشیاری، شل شدن عضلات و فعالیت رفلکسی شده و این عمل را با تضعیف سیستم اعصاب مرکزی به طور غیر انتخابی و برگشت پذیر انجام می‌دهند. بیهوش کننده های عمومی به دو دسته بیهوش کننده های استنشاقی و داخل وریدی تقسیم میشوند معمولا این داروها را همراه با داروهای الحاقی تجویز می کنند.

عملکرد مواد بیهوش کننده
نظریات موجود درباره عملکرد بیهوش کننده ها را می‌توان به نظریات فیزیکی و نظریات بیوشیمیایی طبقه‌بندی نمود.
نظریات فیزیکی عمدتا بر اساس دو خاصیت فیزیکوشیمیایی مولکول ماده بیهوش کننده یعنی قابلیت قطبی شدن و حجم مولکول بنا نهاده شده است.
نظریات بیوشیمیایی بر پایه آثاری است که بیهوش کننده‌های عمومی در سیستم های بیوشیمیایی ایجاد می‌نمایند. ولیکن، هیچ یک از این نظریات با شواهد تجربی بدون شبهه حمایت نشده است. چند تن از محققین پیشنهاد کرده اند که اثر اصلی که توسط بیهوش کننده های عمومی ایجاد می‌شود از تداخلات فیزیکی مانند تداخلاتی که سبب تغییرات هم‌آرائی در ماکرومولکولها می‌گردد ناشی می‌شود و نقش دوم را تغییرات بیوشیمیایی داراست.

نظریات فیزیکی
نظریات چربی: این نظریه توسط میر در سال 1899 و اورتون در سال 1901 پیشنهاد شده است. در این نظریه چنین فرض شده است که اثر بیهوش کننده ها مستقیما به ضریب توزیع عامل بیهوش کننده بین روغن زیتون و آب بستگی دارد، به این ترتیب که، هر چه این ضریب بزرگتر باشد فعالیت بیهوش کنندگی دارو نیز بیشتر است. این نظریه صرفا بیانگر یک مسیر موازی بین حلالیت در چربی و اثر بیهوش کنندگی می‌باشد و در هر حال، نحوه اثر بیهوش کننده ها را توضیح نداد.
تعمیمی در نظریه اورتون- میر توسط ولینز در سال 1954 پیشنهاد شده است. طبق نظر او قدرت یک داروی بیهوشی نه فقط به غلظت آن در غشا بلکه به فضائی که اشغال می‌کند بستگی دارد. بیهوشی هنگامی رخ می‌دهد که در نتیجه جذب در یک ناحیه آب گریزی، بخشی از داروی بیهوشی که حجم آن دارای اهمیت است به درون فاز غشائی برسد. متعاقبا غشا با جذب مایع یا ایجاد ناهنجاری، منبسط شده و غشای دو لایه فسفولیپیدی سبب می‌شود که یا مستقیما هدایت یونی مهار شود و یا از تغییرات ضروری در هم‌آرائی پروتئین های غشا که برای هدایت یونی لازم است جلوگیری می‌کند.
شواهدی مبنی بر اینکه محل اثر بیهوش کننده‌های عمومی غشاست وجود دارد. تداخل این داروها با چربی‌ها سبب آثار غیر اختصاصی بیهوشی عمومی می‌شود، در حالی که تداخل با پروتئین غشا دلیلی برای اثر انتخابی و ویژگی می‌باشد.

نظریات محیط مائی
طبق نظر میر در سال 1961 و پاولینگ در سال 1961، محیطی که در سیستم اعصاب مرکزی برای بیهوشی مهم است، محیط چربی نبوده بلکه محیط مائی است. با در نظر گرفتن بعضی مواد مانند کلروفروم و گزنون که در محیط خارج از بدن بلورهای ریز هیدراته تشکیل می‌دهند، پاولینگ تاکید کرد که بلورهای مشابهی توسط مولکول های آب در مایع مغزی تشکیل می‌شود که" کلاتریت" نامیده می‌شود. این بلورها در اثر تشکیل پیوند مواد بیهوش کننده با زنجیره های جانبی پروتئین ها و دیگر مواد حل شده از طریق نیروهای واندروالس پایدار می‌شوند. این بلورهای ریز هیدراته هدایت پیامهای الکتریکی را که برای نگهداری هوشیاری لازم است تغییر می‌دهند. متعاقب این عمل تخدیر یا بیهوشی رخ می‌دهد.
میلر به طور مستقل پیشنهاد نمود که داروهای بیهوش کننده از طریق پایدار کردن غشای بافتهای تحریک شده با نظم دادن به مولکولهای آب در کوه یخ که بلورهای ریز کوچکتر از بلورهای ریز هیدراتها پاولینگ هستند، بیهوشی ایجاد می‌نمایند. حقایق متعددی این نظریات را رد می‌کند و هیچ شاهد تجربی مبنی بر تشکیل هیدرات‌ها در بیهوشی وجود ندارد. بسیاری از داروهای بیهوش کننده نمی‌توانند هیدرات تشکیل دهند. در دمای بدن هیدرات‌ها پایدار نیستند. رابطه تشکیل هیدرات با قدرت داروی بیهوشی خیلی ضعیف تر از رابطه حلالیت در چربی و قدرت آن می‌باشد.

نظریات بیوشیمیایی
مهمترین کوشش در زمینه بیوشیمی که برای توضیح بیهوشی عمومی انجام گرفته است نظربه مهار اکسایش است. کو استل "Quastel" در سال 1963 بیان کرد که داروهای بیهوشی برداشت مغزی اکسیژن را در آزمایشهای خارج بدنی مهار می‌کنند. برای مثال این مواد از اکسید شدن کوآنزیم NADH به NAD+(یا نیکوتینامید آدنین دی نوکلئوتید که سابقا دی فسفوپیریدین نوکلئوتید DPN نامیده می‌شد) جلوگیری می‌نمایند.
همچنین بیهوش‌کننده‌های عمومی عملکرد چرخه اسید سیتریک را تضعیف می‌کنند زیرا NAD+ در دکربوکسیله کردن اکسایشی در چرخه اسید تری کربوکسیلیک (کربس) ضروری است.
از آنجا که اکسید شدن NADH توسط فسفریله شدن ADP به ATP کنترل می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که بیهوش کننده‌های عمومی باعث مهار فسفریله شدن اکسایشی نیز می‌شوند.

بنابراین، این پدیده‌ها، عامل ایجاد بیهوشی نبوده و تنها متعاقب آن ایجاد می‌شوند. بسیار محتمل است که کاهش برداشت مغزی اکسیژن، ناشی از کاهش فعالیت سیستم اعصاب مرکزی که در اثر بیهوشی ایجاد می‌گردد، باشد.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
فیلم هالیوودی Awake با کارگردانی جوبی هارولد Joby Harold و با بازی جسیکا آلبا، ترنس هووارد و کلی برسفورد از 2 هفته قبلا در سینماها به نمایش گذاشته شده است.

روزنامه نیویورک تایمز، در این مقاله، نگاهی داشته به بازتاب این فیلم در میان پزشکان و جامعه.

فیلم‌ها و سریال‌هایی که خطاها و یا پدیده‌های مرتبط با پزشکی را به تصویر می‌کشند، کم نیستند، اما فیلم Awake، یک پدیده نادر پزشکی را در دنیای سینما نشان می‌دهد، پدیده‌ای که هنوز پزشکان بر سر آن بحث و اختلاف نظر دارند.

این پدیده هشیاری در بیهوشی یا anesthesia awareness نام دارد، در عالم واقع این دوره‌ها کوتاه‌مدت هستند ولی در این دوره‌ها بیماران درد را از حد خفیف تا تحمل‌ناپذیر حس می‌کنند.

ترسناک‌ترین لحظه در فیلم جدید «بیدار» Awake ، بعد از گذشت 34 دقیقه رخ می‌دهد، زمانی که شخصیت اصلی فیلم، «کلی برسفورد» که «هیدن کریستنسن» نقشش را بازی می‌کند، در هنگام عمل جراحی درد ناشی از بریده شدن سینه‌اش را با چاقوی جراحی، حس میِ‌کند. به موازات عمیق شدن برش جراحی به وسیله جراح با بازی «ترنس هووارد»، بینندگان فیلم صدای فریادهای توأم با درد و رنج بیمار را می‌شوند، در حالی که ظاهرا بیمار بیهوش است و بی‌حرکت روی تخت جراحی خوابیده است.

فیلم Awake از 30 نوامبر اکران شده است، زمانی که از ماه‌ها قبل متخصصین بیهوشی خود را بر رویارویی با حواشی فیلم آماده می‌کردند.

مدتی قبل انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا، ایمیل‌هایی به 40 هزار عضو خود در مورد این فیلم فرستاد تا آنها خود را برای حمله‌های رسانه‌ای منفی و سؤالات بیماران آماده کنند. رئیس این انجمن، دکتر «جفری آپفلبام» در 2 نوامبر از اعضای این انجمن خواست که در برابر فیلم خونسردی خود را حفظ کنند.

تبلیغ فیلم چالش‌برانگیز است چرا که در آن نوشته شده است، در فیلم «جراحی به شیوه‌ای شبیه رفتار کوسه‌ها با شناگران اقیانوس، در فیلم آرواره‌ها انجام می‌شود.»

برآورد درصد دقیق بیمارانی که پدیده «هشیاری در بیهوشی» را تجربه می‌کنند، دشوار است، گزارشی که در سال 2004 بر اساس چندین مطالعه منتشر شد، بروز این پدیده را 0.1 تا 0.2 درصد نشان می دهد، به عبارت دیگر از 21 میلیون بیماری که سالانه مورد عمل جراحی قرار می‌گیرند، 20 تا 40 هزار نفر دچار این مشکل می‌شوند، ولی یک مطالعه دیگر بروز این پدیده را بسیار کمتر تخمین زد و آن را منحصر به تنها 1400 بیمار در سال دانست.

گرچه درصد اشخاص درگیر این حالت کم است، ولی مسلما صفر نیست. بیمارانی که سطح بالای هشیاری پس از فرایند بیهوشی دارند، درد بسیار زیادی چه در هنگام جراحی و چه پس از آن حس می‌کنند. یک استادیار بیهوشی دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید که بیمارانی که این حالت را تجربه کرده‌اند، دردشان آنقدر شدید بوده که از خدا می‌خواسته‌اند، اجازه دهد بمیرند.

به تصویر کشیدن محدودیت‌ها و خطاهای پزشکی، تأثیر و تأثر بیمارن و پزشکان، نگاه بیماران و پزشکان به بیماری‌هایی با ماهیت‌های گوناگون کار ظریفی است و گاهی مانند حرکت بر لبه یک تیغ می‌ماند. یک هنرمند می‌تواند به آسانی از جنبه اطلاع‌رسانی به جنبه تخریب و از سرگرمی‌سازی هنرمندانه به وحشت‌آفرینی غیرمسئولانه کشیده شود.

در این میان شناخت و درک درست یک هنرمند از دنیای واقعی پزشکی و توجه به این مسئله که گاه یک سریال یا فیلم از یک هنرمند مشهور می‌تواند تأثیری بسیار بیشتر از صدها مقاله و برنامه پزشکی، بر ذهن و تلقی مردم بگذارد، ضروری است.
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |
لوله گذاری نای روشی است متداول برای بیمارانی که بی هوشی عمومی می گیرند.

                                                                                                          

مزایا و ضرورت های لوله گذاری نایی:      

  • 1- بازنگه داشتن راه های هوایی
  • 2- ایجاد یک راه هوایی تمیز و مطمئن
  • 3- جلوگیری از آسپیریشن محتویات معده ، ترشحات حلق و خون
  • 4- تسهیل ساکشن کردن مکرر
  • 5- تغییر پوزیشن راحت بدون اینکه لطمه ای به وضعیت تنفسی بیمار وارد آید ، بجز در حالت خوابیده ( طاق باز )
  • 6- تسهیل تهویه ی ریه ها با فشار مثبت ( توراکوتومی و وقتی بلوک عصبی - عضلانی وجود دارد)
  • 7- کاهش فضای مرده به میزان 50٪
  • 8- عمل های جراحی نزدیک به راه های هوایی ( سر و گردن ، گوش ، حلق وبینی، دهان و دندان )
  • 9- در مواردی که حفظ راه هوایی توسط ماسک مشکل باشد ( کسانی که دندان ندارند و یا اینکه عمل بزرگ بوده و تهاجمی است )
  • 10- بیماری ای که راه هوایی فوقانی را درگیر کند.
  • 11- بیمارانی که انسداد دستگاه گوارش دارند.

 

 

روش لوله گذاری

ابتدا باید از وجود و سالم بودن وسایل لازم اطمینان حاصل کرد :

  • 1- منبع اكسیژن
  • 2- کیسه ی ذخیره
  • 3- لوله با اندازه ی مناسب ( اگر کاف دار است ابتدا باید کاف آن را امتحان کرد) سه شماره لوله لازم است . 1) همان شماره ای که حدس می زنیم مناسب باشد 2) یک شماره کمتر 3) یک شماره بیشتر
  • 4- لارنگوسکوپ
  • 5- ساکشن آماده
  • 6- داروهای بی هوشی
  • 7- ماسک
  • 8- blunt stylet
  • 9- سرنگ 20سی سی
  • 10-باند
  • 11-قیچی
  • 12-دستكش

 

 

قبل از انجام عمل یک ارزیابی از راه های هوایی برای تشخیص مشکل بودن یا نبودن لوله گذاری از طریق معاینه ی کلی دندانها ، اندازه ای که بیمار میتواند تا آن حد دهانش را باز کند، فاصله ی تیرومنتال thyromental ، مفصل اطلسی - پس سری و اندازه ی زبان در برابر حلق انجام می گیرد.

 

مراحل لوله گذاری دهانی - نایی

لوله گذاری نای معمولا جز در موارد خاصی مثل جراحی در حفره ی دهان یا مندیبل که نیاز به لوله گذاری از راه بینی است ، دهانی انجام می گیرد.

 

1-    قبل از لوله گذاری القا بی هوشی صورت می گیرد. از آنجایی که لوله گذاری حالتی ناخوشایند است عمق بی هوشی لازم آن به مراتب باید بیش از عمق بی هوشی لازم برای جراحی باشد.

 

2- تجویز اكسیژن بوسیله ی ماسك صورت . باید قبل از لوله گذاری ، ریه را پر از اکسیژن کرد. اگر بیمار دندان مصنوعی متحرک دارد ، تا بعد از القای بی هوشی باید دندان در جای خود بماند تا ماسک روی صورت بیمار به درستی قرار بگیرد.

3- سر را باید به اندازه ی 10- 8 سانتی متر بوسیله ی بالشتک بالا آورد. بالشتک باید زیر استخوان پس سری و شانه ها روی تخت قرار بگیرند. ابتدا سر را بالا آورده و بعد آنرا به عقب خم می کنیم (به این وضعیت ، وضعیت تنفس صدا دار می گویند) در غیر این صورت فاصله ی لب تا ورودی گلوت زیاد میشود و حنجره به سمت جلو می چرخد و این حالت نیاز به استفاده از دندانهای بالایی به عنوان تکیه گاه برای دیدن ورودی گلوت توسط تیغه ی لارنگوسکوپ هست. زمانی که سر را به عقب خم می کنیم نای 1.9سانتی متر به جلو می آید (و بر عکس) و اگر از قبل لوله گذاری در نای انجام شده باشد، این کار باعث قرار گرفتن لوله در برونش می شود. بلندی تخت باید به اندازه ای باشد که صورت بیمار در مقابل زایده ی گزوفوئید فرد لوله گذار قرار بگیرد.

4- فشار بر کریکوئید ( مانور سلیک ( sellick : با فشار آوردن توسط انگشت شست و سبابه بر روی غضروف کریکو تیرویید به عقب به منظور فشار آوردن به نای میتوان از پس زدن وآسپیراسیون جلوگیری به عمل آورد. البته همواره احتمال آسپیریشن هست و این کار ، عملی قطعی نیست.

5- لارنگوسکوپ

                     شامل:

  • 1- یک دسته محتوی باطری
  • 2- تیغه به همراه منبع نور ( تیغه قابل عوض کردن است)

انواع تیغه از شماره ی 0( کوچکترین ) موجود است تا شماره ی 4

  • 1- تیغه ی خمیده ( ماکینتاش Macintosh ) : (پراستفاده ترین تیغه) اگر بخواهیم از این نوع استفاده کنیم ، باید نوک تیغه را بین ریشه ی زبان و سطح حلقی اپی گلوت قرار داده و دسته را به سمت بالا و جلو ( یعنی به سمت پاهای بیمار ) بکشیم. در این حالت ورودی گلوت باز شده و می توان لوله گذاری کرد.

           مزایا : آسیب دیدن کمتر دندان و اپی گلوت و داشتن فضای بیشتر برای عبور لوله

  • 2- تیغه ی مستقیم ( جکسون - ویسکانسین Jackson - Wisconsin ) : با این تیغه ، باید نوک تیغه را جلوتر از سطح حلقی اپی گلوت جلو برده ، سپس به سمت بالا و جلو کشید تا راه ورودی گلوت باز شود . می توان همزمان با دست از روی پوست گردن به غضروف تیروئید هم به سمت طرفین فشار داد تا راه باز تر شود.

موارد استفاده :  1) در بچه های زیر یک سال   2) مواردی که دهان زیاد باز نمی شود   3)لارنگس قدامی

•3-    مستقیم تغییر شکل یافته( Miller)

           مزایا : دید بهتر از ورودی گلوت

اندازه ی تیغه (حسب طول تیغه ):

دربیماران كمتر از6 تا10سال تیغه صاف ( Miller ) بكار برده می شود. دربالغین ازتیغه خمیده به شماره3 یا 4 یا از تیغه صاف ( Miller ) به شماره ی 2 یا 3 استفاده می شود.

لارنگوسکوپ توسط دست چپ متخصص گرفته می شود ( در نزدیکی محل اتصال تیغه و دسته ) اگر در اثر خم کردن سر دهان باز نشود ، باید با انگشت نشانه ی دست راست لب پایینی و با انگشت شست دست راست لب بالایی را باز کرد تا بوسیله ی تیغه ی لارنگوسکوپ آسیب نبینند. از سمت راست دهان بیمار وارد شده و زبان بوسیله ی تیغه به سمت چپ زده می شود. نباید از دندان های بالایی به عنوان تکیه گاه استفاده کرد ، چون احتمال آسیب به آن ها زیاد است . می توان از پلاستیک محافظت کننده ای در بالای دندان های فوقانی استفاده کرد. تیغه را به سمت جلو تا اپی گلوت می بریم .

 زمانی که گلوت دیده می شود(ورودی گلوت به سه گوش است که لبه های آن را طناب های صوتی سفید و رنگ پریده تشکیل داده است ) ولی نوک لوله وارد نمی شود و یا زمانی که گلوت دیده نمی شود ، می توان  stylet را که میله ای فلزی و قابل انعطاف است در لوله قرار داد و لوله را با تغییر شکل به وضعیت مطلوب در آورد. باید دقت داشت که نوک stylet نباید از لوله خارج شود ، چون موجب آسیب به تراشه می شود. گاهی برای لغزنده شدن لوله تراشه از پماد استفاده می شود ولی این پماد توصیه نمی شود چون گلو درد را تشدید می کند.

 

6- اندازه ی لوله با قطر داخلی آن مشخص می شود (لوله های نای از نظر قطر 5/0 میلی متر تفاوت دارند) از شماره ی 2 تا 10:

2.5- 2 برای نوزادان نارس

3.5- 3 برای نوزادان رسیده و شیرخوار كوچك

4  برای یک ساله ها

5  برای دو ساله ها

8-7  برای زنان بالغ

9-8 برای مردان بالغ  

طول نای هم بر حسب سانتی متر محاسبه می شود .

لوله ی نای باید استریل ، یك بار مصرف و از جنس پلی وینیل كلرید شفاف باشد تا بخار آب موجود در هوای تنفسی از روی لوله مشخص باشد. لوله باید رادیو اوپک باشد تا وضعیت لوله نسبت به کارینا را مشخص کند.

کاف   (cuff )یا بادکنک لوله :

این بادکنک در انتهای تحتانی لوله قرار داده شده است.

مزایا:

  • 1- ایجاد پوششی بر روی مخاط نای
  • 2- آسانتر کردن تهویه ی ریه با فشار مثبت
  • 3- کاهش احتمال آسپیریشن

یك  لوله تراشه دارای كاف  باید  از كاف نوع  كم فشار و پر حجم باشد . اگر طول کاف زیاد باشد فشارش کم خواهد بود.

دربیماران كمتراز 8 سال ازلوله های فاقد كاف استفاده می شود و برای بیماران بالای 14 سال از لوله ی کاف دار.

لوله ی نای بوسیله ی دست راست فرد لوله گذار به شکل یک مداد گرفته می شود و از سمت راست دهان بیمار لوله را وارد کرده تا جایی که انتهای لوله به بالای کارینا برسد.  برای اینکه مطمئن باشیم که لوله وارد یکی از برونش ها نمی شود باید به عددهای روی لوله توجه کرد . میزان ورود لوله را می توان از روی عددی که روی آن نوشته شده متوجه شد .این عدد فاصله ی دندان های پیشین فوقانی و یا لثه ی تا انتهای لوله ( کارینا) را مشخص می کند. در مردان بالغ این اندازه باید حدود 23 سانتی متر و در زنان بالغ 21 سانتی متر باشد. راه دیگر لمس برآمدگی کاف هنگام پر کردن سریع آن در بالای جناغ نشانه ی دیگری دال بر قرار نگرفتن لوله در برونش است. در این زمان لارنگوسکوپ باید خارج کرد .

7- کاف لوله را تا حدی که نشتی هنگام تهویه وجود نداشته باشد پر می کنیم ( چون پر شدن زیاد کاف موجب ایسکمی مخاط نای می شود ) کاف را بوسیله ی کاف کوچک راهنمایی که در قسمت خارجی لوله (از دهان بیمار) وجود دارد باد می کنیم این کاف راهنما میزان پر یا خالی بودن کاف اصلی را نشان می دهد.

 

در این زمان باید مطمئن شویم که لوله داخل مری است :

  • 1- حرکت همزمان دو طرف قفسه ی سینه (هنگام دم)
  • 2- شنیدن صداهای تنفسی در دو قله ی ریه یا خط midaxillaryبوسیله ی گوش کردن با گوشی پزشکی . این صداها باید درهردوطرف یكسان بوده واز صدایی كه روی معده شنیده می شود بلندتر باشد.
  • 3- پر و خالی شدن کیسه ی ذخیره
  • 4- دیدن بخار آب در لوله ی نای
  • 5- وجود دی اکسید کربن در هوای بازدمی لوله که توسط کاپنوگراف اسپکترومتر محاسبه می شود ( نرمال آن 30 میلی متر جیوه برای 5-3 تنفس متوالی ) اگر لوله به داخل مری رفته باشد، دی اکسید کربنی در هوای بازدمی وجود ندارد.
  • 6- کاهش sa o₂

اگر بگ سفت شود علت چسبیدن لوله به دیواره ی نای است . راه حل : تغییر پوزیشن

 

زمانی که لوله گذاری نای از راه دهان در حالت بی هوشی موفقیت آمیز نباشد و یا به علت مشکلات آناتومیکی ،   NPO نبودن ، انسداد در دستگاه گوارش و یا مشکلی در راه هوایی فوقانی نتوان از آن روش استفاده کرد ، می توان از راه های زیر عمل کرد:

  • 1- لوله گذاری دهانی نایی در حالت بیدار ( در این حالت به علت تونسیته ی کافی عضلات اسکلتی که راه هوایی را باز نگه می دارند ، حفظ راه هوایی بهتر صورت می گیرد)
  • 2- لوله گذاری بینی- نایی ( با استفاده از شل کننده و پنس مگیل و ورود از سوراخ راست بینی )

    

   کنتراندیکاسیون ها:

  • 1- کواگولوپاتی
  • 2- پاتولوژی وسیع در بینی
  • 3- شکستگی قاعده ی جمجمه
  • 4- لیک مایع مغزی نخاعی
  • 5- اختلالات داخل بینی.

 

  • 3- لوله گذاری با لارنگوسکوپ فایبراپتیک یا بولارد
  • 4- لوله گذاری کورکورانه
  • 5- ماسک لارنژیال ( برای کسانی است که نمیتوان آنها را بصورت معمول لوله گذاری کرد ) متشکل از یک ماسک کم عمق با یک کاف قابل باد شدن است که بلوله اتصال دارد .

وضعیت سر و گردن در این حالت همانند لوله گذاری دهانی -نایی ست ولی به لارنگوسکوپ نیازی نیست. ابتدا ماسک را خالی از باد کرده و به شکلی که سطح مجرا بطرف پشت باشد ، آن را وارد دهان کرده تا به زاویه ی پشت زبان راحت تر برسد. زمانی که قسمت ماسک در مقابل گلوت قرار گرفت ، بدون گرفتن لوله ، کاف را باد می کنیم (10-30 میلی لیتر هوا) در این حالت لوله چند سانتی بالا می آید (بیش از 1.5 سانتی متر) اگر لوله در جای مناسب خود قرار گرفته باشد در اطراف حنجره ( از روی پوست گردن ) برآمدگی ای می بینیم.

مزایا:

1-احتمال ورم گلو کمتر می شود.

2-اگر عمق بی هوشی کم باشد ، تحمل این لوله راحت تر است.

   کنتراندیکاسیون ها:

1-زمانی که حرکات گردن محدود باشد.

2-تنگ بودن دهان

3-احتمال آسپراسیون بیشتر نسبت به دیگر لوله ها

  • 6- در نهایت اگر هیچ راهی برای لوله گذاری وجود نداشت ، باید تراکئوستومی انجام شود.

 

خارج کردن لوله از نای

در هنگام بیهوشی عمومی زمانی لوله را خارج می کنیم که بیمار هنوز در حالت بی هوشی باشد تا احتمال سرفه یا اسپاسم حنجره کم شود. دراین زمان باید نفس برگشته باشد و احتمال آسپیریشن کم باشد.

باید یک بار قبل از خارج کردن لوله ترشحات حلق را ساکشن کرد( چون با خالی کردن باد کاف ترشحاتی که در بالای کاف بوده وارد نای می شود) و یک بار هم بعد از خارج کردن لوله.

همزمان با خارج کردن لوله به کیسه ی ذخیره فشار می آوریم که این عمل موجب سرفه و خروج مواد آسپیره می شود.

زمانی که احتمال آسپیریشن باشد باید موقعی لوله را خارج کرد که رفلکس حلق و حنجره برگشته باشد ( واکنش به لوله نشان دهنده ی برگشت رفلکس است که در این زمان اگر در مرحله ی extubation هستیم ، لوله را خارج می کنیم و اگر در مرحله ی قبل از آن هستیم ، آرام بخش به بیمار می دهیم تا لوله را تحمل کند )

 

عوارض لوله گذاری نای:

  • 1- ضربه به دندان ( اگر درحین عمل دندانی بیفتد و نتوان آن را در دهان بیمار پیدا کرد ، باید ابتدا یک رادیوگرافی از قفسه ی سینه به عمل آورد تا مشخص شود که دندان افتاده از گلوت عبورنکرده است )
  • 2- افزایش فشار ( به دنبال لارنگوسکوپی )
  • 3- تکی کاردی ( به دنبال لارنگوسکوپی )
  • 4- بی نظمی قلب
  • 5- ایسکمی میوکارد
  • 6- انسداد لوله ی نای
  • 7- لوله گذاری داخل برونش
  • 8- لوله گذاری در مری
  • 9- نشت کاف لوله
  • 10- خارج شدن تصادفی لوله ی نای
  • 11- آسیب مستقیم به راه هوایی فوقانی
  • 12-اسپاسم حنجره
  • 13-آسپیریشن
  • 14-فارنژیت ( شایع ترین ) ( بویژه در خانمها ) 72- 48 ساعت بعد از عمل بدون درمان خوب می شود.
  • 15-لارنژیت
  • 16-تنگی و التهاب نای
  • 17-آسیب به تارهای صوتی
  • 18-جابجایی غضروف آری تینوئید
  • 19-ورم حنجره
  • 20-آسیب به مخاط نای
  • 21-تخریب حلقه های غضروفی
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

از اتر تا ونتيلاتور

پيش از جراحي، متخصص بيهوشي ملاقاتي با بيمار دارد تا بتواند بهترين و مناسب ترين داروها و دوزها را با توجه به شرايط بيمار تعيين کند. اهميت اين مقادير به علت تاثير آنها بر ايمني فرآيند بيهوشي است بر اساس شرايط پزشکي فعلي بيمار، ممکن است متخصص بيهوشي اين اطلاعات ار يک بار ديگر در روز جراحي مورد ارزيبابي قرار داده و تغييراتي اعمال کند. پاسخگويي صحيح و دقيق به اين سوالات در تعيين داروهاي بيهوشي بسيار مهم است.

در پزشكي مدرن، بيهوشي عمومي به عنوان حالتي تعريف مي‌شود كه در آن فرد به علت استفاده از داروهاي بيهوشي، به طور كامل هوشياري خود را از دست مي‌دهد. در طي اين فرآيند داروهاي مختلف و با اثرات متعدد به بيمار داده مي‌شوند كه هدف كلي آنها ايجاد حالت عدم هوشياري، فراموشي و بي‌دردي است.
انتخاب روش بهينه و داروي مؤثر براي هر بيمار به عهده متخصص بيهوشي است.
بيهوشي عمومي فرآيند پيچيده‌اي است كه مراحل زير را شامل مي‌شود:
ارزيابي‌هاي پيش از بيهوشي
تجويز داروهاي بيهوشي عمومي
معاينه وضعيت قلب و تنفس بيمار
بي‌دردي
كنترل مجاري ورود هوا
كنترل مايعات
كنترل درد پس از جراحي
‏ارزيابي‌هاي پيش از بيهوشي

پيش از جراحي، متخصص بيهوشي ملاقاتي با بيمار دارد تا بتواند بهترين و مناسب‌ترين داروها و دوزها را با توجه به شرايط بيمار تعيين كند. اهميت اين مقادير به علت تأثير آنها بر ايمني فرآيند بيهوشي است. اطلاعاتي كه براي اين ارزيابي از بيمار گرفته مي‌شوند عبارتند از: سن، وزن، داروهاي مورد استفاده، وجود سابقه قرار داشتن تحت بيهوشي عمومي. بر اساس شرايط پزشكي فعلي بيمار، ممكن است متخصص بيهوشي اين اطلاعات را يك بار ديگر در روز جراحي مورد ارزيابي قرار داده و تغييراتي اعمال كند. پاسخگويي صحيح و دقيق به اين سؤالات در تعيين داروهاي بيهوشي بسيار مهم است. به عنوان مثال شخصي كه از مواد الكلي يا اعتيادآور استفاده مي‌كند، در صورت پنهان كردن اين مسأله احتمالاً در حين جراحي به هوش بوده و يا دچار افزايش فشار خون خواهد شد. استفاده از برخي داروها نيز ممكن است با داروهاي بيهوشي تداخل داشته و خطراتي را براي بيمار به وجود آورند.
يكي از جنبه‌هاي مهم اين ارزيابي، بررسي و معاينه دقيق مجاري عبور هوا است. اين بررسي شامل معاينه دهان و بافت‌هاي اطراف حنجره است. وضعيت دندان‌ها و ميزان انعطاف‌پذيري گردن بازبيني مي‌شود. در صورتي كه كارگذاري لوله تراشه در گلو مشكل باشد، روش‌هاي جايگزيني مانند لوله‌گذاري در ناي، حلق و ... استفاده مي‌شود.

داروهاي پيش از عمل
از چندين ساعت تا چند دقيقه قبل از شروع جراحي ممكن است متخصص بيهوشي داروهايي را از طريق تزريق داخل رگ و يا به صورت خوراكي تجويز كند. معمو‌ل‌ترين داروهاي پيش از عمل عبارتند از تركيبات ناركوتيك و سدتيو.
انجام بيهوشي
بيهوشي عمومي هم در اتاق عمل و هم در اتاق مخصوص بيهوشي قابل انجام است. داروي بيهوشي به يكي از روش‌هاي تزريق داخل رگ (‏IV‏) و يا استنشاق ماده بيهوشي از درون يك ماسك صورت به بدن وارد مي‌شود. بيهوشي از طريق تزريق داخل رگ سريع‌تر از استنشاق عمل مي‌كند. بيمار در عرض 20-10 ثانيه به طور كامل بيهوش مي‌شود. داروهاي بيهوشي تزريقي معمولاً عبارتند از پريوفول، كتامين، اتوميديت و ...
‏حفظ بيهوشي
طول مدت تأثير مواد بيهوشي بين 5 تا 10 دقيقه است و پس از آن فرايند به هوش آمدن آغاز مي‌شود. براي افزايش مدت بيهوشي (تا زمان پايان جراحي)، بايد مقدار مشخص از تركيبات اكسيژن، ‏NO2‎‏ و مواد بيهوشي ديگر از طريق استنشاق به بيمار داده شود. راه ديگر تزريق دوزهاي معيني از ماده بيهوشي است. هر گاه سطح مواد بيهوشي در مغز از حد معيني كمتر شود فرآيند ريكاوري (بازگشت به سطح هوشياري) اتفاق مي‌افتد. از سال 1990، شيوه تزريق كنترل شده مواد بيهوشي با استفاده از پمپ اينفيوژن ابداع شده است. اين روش به علت تسريع ريكاوري و كاهش مشكلات پس از بيهوشي (نظير حالت تهوع و ...) ترجيح داده مي‌شود.
‏روش‌هاي نوين
 استفاده از شيوه‌هاي انسداد عصبي- عضلاني، بخشي از بيهوشي مدرن است. در اين شيوه نيازي نيست كه عمق بيهوشي خيلي زياد باشد. مانيتورينگ اين روش به وسيله دستگاه تحريك‌كننده اعصاب محيطي انجام مي‌شود. اين وسيله پالس‌هاي الكتريكي كوتاهي را به اعصاب فرستاده و واكنش عضلات را بررسي مي‌كند.
‏كنترل وضعيت مجاري عبور هوا
همزمان با كاهش هوشياري در اثر بيهوشي عمومي، ميزان عكس‌العمل‌هاي محافظتي در مجاري عبور هوا (نظير سرفه كردن) كاهش مي‌يابد و ممكن است الگوي تنفس در اثر اثرات مواد بيهوشي دچار نقص شود. براي باز نگه داشتن مجراي عبور هوا و حفظ پارامترهاي تنفس عادي، از لوله‌هاي تنفسي استفاده مي‌شود. اين لوله‌ها در زمان بيهوشي به داخل مجراي تنفسي بيمار وارد مي‌شود. براي انجام تنفس‌دهي يك لوله تراشه به داخل گلو هدايت مي‌شود.
‏مانيتورينگ
مانيتورينگ شامل استفاده از تكنولوژي‌هاي متعدد به منظور حفظ و كنترل بيهوشي عمومي است. اين تكنولوژي‌ها به شرح زير هستند:
‏1- ECG‏: قرار دادن الكترودهايي بر روي پوست به منظور كنترل نرخ ضربان قلبي. با استفاده از اين روش برخي علايم اوليه مشكلات قلبي قابل مشاهده و پيشگيري است. (اين روش بايد به طور پيوسته انجام شود)
2- پالس اكسيمتري: پروب اين وسيله با دقت بر روي يكي از انگشتان نصب مي‌شود و به طور پيوسته ميان غلظت هموگلوبين حاوي اكسيژن را كنترل مي‌كند.
3- كنترل فشار خون: به دو روش انجام مي‌شود. روش اول (معمول‌ترين روش)، استفاده از روش غيرتهاجمي (‏NIBP‏) است. اين شيوه با استفاده از يك كاف كه به دور بازو يا پا بسته مي‌شود، انجام مي‌گيرد. سپس فشار خون با استفاده از دستگاه، چندين بار در حين جراحي كنترل مي‌شود. در روش دوم فشار خون به صورت تهاجمي (‏IBP‏) اندازه‌گيري مي‌شود. بيماراني كه به بيماري‌هاي قلبي يا تنفسي حاد مبتلا هستند و يا جراحي‌هاي بزرگي نظير جراحي قلب (همراه با خونريزي شديد) در پيش رو دارند با اين شيوه كنترل مي‌شوند. در اين روش، نوعي ابزار پلاستيكي وارد شريان بيمار شده و از اين طريق فشار خون وي اندازه‌گيري مي‌شود.‏
4- كنترل متناوب غلظت مواد بيهوشي: اين كار توسط ماشين بيهوشي و به وسيله اندازه‌گيري درصد مواد بيهوشي استنشاقي انجام مي‌شود.
5- پيغام كمبود اكسيژن: برخي مدارات الكترونيكي تعبيه شده در اتاق عمل در صورتي كه سطح اكسيژن‏ هواي اتاق كمتر از 21 درصد باشد پيغام خطا مي‌دهند.‏
6- پيغام قطع مدار: نشان‌دهنده قطع مدار به علت رسيدن به حد معيني از فشار در حين تنفس‌دهي است.
7- كنترل دي‏ ‌اكسيد كربن (كاپنوگرافي): ميزان دي‌ اكسيد كربن موجود در ريه‌ها را اندازه‌گيري مي‌كند. به اين ترتيب متخصص بيهوشي از صحت تنفس‌دهي اطمينان پيدا مي‌كند.‏
8- اندازه‌گيري حرارت بدن: براي آگاهي از بروز تب يا افزايش درجه حرارت انجام مي‌شود.
9- از دستگاه EEG‏ و يا ساير تجهيزات مخصوص به منظور كنترل عمق بيهوشي استفاده مي‌شود.‏
اين روش از هوشياري مغز بيمار ( عدم توانايي وي براي آگاه كردن اطرافيان به علت بي‌حسي ساير اعضاي بدنش) جلوگيري مي‌كند. همچنين با تعيين عمق بيهوشي از تزريق بيش از اندازه ماده بيهوشي اجتناب مِي‌شود.

مراحل بيهوشي
 مرحله 1: فاصله زماني بين تزريق دارو و كاهش سطح هوشياري است. در طي اين مدت بيمار قادر به سخن گفتن است.
مرحله 2: در طي اين مرحله ضربان قلب و تنفس بيمار موقتاً به هم مي‌ريزد. حالت تهوع و حركات اسپاسمي از نتايج اين امر است. از آنجا كه ممكن است بروز حالت تهوع منجر به بسته شدن مجراي تنفسي شود، گاهي اوقات با استفاده از داروهاي خاص اين عبور از اين مرحله را سرعت مي‌بخشند.
مرحله 3: در اين مرحله عضلات كاملاً شل بوده و تنفس بيمار عادي مي‌شود. حركات چشم كند شده و در نهايت متوقف مي‌شود. اكنون زمان آغاز جراحي فرا رسيده است.

كاهش درد پس از جراحي
فرآيند بيهوشي شامل طرح برنامه‌اي براي تشكيل درد پس از جراحي است. به اين ترتيب بايد داروهاي متعددي به يكي از روش‌هاي خوراكي، تزريق زيرپوستي يا از طريق سرم به بيمار داده شود. در جراحي‌هاي ساده، داروهاي خوراكي براي كاهش درد كفايت مي‌كند ولي در جراحي‌هاي بزرگ بايد از داروهاي تزريقي با دوزهاي گوناگون استفاده شود. استفاده از مورفين معمول‌ترين روش كاهش درد پس از جراحي‌هاي بزرگ است.

ميزان مرگ و مير ناشي از بيهوشي
به طور كلي، ميزان مرگ  و مير ناشي از بيهوشي در حدود 5 در ميليون برآورد مي‌شود. علت مرگ در اثر بيهوشي معمولاً به فاكتورهاي جراحي و يا بروز مشكلي در فاز دوم بيهوشي مربوط است كه در طي آن عفونت يا نقص در كار يكي از ارگان‌ها (قلب، ريه، كليه، كبد) رخ مي‌دهد.

ونتيلاتور بيهوشي  

در پزشکي ، هنگامي که بيمار نمي تواند خود عمل تنفس را انجام دهد ، تنفس دهی مکانيکي به عنوان روشي براي کمک و يا جايگزيني فوري (خود بخود) عمل تنفس به کار می رود. همچنين در هنگام تيوب گذاري تهاجمي ( در مقابل تنفس دهی غير تهاجمي ) که هوا بصورت مستقيم در جريان است، تنفس دهی باید به صورت مکانیکی انجام شود.
در محيط هاي حساس مانند ICU  و در طي بيماري هاي حاد، براي مدت کوتاهي از تنفس دهی مکانيکي استفاده مي شود. بعضي بيماران که به بيماريهای مزمن مبتلا هستند و به تنفس دهی بلند مدت نياز دارند ، مي توانند در خانه ، موسسة پرستاري و يا مراکز توانبخشي با کمک درمانگر تنفسي و يا پزشک کارهاي مربوطه را انجام دهند .
شکل رايجِ تنفس دهی مکانيکي ، تهوية(تنفس دهی) فشار مثبت است که با افزايش فشار در مجاری هوايي و در نتيجه تحميل هواي اضافي در ريه ها کار مي کند . اين شیوه در مقابل ونتيلاتورهاي خيلي قديمي فشار منفي معمولي است که در محيط اطراف قفسه سينة بيمار فشار منفي ايجاد مي کرد ، که در نتيجه هوا به داخل ريه ها کشيده مي شد .
با اينکه هدف از این تکنولوژی، نجات جان انسان است ولي تنفس دهی مکانيکي بسياري عوارض بالفعل شامل فنوماتوراکس ، صدمات مسيرهاي هوايي ، آسيب دندانی ، و ذات الريه در اثر  ونتيلاتور را با خود همراه دارد . بنابراين معمولاً تا حد ممکن از آن اجتناب می شود. وساليوس (Vesalius ) اولين کسي بود که تنفس دهی مکانيکي را، با قرار دادن ني در ناي حيوانات و سپس دميدن در آن، توصيف کرد .
دستگاه Iron Lung :
دستگاه Iron Lung، در سال 1929 ساخته شد و يکي از اولين دستگاه هاي فشار منفي بود که براي تنفس دهی بلند مدت استفاده شد . این وسیله در قرن بیستم تصحيح شد و به سبب اپيدمي بيماري فلج اطفال که جهان را در سال 1950 مصيبت زده کرد ، بطور وسيع استفاده شد . اين دستگاه شامل يک مخزن باريک است  که تا گردن بيمار را مي پوشاند . گردن با لاستيک درزبند(gasket) محکم بسته شده و  بنابراين صورت بيمار (و مسير هوايي) در معرض هواي اتاق قرار مي گيرد .
تبادل اکسيژن و دي اکسيد کربن بين رگهای خوني و حفره های هوايي ريوي با روش انتشار انجام شده و به عملکرد خارجي نيازي ندارد. هوا بايد به داخل و خارج ريه ها حرکت کرده تا فرآيند تبادل گاز برقرار باشد . در تنفس ناخودآگاه ، فشار منفي  توسط ماهيچه هاي تنفسي ايجاد شده و در اثر یکسان نبودن فشار هوای محیط و فشار داخلي سينه  ، جريان هوا را توليد مي کند .
در دستگاه Iron Lung هوا بوسیله یک پمپ است براي توليد فضاي خالي در داخل مخزن  ، بطور مکانيکي مکش شده ، و بنابراين فشار منفي ايجاد مي شود . اين فشار منفي موجب انبساط قفسه سينه و کاهش فشار درون ريوي و جاري شدن هوا در ريه ها مي شود. هنگامي که هوای درون ریه ها به بیرون فرستاده می شود ، فشار درون تانک با فشار محیط اطراف برابر مي شود و خاصیت ارتجاعی  قفسه سينه و ريه ها باعث بازدم پسيو مي شود .
به این ترتیب، شکم همراه با ريه منبسط شده و جريان برگشت وريد به قلب را جدا کرده و منجر به جریان خون وريدی به سوی اندام تحتانی مي شود . بر روی بدنه دستگاه سوراخ بزرگي براي دسترسي پرستار يا دستيار وجود دارد . بيماران مي توانند بطور طبيعي صحبت کنند و بخورند ، و آیینه هایی برای مشاهده محیط اطراف در اختیار دارد . بعضي از افراد در اين ريه هاي آهني بطور نتيجه بخشي براي سالها توانستند زنده ماندند .
امروزه ، ونتيلاتورهاي مکانيکي فشار منفي هنوز استفاده مي شوند. دستگاه مذکور شبيه به نوعی زره بالاتنه است . زره بالاتنه بخشی است که فشار منفي را فقط در قفسه سينه با استفاده از یک کيسة نرم و سبک بوجود مي آورد. عمدة استفادة آن در بيماران مبتلا به اختلالات عصبي است که بعضي عملکرد هاي عضلانيرا هنور ار دست نداده اند، . با اين وجود ، به علت اینکه بیمار فقط در حالی دازکش می تواند از دستگاه استفاده کند، ساييدگي شديد و آسيب هاي پوستي از تبعات این نوع طراحی به شمار می رود و به عنوان وسيلة بلند مدت استفاده نمي شود. در سالهاي اخير براي اين وسيله روکش جديدي با پوستة پلي کربنات همراه با چسب هاي متعدد و پمپ نوساني فشار بالا (بمنظور تنفس دهی دو فازة زرة بالاتنه) ، گذاشته شده است .
ونتيلاتور مکانيکي
مبناي طراحي ونتيلاتورهاي فشار مثبت ِمدرن، اساساً به پيشرفت هاي تکنولوژي نظامي در جنگ جهاني دوم به منظور فراهم کردن اکسيژن براي خلبان هاي جنگنده در ارتفاع بلند بوده است . چنین ونتیلاتورهایی با مجهز بودن به لوله های کوچک ، کم فشار و کم حجم، جایگزین دستگاه های قدیمی شدند.

محبوبيت ونتيلاتورهاي فشار مثبت در طي اپيدمي فلج اطفال در 1950 در اسکانديناوی و ايالات متحده آمريکا بیشتر شد . فشار مثبت به علی تامين کردن %50 اکسيژن از طريق لوله ها به شیوه دستی، منجر به کاهش نرخ مرگ و مير ميان بيماران فلج اطفال در اثر ناتواني تنفسي شد .
ونتيلاتور هاي فشار مثبت با افزايش فشار مسيرهوايي بيمار از طريق  لوله تراشه کار مي کند . فشار مثبت به هوا اجازه ميدهد تا پايان يافتن تنفس دهی(دم) ونتيلاتور، در مسير هوايي جريان يابد. سپس ، فشار مسير هوايي به صفر افتاده و ديوار قفسه سينه به حال خود بر مي گردد و ريه ها حجم هوای محبوس در خود را از طريق بازدم پسيو با فشار به بيرون مي فرستد.
شرايط قابل استفاده:
هنگامي که تنفس خودبخود بيمار براي بقاي زندگي کافي نباشد، همچنين برای پيشگيري از توقف عملکردهاي فيزولوژي ديگر، يا تبادل بي نتيجة گاز در ريه ها ، از ونتيلاتور استفاده مي شود . دلالت دارد . تنفس دهی مکانيکي تنها براي ميسر ساختن کمک به تنفس بکار گرفته مي شود و بيمار را شفا نمي دهد .  شرايط بيمار بايد به دقت بررسی شده بوده سپس تحت تنفس دهی مکانیکی قرار بگیرد. . بعلاوه ، فاکتورهاي ديگرهم بايد مورد توجه قرار گرفته شود زيرا تنفس دهی مکانيکي بدون عواقب نيست .
شرايط متداول براي تنفس دهی مکانیکی:
1. آسيب حاد ريه(شامل ARDS و تروما)
2.  ايست تنفسي
3. بيماري هاي مزمن انسداد ريوي(COPD )
4. اسیدوز حاد ريوي همراه ( pCO2¬¬>50mmHg وpH<7.25 ) ، که ممکن است ناشي از  ازکارافتادگي ديافراگم در اثر از سندروم Guillain-Barre' ،آسيب Myasthenia Gravis ، يا اثر داروي بيهوشي و داروهاي سست کنندة عضله باشد .
5. افزايش نرخ تنفس در مواردی نظیر ، انقباض و ديگر علائم تنگی نفس .
6. هايپوکسيما همراه با فشار جزئي اکسيژن شريانيِ (PaO2 ) و  55mmHg>(FiO2 )
7. مسموميت ، شوک ، ناتواني قلبي (congestive heart failure )

انواع ونتيلاتورها:
تنفس دهی هوا مي تواند بدين گونه باشد :
1. تنفس دهی دستي با استفاده از آمبوبگ
2. تنفس دهی مکانيکي با استفاده از دستگاه ونتیلاتور . انواع ونتيلاتورهاي مکانيکي شامل : 
ونتيلاتور قابل حمل: اين ونتيلاتور کوچک و در عین حال بسيار قوي است و مي تواند بصورت پنوماتيکي ( با پمپ هوا) يا از طريق منبع برق AC و يا منبع برق DC  نيرو بگيرد. 
ونتيلاتور ICU: اين ونتيلاتورها بزرگتر بوده و معمولا به طور پیوسته به برق AC متصل هستند (داراي باتري براي سهولت حمل و نقل هاي داخلي و همچنين يک پشتيبان در مواقع نقص منبع ميباشد).اين مدل از ونتيلاتورها اغلب کاربرد مهمي از تنوع وسيع پارامترهاي تنفس دهی را فراهم ميکند(مثل افزایش نرخ تنفس) . همچنين بسياري از ونتيلاتورهاي ICU داری تجهیزات گرافیکی به منظور فراهم ساختن فيدبک بصري از هر تنفس هستند.
ونتيلاتور NICU: مخصوص به نوزادان زودرس ، اينها زيرمجموعه هاي مخصوصي از ونتيلاتورهاي ICU هستند که براي تحويل دادن حجم و فشار هاي بسيار دقيق و کوچک مورد نياز برای تنفس دهی به این بیماران کوچک طراحي شده اند .
ونتيلاتورهاي PAP: اين ونتيلاتورها مخصوص تنفس غير تهاجمي طراحي شده و شامل ونتيلاتورهاي قابل استفاده در خانه ، به منظور درمان تنگی نفس در خواب هستند. 
تنظيمات:
در فيزيولوژي طبيعي ، تبادل گاز(اکسيژن / دي اکسيد کربن) در سطح آلوئولهاي درون ريه ها اتفاق مي افتد. هنگام استفاهدة 100% FiO2  ، درجة خطا با کاستن اندازة PaO2(از گاز خون شرياني) ازmmHg  700  تخمين زده مي شود . براي هراختلاف mmHg 100 اي ، میزان خطا 5% است . خطای بيشتر از 25% بايد سريعاً پیگیری شود. علت بروز این خطا ، لوله گذاري نا مناسب يا پنومُتُراکس است. اگراین دلایل صحیح نبودند، دلايل ديگري را بايد جستجو کرد و  بايد براي درمان  از شنت درون ريوي استفاده شود . ديگر دلايل شنت گذاری عبارتند از :
کلاپس                                                                                                                                       ایجاد عفونت از طريق ذات الريه ، سندرم حاد تنگي نفس ، نقص تراکم قلبي يا خونريزي.
چه هنگام باید تنفس دهی مکانيکي را قطع کرد:
قطع تنفس دهی مکانيکي همان قدر که نبايد به تاخير بیافتد ، نبايد نا بهنگام نیز انجام شود . هرگاه بیمار قادر به حمايت تنفس دهی خود و اکسيژن گیری طبیعی شد ،  بايد با دقت از دستگاه جدا شده و بطور مداوم معاینه شود . چندين پارامتر عيني براي جستجوکردن هنگام قطع تنفس دهی مکانیکی وجوددارد ، اما معيارهاي مشخصي براي عموميت دادن به همه بيماران وجود ندارد.
تنفس دهی غير تهاجمي ( تنفس دهی فشار مثبت غير تهاجمي)(NIPPV)
تنفس دهی بدون استفاده از اندوتراکئال تيوب به عنوان تنفس دهی غیر تهاجمی شناخته می شود. تنفس دهی غير تهاجمي در بيماره های خفیف استفاده می شود. اغلب در بيماري هاي قلبي ، بيماري مزمن ريوي ، تنگی نفس آ خواب ، و بيماري هاي عصبي – عضلاني  استفاده شده است . تنفس دهی غير تهاجمي به طور مستقیم انجام مي شود و هيچ دستگاه  تنفس دهی بکار گرفته نمي شود.
بعضي روش های متداول بکار گرفته شده از NIPPV شامل :
1فشار مسيرجريان هوايي مثبت پيوسته (CPAP)
2 فشار مسيرجريان هوايي مثبت دو سطحه(BIPAP)  که در طس آن فشار متناوب بين فشار مسير جريان هوايي مثبت دمي IPAP و فشار مسير جريان هوايي مثبت بازدمي EPAP ، با تلاش بيمار راه مي افتد . 
3 تنفس دهی فشار مثبت نوبتي IPPV از طريق دهانه يا ماسک است.
اتصال به ونتيلاتور:
چندين  وسیله و دستگاه مکانيکي که به منظور حفاظت در برابر کلاپس مسير هوايي ،نشتي هوا ، و تنفس دهی  وجود دارد .
ماسک صورت : در هنگام احيا و براي نیز تحت بيهوشي ، استفاده از ماسک صورت در اغلب موارد براي جلوگیری از نشت هوا کافي است . مسير هوايي بيماران  بيهوش  از طريق باز نگه داشتن فک يا بوسيلة استفاده از بازکننده های بینی و دهان برقرار خواهد ماند . به این ترتیب يک راه هوايي از طريق بيني يا دهان به ریه ها فراهم می شود . از اثرات جرئی استفاده از ماسک، ایجاد زخم  در بخش برآمدة بيني براي بعضي از بيماران است . ماسک صورت همچنين براي تنفس دهی غيرتهاجمي در بيمارانهوشيار استفاده مي شود . 
ماسک حنجره اي : اين ماسک باعث کاهش درد و سرفه در اثر  واکنش به لوله تراشه مي شود . با اين وجود ،بر عکس تيوب هاي داخل گلو ، اين ماسک ها در برابر تنفس دهی، معاینه با دقت فردي و نفس کسیدن خود به خودی بيمار محکم نيستند .
لوله گذاري ناي : اين روش اغلب براي تنفس دهی مکانيکي در طول ساعت ها یا هفته های متوالی انجام مي شود . تيوب ازطريق بيني(تيوب بيني- نايي ) يا دهان(تيوب دهاني- نايي) به داخل ناي پيشرفت مي کند . در بيشتر نمونه ها تيوب ها با کاف هايی براي محافظت در برابر نشتي و تنفس دهی استفاده مي شود . تيوب گذاري با کاف، بهترين محافظ در برابر تنفس است . تيوب هاي داخل گلو  حتما باعث درد و سرفه مي شوند . بنابراين بجز در مواقعی که بيمار غش کرده يا  بيهوش است ، باید با تزریق داروي مسکن همراه باشدتا تحمل اين تيوب امکان پذیر شود. ديگر اشکالات اين تيوب شامل آسيب به قشر مخاطي بینی یا دهان و يا تنگي مجراي زير زباني است . 
مسير هوايي مسدودکنندة مري : معمولا در مواقع ضروري تکنسين پزشکي اگر  مجاز به تيوب گذاري نباشند ، از این تکنیک استفاده مي کند . اين تيوبي است  که  بعد از اپي گلوت ، به مري وارد مي شود . نوک آن براي مسدودکردن مري ، برجسته است و هوا  و اکسيژن از طريق سوراخ هايي که در کنار تيوب است تحويل داده مي شود .    
 حلق: در  بيماراني که نياز فوري به هوا داشته باشنداستفاده می شود. در اين افراد تيوب گذاري از راه گلو ناموفق است ، مسير هوايي با داخل کردن یک لوله  از طريق جراحي گشوده می شود.. اين روش شبيه تراکئوستومي است اما کريکوتيروتومي براي مواقع فوري پیش بینی شده است .  
 تراکئوستومي : هنگامي که بيماران به تنفس دهی مکانيکي براي چندين هفته نياز دارند ، تراکئوستومي شايد بهترين راه مناسب است .از طريق جراحي راه عبور در ناي ايجاد ميشود . تيوب هاي تراکئوستومي بخوبي قابل تحمل بوده و احتياجي به استفاده از داروهاي مسکن نيست .  تيوب هاي تراکئوستومي شايد در طي درمان در بيماران مبتلا به  بيماري تنفسي شديد و مزمن ، يا در هر بيماري که قطع از تنفس دهی مکانيکي ( ماشيني ) برای او مشکل ایجاد می کند ، یا بيماراني که بافت عضلاني اندکي دارند ، استفاده می شود .   

خطوط انتقال هوا در تنفس مصنوعي

مرگ و مير حاصل از عفونت‌هاي تنفسي بيمارستاني بين 50-30 درصد متغير است و اين ارقام هنگام دستكاري مجاري تنفسي به مراتب افزايش مي‌يابد، كه علت آن را روش‌هاي غيراصولي و كمبود تجهيزات و امكانات جهت تخيله ترشحات تنفسي مي‌دانند. بنابراين جهت مراقبت از بيماران خصوصاً دربخش مراقبت‌هاي ويژه به تكنولوژي جديدي نياز است تا بتوان آنها را از خطر مرگ نجات بخشيد و بيماران را در وضعيت مناسب نگه داشت. 

لوله تراشه لوله‌اي تنفسي است كه به طور موقت براي كمك به تنفس فرد كار مي‌رود و مي‌تواند مسير تفسي را باز نگه دارد. اين لوله خميده از راه بيني يا دهان وارد ناي مي‌شود و به عنوان يك مسير هوايي محسوب مي‌شود. سر ديگر اين لوله به ونتيلاتور يا كيسه هوايي (احياكننده دستي) متصل مي‌شود و از طريق آن مسيري براي عبور اكسيژن و هوا به ريه‌ها فراهم مي‌كند.
تجمع ترشحات در مجراي تنفسي مي‌تواند سبب انسداد مجاري هوايي شود و در نتيجه فشار اكسيژن كاهش و فشار شرياني افزايش مي‌يابد و باعث تضعيف مراكز تنفسي و اسيدوز مي‌شود. همچنين ممكن است باعث نارسايي تنفس يا قلب شده و منجر به مرگ شود.
هرگاه دستگاه تنفسي بيمار دچار انسداد مكانيكي و يا احتباس ترشحات و سرفه غير مؤثر شود، براي نجات جان بيمار و ادامه حيات او لوله‌گذاري داخل تراشه انجام مي‌گيرد.
همچنين زماني كه عمل سرفه كردن در تخليه ترشحات مجاري هوايي مؤثر واقع نشود، لازم است براي تميز كردن مجاري هوايي برنامه ديگري تدوين و اجرا شود، كه يكي از بهترين روش‌هاي تخليه راه‌هاي هوايي استفاده از لوله‌گذاري تراشه است. ساكشن لوله تراشه يك روش مناسب براي تخليه ترشحات داخل برونش بيماراني است كه به هر علتي، رفلكس سرفه در آنها دچار اختلال شده است.
لوله تراشه معمولاً فقط براي زمان كوتاه كه بيمار قادر به تنفس نيست استفاده مي‌شود. اگر بيمار براي مدتي بيشتر از چند روز نياز به استفاده از لوله تراشه داشته باشد پزشك يك لوله موقت tracheosiomy در گردن بيمار قرار مي‌دهد كه به مراتب راحت‌تر از لوله تراشه است.
موارد كاربرد لوله تراشه
• اتصال به ونتيلاتور در صورتي كه خود بيمار قادر به تنفس نباشد.
• بازنگه داشتن ناي
• خارج كردن محافظ از ريه‌ها در بيماراني كه قادر به سرفه كردن نيستند.
كاف لوله تراشه با مدل Mallinckrodt Hi-Lo
يكي از انواع كاف لوله تراشه، مدل mallinckrodt Hi-Lo است. اين مدل داراي مزيت‌هايي نسبت به ساير مدل‌هاي لوله تراشه است، كه در ادامه به معرفي آن خواهيم پرداخت:
1- كاف با جداره نازك (mm 05/0): مطابق با سطوح ناهموار ناي است و براي توليد seal با فشار كم به كار مي‌رود. بنابراين خطر micro-aspiration (پريدن يك شي كوچك به داخل ناي در حين تنفس) را كاهش مي‌دهد.
2- قطر استراحت (Resting) بيش از 5/1 برابر قطر ناي: براي رسيدن به فشار پايين seal، استفاده از يك كاف با قطر بيشتر از 5/1 برابر قطر ناي توصيه مي‌شود. ناي تا حد كمي به دليل تغيير در فشار مسير هوا، منقبض و منبسط مي‌شود. كاف نيز بايد قادر به انقباض و انبساط همزمان با ناي باشد و در عين حال فشار پايين seal هم حذف شود.
3- حجم استراحت زياد: به دليل توزيع فشار كاف دروني در سطح وسيعي از ناي، طول زياد و حجم استراحت (Resting) زياد براي كاف ضروري است. اين حجم زياد در تركيب با قطر استراحت بزرگ در رسيدن به فشار پايين seal در ناي مؤثر است كه باعث حفاظت تنفسي بهتر در مسيرهاي هوايي پايين‌تر مي‌شود.
4- خاصيت ارتجاعي بالا: يك كاف با خاصيت ارتجاعي بالا به اندازه كافي نرم و الاستيك است. اين ويژگي باعث مي‌شود هنگام خالي شدن تا حد ممكن به جداره‌ تيوپ بچسبد، بنابراين ديد بهتري را از طناب‌هاي صوتي در مدت زمان گذاشتن و برداشتن لوله فراهم مي‌كند.
5- فشار پايين كاف دروني: كاف با فشار بالا موجب انسداد خون در طول بافت‌هاي ناي مي‌شود. كاف با فشار پايين خطر آسيب‌رساني به بافت ناي را كاهش مي‌دهد.
سيستم Lanz كنترل خودكار و محدود كردن فشار كاف در طول دوره بيهوشي و ونتيلاسيون مانيتورينگ فشار كاف دروني به ويژه در دوره‌هاي طولاني مدت براي رفع مشكلات بيماران مهم است. سيستم Lanz براي كنترل خودكار و تنظيم فشار كاف دروني بدون نياز به مانيتورينگ اضافي طراحي شده است.
عملكرد سيستم Lanz:
 1) براي رساندن فشار كاف دروني به 25-22 ميلي‌متر جيوه (34-30 سانتي‌متر آب)، سيستم Lanz به كمك سرنگ تا تقريباً 40 ميلي‌ليتر از هوا پر مي‌شود.
2) بعد از برداشتن سرنگ سيستم به طور خودكار فشار كاف را در سطح ثابتي زير 25 ميلي‌متر جيوه (34 سانتي‌متر آب) حفظ مي‌كند. (ميانگين فشار شرياني در ديواره داخلي ناي حدود 35 ميلي‌متر جيوه است)
 3) دريچه كنترل ويژه همانطور كه در شكل نشان داده شده است، فشار داخل كاف را به طور خودكار تنظيم مي‌كند.

مزايا و ويژگي‌ها
• بالن Lanz و دريچه كنترل مرتباً فشار كاف را تنظيم مي‌كنند.
• حذف كنترل دستي فشار كاف لوله تراشه به طوري كه در مواقع نياز كنترل دستي نيز انجام‌پذير است.
• كاهش خطر پريدن شي خارجي در حين تنفس به داخل ناي
• حفظ فشار كاف در هنگام تغييرات دامنه در طول انتقال هوا
• سيستم Lanz يك جزء مكمل براي لوله تراشه است كه از گسستگي و خطرات ناشي از آن جلوگيري مي‌كند.
• همه مراقبت‌هاي مربوط به لوله تراشه در سيستم Lanz موجود هستند.
لوله تراشه براي ونتيلاسيون طولاني مدت Hi-lo LANZ (High Volume-low Pressure)                          كاف Hi-lo كمك مي‌كند تا مطمئن شويم، فشار كاف به اندازه كافي پايني است و آسيبي به بافت ناي وارد نمي‌سازد. همچنين لوله Hi-lo داراي دريچه تنظيم فشار LANZ نيز موجود است. روكش خاص سر لوله باعث امنيت و راحتي بيمار در حين لوله‌گذاري مي‌شود. اين لوله‌گذاري مي‌تواند از طريق دهان يا بيني انجام گيرد.

لوله Hi-lo Evac
Evac  لوله تراشه‌اي است كه از يك لوله اضافه براي دسترسي و تخليه بهتر فضاي زیر زبانی تشكيل شده است. يكي از دلايل اصلي عفونت‌هاي برونكوپالمونري (broncho-pulmonary)، در بيماران تحت ونتيلاسيون طولاني مدت، پرش يك ماده از فضاي زیر زبانی به داخل ناي است. تخليه پيوسته و منظم فضاي زیر زبانی ، باعث كاهش خطر آسيب در مسير هوايي مي‌شود. مطالعات علمي نشان داده‌اند، كه تخليه منظم فضاي زیر زبانی با استفاده از Hi-Lo Ecac در لوله‌گذاري‌هاي طولاني خطر عفونت‌هاي تنفسي را تا‌50٪ كاهش مي‌دهد. لوله اضافه براي دسترسي بهتر به فضاي زیر زبانی است كه به جداره لوله تراشه متصل مي‌شود و اين لوله وظفه مكش ترشحات از داخل ناي و فضای زیر زبانی را بر عهده دارد. لوله اضافه مي‌تواند به يك دستگاه ساكشن پيوسته يا متناوب متصل شود تا مكش فضاي زیر زبانی به طور خودكار انجام گيرد. در اين مدل براي تعيين موقعيت لوله يك ماركر اشعه X در انتهاي آن (نزديك كاف) قرار داده شده است. Hi-Lo Evac همچنين مي‌تواند به دريچه تنظيم فشار LANZ متصل شود، كه تحت عنوان Hi-Lo Evac/LANZ مورد استفاده قرار مي‌گيرد، سيستم LANZ به طور خودكار، فشار درون كاف را تنظيم مي‌كند.
Stain-soft Hi-Lo : لوله تراشه براي لوله‌گذاري كوتاه مدت و ميان مدت
در اين مدل ازماده نرم‌تري استفاده مي‌شود، كه براي لوله‌گذاري از طريق بيني مناسب‌تر است. اين ماده نيمه شفاف است و امكان ديد بهتري در لوله‌گذاري را فراهم مي‌كند. همچنين با استفاده از كاف Hi-Lo فشار پايين مناسب تنظيم مي‌شود و  بيشترين حفاظت از ناي در حين ونتيلاسيون انجام مي‌گيرد. به علاوه اين سيستم قابليت ارتباط با دريچه تنظيم فشار LANZ را نيز دارد.

لارينگوسکوپ

کلمه ‏Laryngoscope‏  از دو جزء ‏Larynx + Scope‏ تشکيل شده است. اين وسيله براي مشاهده حنجره، تارهاي صوتي و مجراي بين آنها استفاده مي شود. به طور کلي دو نوع لارنگوسکوپ وجود دارد. نوع سخت و نوع قابل انعطاف.
لارنگوسکوپ سخت
اين نوع لارنگوسکوپ براي مشاهده مستقيم مجراي صوتي استفاده مي شود. دستگاه متشکل است از يک دسته بلند ( که چند باتري در آن قرار مي گيرد) و يک تيغه که در نوک آن منبع نوري کوچکي تعبيه شده است. تيغه ها بر دو نوعند. تيغه ‏Macintosh‏ که حالتي خميده دارد و تيغه ‏Miller‏ که مستقيم است. تيغه‏‎ Macintosh ‎آسان تر کار گذاشته مي شود، در حالي که تيغه ‏Miller‏ ديد بهتري از تارهاي صوتي در اختيار پزشک قرار مي دهد. تيغه ‏Miller‏ معمولا در کودکان استفاده مي‌شود براي جايگزاري لارنگوسکوپ بيمار بايد به پشت دراز بکشد. سپس دستگاه از راه دهان وارد شده و از روي زبان به سمت حنجره رانده مي شود تا حدي که تارهاي صوتي قابل مشاهده باشند.
از لارنگوسکوپ معمولا در هنگام لوله گذاري در داخل گلو استفاده مي شود. اين فرآيند غالبا بسيار دردناک و ناراحت کننده است و به همين دليل در بيماري که به هوش باشد انجام نمي شود. يکي از مشکلاتي که ممکن است در اثر کارگذاري نادرست لارنگوسکوپ رخ بدهد، وارد آمدن آسيب به داندان هاي بالايي بيمار است. استفاده از لارنگوسکوپ در هنگام لوله گذاري، مرحله اي از بيهوشي عمومي محسوب مي شود. لارنگوسکوپ توسط ‏Manuel Garcia‏ اختراع شد که پروفسور موسيقي و مدرس آواز بود!
لارنگوسکوپ قابل انعطاف
اين نوع از لارنگوسکوپ براي معاينه هاي داخل مطب استفاده مي شود. در طي معاينه بيمار کاملا به هوش است بنا براين مي توان تارهاي صوتي را حين صحبت کردن مشاهده کرد. اين دستگاه ممکن است به ابزارهايي کوچک براي نمونه برداري از بافت هاي مشکوک مجهز باشد.

سيري در اعماق بي خبري  

EEG مناسب ترین وسیله جهت نمایش صحیح عمق آرامش است ولی تغییرات اندکی در عواملی مثل دما، دی اکسیدکربن شریانی ( Paco2) و نوسانات الکترولیت بر روی نتیجه حاصله ااثر سوء خواهند داشت. به علاوه نمایشگر EEG فقط می تواند یکی از موارد بیهوشی از جمله سطح آرامش یا حساسیت به محرک های زیان آور را اندازه گیری کند.

لرزش فیزیولوژیک چشم OMT
فعالیت های خودکار نظیر ضربان قلب، عرق کردن و ... یا واکنش به بریدگی از جمله نشانه های بیهوشی است اما، این نشانه های بالینی نمی توانند عمق آرامش (Sedation) را تعیین نمی کنند.
لرزش فیزیولوژیک چشم OMT  با فرکانس بالا است، که در افراد ظاهر شده و مربوط به فعالیت صوتی عصب های حرکتی چشمی ساقه مغزی است. این مسئله اولین بار توسط Fliegelman , Alder  در سال 1934 مطرح شد. اخیرا دریافتند که فرکانس OMT در بیماران دارای جراحات از ناحیه سر به سطح هوشیاری فرد مرتبط است، به طوری که با کاهش سطح هوشیاری و بیهوشی فرد جراحت دیده، فرکانس OMT کاهش می یابد. از این رو جهت تعیین عمق بیهوشی از OMT استفاده می شود. میزان OMT بر اساس تکنیک Strain-gagae پیزو الکتریک، اندازه گیری می شود. سنسور مورد استفاده از یک پروب تشکیل شده و شامل یک آمپلی فایر است که بر روی سطح نصب می شود و یک ترانسدیوسرپیزوالکتریکی که با سیلیکون لابر پوشش داده شده است و می تواند جا به جایی حرکات چشم را ازnm  3000-12 اندازه‌گیری کند.
سیگنال تقویت شده سنسور از یک فیلتر پایین گذر (Low-Pass) با فرکانس قطع 150 عبور داده شده و روی یک اسیلوسکوپ نمایش داده می شود. اندازه گیری های انجام شده در زمان های خاص با میانگین گیری از Segment های امواج OMT انجام می شود. برای اطمینان از آنچه خوانده شده و عدم وجود تداخلات و سیگنال های مربوط به فعالیت های عضلانی صورت، یک کپی از اندازه گیری برای تست بعدی گرفته می شود.

سیستم Bispectral Index  (BIS)
سیستم Bispectral Index  (BIS)، یک سیستم مانیتورینگ نوروفیزیولوژیک مدرن است که به طور پیوسته منحنی الکتروانسفالوگرام بیمار را در طول مدت بیهوشی عمومی آنالیز می کند تا بدین وسیله بتوان سطح هوشیاری و آگاهی بیمار را مورد مطالعه قرار داد. به بیان ساده تر، BIS روشی است برای تعیین عمق بیهوشی بیمار. طبق گزارشات عنوان شده، امروزه استفاده از این روش در اکثر جراحی هایی که در آن ملزم به بیهوشی بیمار هستند، استفاده می شود.
مقادیر مشخصی جهت تعیین پارامترهای مورد نظر در معرفی این تکنولوژی آورده شده است. محدوده تعریف شده، اعداد 0 تا 99 را شامل می شود، بدین صورت که عدد 0 بیانگر وضعیتی است که در آن EEG فرد کاملا آرام است (Silence)، اعداد نزدیک به 100 معرف حالت هوشیاری (Fully Awake) کامل است و اعداد مابین 40 تا 60  شاخصی برای نشان دادن بیهوشی طبیعی است که میزان تغییزات این اعداد در بین تولیدکنندگان این گونه تجهیزات، متفاوت است. تعیین الگوهای مشخص بیهوشی عمومی برای افراد نرمال در یک محدوده سنی تقریبا مشابه (به عنوان مثال بچه های با سن بالاتر از 1 سال)، این امکان را برای متخصص بیهوشی فراهم می آورد تا بتواند میزان داروی مشخصی را جهت ثابت نگه داشتن عمق بیهوشی بیمار و کنترل شدت بیهوشی مشخص کند. در نتیجه فرد بیمار پس از انجام عمل جراحی به علت تزریق دوز مناسبی از دارو، سریعتر و به طرز مناسبی به هوش خواهد آمد.     
تعاریف جدیدی در زمینه پیشرفت مانیتورینگ BIS در حال انجام است که امید است در آینده‌ای نزدیک به قابلیت های این سیستم‌ها اضافه شود. در صورت تحقق این اهداف، BIS باعث کاهش وقوع هوشیاری های با عوامل درونی (درون بدنی) در طول فرآیندهای جراحی با ریسک بالا می‌شود، همچنین نقش مکملی را در پیشگوئی مدت زمان به هوش آمدن (Recovery) خواهد داشت، مخصوصا در زمانی که بیمار دچار آسیب های شدید مغزی شده باشد.
معرفی سیستم BIS به بخش های مراقبت ویژه، این امکان را برای پزشکان فراهم می آورد تا دوز استانداردی از داروی بیهوشی را برای بیمار تجویز کنند. همچنین از آن برای مانیتور کردن وضعیت بیمار (به همراه اندازه گیری فشار داخل جمجمه ای) در درمان مشکلاتی موسوم به Burst Suppression استفاده می شود.
هم اکنون از  BISدر جابه جائی بیماران با وضعیت حاد در آمبولانس و هلی کوپتر نیز استفاده می‌شود.
محاسبات در BIS
ماهیت عملکردی سیستم BIS  شامل گرفتن سیگنال (EEG)، آنالیز و پردازش آن برای تبدیل نتیجه پردازش به یک عدد است. برخی از سیستم های دیگر ادعا می کنند که قادر به انجام این گونه محاسبات هستند، اما واقعیت این است که این گونه محاسبات به شدت وابسته به پردازش کامپیوتری در سطح پیشرفته است. در سال‌های اخیر دسترسی به پروسسورهای کامپیوتری بسیار سریع و ارزان، پیشرفت های چشمگیری را در این راستا پدید آورده است.
هنگامی که شخص بیدار است، کورتکس مغزی بسیار فعال بوده و سیگنال EEG  فرد نیز ظاهر می‌شود و زمانی که خواب است و یا تحت بیهوشی عمومی قرار می‌گیرد، الگوهای رفتاری سیگنال‌ها تغییر پیدا می‌کند، به عبارتی فعالیت‌ها کمتر می‌شود. این تغییرات از سیگنال های با فرکانس‌های بالاتر تا سیگنال‌های با فرکانس پائین تر پدیدار می شود (که با آنالیزهای فوریه قابل مشاهده است) و زمینه‌ای برای بیشتر تصادفی شدن همبستگی سیگنال از قسمت های مختلف کورتکس خواهد شد.
شاخص دوطیفی (Bispectral Index) یک نمونه سیگنال الکتروانسفالوگرام بر پایه تجمیع ریز پارامترهای انسفالوگرافیک شامل دامنه زمانی، دامنه فرکانسی و اطلاعات طیفی با مراتب بالاتر (آنالیز دوطیفی) است. محققان مانیتورینگ EEG،  ثبت های بسیاری (نزدیک به 1000 مورد) را از داوطلبین بالغ و سالم در مراکز کلینیکی تخصصی و همچنین انواع داروهای بیهوشی متمرکز کردند، سپس با انطباق متغیرهای طیفی توان و متغیرهای دوطیفی بر روی مدل های آماری چند متغیره، موفق به محاسبه اعداد مربوط به BIS شدند. 

عمق بیهوشی در کودکان
برخی از مطالعات نشان دهنده حساسیت بالاتر کودکان و افزایش شدت وقوع هوشیاری در آنها در مقایسه با افراد بالغ هستند. مانیتورینگ افراد جوان تر در برخی موارد تا حدودی غیر قابل اعتماد است، که علت آن را می توان در اختلاف بین الگوهای EEG کودکان نارس (Immature)  و الگوهای EEG افراد بالغی دانست که الگوریتم BIS از آنها برای آنالیز و پردازش استفاده می کند.
ارتباط دهی BIS
BIS  یک معیار چندمتغیره برگرفته از الکتروانسفالوگرام بوده که با نرخ متابولیک گلوکز مرتبط است. مغز از طریق این فعالیت متابولیک، فعالیت خود را باز می یابد. قابلیتی که به وسیله آن می‌توان اطلاعاتی را از درون و بیرون بدن بدست آورده و این اطلاعات را با قوه ادراک و هوشیاری شخص ارتباط داد. از دست رفتن هوشیاری و بیداری پس از بیهوشی هردو، از عواملی هستند که با این معیار مرتبطند.
شاخص دوطیفی (Bispectral Index)  برای اندازه گیری سطح آگاهی و هوشیاری، بهبود نیافته و مستقلا برای تعیین عمق بیهوشی به کارگرفته شده است. مهمتر اینکه نمی توان یک معیار ثابت برای اعداد نسبت داده شده به سطح بیهوشی افراد اختصاص داد، به عبارت دیگر محدوده اعداد بیهوشی از یک بیمار تا بیمار دیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد و به تبع آن پیش بینی در این راستا نیز کاملا متفاوت خواهد بود.
BIS  نیز همانند سایر روش ها، به نویز و آرتیفکت حساس است، بنابراین اعداد مربوط به BIS  در هر وضعیتی قابل اعتماد نخواهند بود.
اگر چه احتمال آن می رفت که مانیتورینگ سیستم عصبی خودمختار بسیار مناسب تر برای اهدافی چون دسترسی به واکنش تحریکات مهلک در طول جراحی باشد و همچنین اینکه مانیتورینگ سیستم عصبی مرکزی برای تعیین سطح هوشیاری مناسب تر باشد، اما BIS  به عنوان روشی شناخته شد که توسط آن متخصصین بیهوشی برای اولین بار توانستند از آن برای تعیین عمق بیهوشی در اعمال جراحی با ریسک بالا استفاده کنند. 
                                                                                                                                              


 

منبع:سایت مهندسی پزشکی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

PROVIDENCE, R.I. – Researchers at Rhode Island Hospital have created the first animal model that can reveal the side effects of anesthetic agents (the substances used to block pain during surgery) in individuals genetically predisposed to sudden cardiac death. The researchers also found that some anesthetic agents may trigger arrhythmias. The study appears in an upcoming issue of the American Journal of Physiology – Heart Circulation Physiology and is currently available online.

Researchers know that genetic mutations can predispose individuals to arrhythmia and/or sudden cardiac death (SCD), a leading cause of death in the United States. Between one in 2,500 and one in 5,000 individuals are born with mutations that cause long QT syndrome (LQTS), a disorder of the heart's electric system, and a determining factor in the development of arrhythmia and/or SCD. Ninety percent of the known mutations cause loss of function of ion channels responsible for LQTS types 1 and 2 (LQT1 and LQT2).

LQTS leads to a prolonged QT interval on electrocardiograms. The QT interval refers to the time it takes the chambers of the heart to "repolarize" themselves so that the heart is ready for another contraction cycle. When this timeframe is lengthened, it is associated with triggering irregular arrhythmia that can cause sudden cardiac arrest.

Earlier this year, researchers at the Cardiovascular Research Center at Rhode Island Hospital developed a first-of-its-kind genetic animal model to study arrhythmia and SCD that mirrors what happens in individuals who have mutations of the LQT1 or LQT2 genes. With the rising interest in pharmacogenomics (the study of the effect of an individual's genotype on the body's potential response to medications) the researchers have taken the model one step further and have developed what they believe is the first model to test the safety and efficacy of drugs such as anesthetics when these genetic mutations are present.

Senior author Gideon Koren, MD, director of the Cardiovascular Research Center at Rhode Island Hospital and a professor of medicine at the Warren Alpert Medical School of Brown University, says, "We believe the animal model we have created is the first to be able to accurately predict the effects of various anesthetic agents when LQTS is present. Also, our findings indicate that some anesthetic agents can trigger arrhythmias."

The researchers looked at five common anesthetic agents, including isoflurane, thiopental, midazolam, propofol and the veterinary anesthetic ketamine. Varied effects were noted with each anesthetic in the different models. For instance, isoflurane resulted in a prolonged QT interval in LQT2 but not in LQT1 models, whereas thiopental prolonged the QT interval in both LQT1 and LQT2, though the increase was less pronounced in LQT1. Midazolam prolonged the QT duration in both LQT1 and LQT2 but not in controls, while propofol significantly increased the QT interval in both LQT1 and LQT2 models and the control group.

During the monitoring periods under anesthesia, signs of altered repolarization and arrhythmias were noted only in LQT2 models. Multiple premature ventricular contractions, which can have a marked effect in humans, occurred in many LQT2 models under midazolam, ketamine or thiopental. Also noted is that isoflurane and propofol were especially proarrhythmic in LQT2 models and led to sudden cardiac death in a total of three LQT2 out of nine LQT2 models.

Koren concludes, "We anticipate a great deal more in the way of findings from the development of this model. For now, this study should serve as a reminder to anesthesiologists that an ECG prior to surgery must be carefully studied." He adds, "Further, we would recommend that for those individuals whose ECG appears borderline for LQTS, genotyping may be advisable in order to determine if there is a mutation of the LQT1 or LQT2 genes before selecting anesthetic agents."

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |

 

If you are having surgery, your doctor will give you a drug called an anesthetic. Anesthetics reduce or prevent pain. There are four main types.

Local: numbs one small area of the body. You stay awake and alert.

  • Conscious or intravenous (IV) sedation: uses a mild sedative to relax you and pain medicine to relieve pain. You stay awake but may not remember the procedure afterwards.
  • Regional anesthesia: blocks pain in an area of the body, such an arm or leg. Epidural anesthesia, which is sometimes used during childbirth, is a type of regional anesthesia.
  • General anesthesia: affects your whole body. You go to sleep and feel nothing. You have no memory of the procedure afterwards.

The type of anesthesia your doctor chooses depends on many factors. These include the procedure you are having and your current health

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی |