هيپوترمي ، مدت اثر نان
دپلاريزان ها را طولاني مي كند . هردرجه
سانتيگراد كاهش دماي عضله زير 2/35 ، 10 تا 16 درصد قدرت انقباض ادداكتور
شست را كم مي كند .
براي حفظ دماي عضله بالاي 2/35 ، دماي مركزي بايد بالاي 36 درجه نگه داشته شود.
ادامه مطلب
هيپوترمي ، مدت اثر نان
دپلاريزان ها را طولاني مي كند . هردرجه
سانتيگراد كاهش دماي عضله زير 2/35 ، 10 تا 16 درصد قدرت انقباض ادداكتور
شست را كم مي كند .
براي حفظ دماي عضله بالاي 2/35 ، دماي مركزي بايد بالاي 36 درجه نگه داشته شود.

1-کبد محل اصلی متابولیسم دارو های درونزاد و برونزاد است.نتایج اولیه متابولیسم داروها، تولید مواد محلول در آب و در نتیجه دفع راحت تر متابولیتهای دارویی است. داروها گاهی اوقات به متابولیتهایی با
واکنش بیشتر مبدل می شوند که می توانند منجر به مسمومیت شوند.
2- بیشتر متابولیسم دارویی به وسیله آنزیم های فاز یک مونواکسیژنازهای سیتو کروم P4so (CYP) انجام ميشود. تقریباً 50 تا بیش از 1000 ایزوفرم CYP در انسان، فعال می باشند. ایزوفرم غالب انجام دهندۀ متابولیسم هوشبرهای استنشاقی CYP2E1 می باشد.آنزیم اصلی فاز 2، اوریدین دی فسفات گلوکورونوسیل ترانسفراز می باشد.
تاريخچه حس برهاي موضعي :
از زمان ماقبل تاريخ ، بوميان پرو برگهاي گياه بومي Erythroxylon
( منبع كوكائين) را مي جويدند تا احساس آسودگي و كاهش خستگي كنند. در سال 1884. Koller كوكائين را بعنوان حس بر سطحي قرنیه وارد طب باليني كرد.
پروكائين اولين حس بر موضعي صناعي توسط Einhorn در سال 1905 معرفي شده و ليدوكائين در سال 1943 توسط Lofgren ساخته شد.
حس بر هاي موضعي از قسمتهاي ليپوفيلي ( حلقه بنزني غير اشباع) و هيدروفيلي
( آميني سوم و پروتون پذير) تشكيل شده اند كه با يك زنجيره هيدروكربني بهم مرتبط مي شوند). اتصال زنجيره هيدروكربني به قسمت ليپوفيل از طريق يك باند استري
( - CO-) يا آميدی ( -HNC-) برقرار مي شوند.
لطفا به ادامه مطلب توجه فرماييد
تاریخچه•درسال 1962 به وسیله استیونس ساخته شد.
لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید
انگيزه تجويز داخل وريدي داروها وقتي ايجاد شد كه ويليام هاروي در سال ١٦٢٨ ميلادي اين مطلب را به چاپ رساند كه خون وريدي به قلب منتقل مي شود و از انجا از طريق گردش خون شرياني به ديگر اعضاي بدن مي رود . آقاي كريستوفر ورن در سال ١٦٥٧ از طريق ساقه پر پرندگان و بادكنك ، مخدر داخل وريدي به سگ ها و انسان ها تجويز كرد و آنها را بيهوش نمود . اين احتمالا اولين بيهوشي داخل وريدي بود . اولين استفاده از يك داروي تجويز شده داجل وريدي براي ايجاد بيهوشي جهت عمل جراحي ، توسط آقاي كيبرين آور در سال ١٨٧٤ در بوردو فرانسه و با استفاده از كلرات هيدرات بود . در سال ١٩٥٣ آقاي آلكساندر وود از يك سوزن و سرنگ براي تجويز داخل وريدي استفاده كرد كه پيشرفت قابل توجهي نسبت به وسايل داخل وريدي اوليه كه توسط آقاي ورن استفاده گرديده محسوب مي شود .
جدول مقايسه اثرات فارمالوژيك هوشبرهاي داخل وريدي
| پروپوفول | تیوپنتال | میدازولام | کتامین | اتومیدات | |
| فشار خون سیستمیک | کاهش | کاهش | بدون تغییر تا کاهش | افزایش | کاهش |
| ضربان قلب | بدون تغییر تا کاهش | افزایش | بدون تغییر | افزایش | بدون تغییر تا کاهش |
| مقاومت عروق سیستمیک | کاهش | کاهش | بدون تغییر تا کاهش | افزایش | بدون تغییر تا کاهش |
| تهویه | کاهش | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر | بدون تغییر تا کاهش |
| تعداد تنفس | کاهش | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر | بدون تغییر تا کاهش |
| پاسخ به co2 | کاهش | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر | کاهش |
| جریان خون مغزی | کاهش | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر تا افزایش | کاهش |
| مصرف متابولیک o2 مغزی | کاهش | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر تا افزایش | کاهش |
| ضد تشنج | - | بله | بله | - | نه |
| ضد اضطراب | نه | نه | بله | نه | نه |
| توهم و هزیان | نه ؟ | نه | نه | بله | نه |
| تهوع و استفراغ | کاهش | بدون تغییر | بدون تغییر تا کاهش | بدون تغییر | افزایش |
| مهار قشر فوق کلیه | نه | نه | بله ؟ | نه | بله |
| درد هنگام تجویز | بله | نه | نه | نه | نه |
| دوز(mg/kg-IV) | ۵/۲-۱ | ۵-۳ | ۳/۰-۱/۰ | ۲-۱ | ۳/۰-۲/۰ |
| طول اثر (min) | ۸-۳ | ۱۰-۵ | ۲۰-۵ | ۱۰-۵ | ۸-۳ |
| propofol | thiopental | midazolam | ketamin | etomidate |
۱- ایجا بیدردی قبل ٬ حین و بعد از عمل جراحی
۲-القا بیهوشی و نگهداری آن
۳- مهار فعالیت سیستم سمپاتیک
۴-مکمل داروهای هوشبر
در مقایسه با مرفین فنتانیل و سوفنتانیل موجب القا سریعتر و خروج زودتر از بیهوشی می گرددند . بیشتر اوقات مخدرها در اتاق عمل بعنوان مکمل داروهای هوشبر بکار میروند . دوز کم فنتانیل (۲-۱ میکروگرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن) ٬۱-۳ دقیقه قبل از القا بیهوشی ٬ پاسخ افزایش فشار خون و ضربان قلب ثانویه به لارنگوسکوپی را مهار می کند .
| نوع مخدر | دوز بولوس | دوز کمکی |
| آلفنتانیل | ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم | ۱۰-۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم |
| فنتانیل | ۲۰-۴ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم | ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم |
| سوفنتانیل | ۲-۲۵/۰ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم | ۱۰-۵/۲ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم |
اثرات مخدر ها روی سایر ارگانها :
قلب و عروق :
مخدرها بدلیل کاهش تون سمپاتیک و افزایش تون واگ دارای اثر مهاری روی سیستم قلب و عروق هستند . به همین دلیل بعد از تزریق مخدرها بیماران دچار افت فشار خون می شوند . البته از دلایل دیگر افت فشار خون ترشح هیستامین و اتساع عروق را می توان نام برد . به جز مپردین ٬ بقیه مخدر های محرک گیرنده مو باعث برادیکاردی می شوند که فنتانیل و سوفنتانیل اثر بیشتری در این مورد دارند به همین دلیل در اطفال قبل از تزریق مخدر باید آنتی کولینرژیک تزریق گردد . استفاده همزمان مخدر ها با بنزودیازپین ها اثرات قلبی عروقی آن را افزایش می دهد .
اثرات تنفسی :
مخدر ها باعث کاهش رفلکس های تراشه و راه های هوایی فوقانی می شوند به همین دلایل لوله تراشه توسط بیمار راحتتر تحمل می گردد. یکی از مهم ترین خطرات مخدر ها برای سیستم تنفسی مهار مرکز تنفس است به طوری که پاسخ مرکز تنفس به افزایش دی اکسید کربن خون کاهش می یابد . تعداد تنفس بیمار به دنبال تزریق مخدر ها کاهش می یابد ولی حجم جاری به طور جبرانی افزایش می یابد . اغلب مرگ بدنبال استفاده از مخدرها بعلت تضعیف تهویه است . همچنین گاها مخدر ها باغث اسپاسم و گرفتگی عضلات سینه ای ـ شکمی می گردند که اشکال در تهویه ایجاد می کنند . مخدر ها بدلیل ترشح هیستامین می تواند باعث اسپاسم مجاری هوایی کوچک شده لذا می تواند در بیماران آسماتیک ایجاد مشکل کنند . مصرف همزمان داروی تضعیف کننده سیستم اعصاب مرکزی مانند استنشاقی ها ٬ الکل ٬ باربیتورات ها و بنزودیازپین ها با مخدر ها موجب مهار تنفسی شدیدتر و طولانی میگردد . حداکثر مهار تهویه ای مرفین ۳۰-۱۵ دقیقه و فنتانیل ۱۰ دقیقه بعد ار تزریق شروع می شود .
سیستم گوارشی :
مخدرها باعث شلی اسفنگتر تحتانی مری و کاهش حرکات گوارشی شده و بعلت تحریک مرکز استفراغ در بصل النخاع موجب تهوع و استفراغ می گردند . آنتی کولینرژیک ها ٬ پلازیل و دروپریدول جهت پیشگیری و درمان استفراغ کاربرد دارند .
سیستم کلیوی :
مخدر ها با تحریک گیرندهای مو باعث کاهش حجم ادرار و دفع الکترولیت ها شده و با تحریک گیرندهای کاپا سبب افزایش حجم ادرار میگردند .
آنتاگونیست مخدر ها :
شامل نالوکسان ٬ نالترکسون و نالبوفن می باشند . نالوکسان اثرات ناشی از تحریک گیرنده مخدر ها را ریورس می کند . لذا در صورتی که بیمار دچار مهار تنفسی به علت مسمومیت با مخدر ها باشد قابل استفاده است ولی احتمال عود مهار تنفسی و جود دارد . شروع اثر آن ۲-۱ دقیقه بعد از تزریق وریدی است . دوز آن ۴/۰-۲/۰میلی گرم بوده و حدود ۶۰-۳۰ دقیقه اثر آن طول میکشد . از طریق لوله تراشه نیز قابل استفاده است و متابولیسم آن کبدی می باشد . نالوکسان بدلیل تحریک سمپاتیک باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب میگردد . لذا در بیماران قلبی استفاده از آن خطرناک است .
برگرفته از کتاب اصول بیهوشی و مراقبتهای ویژه
نام تجاری : پوفول (Pofol)
فرمولاسیون :
٪ ۱۰ روغن سویا + ٪ ۲۵/۲ گلیسرول + ٪ ۲/۱ فسفاتید تخم مرغ
متابولیسم :
کبدی ٬ نیمه عمر دارو ۸-۱ دقیقه
مکانیسم اثر :
مکانیسم اصلی آن هنوز شناخته نشده است ولی به نظر می آید که با اثر تحریکی بر جزء «بتا یک» گیرنده GABA سبب فعال شدن کانال های کلر و در نتیجه مهار سیناپس می شود . اثر دیگر آن مهار جزء NMDA گیرنده گلوتامات می باشد .
دوز :
2/5-1 میلی گرم به ازای هرکیلو گرم وزن بدن
150-50 میکرو گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در هر دقیقه
مزیت ها :
مانع افزایش ICP پس از لوله گذاری - کاهش فشار CSF - افزایش مقاومت عروق مغزی - کاهش IOP - ضد تهوع و استفراغ - ضد خارش (با دوز کم) - کاهش تاکیکاردی و هایپرتانسیون پس از لوله گذاری - کاهش مشکلات تنفسی پس از لوله گذاری
عوارض جانبی :
تضعیف قلب (با کاهش فشار خون شریانی ٬ افزایش جبرانی در ضربان قلب صورت نمیگیرد ٬ کاهش حجم ضربه ای) - کاهش فشار خون (کاهش حجم ضربه ای) - عدم تاثیر بر ضربان قلب (بارورفلکس طوری تنظیم می شود که با کاهش فشار خون ٬ ضربان قلب افزایش نمی یابد ) - برادی کاردی (به دلیل واگوتونیسیته ٬ باعث برادی کاردی واضح بخصوص همراه با سایر داروهای واگوتونیک مثل ساکسینیل کولین یا نارکوتیک ها می شود ) - برادی پنه و آپنه - کاهش VT - افزایش PaCO2 (تضعیف کننده مرکزی تنفس است که هم تعداد و هم عمق تنفس را کاهش می دهد ) - عدم تاثیر بر PaO2 - افزایش ریسک آسپیراسیو ن (تضعیف رفلکس گگ)
کاربرد :
هوشبر - آرامبخش در ICU - دندانپزشکی - جراحی چشم - عملیات تشخیصی - تشنج پایدار - ECT - ضد استفراغ
موارد احتیاط :
در بیماران سالمند ٬ بیماران دچار کاهش BP و HR - خانم های حامله (بدلیل اثر تراتوژنیک) - کودکان زیر یک سال


نام تجاری : پنتوتال - نسدونال
فرمولاسیون :
این دارو از دسته داروهای باربیتورات ها است . ویال های این دارو به شکل 500 ، 1000 و 2500 میلی گرمی است . دارو را با آب مقطر یا ترجیحا" نرمال سایلین بصورت محلول 5 درصد رقیق می کنیم ، سپس دوباره رقیق کرده و بصورت 2.5 درصد در می آوریم . ph آن 10.8 بوده و این محلول برای 24 ساعت تهیه می شود .
متابولیسم :
نیمه عمر دارو 11.5 ساعت است . در کبد متابولیزه شده و به متابولیت ها و مقداری هم تغییر نیافته از کلیه دفع می شود . 85-75 درصد با آلبومین باند شده و اگر بیمار هایپوآلبومینی داشته باشد ، بیمار سریعتر بیهوش می شود و در نتیجه باید داروی کمتری بگیرد . اگر ph خون بالا باشد داروی کمتری با پرتئین باند شده و قدرت دارو بیشتر می شود . با هیپرونتیلاسیون آلکالوز ایجاد شده و بنابراین اثر دارو بیشتر می شود .
دوز :
بطور معمول دوز آنmg/kg 5-3است ، در افراد پیر و مسن دوز دارو mg/kg 3-2.5 و در کودکانmg/kg 6 می باشد . اگر رفلکس eye lash مثبت بود ، در حدود100-50 میلی گرم دارو را بار دیگر تزریق می کنیم .
اثرات :
1- عصبی مرکزی : حدود 30 ثانیه پس از تزریق سبب بیهوشی شده و بیشترین اثر را روی سیستم عصبی مرکزی دارد و سبب کاهش spinal cord reflex شده و اثر هیپنوتیک خوبی داشته ولی بیدردی آن کم است و نمی توان بیمار را با آن به surgical stage رساند مگر با دوز بالا . پنتوتال باعث کاهش میزان متابولیک مغزی شده که این کاهش اکسیژن خون مغز ، سبب کاهش جریان خون مغزی می شود و در نتیجه فشار داخل جمجمه ای کاهش می یابد . معمولا" هوشیاری پس از 5 تا 10 ثانیه برمی گردد . نسدونال یک داروی ضد تشنج نیز است . پنتوتال هم سمپاتیک و هم پاراسمپاتیک را بلوک کرده ولی سمپاتیک را بیشتر بلوک می کند و در نتیجه بیمار برادیکارد می شود .
2- قلب و عروق : سبب کاهش قدرت انقباضی قلب ، کاهش مقاومت عروق محیطی و کاهش ضربان قلب شده و در نتیجه باعث کاهش فشار خون می شود . افت فشار خون در بیماران هیپوولمیک و یا بیمارانی که داروی مخدر گرفته اند ، شدیدتر است . نسدونال بعلت کاهش فشار خون موجب تاکیکاردی رفلکسی می شود .
3- تنفسی : سبب دپرسیون تنفسی می شود ، چون مغر در حالت عادی به فشار دی اکسید کربن شریانی حساس است و تیوپنتال سبب کاهش حساسیت مغز به فشاردی اکسید کربن شریانی می شود ، که حتی ممکن است باعث آپنه نیز شود .این دارو تن عضلات برونش را افزایش داده ولی برونکواسپاسم با آن نادر است .
4- عضلات اسکلتی : در دوز بالا سبب کاهش تن ماهیچه ای شده که علت آن کاهش رفلکس طناب نخاعی است ولی بر روی neuromuscular junction تاثیری ندارد .
5- رحم : در دوز عادی اثری بر روی رحم نداشته ولی در دوز بالا سبب کاهش تن رحم می شود . نسدونال از جفت عبور کرده و سبب دپرسیون تنفسی نوزاد می شود . اگر نسدونال با دوزmg/kg 4 یا کمتر داده شود باعث تضعیف نوزاد نمی شود ولی با دوزmg/kg 8 سبب دپرسیون تنفسی نوزاد می شود .
6- چشم : فشار داخل چشمی را حدود 40 درصد کاهش می دهد . سبب گشادی مردمک شده ولی بعدا" باعث تنگ شدن مردمک می شود . light reflex تا مرحله surgical stage وجود دارد ولی رفلکس eye lash، eye lid و conjunctiva از بین می رود .
عوارض جانبی :
کاهش فشار خون و برادیکاردی (در بیماران هیپوولمیک کاهش فشار خون بیشتر است) - تضعیف تنفسی - نکروز بافت و آسیب به عصب (اگر عضلانی تزریق شود) - اگر داخل شریان تزریق شود باعث نکروز و اسپاسم شریان شده و سبب رنگ پریدگی و تاول آن قسمت می شود (برای درمان از گشادکننده های عروق استفاده می شود و همچنین پاپاورین نیز تزریق می شود) - اسپاسم برونش و حنجره (در بیماران مبتلا به آسم بهتر است داده نشود ولی منع مصرف مطلق ندارد ) - واکنش آلرزیک به دارو
کاربرد :
القاء بیهوشی(indaction)
- نگهداری بیهوشی (maintenance)
- درمان صرع
- درمان فشار داخل جمجمه ای بالا
موارد منع مصرف :
انسداد راه هوایی - حساسیت به دارو - شانت راست به چپ ( در این صورت دارو بدون رقیق شدن وارد قلب و مغز می شود که بایستی دوز آن کاهش یابد ) - نارسایی کبد و کلیه ( دوز را کاهش نداده ، فقط آهسته تزریق می کنیم )
با تشکر از استاد گرامی ، جناب آقای رمضانیان

سورونتا
(براکتانت)
سوسپانسيون داخل تراشه اي
سوسپانسيون استريل
فقط جهت تجويز داخل تراشه اي
شرح
سوسپانسيون داخل تراشه اي سورونتا (براکتانت)، سورفکتانت ريوي غير تب زا و استريل مي باشد که فقط از راه داخل تراشه اي استفاده مي شود. سورونتا عصاره طبيعي ريه گاو مي باشد که حاوي فسفوليپيدها، چربي هاي خنثي، اسيدهاي چرب، و پروتئين هاي وابسته به سورفکتانت مي باشد که به اين ترکيب کولفوسريل پالميتات (دي پالميتوئيل فسفاتيديل کولين)، پالميتيک اسيد، و تري پالميتين افزوده شده است تا ترکيب استانداردي ايجاد شود که خواصي مشابه خواص پايين آورنده کشش سطحي سورفکتانت ريه طبيعي را نشان دهد. ترکيب نهايي حاوي25mg/ml فسفوليپيدها (شامل15/5-11mg/ml فسفاتيديل کولين غير اشباع)، 1/75-0/5mg/ml تري گليسيريد، 1/4-5/3mg/ml اسيدهاي چرب آزاد، و کمتر از 1mg/ml پروتئين مي باشد. اين مواد در محلول کلريد سديم 9/0% به حالت سوسپانسيون در آمده و بروش حرارتي استريل شده است. سورونتا حاوي ماده محافظ (پرزرواتيو) نمي باشد. محتواي پروتئيني دارو حاوي 2 پروتئين سورفکتانت است که وزن مولکولي پاييني داشته و هيدروفوبيک مي باشند. اين پروتئين ها بنام هاي SP-B و SP-C شناخته شده اند. دارو حاوي پروتئين سورفکتانت با وزن مولکولي بالا و هيدروفيل که معروف به SP-A است، نمي باشد. هر ميلي ليتر سورونتا حاوي 25 mg از فسفوليپيدها مي باشد. سورونتا مايعي برنگ سفيد مايل به زرد تا قهوه اي کمرنگ مي باشد که در ويال شيشه اي يکبار مصرف تهيه شده. هر ويال حاوي 4ml (mg 100 از فسفوليپيدها ) يا 8ml (mg 200 از فسفوليپيدها ) می باشد.
برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

|
سووفلوران برخی ويژگی های فيزيکی سووفلوران عبارتند از: | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
موارد مصرف: آتراكوريوم بهعنوان دارويكمك بيهوشي براي شل كردن عضلات وتسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعيمكانيكي مصرف ميشود. همچنين برايلولهگذاري داخل ناي و جراحيهايي كهنسبت طولاني مدت هستند و شلشدنعضلات در آنها ضرورت دارد، بهكارميرود. همچنين در درمان كاهش شدتانقباضات عضلاني ناشي از حملاتتشنجي مصرف شده است.
مكانيسم اثر: آتراكوريوم بااستيلكولين دراتصال بهگيرندههاي كولينرژيك صفحهمحركه انتهايي رقابت و بامهار انتقالعصبي، پاسخ صفحه محركه انتهايي بهاستيلكولين را كاهش ميدهد و باعث فلجعضلات اسكلتي ميشود.
فارماكوكينتيك: نيمه عمر دفع دارو 20 دقيقهاست. زمان رسيدن بهحداكثر اثر دارو10ـ1/7 دقيقه است. دفع دارو كليوي وصفراوي است. بعد از تزريق دارو دربيهوشي متعادل، 25 درصد پاسخ پرشيعضلات در 45ـ35 دقيقه و 95 درصد پاسخدر 70 ـ 60 دقيقه به حالت عادي بازميگردد. در بيهوشي متعادل 30 دقيقه ودر بيهوشي استنشاقي 40 دقيقه بعد ازشروع هوشيابي 95 درصد پاسخ عضلانيبهحالت عادي باز ميگردد.
هشدارها: 1 ـ بامحلولهاي قليايي (مثلباربيتورات تزريقي) مخلوط نشود چونغيرفعال شده و رسوب مينمايد. همچنينبامحلول رينگر لاكتات رقيق نشود چونتخريب دارو سريعتر صورت ميگيرد.
2 ـ در بيماراني كه آزادشدن هيستامينممكن است خطرناك باشد، بيماري عصبيـ عضلاني، اختلالات شديد الكتروليت ياكارسينوما، مقدار مصرف دارو، بهدليلافزايش انسداد عصبي ـ عضلاني و مشكلدر هوشيابي، بايد كاهش يابد. مصرفزياد دارو ممكن است باعث آزادشدنناگهاني هيستامين شود.
3 ـ تزريق سريع داخل وريدي و يا مقاديرزياد دارو ممكن است باعث كاهش فشارخون شود.
4 ـ مصرف مقادير بيش از حد دارو ممكناست منجر بهضعف مداوم تنفسي يا آپنه وكلاپس قلبي عروقي شود. براي بهحداقلرساندن خطر مصرف بيش از حد، توصيهميشود از يك تحريككننده اعصابمحيطي، براي پيگيري پاسخ بيمار بهدارواستفاده شود.
عوارض جانبي: كاهش فشارخون،قرمزشدن پوست، گلودرد ولارنگواسپاسم از عوارض جانبي مهم ونسبت شايع دارو ميباشند.
تداخلهاي دارويي: دارو با آمينوگليكوزيدها، بيحسكنندههاي موضعيتزريقي، كاپرئومايسين، خون سيتراته،كليندامايسين، لينكومايسين،پليميكسينها، پروكائين آميد، كينيدين واپيوئيدها تداخل دارد.
نكات قابل توصيه: 1 ـ دارو از راه وريديتزريق شود چون از راه عضلاني ممكناست باعث تحريك بافت شود.
2 ـ دارو اثر شناخته شدهاي رويهوشياري يا آستانه درد ندارد بنابراينبهعنوان داروي كمكي در جراحي، بايدمقدار كافي از داروي بيهوشي در دسترسباشد.
3 ـ در هيپوترمي طول و شدت اثر داروافزايش مييابد.
4 ـ دارو نميتواند مانع براديكاردي ناشياز بيهوشكنندهها يا ضددردهاي مخدرشود، لذا بامصرف توام آتراكوريومبراديكاري ممكن است بروز كند. مصرفدارو در بيماران قلبي مبتلا بهتاكيكاردي،كمخطر است.
5 ـ مقدار مصرف دارو در صورت مصرفهمزمان با بيهوشكنندههاي عمومي مثلاتر، انفلوران و ايزوفلوران بايد به 50 ـ33درصد كاهش يابد يا مقدار مصرف آن بايدتوسط يك تحريككننده اعصاب محيطيتعيين شود. ميزان اين كاهش با هالوتانكمتر است.
مقدار مصرف:
بزرگسالان: ابتدا بهصورت وريدي0/5mg/kg ـ 0/4 يا در بيماراني كهآزادشدن هيستامين در آنها خطرناك
است 0/4mg/kg ـ 0/3 تزريق آهسته و
يا در نوبتهاي منقسم در يك دقيقه
مصرف ميشود. در بيماراني كه باانفلوران يا ايزوفلوران بيهوش شدهاند0/35mg/kg ـ 0/25 تزريق ميشود. ميزاناين كاهش با هالوتان كمتر است. در موردبيماراني كه بهمنظور لولهگذاري داخل نايتحت بيهوشي متعادل، سوكسينيل كوليندريافت كردهاند، مقدار 0/4 mg/kg ـ 0/3تزريق ميشود. در صورت استفاده ازبيهوشكننده قويتر مقدار كمتري دارومورد نياز است. اثرات سوكسينيل كولينكه بااستفاده از يك تحريككننده اعصابمحيطي اندازهگيري ميشود، قبل ازمصرف آتراكوريوم بايد از بين رفته باشد.بهعنوان مقدار مصرف مكمل بهصورتوريدي mg/kg 0/1 ـ 0/08، 45 ـ 12 دقيقهبعد از مصرف اوليه بكار ميرود. سپس هر25 ـ 15 دقيقه برحسب نياز و يا انفوزيونوريدي بهميزان 0/5 mg ـ 0/3 (پس ازبرطرف شدن اثر مصرف وريدي اوليهدارو) بكار ميرود. در بيهوشي متعادلmg/kg/min 0/1 ـ 0/009 بهكار ميرود تازماني كه ميزان بلوك عصبي ـ عضلانيبهدست آيد، سپس سرعت انفوزيونبراساس نياز و پاسخ بيمار تنظيم
ميشود. عموم بيماران بهمقادير0/009mg/kg/min ـ 0/005 پاسخ ميدهند.در حاليكه بعضي بيماران به0/002mg/kg/min و يا mg/kg/min 0/015نياز دارند. در بيماراني كه با انفلوران ياايزوفلوران بيهوش شدهاند ميزانانفوزيون به 33% كاهش مييابد و درمواردي كه از هالوتان استفاده شود اينكاهش كمتر است. در باي پس قلبي بهدليلهيپوترمي سرعت انفوزيون تا 50 درصدكاهش مييابد.
كودكان: در كودكان يك ماهه تا دو ساله كهبا هالوتان بيهوش شده باشند ابتدا0/4mg/kg ـ 0/3 و در كودكان دو ساله وبالاتر مقدار مصرف مثل بزرگسالان است.دفعات مصرف مقدار نگهدارنده ممكناست بيشتر از بزرگسالان باشد.
اشكال دارويي:
Injection: 10 mg/ml
موارد مصرف: سوكسينيل كولين بهعنوانكمك بيهوشي براي شل كردن عضلات وتسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعي ازطريق مكانيكي مصرف ميشود. همراه بامسدود كنندههاي عصبي غير دپولاريزانبا اثر نسبت كوتاه براي لولهگذاري داخلناي مصرف ميشود. انفوزيون مداوم آندر جراحيهاي كوتاه مدت كه شل شدنعضلات ضرورت دارد، استفاده ميشود.در كاهش شدت انقباضات عضلاني ناشياز حملات تشنجي (الكتريكي يافارماكولوژيكي يا واكنشهاي سمي بهديگر داروها) نيز بهكار ميرود.
مكانيسم اثر: سوكسينيل كولين دارويمسدودكننده عصبي عضلاني دپولاريزاناست كه با استيل كولين در اتصال بهگيرندههاي كلينرژيك صفحه محركهانتهايي رقابت و با اتصال به گيرندههاباعث دپولاريزاسيون ميشود. اثردپولاريزان به دليل تمايل شديد آن بهگيرنده كلينرژيك و مقاومت به اثرات كوليناستراز، طولانيتر از استيل كولين است.اين اثر ابتدا باعث انقباض گذراي عضلاتميشود كه معمولا فاسيكوله شدنعضلات بروز ميكند و بعد از آن، انتقالعصبي عضلاني مهار ميشود.
فارماكوكينتيك: متابوليسم دارو پلاسمايياست. شروع اثر با تزريق وريدي 0/5-1دقيقه و با تزريق عضلاني طي 3 دقيقهميباشد. زمان رسيدن به حداكثر اثر 1-2دقيقه بعد از تزريق وريدي ميباشد. دفعدارو كليوي است.
هشدارها: 1 ـ با محلولهاي قليايي (مثلتيوپنتال سديم) مخلوط نشود چونرسوب مينمايد.
2 ـ تكرار مصرف دارو ممكن است باعثبروز مقاومت شود.
3 ـ مصرف دارو ممكن است باعث افزايشغلظت سرمي پتاسيم شود كه منجر بهايست قلبي يا آريتمي در بيماران دچارسوختگي يا ضربه شديد و اختلالاتنورولژيك ميشود كه تا هفتهها و ماههابعد از ضربه اين اثر باقي ميماند. براديكاردي و آريتمي قلبي با اين دارو از سايرمسددهاي عصبي ـ عضلاني شايعتر است.
4 ـ در سوختگي شديد، سميت با ديژيتال يامصرف اخير آن، عيب كار قلب، بيماريدژنراتيو يا ديستروفي عصبي ـ عضلاني،فلج نيمه تحتاني بدن، هيپركالمي، صدماتنخاعي، ضربه شديد، كمخوني شديد،دهيدراتاسيون، مصرف حشرهكشهايسمي براي عصب يا ديگر مهاركنندههايكولين استراز، بيماري شديد كبد ياسيروز، سوءتغذيه، صفات نهفته ارثي،ضايعات چشمي، گلوكوم، جراحي چشم،شكستگي يا اسپاسم عضله و هيپرترميبدخيم با احتياط مصرف شود.
5 ـ ميزان و شدت بروز برادي كاردي وكاهش فشار خون ناشي از دارو همراه باضد دردهاي مخدر بالا ميرود. آزاد شدنهيستامين نيز كه با بسياري از ضد دردهايمخدر ايجاد ميشود، افزايش مييابد.
6 ـ مصرف مكرر يا طولاني مدت داروممكن است انسداد عصبي ـ عضلاني شبيهبه انسداد حاصل از داروهاي مسدودكنندهعصبي ـ عضلاني غير دپولاريزان ايجادكند كه اين حالت منجر به بروز ضعفمداوم تنفسي يا آپنه خواهد شد. براي بهحداقل رساندن خطر مصرف بيش از حدتوصيه ميشود از يك تحريككنندهاعصاب محيطي، براي پيگيري پاسخ بيماربه دارو استفاده شود.
عوارض جانبي: برادي كاردي، آريتمي قلبي،گلوكوم، تاكيكاردي، سفتي و درد عضلاتبعد از جراحي، هيپرترمي بدخيم و افزايشترشح بزاق از عوارض نسبت شايع و مهمدارو ميباشند.
تداخلهاي دارويي: مصرف همزمان داروبا آمينوگليكوزيدها، بيحس كنندههايموضعي تزريقي، كاپرئومايسين، خونسيترانه، كليندامايسين، لينكومايسين، پليميكسينها، مهاركنندههاي كولين استراز،حشرهكشهايي كه سميت عصبي دارند،گليكوزيدهاي ديژيتالي، پروكائين آميد،كينيدين و فيزوستيگمين باعث تشديد و ياطولاني شدن اثرات و عوارض سوكسينلكولين ميشود.
نكات قابل توصيه: 1 ـ كودكان بهخصوصبه اثرات ميوگلوبينمي، ميوگلوبينوري وقلبي دارو حساسترند. مصرف مقادير كمتوبوكورارين قبل از سوكسينيل كولين،شيوع ميوگلوبينمي را كاهش ميدهد.همچنين با تكرار مصرف در صورت بروز،عوارض قلبي ذكر شده ناشي از تحريكواگ با تيوپنتال سديم و آتروپين مهارميشود. بعد از اين اثرات تاكي كاردي وافزايش فشار خون ممكن است ديده شود.
2 ـ تقويت اثر بيهوش كنندههاي استنشاقيهيدروكربنه توسط سوكسينيل كولينكمتر از مسدودكنندههاي عصبي ـعضلاني غير دپولاريزان است.
3 ـ طول و شدت اثر دارو در هيپرترمي وهيپوترمي افزايش مييابد.
4 ـ مقدار تست 10 ميليگرم براي تعيينحساسيت بيمار و زمان بازيابي بهكارميرود. در بيماراني كه ميزان فعاليت آنزيمپسودوكولين استراز در آنها كم است،بهدليل حساسيت غيرمعمول به اثراتسوكسينيل كولين ممكن است به كاهشمقدار مصرف دارو نياز باشد در اين موردمقدار تست 5-10 ميليگرم ميباشد.
5 ـ براي كاهش فاسيكوله شدن عضلات،مقدار كمي از داروي غير دپولاريزانممكنست قبل از مصرف سوكسينيلكولين، بهكار رود.
6 ـ دارو اثر شناخته شدهاي روي هوشيارييا آستانه درد ندارد لذا در جراحي بايد مقداركافي از داروي بيهوشي بهكار رود.
مقدار مصرف:
بزرگسالان: در جراحي كوتاه مدت، ابتدامقدار mg/kg 0/6-1/1 بهصورت وريديتزريق ميشود. در صورت نياز به تكرارمصرف دارو، مقدار آن بايد با توجه بهپاسخ بيمار بهمقدار مصرف اوليه تعيينشود. بهصورت عضلاني mg/kg 3-4تزريق ميشود و ميزان تام مقدار مصرفاز 150 ميليگرم بيشتر شود. در جراحيطولاني مدت، ابتدا مقدار mg/kg 0/6-1/1بهصورت وريدي تزريق ميشود. مقدارمصرف بعدي براي هر فرد جداگانه و باتوجه به نياز به ميزان تداوم شل شدنعضلات تعيين ميشود. تجويز مقاديرمصرف بهصورت منقسم، بهدليل امكانبروز مقاومت و آپنه مداوم توصيهنميشود. در اعمال جراحي طولاني بهكاربردن انفوزيون مداوم بهتر است.
انفوزيون وريدي بهصورت محلول0/1-0/2 درصد در دكستروز 5 درصد ياسديم كلرايد تزريقي و سايررقيقكنندههاي مناسب و به ميزان
0/5-10 mg/min براساس پاسخ بيمار وشل شدن عضله، بهمدت يك ساعت تجويزميشود. در مصرف دارو بهصورتانفوزيون، پيگيري دقيق كار عصبي ـعضلاني، با استفاده از تحريككنندهاعصاب محيطي، براي جلوگيري ازمصرف مقادير زياد و تعيين ميزان انسدادداروي غير دپولاريزان، توصيه ميشود.
در درمان با الكتروشوك مقدار 10-30ميليگرم تقريب يك دقيقه قبل از شوك،تزريق وريدي يا حداكثر 2/5 mg/kg (مقدارمصرف تام از 150 ميليگرم نبايد بيشترشود) تزريق عضلاني ميشود.
كودكان: براي لولهگذاري داخل نايحداكثر تا mg/kg 2/5 (مقدار مصرف تام از150 ميليگرم نبايد بيشتر شود) تزريقعضلاني و يا mg/kg 1-2 تزريق وريديميشود. در صورت نياز به تكرار مصرفدارو، مقدار مصرف بايد باتوجه به پاسخبيمار به مقدار مصرف اوليه، تعيين شود.بهنظر ميرسد كه انفوزيون مداوم وريديدارو در كودكان و نوزادان باعثهيپرترمي بدخيم شود.
اشكال دارويي:
For Injection: 100 mg, 500 mg, 1000 mg
موارد مصرف: اين دارو بهعنوان دارويكمك بيهوشي براي شل كردن عضلات وتسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعيمكانيكي مصرف ميشود. همچنين برايلولهگذاري داخل ناي و جراحيهايي كهنسبت طولاني مدت هستند و شل شدنعضلات در آنها ضرورت دارد و كاهششدت انقباضات عضلاني ناشي از حملاتتشنجي مصرف شدهاست.
مكانيسم اثر: اين دارو با استيل كولين دراتصال به گيرندههاي كلينرژيك صفحهمحركه انتهايي رقابت و با مهار انتقالعصبي، پاسخ صفحه محركه انتهايي بهاستيل كولين را كاهش ميدهد و باعث فلجعضلات اسكلتي ميشود.
فارماكوكينتيك: متابوليسم دارو كبدي(مقادير جزيي) است. نيمه عمر دفع دارو114-116 دقيقه است. زمان رسيدن بهحداكثر غلظت 3-4/5 دقيقه و بسته بهمقدار مصرف است. دفع دارو كليوي (80درصد) و صفراوي (10 درصد) است. بعداز تزريق دارو 90 درصد پاسخ پرشيعضلات در كمتر از 60 دقيقه به حالتعادي باز ميگردد.
هشدارها: 1 ـ بهدليل اثر واگوليتيك، خطربرادي كاردي يا كاهش فشار خون ناشي ازداروهاي مخدر كاهش مييابد اما دربعضي بيماران خطر بروز تاكيكاردي ياافزايش فشار خون، بيشتر ميشود.تاكيكاردي با اين دارو شايعتر از سايرداروهاي مسدد عصبي ـ عضلاني است.
2 ـ در عيب كار كبد و كليه ممكنست اثردارو طولانيتر شود.
3 ـ مصرف مقادير بيش از حد آن ممكنستمنجر به ضعف مداوم تنفسي يا آپنه وكلاپسي قلبي شود. براي به حداقل رساندنخطر مصرف بيش از حد، توصيه ميشوداز يك تحريككننده اعصاب محيطي، برايپيگيري پاسخ بيمار به دارو استفاده شود.
عوارض جانبي: افزايش فشار خون،تاكيكاردي، خارش پوست، افزايش ترشحبزاق و راش پوستي از عوارض جانبي مهمو نسبت شايع دارو ميباشند.
تداخلهاي دارويي: دارو باآمينوگليكوزيدها، بيحس كنندههايموضعي تزريقي، كاپرئومايسين، خونسيتراته، كليندامايسين، لينكومايسين،پليميكسينها، گليكوزيدهاي ديژيتالي،پروكائين آميد و كينيدين تداخل دارد.
نكات قابل توصيه: 1 ـ در هيپرترمي طول وشدت اثر دارو افزايش و در هيپوترميكاهش مييابد.
2 ـ دارو اثر شناخته شدهاي رويهوشياري يا آستانه درد ندارد لذا بهعنوانداروي كمكي در جراحي، بايد مقدار كافياز داروي بيهوشي بهكار رود.
3 ـ دارو به ميزان كمتري از ساير داروهايمسدد عصبي ـ عضلاني باعث آزاد شدنهيستامين ميشود.
4 ـ مقدار مصرف دارو در صورت مصرفهمزمان با بيهوشكنندههاي عمومي مثل اتر،انفلوران و ايزوفلوران بايد به 33-50 درصدكاهش يابد يا مقدار مصرف آن توسط يكتحريككننده اعصاب محيطي تعيين شود.ميزان اين كاهش با هالوتان كمتر است.
مقدار مصرف:
بزرگسالان: ابتدا 0/04-0/1 mg/kgبهصورت وريدي تجويز ميشود. سپسمقدار mg/kg 0/01 هر 20-60 دقيقهبهمقدار مصرف اوليه اضافه ميشود. درصورت نياز بايد مقدار مصرف تنظيمشود. بعد از بيهوشي با ايزوفلوران ياانفلوران يا بيماراني كه بهمنظورلولهگذاري داخل ناي، سوكسينيل كوليندريافت كردهاند، mg/kg 0/04 ابتدابهصورت وريدي تجويز ميشود و سپسبراساس پاسخ بيمار تنظيم ميشود.بهمنظور لولهگذاري داخل ناي، مقدارmg/kg 0/6-0/1، تزريق وريدي ميشود.بعد از مصرف دارو براي لولهگذاري داخلناي، شرايط مناسب براي لولهگذاري طي2-3 دقيقه بهدست ميآيد.
كودكان: مقدار مصرف را ميتوانبراساس پاسخ بيمار به مقدار مصرفتست به ميزان mg/kg 0/02 تعيين نمود. دركودكان با سن يكماه و بيشتر مقدارمصرف مثل بزرگسالان است.
اشكال دارويي:
Injection: 4 mg/2 ml
دوره نگهداري دارو در فرآورده هايي كه درب آنها باز
نشده باشد 2 سال مي باشد و هر نوع فرآورده كه درب محفظه باز شده باشد و يا رقيق شده باشد بايد ظرف مدت 6 ساعت استفاده گردد . قبل از مصرف بايد ظرف محلول به آرامي تكان داده شود .
اثر خواب آوري دارو در عرض 30 تا 60 ثانيه بروز مي كند . اين دارو بسيار حلال در چربي است . تقريباً 88% دوز تجويز شده با ادرار دفع مي شود . بخاطر دارا بودن شروع و خاتمه سريع و اثرات ضد اضطراب اين دارو جهت جراحيهاي روزانه و كوتاه مدت بسيار مناسب است .
عوارض جانبي :
1. احتمال بروز هيپوتانسيون همراه با براديكاردي بخصوص در بيماران قلبي و هيپوولوميك
2. كاهش فشار شرياني در القاء بيهوشي به ميزان 16 ـ 20% فشار اوليه مشاهده شده است .
3. آپنه گذرا به مدت 30 ثانيه در 20% موارد گزارش شده است . كه ارتباط مستقيم با سرعت تجويز دارو دارد .
4. به همراه تجويز طولاني مدت پروپوفول تغيير رنگ سبز يا قرمز قهوه اي ادرار امكان دارد روي دهد كه به علت متابوليتهاي كينول پروپوفول است . و خطرناك است .
5. ساير موارد از جمله حركات صرعي ، سردرد به صورت نادر ، تهوع ، افزايش حساسيت ،گاهي وقفه عملكرد قلبي ، كاهش فشار داخل جمجمه ، لرز ، احساس سرما و عطسه در بعضي موارد ديده شده است .
اين دارو با داروهاي بيهوشي نخاعي و اپي دورال و انواع Premedicant مختلفي از شل كننده هاي عضلاني ، داروهاي بيهوشي استنشاقي ، بي حس كننده هاي موضعي و ضد دردها به كار رفته است و هيچگونه عدم سازگاري شديد فارماكولوژيكي گزارش نشده است .
روش استفاده :
پروپوفول ليپورو 1% جهت انفوزيون مي تواند به صورت رقيق شده يا رقيق نشده استفاده گردد . قبل از تزريق يا ترقيق ، هر آمپول يا ويال بايد جهت بررسي هرگونه نشانه غيرطبيعي يا تغيير بررسي شود . جهت اطمينان از صحت سرعت انفوزيون بايد وسيله مناسب بكار برده شود . به عنوان مثال پمپهاي انفوزيون و لومتريك ، بورت ، پمپ سرنگ و قطره شمار براي اين منظور مناسب هستند . ست تزريق معمولي براي جلوگيري از
Over dose ناگهاني مناسب نمي باشد .
فوران
ايزوفلوران
داروی بیهوشی استنشاقی
اجزای فرمولی و شرح:
ايزوفلوران (فوران)، داروی بيهوشی استنشاقی میباشد که غير قابل اشتعال است. نام شیمیایی آن 1-کلرو-2و2و2- تری فلوئورواتیل دی فلوئورومتیل اتر میباشد و فرمول ساختمانی آن بصورت زیر است:
برخی ویژگیهای فیزیکی فوران عبارتند از:
وزن مولکولی : 5/184
نقطه جوش در فشار 760 میلی متر جیوه: 5/48 درجه سانتیگراد
ضریب انکسار 1/2990-1/3005 : n D20
وزن مخصوص در دمای 25 درجه سانتیگراد: 496/1
فشار بخار (بر حسب میلی متر جیوه)
در دمای 20 درجه سانتیگراد : 238
در دمای 25 درجه سانتیگراد : 295
در دمای 30 درجه سانتیگراد : 367
در دمای 35 درجه سانتیگراد : 450
ضریب تفکیک در دمای 37 درجه سانتیگراد:
ضریب تفکیک برای لاستیک و پلاستیک در دمای 25 درجه سانتیگراد :
آب : گاز
خون : گاز
روغن: گاز 61/0
43/1
8/90
لاستیک رسانا :گاز
لاستیک بوتیل : گاز
پلی وینیل کلراید: گاز
پلی اتیلن : گاز
پلی اورتان : گاز
پلی اولفین : گاز
بوتیل استات : گاز 62
75
110
Ca 2
Ca 4/1
Ca 1/1
Ca 5/2
میزان خلوص بروش گاز کروماتوگرافی: بیش از 9/99%
قابلیت اشتعال در اکسیژن یا اکسید نیتروژن :
اگر انرژی تولید شده در واحد زمان 9 ژول بر ثانیه و دما 23 درجه سانتیگراد باشد: غیر قابل اشتعال
اگر انرژی تولید شده در واحد زمان 900 ژول برثانیه و دما 23 درجه سانتیگراد باشد: در غلظت های بیهوشی دهنده ، غیر قابل اشتعال است .
MAC (حداقل غلظت الوئولی درانسان ):
سن
100 درصد اکسیژن
70 درصد اکسید نیتروژن
4±26
28/1
56/0
7±44
15/1
50/0
5±64
05/1
37/0
فوران مایع بیرنگ و پایداری است که پایدار کننده شیمیایی به آن افزوده نشده است. فوران بوی شبه اتری و کمی تند دارد. نتایج گاز کروماتوگرافی نشان داده است که در نمونه هایی از دارو که در بطری های شفاف بی رنگ و در مقابل نور غیر مستقیم آفتاب بمدت 5 سال قرار داشتند و یا در نمونه هایی از دارو که بمدت 30 ساعت در مقابل اشعه UV قرار داشتند، هیچ تغییری در ترکیب دارو دیده نشده است.
در اثر تماس فوران با محلول 1 نرمال متوکسید سدیم در متانول بمدت بیش از 6ماه، هیچ اثری از مصرف قلیا مشاهده نشده است. این، نشانه پایداری بالای فوران در محیط قلیایی قوی میباشد. فوران در صورت تماس با سدالایم تجزیه نمیشود و با آلومینیوم، قلع ، برنج ، مس و آهن واکنش نشان نمیدهد.
موارد مصرف:
جهت بیهوشی استنشاقی
خواص:
القای بیهوشی و بویژه بازگشت از بیهوشی سریع است. گرچه بوی نسبتاً تند دارو سرعت القا را کاهش میدهد، اما سبب تحریک ترشح بیش از حد بزاق و ترشحات نای و نایژه ای نمیشود. رفلکسهای حلق و حنجره ای بسرعت فرو می خوابد. عمق بیهوشی با فوران بسرعت قابل تغییر است. ضربان قلب ثابت میماند. در صورت افزایش عمق بیهوشی ، تنفس خود بخودی کاهش می یابد و باید بفواصل کوتاهی کنترل شود. در طی القای بیهوشی ، فشارخون کاهش می یابد که در اثر تحریکهای ناشی از جراحی به حالت عادی باز میگردد.
در مرحله ابقای بیهوشی، نسبت مستقیمی بین عمق بیهوشی و کاهش فشار خون وجود دارد اما ضربان قلب ثابت میماند. با کنترل تنفس و فشار CO2 داخل سرخرگی نرمال، علی الرغم افزایش عمق بیهوشی ، برون ده قلبی بدلیل افزایش ضربان قلب ثابت میماند. افزایش CO2 خون ناشی از تنفس خودبخودی نیز می تواند سبب افزایش ضربان قلب و برون ده قلبی در حدی بالاتر از زمان هوشیاری باشد. جریان خون مغزی در طی بیهوشی سبک با فوران ، تغییر نمی یابد اما در عمقهای بیشتر بیهوشی با فوران ، افزایش می یابد. با هیپرونتیلاسیون بیمار قبل از بیهوشی یا در طی بیهوشی ، روند افزایش فشار مایع مغزی نخاعی، پیشگیری شده یا معکوس میگردد.
تغییرات الکتروانسفالوگرافی و تشنج پس از مصرف فوران بسیار بندرت مشاهده میشوند. بنظر می رسد که فوران نسبت به انفلوران ، عضله قلبی را با شدت کمتری به آدرنالین حساس میکند. اطلاعات محدودی نشان دهنده آنست که تزریق زیر جلدی تا 50 میلی لیتر از محلول آدرنالین 000، 200: 1 در بیمارانی که با فوران بیهوش شده اند، سبب القای آریتمی بطنی نمیشود.
در سطوح عادی بیهوشی ، اثر شل کنندگی عضلانی فوران ممکن است برای برخی از اعمال جراحی داخل شکمی کافی باشد اما برای ایجاد اثر شل کنندگی بیشتر، دوزهای پایینی از شل کننده های عضلانی داخل وریدی مورد نیاز است . شل کننده های عضلانی که عموماً استفاده میشوند، اثرشان بطور قابل توجهی با فوران افزایش می یابد و این اثر در مورد شل کننده های عضلانی نان دپلاریزان با شدت بیشتری دیده میشود. نئوستیگمین اثر شل کننده های عضلانی نان دپلاریزان را برمیگرداند اما تاثیری روی اثر شل کنندگی داروی فوران ندارد. شل کننده های عضلانی که عموما" استفاده میشوند، با فوران سازگارند. فوران در بیهوشی عمومی، در مراحل القا و ابقای بیهوشی قابل استفاده است. در مورد استفاده از این دارو در دوران بارداری یا جهت کاربرد در طب زنان به استثنای جراحی سزارین ، اطلاعات کافی در دست نمیباشد .
فوران در بدن انسان نسبتاً کم متابولیزه میشود. پس از بیهوشی فقط 17/0 درصد داروی استنشاق شده بصورت متابولیت در ادرار دیده میشود. حداکثر غلظت سرمی فلوئور غیرآلی معمولاً کمتر از 5 میکرومول در لیتر است و تقریباً 4 ساعت پس از بیهوشی دیده میشود و تا 24 ساعت بعد به حد نرمال باز میگردد. هیچ علامتی از آسیب کلیوی پس از تجویز فوران مشاهده نشده است.
دوز دارو و نحوه تجویز :
فوران باید در دستگاههای تبخیر کننده ای که برای استفاده از این دارو طراحی و تنظیم شده اند، مصرف شود بطوریکه غلظت فوران آزاد شده بطور صحیحی کنترل شود.
مقادیر حداقل غلظت آلوئولی (MAC) فوران با سن تغییر میکند. جدول زیر مقادیر میانگین MAC را در گروههای سنی مختلف نشان میدهد:
سن
مقدار میانگین حداقل غلظت آلوئولی در اکسیژن
1-0 ماه
6/1 %
6-1 ماه
87/1 %
12-6 ماه
8/1 %
5-1 سال
6/1 %
اواسط دهه 20 سالگی
28/1%
اواسط دهه 40 سالگی
15/1%
اواسط دهه 60 سالگی
05/1 %
دارو درمانی قبل از بیهوشی:
داروی مصرفی قبل از بیهوشی باید با توجه به شرایط فردی بیمار و با در نظر گرفتن این نکته که فوران دارای اثر کاهش دهنده فعالیت سیستم تنفسی میباشد، انتخاب شود. استفاده از داروهای آنتی کلینرژیک بستگی به انتخاب پزشک دارد اما در اطفالی که القای بیهوشی با فوران است ، استفاده از این داروها توصیه میشود.
القای بیهوشی:
معمولاً داروی باربیتورات کوتاه اثر یا سایر داروهای وریدی القا کننده بیهوشی، تجویز شده و بدنبال آن مخلوط فوران استنشاق میشود. روش دیگر ، استنشاق فوران با اکسیژن یا مخلوط اکسیژن / اکسید نیتروژن جهت القای بیهوشی می باشد.
القای بیهوشی با فوران در غلظت 5/0 درصد توصیه میشود. غلظتهای 5/1 تا 3 درصد طی 7 تا 10 دقیقه، معمولاً عمق بیهوشی کافی برای انجام عمل جراحی را فراهم میکنند.
ابقای بیهوشی:
عمق بیهوشی مورد نیاز جهت انجام عمل جراحی با غلظت 5/2-1 درصد فوران در مخلوط اکسیژن/ اکسید نیتروژن ایجاد میشود. در صورتیکه فوران تنها با اکسیژن مصرف شود، مقدار 1-5/0 درصد اضافه تر جهت ایجاد عمق مورد نیاز برای عمل جراحی مصرف میشود.
در عمل جراحی سزارین 75/0 -5/0 درصد فوران در مخلوطی از اکسیژن / اکسید نیتروژن ، برای ابقای بیهوشی مورد نیاز است.
طی ابقای بیهوشی، فشار خون داخل سرخرگی ، در صورت عدم وجود سایر عوامل تاثیرگذار روی فشار خون بطور معکوسی با غلظت آلوئولی فوران ارتباط دارد.
کاهش بیش از حد فشار خون، اگر ناشی از عمق بیهوشی باشد، باید از طریق کاهش غلظت فوران استنشاق شده، اصلاح گردد.
افراد سالمند: همانند سایر داروهای استنشاقی ، غلظتهای کمتری از فوران برای ابقای عمق بیهوشی مورد نیاز جهت انجام عمل جراحی لازم است. به جدول فوق در مورد مقادیر MAC مربوط به سن مراجعه نمایید.
موارد منع مصرف ، هشدار و غیره :
در موارد حساسیت شناخته شده به فوران یا سابقه تب بالای بدخیم به دنبال مصرف این دارو ، فوران منع مصرف دارد.
از آنجایی که سطوح بیهوشی بسرعت و به آسانی با فوران قابل تغییر است ، تنها دستگاههای تبخیرکننده ای که دارو را با مقادیر قابل پیش بینی آزاد میکنند و دارای صحت مناسبی هستند یا تکنیکهایی که بواسطه آن غلظتهای دارو در هوای دم و بازدم قابل کنترل است، باید استفاده شوند. میزان کاهش فشار خون و دپرسیون تنفسی می تواند نشانه ای از عمق بیهوشی باشد.
تاکنون ، در تجارب بالینی مصرف فوران حتی پس از مصرف دارو جهت اعمال جراحی طولانی مدت ، علائمی از سمیت کبدی مشاهده نشده است. با وجود این، در مورد مصرف فوران در اعمال جراحی پی در پی در یک فرد تجارب محدودی وجود دارد و هنوز نتیجه اثر آن روی کبد مشخص نمی باشد.
همانند سایر گازهای بیهوشی هالوژنه ، فوران باید در بیماران مبتلا به افزایش فشار داخل مغزی با احتیاط مصرف شود. درچنین مواردی انجام هیپرونتیلاسیون ممکن است ضروری باشد.
اثر شل کننده های عضلانی غیر دپلاریزان بطور مشخصی در اثر مصرف فوران تقویت میگردد.
مصرف در دوران بارداری :
مطالعات بر روی سیستم تولید مثل حیوانات ، پس از مصرف مکرر مقادیر بیهوشی دهنده فوران انجام شد.
مطالعات روی rat هیچ اثری روی قدرت باروری، بارداری یا زایمان یا روی قابلیت زیست حیوانات متولد شده نشان نداد. هیچگونه اثر تراتوژنی مشاهده نشد.
آزمایشات مقایسه ای در خرگوش ، نتایج منفی مشابهی نشان داد.
ارتباط این مطالعات با انسان مشخص نمی باشد . بی خطری استفاده از این دارو در دوران بارداری ثابت نشده است. در بیمارانی که تحت عمل کورتاژ قرارگرفته اند، میزان خون ریزی قابل مقایسه با افرادی بوده که سایر گازهای بیهوشی را دریافت نموده اند.
اطلاعات کافی در مورد مصرف فوران جهت کاربرد در طب زنان ، به استثنای جراحی سزارین وجود ندارد.
عوارض ناخواسته:
1- آریتمی قلبی در برخی موارد گزارش شده است.
2- افزایش تعداد گلبولهای سفید خون، حتی در صورت عدم وجود استرس جراحی ، مشاهده شده است.
3- در طی بیهوشی یا پس از بیهوشی با فوران، بدلیل متابولیزه شدن دارو افزایش جزئی در میزان فلوئور غیر آلی سرم خون دیده شده است.
بعید بنظر می رسد که مقادیر جزئی فلوئور غیرآلی موجود در سرم خون (در مطالعه ای این مقدار بطور متوسط4/4 میکرومول در لیتر است) سبب سمیت کلیوی شود. چرا که این مقادیر پایین تر از آستانه سمیت کلیوی است.
عوارض جانبی:
همانند سایر داروهای بیهوشی هالوژنه ، کاهش فشار خون و دپرسیون تنفسی مشاهده شده است. کنترل و اندازه گیری فشار خون و وضعیت تنفسی به فواصل نزدیک توصیه می شود. در مواقعی که عمق بیهوشی بیش از حد بالاست، برای بهبود وضعیت افت فشارخون و دپرسیون تنفسی ناشی از آن، درمانهای حمایتی لازم است انجام گیرد.
هنگام برگشت از بیهوشی اثرات ناخوشایندی (لرزش ، تهوع، استفراغ) که ماهیتاً خفیف میباشند، میزان وقوعشان همانند میزان وقوع این عوارض با سایر عوامل بیهوش کننده است.
احتیاطات فارماسیوتیکال:
دارو را دور از گرما نگهداری کنید. در بطری حاوی دارو را بخوبی ببندید.
اطلاعات بسته بندی:
فوران در بطری های 100 میلی لیتری عرضه میگردد