X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی بیهوشی - داروهای بیهوشی
یادمان باشد آگونیست های مخدرها شامل:

آل فنتانیل، بوپرنورفین، بوتروفانول، کدئین، فنتانیل، هیدروکودون، هیدرومورفون، لورفانول، مپریدین، متادون، مورفین، نالبوفین، اکسی کودون، اکسی مورفون، پنتازوسین، پروپوکسی فن، رمی فنتانیل، سوفنتانیل می باشد.

بیشترین طول اثر را متادون (بیش از ۸ ساعت) دارد و کمترین طول اثر را رمی فنتانیل (۱۰دقیقه) و فنتانیل (۱ تا ۲ ساعت) دارا می باشند. مپریدین ۲ تا ۴ساعت، پنتازوسین ۳ تا ۴ ساعت، مورفین ۳ تا ۶ ساعت و کدئین ۴ تا ۶ ساعت طول اثر دارند.

سریعترین شروع اثر را فنتانیل (فوری) دارد. شروع اثر مپریدین و مورفین وریدی کمتر از ۵ دقیقه، پنتازوسین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه، متادون و کدئین خوراکی ۳۰ تا ۶۰ دقیقه می باشد.

به صورت مقایسه ای کدئین و هیدروکودون کمترین اثر آنالژزیک و سوفنتانیل بیشترین اثر آنالژزیک را دارا می باشند. بقیه تقریبا اثر آنالژزیک برابر دارند.

فنتانیل و هیدروکودون و پروپوکسی فن اثر یبوستی ندارند و بقیه دارای این اثر می باشند که کدئین و مپریدین و پنتازوسین دارای کمترین اثر یبوستی هستند.

حسین مرادی

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) یکشنبه یازدهم اسفند 1392 23:28 |
افدرین بصورت طبیعی توسط "ما هوانگ" در طب سنتی چین معرفی شد که به زمان امپراطوری "هان" (206قبل از میلاد تا 220میلادی) در این کشور برمیگردد .

 ساخت صنعتی افدرین توسط شیمیدان آلی ژاپنی "nagai nagayoshi" در سال 1885 انجام شد . ساخت صنعتی افدرین در چین به سال 1920 باز میگردد که شرکت "merch" بازاریابی و فروش آن را با نام تجاری "ephetonin" آغاز کرد .

 صادرات افدرین بین چین و کشورهای غربی بین سال های 1926 تا 1928 از 9 تن به 216 تن افزایش یافت !

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 1:18 |
محلول رینگر توسط "سیدنی رینگر" پزشک و فیزیولوژیست انگلیسی در سال 1880 اختراع شد . رینگر بر مقوله فعالیت و ماندگاری قلب قورباغه خارج از بدن مطالعه میکرد . او امیدوار بود موادی را در خون پیدا کند که بتواند قلب را برای مدت معینی خارج از بدن زنده نگه دارد . 

استفاده از محلول حاوی نمک های معدنی رینگر به آرامی محبوبیت پیدا کرد . در سال 1930 یک متخصص اطفال آمریکایی به نام "آلکس هارتمن" که برای درمان اسیدوز تلاش میکرد لاکتات را به محلول رینگر اضافه کرد و موفق به ساخت "رینگرلاکتات" کنونی یا همان "محلول هارتمن" شد.

این محلول در آن زمان بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که در بعضی منابع آن را "white blood" یا "خون سفید" نامیدند.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 1:8 |


Rocuronium, vecuronium is a muscle relaxant steroid.
Vecuronium is much more powerful than the rocuronium
Therefore large quantities of rocuronium or 0.6 mg/kg, can be used to flood the neuromuscular junction to above 90% receptor occupancy
This helps to relax allowing laryngeal intubation conditions.

This concept-> bufferred dissemination.

It allows the use of high doses of rocuronium in modified inductions in rapid sequence.

However, this can be done after ensuring certainty with intubation..

Nevertheless, the administration of sugammadex can enble the patient to resume spontaneous breathing should intubation fail...

However, this drug is not readily available in most regions of the world

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 1:4 |
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه دهم مهر 1392 2:15 |
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه دهم مهر 1392 2:5 |

جدول حداکثر دوز تزریق حس برهای موضعی جهت بلوک های محیطی...
مورد داشتیم که نوزاد برا ختنه آوردن اتاق عمل و جراح لیدوکایین غلیظ و بیش از حداکثر مجاز تزریق کرده و تشنج رخ داده !!!

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه دهم مهر 1392 2:3 |

 یک داروی شل کننده عضلات مخطط است که با دخالت در آزاد شدن یون‌کلسیم از رتیکولوم سارکوپلاسمیک‌ از افزایش غلظت یون کلسیم‌میوپلاسم جلوگیری یا آن را کاهش می‌دهدبا کاهش یون کلسیم، فعالیت‌مسیرهای کاتابولیکی که همراه با سندرم هیپرترمی بدخیم است، کاهش‌می‌یابد. دانترولن همچنین به‌طور مستقیم‌بر روی عضلات اسکلتی عمل کرده وارتباط بین تحریک عصبی و انقباض را، ازطریق تداخل با آزاد شدن یون کلسیم از رتیکولوم سارکوپلاسمیک، قطع می‌کند وانقباض عضلانی ناشی از بازتاب (رفلکس) را کاهش‌می‌دهد.

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه دهم مهر 1392 1:41 |

Why it is prescribed (Indications) : 
This medication is a benzodiazepine antagonist, prescribed for reversing drowsiness, sedation and other effects caused by benzodiazepine. It is also used for hepatic encephalopathy (confusion, altered level of consciousness and coma as a result of liver failure). 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه دهم مهر 1392 1:30 |

هيپوترمي ، مدت اثر نان دپلاريزان ها را طولاني مي كند . هردرجه  سانتيگراد كاهش دماي عضله زير 2/35 ، 10 تا 16 درصد قدرت انقباض ادداكتور شست را كم مي كند .

براي حفظ دماي عضله بالاي 2/35 ، دماي مركزي بايد بالاي 36 درجه نگه داشته شود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 11:34 |
  اين يون شبيه سديم ، پتاسيم ، منيزيم و كلسيم مي باشد و بنابراين ممكن است بر توزيع و كينتك همة  اين يونها اثر بگذارد . ليتيم از طريق كانالهاي سديم وارد سلولها شده و در سلول تجمع مي يابد. ليتيم با فعال كردن كانالهاي پتاسيم انتقال NMقبل از سيناپسي و انقباض بعدا ز سيناپسي را مهار مي كند همراهي ليتيم با پيپ كرونيوم باعث مهار سينرژيستيك انتقال NM مي شود در حاليكه تركيب ليتيم با اسكولين مهار اديتيو مي دهد . طولاني شدن بلوك در بيماراني كه ليتيم و هم شل كنندة دپولاريزان و هم نان دپولاريزان مي گرفته اند گزارش شده است. دربيماراني كه ليتيم مي گيرند بايد شل كننده ها به صورت اجزاء افزايشي و با دوزهاي كمتر داده شده وتاميزان بلوك مورد نظر تيتره شوند.
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) جمعه هجدهم اسفند 1391 13:49 |
فسپروپوفول یکی از جدیدترین داروهای بیهوشی هست...FDA این دارو رو فقط برای سدیشن تایید کرده...

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) جمعه چهاردهم مهر 1391 16:1 |

1-کبد محل اصلی متابولیسم دارو های درونزاد و برونزاد است.نتایج اولیه متابولیسم داروها، تولید مواد محلول در آب و در نتیجه دفع راحت تر متابولیتهای دارویی است. داروها گاهی اوقات به متابولیتهایی با واکنش بیشتر مبدل می شوند که می توانند منجر به مسمومیت شوند.

 

2- بیشتر متابولیسم دارویی به وسیله آنزیم های فاز یک مونواکسیژنازهای سیتو کروم P4so (CYP) انجام ميشود. تقریباً 50 تا بیش از 1000 ایزوفرم CYP در انسان، فعال می باشند. ایزوفرم غالب انجام دهندۀ متابولیسم هوشبرهای استنشاقی CYP2E1 می باشد.آنزیم اصلی فاز 2، اوریدین دی فسفات گلوکورونوسیل ترانسفراز می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 17:54 |

 تاريخچه حس برهاي موضعي :
بیهوشی - لیدوکائیناز زمان ماقبل تاريخ ، بوميان پرو برگهاي گياه بومي Erythroxylon
( منبع كوكائين) را مي جويدند تا احساس آسودگي و كاهش خستگي كنند.  در سال 1884. Koller كوكائين را بعنوان حس بر سطحي قرنیه وارد  طب باليني كرد.

پروكائين اولين حس بر موضعي صناعي توسط Einhorn در سال 1905 معرفي شده و  ليدوكائين  در سال 1943 توسط Lofgren ساخته شد.

حس بر هاي موضعي از قسمتهاي ليپوفيلي ( حلقه بنزني  غير اشباع) و هيدروفيلي
 ( آميني سوم و پروتون پذير) تشكيل شده اند كه با يك زنجيره هيدروكربني بهم مرتبط  مي شوند). اتصال زنجيره هيدروكربني به قسمت ليپوفيل از طريق  يك باند استري
 ( - CO-) يا آميدی  ( -HNC-) برقرار مي شوند.

لطفا به ادامه مطلب توجه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) پنجشنبه نهم دی 1389 2:7 |
 
بیهوشی - کتامینتاریخچه

 •درسال 1962 به وسیله استیونس ساخته شد.

•برای اولین بار در انسان در سال 1965 توسط کورنس و دومینو بکار گرفته شد.
•در سال 1970 برای مصارف بالینی پخش شد.
 
مهمترین ویژگی های کتامین
 
•1- دارای اثر بی دردی قوی است
•2- معمولا باعث تضعیف سیستم قلبی عروقی و سیستم تنفسی نمی شود
•3- دارای خاصیت برونکودیلاتوری است

لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 17:25 |
بیهوشیانگيزه تجويز داخل وريدي داروها وقتي ايجاد شد كه ويليام هاروي در سال ١٦٢٨ ميلادي اين مطلب را به چاپ رساند كه خون وريدي به قلب منتقل مي شود و از انجا از طريق گردش خون شرياني به ديگر اعضاي بدن مي رود . آقاي كريستوفر ورن در سال ١٦٥٧ از طريق ساقه پر پرندگان و بادكنك ، مخدر داخل وريدي به سگ ها و انسان ها تجويز كرد و آنها را بيهوش نمود . اين احتمالا اولين بيهوشي داخل وريدي بود . اولين استفاده از يك داروي  تجويز شده داجل وريدي  براي ايجاد بيهوشي جهت عمل جراحي ، توسط آقاي كيبرين آور در سال ١٨٧٤ در بوردو فرانسه و با استفاده از كلرات هيدرات بود . در سال ١٩٥٣ آقاي آلكساندر وود از يك سوزن و سرنگ براي تجويز داخل وريدي استفاده كرد كه پيشرفت قابل توجهي نسبت به وسايل داخل وريدي اوليه كه توسط آقاي ورن استفاده گرديده محسوب مي شود .‎‏

 جدول مقايسه اثرات فارمالوژيك هوشبرهاي داخل وريدي

پروپوفول تیوپنتال میدازولام کتامین اتومیدات
فشار خون سیستمیک کاهش کاهش بدون تغییر تا کاهش افزایش کاهش
ضربان قلب بدون تغییر تا کاهش افزایش بدون تغییر افزایش بدون تغییر تا کاهش
مقاومت عروق سیستمیک کاهش کاهش بدون تغییر تا کاهش افزایش بدون تغییر تا کاهش
تهویه کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش
تعداد تنفس کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش
پاسخ به co2 کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر کاهش
جریان خون مغزی کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا افزایش کاهش
مصرف متابولیک o2 مغزی کاهش کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا افزایش کاهش
ضد تشنج - بله بله - نه
ضد اضطراب نه نه بله نه نه
توهم و هزیان نه ؟ نه نه بله نه
تهوع و استفراغ کاهش بدون تغییر بدون تغییر تا کاهش بدون تغییر افزایش
مهار قشر فوق کلیه نه نه بله ؟ نه بله
درد هنگام تجویز بله نه نه نه نه
دوز(mg/kg-IV) ۵/۲-۱ ۵-۳ ۳/۰-۱/۰ ۲-۱ ۳/۰-۲/۰
طول اثر (min) ۸-۳ ۱۰-۵ ۲۰-۵ ۱۰-۵ ۸-۳
propofol thiopental midazolam ketamin etomidate

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه چهارم شهریور 1388 9:4 |
مخدر ها مصارف بالینی متعددی دارند ولی عمدتا شامل : 

۱- ایجا بیدردی قبل ٬ حین و بعد از عمل جراحی

۲-القا بیهوشی و نگهداری آن

۳- مهار فعالیت سیستم سمپاتیک

۴-مکمل داروهای هوشبر

در مقایسه با مرفین فنتانیل و سوفنتانیل موجب القا سریعتر و خروج زودتر از بیهوشی می گرددند . بیشتر اوقات مخدرها در اتاق عمل بعنوان مکمل داروهای هوشبر بکار میروند . دوز کم فنتانیل (۲-۱ میکروگرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن) ٬۱-۳ دقیقه قبل از القا بیهوشی ٬ پاسخ افزایش فشار خون و ضربان قلب ثانویه به لارنگوسکوپی را مهار می کند .

 
نوع مخدر دوز بولوس دوز کمکی
آلفنتانیل ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰-۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم
فنتانیل ۲۰-۴ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰۰-۲۵ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم
سوفنتانیل ۲-۲۵/۰ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم ۱۰-۵/۲ میکروگرم به ازای هر کیلو گرم

اثرات مخدر ها روی سایر ارگانها :

قلب و عروق :

مخدرها بدلیل کاهش تون سمپاتیک و افزایش تون واگ دارای اثر مهاری روی سیستم قلب و عروق هستند . به همین دلیل بعد از تزریق مخدرها بیماران دچار افت فشار خون می شوند . البته از دلایل دیگر افت فشار خون ترشح هیستامین و اتساع عروق را می توان نام برد . به جز مپردین  ٬ بقیه مخدر های محرک گیرنده مو باعث برادیکاردی می شوند که فنتانیل و سوفنتانیل اثر بیشتری در این مورد دارند به همین دلیل در اطفال قبل از تزریق مخدر باید آنتی کولینرژیک تزریق گردد . استفاده همزمان مخدر ها با بنزودیازپین ها اثرات قلبی عروقی آن را افزایش می دهد .

اثرات تنفسی :

مخدر ها باعث کاهش رفلکس های تراشه و راه های هوایی فوقانی می شوند به همین دلایل لوله تراشه توسط بیمار راحتتر تحمل می گردد. یکی از مهم ترین خطرات مخدر ها برای سیستم تنفسی مهار مرکز تنفس است به طوری که پاسخ مرکز تنفس به افزایش دی اکسید کربن خون کاهش می یابد . تعداد تنفس بیمار به دنبال تزریق مخدر ها کاهش می یابد ولی حجم جاری به طور جبرانی افزایش می یابد . اغلب مرگ بدنبال استفاده از مخدرها بعلت تضعیف تهویه است . همچنین گاها مخدر ها باغث اسپاسم و گرفتگی عضلات سینه ای ـ شکمی می گردند  که اشکال در تهویه ایجاد می کنند . مخدر ها بدلیل ترشح هیستامین می تواند باعث اسپاسم مجاری هوایی کوچک شده لذا می تواند در بیماران آسماتیک ایجاد مشکل کنند . مصرف همزمان داروی تضعیف کننده سیستم اعصاب مرکزی مانند استنشاقی ها ٬ الکل ٬ باربیتورات ها و بنزودیازپین ها با مخدر ها موجب مهار تنفسی شدیدتر و طولانی میگردد . حداکثر مهار تهویه ای مرفین ۳۰-۱۵ دقیقه و فنتانیل ۱۰ دقیقه بعد ار تزریق شروع می شود .

سیستم گوارشی :

مخدرها باعث شلی اسفنگتر تحتانی مری و کاهش حرکات گوارشی شده و بعلت تحریک مرکز استفراغ در بصل النخاع موجب تهوع و استفراغ می گردند . آنتی کولینرژیک ها ٬ پلازیل و دروپریدول جهت پیشگیری و درمان استفراغ کاربرد دارند .

سیستم کلیوی :

مخدر ها با تحریک گیرندهای مو باعث کاهش حجم ادرار و دفع الکترولیت ها شده و با تحریک گیرندهای کاپا سبب افزایش حجم ادرار میگردند .

آنتاگونیست مخدر ها :

شامل نالوکسان ٬ نالترکسون و نالبوفن می باشند . نالوکسان اثرات ناشی از تحریک گیرنده مخدر ها را ریورس می کند . لذا در صورتی که بیمار دچار مهار تنفسی به علت مسمومیت با مخدر ها باشد قابل استفاده است ولی احتمال عود مهار تنفسی و جود دارد . شروع اثر آن ۲-۱ دقیقه بعد از تزریق وریدی است . دوز آن ۴/۰-۲/۰میلی گرم بوده و حدود ۶۰-۳۰ دقیقه اثر آن طول میکشد . از طریق لوله تراشه نیز قابل استفاده است و متابولیسم آن کبدی می باشد . نالوکسان بدلیل تحریک سمپاتیک باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب میگردد . لذا در بیماران قلبی استفاده از آن خطرناک است . 

آنتاگونیست مخدها - نالبوفن 

برگرفته از کتاب اصول بیهوشی و مراقبتهای ویژه

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 17:15 |
نام ژنریک : پروپوفول

نام تجاری : پوفول (Pofol)

فرمولاسیون :

٪ ۱۰ روغن سویا + ٪ ۲۵/۲ گلیسرول + ٪ ۲/۱ فسفاتید تخم مرغ

متابولیسم :

کبدی ٬ نیمه عمر دارو ۸-۱ دقیقه

مکانیسم اثر :

مکانیسم اصلی آن هنوز شناخته نشده است ولی به نظر می آید که با اثر تحریکی بر جزء «بتا یک»  گیرنده GABA سبب فعال شدن کانال های کلر و در نتیجه مهار سیناپس می شود . اثر دیگر آن مهار جزء NMDA گیرنده گلوتامات می باشد .

دوز :

 2/5-1  میلی گرم به ازای هرکیلو گرم وزن بدن

 150-50   میکرو گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در هر دقیقه

مزیت ها :

مانع افزایش ICP پس از لوله گذاری - کاهش فشار CSF - افزایش مقاومت عروق مغزی - کاهش IOP - ضد تهوع و استفراغ - ضد خارش (با دوز کم) - کاهش تاکیکاردی و هایپرتانسیون پس از لوله گذاری - کاهش مشکلات تنفسی پس از لوله گذاری

عوارض جانبی :

تضعیف قلب (با کاهش فشار خون شریانی ٬ افزایش جبرانی در ضربان قلب صورت نمیگیرد ٬ کاهش حجم ضربه ای) - کاهش فشار خون (کاهش حجم ضربه ای) - عدم تاثیر بر ضربان قلب (بارورفلکس طوری تنظیم می شود که با کاهش فشار خون ٬ ضربان قلب افزایش نمی یابد ) - برادی کاردی (به دلیل واگوتونیسیته ٬ باعث برادی کاردی واضح بخصوص همراه با سایر داروهای واگوتونیک مثل ساکسینیل کولین یا نارکوتیک ها می شود ) - برادی پنه و آپنه - کاهش VT - افزایش PaCO2 (تضعیف کننده مرکزی تنفس است که هم تعداد و هم عمق تنفس را کاهش می دهد ) - عدم تاثیر بر PaO2 - افزایش ریسک آسپیراسیو ن (تضعیف رفلکس گگ)

کاربرد :

هوشبر - آرامبخش در ICU - دندانپزشکی - جراحی چشم - عملیات تشخیصی - تشنج پایدار - ECT - ضد استفراغ

موارد احتیاط :

در بیماران سالمند ٬ بیماران دچار کاهش BP و HR - خانم های حامله (بدلیل اثر تراتوژنیک) - کودکان زیر یک سال

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 11:57 |
نام ژنریک : سدیم تیوپنتال

نام تجاری : پنتوتال - نسدونال

فرمولاسیون :

این دارو از دسته داروهای باربیتورات ها است . ویال های این دارو به شکل 500 ، 1000 و 2500 میلی گرمی است . دارو را با آب مقطر یا ترجیحا" نرمال سایلین بصورت محلول 5 درصد رقیق می کنیم ، سپس دوباره رقیق کرده و بصورت 2.5 درصد در می آوریم .  ph آن 10.8 بوده و این محلول برای 24 ساعت تهیه می شود .

 

متابولیسم :

نیمه عمر دارو 11.5 ساعت است . در کبد متابولیزه شده و به متابولیت ها و مقداری هم تغییر نیافته از کلیه دفع می شود . 85-75 درصد با آلبومین باند شده و اگر بیمار هایپوآلبومینی داشته باشد ، بیمار سریعتر بیهوش می شود و در نتیجه باید داروی کمتری بگیرد . اگر ph خون بالا باشد داروی کمتری با پرتئین باند شده و قدرت دارو بیشتر می شود . با هیپرونتیلاسیون آلکالوز ایجاد شده و بنابراین اثر دارو بیشتر می شود .

 

دوز :

بطور معمول دوز آنmg/kg 5-3است ، در افراد پیر و مسن دوز دارو  mg/kg  3-2.5 و در کودکانmg/kg 6  می باشد . اگر رفلکس eye lash مثبت بود ، در حدود100-50 میلی گرم دارو را بار دیگر تزریق می کنیم .

 

اثرات :

1- عصبی مرکزی : حدود 30 ثانیه پس از تزریق سبب بیهوشی شده و بیشترین اثر را روی سیستم عصبی مرکزی دارد و سبب کاهش spinal cord reflex شده و اثر هیپنوتیک خوبی داشته ولی بیدردی آن کم است و نمی توان بیمار را با آن به surgical stage رساند مگر با دوز بالا . پنتوتال باعث کاهش میزان متابولیک مغزی شده که این کاهش اکسیژن خون مغز ، سبب کاهش جریان خون مغزی می شود و در نتیجه فشار داخل جمجمه ای کاهش می یابد . معمولا" هوشیاری پس از 5 تا 10 ثانیه برمی گردد . نسدونال یک داروی ضد تشنج نیز است . پنتوتال هم سمپاتیک و هم پاراسمپاتیک را بلوک کرده ولی سمپاتیک را بیشتر بلوک می کند و در نتیجه بیمار برادیکارد می شود .

 

2- قلب و عروق : سبب کاهش قدرت انقباضی قلب ، کاهش مقاومت عروق محیطی و کاهش ضربان قلب شده و در نتیجه باعث کاهش فشار خون می شود . افت فشار خون در بیماران هیپوولمیک و یا بیمارانی که داروی مخدر گرفته اند ، شدیدتر است . نسدونال  بعلت کاهش فشار خون موجب  تاکیکاردی رفلکسی می شود .

 

3- تنفسی : سبب دپرسیون تنفسی می شود ، چون مغر در حالت عادی به فشار دی اکسید کربن شریانی حساس است و تیوپنتال سبب کاهش حساسیت مغز به فشاردی اکسید کربن شریانی می شود ، که حتی ممکن است باعث آپنه نیز شود .این دارو تن عضلات برونش را افزایش داده ولی برونکواسپاسم با آن نادر است .

4- عضلات اسکلتی : در دوز بالا سبب کاهش تن ماهیچه ای شده که علت آن کاهش رفلکس طناب نخاعی است ولی بر روی neuromuscular junction تاثیری ندارد .

 

5- رحم : در دوز عادی اثری بر روی رحم نداشته ولی در دوز بالا سبب کاهش تن رحم می شود . نسدونال از جفت عبور کرده و سبب دپرسیون تنفسی نوزاد می شود . اگر نسدونال با دوزmg/kg 4 یا کمتر داده شود باعث تضعیف نوزاد نمی شود ولی با دوزmg/kg 8 سبب دپرسیون تنفسی نوزاد می شود .

6- چشم : فشار داخل چشمی را حدود 40 درصد کاهش می دهد . سبب گشادی مردمک شده ولی بعدا" باعث تنگ شدن مردمک می شود . light reflex تا مرحله surgical stage وجود دارد ولی رفلکس eye lash، eye lid و conjunctiva از بین می رود .

 

عوارض جانبی :

کاهش فشار خون و برادیکاردی (در بیماران هیپوولمیک کاهش فشار خون بیشتر است) - تضعیف تنفسی - نکروز بافت و آسیب به عصب (اگر عضلانی تزریق شود) - اگر داخل شریان تزریق شود باعث نکروز و اسپاسم شریان شده و سبب رنگ پریدگی و تاول آن قسمت می شود (برای درمان از گشادکننده های عروق استفاده می شود و همچنین پاپاورین نیز تزریق می شود) - اسپاسم برونش و حنجره (در بیماران مبتلا به آسم بهتر است داده نشود ولی منع مصرف مطلق ندارد ) - واکنش آلرزیک به دارو

 

کاربرد :

 القاء بیهوشی(indaction)

- نگهداری بیهوشی (maintenance)

- درمان صرع

- درمان فشار داخل جمجمه ای بالا

 

موارد منع مصرف :

 انسداد راه هوایی - حساسیت به دارو - شانت راست به چپ ( در این صورت دارو بدون رقیق شدن وارد قلب و مغز می شود که بایستی دوز آن کاهش یابد ) - نارسایی کبد و کلیه ( دوز را کاهش نداده ، فقط آهسته تزریق می کنیم ) 

با تشکر از استاد گرامی ، جناب آقای رمضانیان        

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) شنبه بیست و ششم بهمن 1387 16:2 |
 

بیهوشی

سورونتا
(براکتانت)
سوسپانسيون داخل تراشه اي
سوسپانسيون استريل
فقط جهت تجويز داخل تراشه اي

شرح
سوسپانسيون داخل تراشه اي سورونتا (براکتانت)، سورفکتانت ريوي غير تب زا و استريل مي باشد که فقط از راه داخل تراشه اي استفاده مي شود. سورونتا عصاره طبيعي ريه گاو مي باشد که حاوي فسفوليپيدها، چربي هاي خنثي، اسيدهاي چرب، و پروتئين هاي وابسته به سورفکتانت مي باشد که به اين ترکيب کولفوسريل پالميتات (دي پالميتوئيل فسفاتيديل کولين)، پالميتيک اسيد، و تري پالميتين افزوده شده است تا ترکيب استانداردي ايجاد شود که خواصي مشابه خواص پايين آورنده کشش سطحي سورفکتانت ريه طبيعي را نشان دهد. ترکيب نهايي حاوي25mg/ml فسفوليپيدها (شامل15/5-11mg/ml فسفاتيديل کولين غير اشباع)، 1/75-0/5mg/ml تري گليسيريد، 1/4-5/3mg/ml اسيدهاي چرب آزاد، و کمتر از 1mg/ml پروتئين مي باشد. اين مواد در محلول کلريد سديم 9/0% به حالت سوسپانسيون در آمده و بروش حرارتي استريل شده است. سورونتا حاوي ماده محافظ (پرزرواتيو) نمي باشد. محتواي پروتئيني دارو حاوي 2 پروتئين سورفکتانت است که وزن مولکولي پاييني داشته و هيدروفوبيک مي باشند. اين پروتئين ها بنام هاي SP-B و SP-C شناخته شده اند. دارو حاوي پروتئين سورفکتانت با وزن مولکولي بالا و هيدروفيل که معروف به SP-A است، نمي باشد. هر ميلي ليتر سورونتا حاوي 25 mg از فسفوليپيدها مي باشد. سورونتا مايعي برنگ سفيد مايل به زرد تا قهوه اي کمرنگ مي باشد که در ويال شيشه اي يکبار مصرف تهيه شده. هر ويال حاوي 4ml (mg 100 از فسفوليپيدها ) يا 8ml (mg 200 از فسفوليپيدها ) می باشد.

برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) پنجشنبه دوازدهم دی 1387 16:22 |
مپردین یک مخدر صناعی است که قدرت آن یک دهم مرفین می باشد . از نظر ساختمان شیمیایی مپردین شبیه آتروپین است است . و اثرات خفیف آتروپینی ضد اسپاسم دارد . برعکس مورفین مپردین به خوبی از دستگاه گوارش جذب می شود . ماده اولیه و اصلی حاصل از تجزیه (متابولیت) مپردین به نام نورمپردین با غاظت بالا سبب تحریک دستگاه عصب مرکزی می شود . مپردین در کاهش یا تضعیف لرزش (shivering) پس از جراحی موثر و بی همتا می باشد .که نشاندهنده تحریک گیرنده های کاپا می باشد . کاهش فشار خون وضعیتی (orthostatic) س از تزریق مقاذیر قابل قیاس با مرفین شایعتر و عمیق تر می باشد . مپردین بر عکس مورفین به ندرت سبب کاهش شدید ضربان قلب می شود . و برعکس ممکن است سبب افزایش ضربان قلب نیز بشود که نشاندهنده اثرات شبه آتروینی ان است . به همین دلایل احتمال بوز گشاد شدن مردمک (میدریازیس) با مپردین بیشتر است .از احتمال بروز تنگی مردمک (میوزیس) . مقادیر زیاد مپردین سبب کاهش انقباض پذیری قلب در مخذرها اثر و خصوصیتی است خاص و بی مانند میگردد .

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) یکشنبه هشتم دی 1387 11:48 |

بیهوشی

سووفلوران
داروی بيهوشی استنشاقی


شرح و اجزای فرمولی
سووفلوران مايعی فرار، با بوی مطبوع و غير قابل اشتعال است. نام شيميايی آن 1و1و1و3و3و3-هگزافلوئورو-2-فلوئورومتوکسی پروپان می باشد و فرمول ساختمانی آن بصورت زير است:

برخی ويژگی های فيزيکی سووفلوران عبارتند از:
جرم مولکولی نسبی: 05/200
نقطه جوش در فشار 760 ميلی متر جيوه: 6/58 درجه سانتيگراد
ضریب انکسار 1/2740-1/2760 : n20
مخصوص در دمای 20 درجه سانتيگراد: 525/1-520/1

فشار بخار دما (درجه سانتيگراد) ميلی متر جيوه
20 157
25 197
36 317




ضريب تفکيک در دمای 37 درجه سانتيگراد
آب : گاز
خون : گاز
روغن زيتون: گاز
36/0
69/0- 63/0 
  9/53-2/47
ضريب تفکيک متوسط در دمای 25 درجه سانتيگراد- ترکيب: گاز
لاستیک رسانا 
لاستیک بوتیل
پلی وينيل کلرايد
پلی اتيلن
14
7/7
4/17
3/1
ميزان خلوص بروش گاز کروماتوگرافی: 975/99% يا بيشتر
قابليت اشتعال: غير قابل اشتعال
جدول زير ميانگين MAC را در گروههای سنی مختلف نشان مي دهد:

تأثير سن روی MAC سووفلوران
سن بيمار (سال)  سووفلوران در اکسيژن سووفلوران در 65%اکسيدنيتروژن، 35% اکسيژن*
3> 6/2%-3/3% 2%
5>-3  5/2% اطلاعاتی موجود نيست
12-5  4/2% اطلاعاتی موجود نيست
25  5/2% 4/1%
35  2/2% 2/1%
40 05/2% 1/1%
50 8/1% 98/0%
60 6/1% 87/0%
80 4/1% 7/0%

* در اطفال از 60% اکسيد نيتروژن و 40% اکسيژن استفاده شده است.
* داروی سووفلوران فقط حاوی ماده سووفلوران است و هيچ نوع ماده افزودنی به آن اضافه نشده است. سووفلوران مايعی فرار، با بوی مطبوع و غير قابل اشتعال است.
سووفلورون باعث زنگ زدگی يا خوردگی استيل ضد زنگ، برنج، آلومينيوم، برنج روکش شده با نيکل، روکش کرومی برنج و آلياژ مس-بريليوم نمی شود.

موارد مصرف: جهت ارتقا و ابقای بيهوشی عمومی در جراحی های بستری و سرپايی در بزرگسالان و اطفال به کار می رود.

نحوه عمل: به دنبال تغيير غلظت سووفلوران در هوای دم، عمق بيهوشی به سرعت تغيير می کند. Recovery,emergence بطور خاصی سريع است. بنابراين بيماران ممکن است بعد از عمل جراحی نياز به تجويز زود هنگام مسکن داشته باشند.
مانند ساير داروهای استنشاقی، سووفلوران عملکرد سيستم قلبی عروقی را به صورت وابسته به دوز تضعيف می کند. در يک مطالعه ای روی داوطلبان افزايش غلظت سووفلوران، کاهش ميانگين فشار خون شريانی را بدنبال داشته است، ولی تغييری در ضربان قلب مشاهده نشده است. در اين مطالعه، سووفلوران تغييری در غلظت نورآدرنالين پلاسما ايجاد نکرد.
طی برنامه توسعه کلينيکی، هيچ گونه شواهدی مبنی بر تشنج مشاهده نشد. در بيماران با فشار داخل جمجمه ای (ICP) طبيعی، سووفلوران تاًثير اندکی بر ICP داشته و پاسخ دهی co2ی خطر بودن مصرف سووفلوران در بيماران با فشار داخل جمجمه ای بالا، بررسی نشده است. در بيماران با ريسک افزايش فشار داخل جمجمه ای، سووفلوران بايد با احتياط و همراه با تدابير کاهش دهنده فشار داخل جمجمه ای مانند هيپرونتيلاسيون استفاده شود.

دوز دارو و نحوه تجويز: سووفلوران فقط بايد با استفاده از تبخير کننده های اختصاصی کاليبره شده برای اين دارو به کار برده شود، بطوريکه غلظت داروی مورد استفاده بصورت دقيق قابل کنترل باشد. MAC(حداقل غلظت آلوئولی) سوفلوران با افزايش سن و با افزودن اکسيد نيتروژن، کاهش می يابد. جدول بالا مقدار ميانگين MAC را در گروه های سنی مختلف نشان می دهد.

دارو درمانی قبل از بيهوشی: داروی مصرفی قبل از بيهوشی بايد براساس نياز فردی هر بيمار و با توجه به تصميم متخصص بيهوشی انتخاب شود. استفاده از داروهای آنتی کولينرژيک بستگی به انتخاب پزشک بيهوشی دارد.

القای بيهوشی(Induction): سووفلوان می تواند برای القای بيهوشی در بزرگسالان و بچه ها مورد استفاده قرار گيرد. با توجه به سن بيمار و شرايط بالينی او، دوز دارو بايد بطور جداگانه برای هر مريض انتخاب شود و تعيين مقدار گردد تا اينکه اثر مطلوب ايجاد گردد. يک داروی باريتورات کوتاه اثر يا داروی ديگر القا کننده بيهوشی داخل وريدی می تواند بدنبال استفاده از سووفلوران تجويز شود (به قسمت تداخلات دارويی مراجعه شود). القای بيهوشی با سووفلوران در مخلوط دارو با اکسيژن يا ترکيبی از اکسيژن و اکسيد نيتروژن انجام می گيرد. در بزرگسالان غلظت های تا 5% سووفلوران در هوای دمی معمولاً در کمتر از 2 دقيقه می تواند بيهوشی مناسب برای جراحی را ايجاد نمايد. در بچه ها، غلظت های تا 7% سووفلوران در هوای دمی در هوای دمی معمولاً در کمتر از 2 دقيقه آنان را در وضعيت بيهوشی مناسب برای جراحی قرار می دهد.

ابقای بيهوشی(Maintenance): عمق مطلوب بيهوشی جهت جراحی می تواند با غلظت های 3-5/0 درصد سووفلوران همراه با يا بدون مصرف همزمان اکسيد نيتروژن ايجاد شود.

مصرف در سالمندان: مانند ساير داروهای بيهوشی استنشاقی، غلظت کمتری از سووفلوران برای حفظ عمق مناسب بيهوشی جهت جراحی در افراد سالمند مورد نياز است. به مقادير MAC در جدول بالا توجه کنيد.

بازگشت از بيهوشی(Emergence): در بيهوشی با سووفلوران، زمان لازم برای Emergence عموماً کوتاه است. بنابراين بعد از عمل جراحی، بيمار ممکن است نياز به تجويز زود هنگام داروی مسکن داشته باشد.

موارد منع مصرف، هشدار و غيره
موارد منع مصرف:
داروی سووفلوران در بيماران با حساسيت شناخته شده به سووفلوران نبايد استفاده شود. همچنين در بيماران با زمينه ژنتيکی شناخته شده يا مشکوک به هيپرترمی بدخيم منع مصرف دارد.

احتياطات: سووفلوران فقط بايد توسط افراد ورزيده در تجويز داروی بيهوشی عمومی تجويز شود. قابليت دسترسی سريعی به تجهيزات لازم برای حفظ راه هوايی بيمار، تهويه مصنوعی، اکسيژن رسانی و احيای قلبی-عروقی بايد باشد. سووفلوران فقط بايد با استفاده از تبخير کننده خاص کاليبره شده برای آن، به کار برده شود بطوريکه غلظت داروی آزاد شده بطور دقيقی کنترل شود. احتمال بروز هيپوتانسيون و دپرسيون تنفسی با افزايش عمق بيهوشی افزايش می يابد.
طی ابقای بيهوشی، افزايش غلظت گاز سووفلوران، سبب کاهش فشار خون بصورت وابسته به دوز می شود. کاهش بيش از حد فشار خون می تواند مربوط به عمق زياد بيهوشی باشد که در چنين مواردی می توان با کاهش غلظت استنشاقی سووفلوران آن را اصلاح کرد. قبل از خروج بيمار از اتاق ريکاوری، بازگشت بيمار از بيهوشی عمومی بايد به دقت ارزيابی شود.
در افراد مستعد، داروهای بيهوشی دهنده استنشاقی قوی ممکن است موجب ايجاد حالت هيپرمتابوليک در عضلات اسکلتی شوند که منجر به افزايش نياز به اکسيژن و سندرم بالينی به نام هيپرترمی بدخيم می شود. اين سندرم ممکن است شامل علايم غير خاص از قبيل سفتی عضلانی، افزايش تعداد ضربان قلب، تنفس سريع، سيانوز، آريتمی و فشار خون متغير باشد. درمان اين حالت شامل قطع عامل ايجادکننده (مانند سووفلوران)، تجويز دانترولن سديم داخل وريدی و بکار بردن در مانهای حمايتی می باشد.
نارسايی کليوی ممکن است بعداً ديده شود، ودر صورت امکان ميزان فلوی ادراری می بايست کنترل شده و حفظ شود.
از آنجا که تعداد کمی از افراد ی که دچار نارسايی کليوی بودند (غلظت پايه ای کراتينين سرم بيشتر از 133 ميکرومول در ليتر) مورد مطالعه قرار گرفته اند، لذا بی خطر بودن تجويز سووفلوران دراين گروه از افراد کاملاً مشخص نشده است. بنابراين مصرف سووفلوران در افراد با نارسايی کليوی می بايست با احتياط صورت گيرد.
سووفلوران هنگامی که در تماس مستقيم با جاذب های co2 قرارمی گيرد باعث ايجاد مقادير کمی از کمپوند A (پنتافلوئور ايزوپروفنيل فلوئورومتيل اتر(PIFE))و مقادير بسيار جزئی از کمپوند B (پنتافلوئورو متوکسی ايزوپروپيل فلوئورومتيل اتر (PMFE))، می شود. مقدار کمپوند A با افزايش دمای مخزن گاز، افزايش غلظت داروی بيهوشی و همچنين کاهش سرعت عبور (کاهش فلو) گاز بيهوشی افزايش می يابد. همچنين درصورت استفاده از بارالايم بجای سدالايم، ميزان کمپوند A بيشتر افزايش می يابد.(به قسمت احتياطات دارويی مراجعه شود.)
با توجه به مطالعاتی که روی ratها انجام شد، ديده شده است که نفروتوکسيسيته در ratهايی که در معرض مقاديری از کمپوند Aبوده اند.، بيشتر از نفروتوکسيسيته در مطالعات کلينيکی معمول می باشد. مکانيسم اين سميت کليوی در ratهاشناخته شده نيست و اينکه چنين سميتی را می توان به انسان نيز نسبت داد، به اثبات نرسيده است.
تجارت بسيار محدودی از مصرف مکرر سووفلوران در يک فرد وجود دارد. با وجوداين، تفاوت آشکاری در عوارض جانبی پس از بار اول مصرف بعدی ديده نشده است.

تداخلات دارويی: اثر داروهای شل کننده عضلانی نان دپلاريزان در صورت مصرف با سووفلوران بطور مشخصی تقويت می شود. لذا در اين گونه موارد می بايست دوز داروی شل کننده عضلانی تعديل گردد.
سووفلوران می تواند مانند ايزوفلورن، ميوکاديوم را به اثر آريتموژنی آدرنالين تجويز شده حساس نمايد.
مقدار MAC سووفلوران در صورتی که همراه با اکسيد نيتروژن مصرف شود، کاهش می يابد. همانطور که در جدول «تاًثير سن روی MAC سووفلوران» نشان داده شده شده است(به قسمت دوز دارو و نحوه تجويز مراجعه شود.)
مشابه ساير گازهای بيهوشی، بدنبال مصرف داروی وريدی مانند پروپوفول، غلظت های کمتری از سووفلوران مورد نياز است.
متابوليسم سووفلوران در مصرف داروهای شناخته شده القاکننده آنزيم CYP2E1 (مانند ايزونيازيد و الکل) افزايش می يابد، ولی متابوليسم آن با مصرف باربيوتوراتها افزايش نمی يابد.

مصرف در دوران بارداری: به استثنای يک مطالعه که در مورد جراحی سزارين انجام شده است، مطالعه ديگری در دوران بارداری از جمله در هنگام زايمان انجام نشده است. تجربه در مورد جراحی سزارين محدود به يک مطالعه است که تعداد افراد تحت مطالعه آن کم است.
مطالعات توليد مثلی روی rat و خرگوش در دوز هايی تا 1 MAC انجام شده است. هيچ اثر سويی روی قابليتهای باروری حيوانات نر و ماده ديده نشده است . فقط در غلظت های سمی دارو در حيوان باردار، کاهش وزن بدن جنين همراه با افزايش تغييرات اسکلتی در RAT ها مشاهده شد. هيچ اثر سوئی روی جنين خرگوش مشاهده نشد. سووفلوران تراتوژنيک نمی باشد. بنابراين، سووفلوران در دوران بارداری فقط بايد زمانی استفاده شودکه نياز به دارو کاملاً واضح وآشکار باشد.
مشخص نشده است که آيا سووفلوران در شير انسان ترشح می شود يا خير بنابران سووفلوران در مادران شيرده بايد با احتياط تجويز شود.

تأثير بر روی رانندگی و کار با ماشين آلات: همانند ساير داروهای بيهوشی، به بيماران بايد توصيه شود که انجام فعاليت هايِ که نياز به هوشياری فکری دارد مانند راه اندازی ماشين آلاتی که نياز به دقت خاصی دارد، ممکن است تا مدتی پس از بيهوشی عمومی دچار اختلال شود. بيماران نبايد اجازه داده شوند که تا مدت معينی بعد از بيهوشی با سووفلوران، رانندگی کنند.

عوارض جانبی: مشابه ديگر داروهای استنشاقی قوی، سووفلوران می تواند باعث ايجاد دپرسيون سيستم قلبی-تنفسی بصورت وابسته به دوز گردد. بيشتر عوارض جانبی از نظر شدت خفيف يا متوسط و نيز زود گذر هستند. تهوع و استفراغ بطور شايع پس از جراحی ديده می شوند و ميزان وقوع آن پس از مصرف سووفلوران، مشابه ميزان وقوع آن پس از مصرف ساير گازهای بيهوشی می باشد. اين اثرات از وقايع شايع پس از جراحی و بيهوشی عمومی است که ممکن است بدليل داروی استنشاقی، ساير داروهای تجويز شده در حين عمل يا پس از عمل و پاسخ بيمار به پروسه جراحی باشد.
اطلاعات مربوط به عوارض ناخواسته داروي سووفلوران از تحقيقات بالينی کنترل شده ای که در امريکا و اروپا بر روی بيش از 3200 بيمار صورت گرفته است، استخراج شده است. نوع، شدت و فرکانس عوارض ناخواسته در بيماران بيهوش شده با سووفلوران قابل مقايسه با عوارض ناخواسته ديده شده در بيماران تحت بيهوشی با ساير داروهای استنشاقی می باشد.
شايع ترين عارضه ناخواسته در اثر مصرف سووفلوران بطور کلی تهوع (24%) و استفراغ (17%) می باشد. آژيتاسيون (بيقراری) بطور شايعی در کودکان ديده شده است (23%). ساير عوارض ناخواسته شايع (که 10% يآ بيشتر مشاهده شده اند) بطور کلی عبارتند از: افزايش سرفه و کاهش فشارخون.
علاوه بر تهوع و استفراغ، ساير عوارض ناخواسته شايع (که 10% يا بيشتر ديده شده اند) با توجه به گروه سنی عبارتند از: کاهش فشار خون در بزرگسالان، کاهش فشارخون و کاهش ضربان قلب در سالمندان، بيقراری و افزايش سرفه در کودکان.
عوارض ناخواسته با شيوع کمتر(بين 1 تا 10 درصد) عبارتند از: بيقراری، خواب آلودگی، لرز، براديکاردی، سرگيجه، افزايش ترشح بزاق، مشکل تنفسی، افزايش فشار خون، تاکيکاردی، اسپاسم حنجره، تب، سردرد، کاهش دمای بدن، افزايش SGOT.
عوارض جانبی که گاهاً (با وقوع کمتر از 1%) طی مطالعات کلينيکی ديده شده است شامل: آريتمی، افزايش LDH، افزايشSGPT، هيپوکسی، آپنه، لوکوسيتوز، اکستراسيستولهای بطنی، اکستراسيستولهای فوق بطنی، آسم، کاهش سطح هوشياری (Confusion)، افزايش کراتينين، احتباس ادراری، دفع گلوکز از ادرار، فيبريلاسيون دهليزی، بلوک AV، bigeminy، لکوپنی. هيپرترمی بدخيم و نارسايی کليوی حاد بسيار بندرت گزارش شده است.
گزارشهای نادری از هپاتيت پس از عمل وجود دارد اما ارتباط معينی بين اين نوع هپاتيت و سووفلوران ديده نشده است. تشنج بسيار بندرت پس از تجويز سووفلوران بخصوص در اطفال ديده شده است.
گزارشهای بسيار نادری از ادم ريوی وجود دارد.
همانند ساير داروهای بيهوشی، مواردی از حرکات پرشی (twitching and jerking movements) که بطور خودبخودی بهبود می يابند، در بچه هايی که سووفلوران را برای القای بيهوشی دريافت کرده اند ديده شده است. اطمينانی دال بر اين عارضه بدليل سووفلوران است، وجود ندارد.

يافته های آزمايشگاهی: افزايش زودگذر گلوکز و تعداد گلوبولهای سفيد خون ممکن است ديده شود همانگونه که درصورت استفاده از ساير داروهای بيهوشی ديده می شود.
گهگاه مواردی از تغييرات زودگذر در نتايج تستهای کبدی، در صورت استفاده از سووفلوران گزارش شده است.

سميت: در صورت مصرف overdose بدين صورت عمل کنيد: تجويز دارو را قطع کنيد. راه هوايی مشخصی را ايجاد کنيد و تهويه کنترل شده يا کمکی را با اکسيژن خالص ايجاد کنيد و عملکرد قلبی- عروقی مناسبی را حفظ کنيد.

احتياطات دارويی: سووفلوران از لحاظ شيميايی پايدار است. همانگونه که با برخی از گازهای هالوژنه ديده می شود، تجزيه جزئی در صورت تماس مستقيم با جاذب های co2 اتفاق می افتد. ميزان تجزيه از لحاظ کلينيکی غير قابل اهميت است.
در صورت استفاده از rebreathing circuits نيازی به تغيير دوز يا تغيير در clinical practice نمی باشد. در صورت استفاده از بارالايم بجای سدالايم مقادير بيشتری از کمپوند A تشکيل می شود.
نحوه مصرف: گزارش شده است که برخی از داروهای بيهوش کننده هالوژنه با جاذب های دی اکسيد کربن، در صورتی که جاذب خشک باشد، واکنش داده و سبب تشکيل منوکسيدکربن می شوند. تا به امروز هيچ شاهدی وجود ندارد که چنين حالتی در صورت استفاده از سووفلوران پيش می آيد. با وجود اين، به منظور به حداقل رساندن خطر تشکيل منوکسيدکربن در Rebreathing circuits و نيژ کم کردن احتمال افزايش سطح کربوکسی هموگلوبين، جاذب های دی اکسيد کربن مورد استفاده نبايد خشک باشند.

بسته بندی: بطري های 250 ميلی ليتری

اطلاعات بيشتر: حلاليت کم سووفلوران در خون سبب می شود تا بدنبال القای بيهوشی، غلظت آلوئولی دارو بسرعت زياد شده و پس از قطع دارو بسرعت کاهش يابد. در انسان کمتر از 5% سووفلوران جذب شده، متابوليزه می شود. حذف ريوی سريع و گسترده سووفلوران مقدار داروی باقيمانده برای متابوليزه شدن را کاهش می دهد. سووفلوران از طريق سيتوکروم P450(CYP)2E1 دفلوئورينه می شود و در نتيجه هگزافلوئورو ايزوپروپانول(HFIP) تشکيل می شود. فلوئور غير آلی و دی اکسيدکربن ( يا ترکيب يک کربنی) نيز آزاد می شود. HFIP سپس بسرعت با گلوکورونيک اسيد کنژوگه شده و در ادرار دفع می شود.
متابوليسم سووفلوران با القا کننده های شناخته شده CYP2E1(مانند ايزونيازيد و الکل) افزايش می يابد. اما توسط باربيتورات ها القا نمی شود.
افزايش زودگذر در سطح فلوئور غير آلی سرم ممکن است در طی بيهوشی با سووفلوران و پس از آن ديده شود. بطور کلی غلظت فلوئور غير آلی طی 2 ساعت پس از بيهوشی با سووفلوران به حداکثر می رسد و طی 48 ساعت پس از بيهوشی به حالت قبل از عمل بر می گردد.

احتياطات ويژه جهت نگهداری دارو: در دمای بالاتر از 25°c نگهداری شود.دارو را در يخچال قرار ندهيد. در بطری را بخوبی محکم کنيد.

 
+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) جمعه بیست و نهم آذر 1387 15:12 |

موارد مصرف‌: آتراكوريوم‌ به‌عنوان‌ داروي‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همچنين‌ براي‌لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌ و جراحي‌هايي‌ كه‌نسبتŠ طولاني‌ مدت‌ هستند و شل‌شدن‌عضلات‌ در آنها ضرورت‌ دارد، به‌كارمي‌رود. همچنين‌ در درمان‌ كاهش‌ شدت‌انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌ از حملات‌تشنجي‌ مصرف‌ شده‌ است‌.

 

مكانيسم‌ اثر: آتراكوريوم‌ بااستيل‌كولين‌ دراتصال‌ به‌گيرنده‌هاي‌ كولينرژيك‌ صفحه‌محركه‌ انتهايي‌ رقابت‌ و بامهار انتقال‌عصبي‌، پاسخ‌ صفحه‌ محركه‌ انتهايي‌ به‌استيل‌كولين‌ را كاهش‌ مي‌دهد و باعث‌ فلج‌عضلات‌ اسكلتي‌ مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: نيمه‌ عمر دفع‌ دارو 20 دقيقه‌است‌. زمان‌ رسيدن‌ به‌حداكثر اثر دارو10ـ1/7 دقيقه‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌ وصفراوي‌ است‌. بعد از تزريق‌ دارو دربيهوشي‌ متعادل‌، 25 درصد پاسخ‌ پرشي‌عضلات‌ در 45ـ35 دقيقه‌ و 95 درصد پاسخ‌در 70 ـ 60 دقيقه‌ به‌ حالت‌ عادي‌ بازمي‌گردد. در بيهوشي‌ متعادل‌ 30 دقيقه‌ ودر بيهوشي‌ استنشاقي‌ 40 دقيقه‌ بعد ازشروع‌ هوشيابي‌ 95 درصد پاسخ‌ عضلاني‌به‌حالت‌ عادي‌ باز مي‌گردد.

 

هشدارها: 1 ـ بامحلولهاي‌ قليايي‌ (مثل‌باربيتورات‌ تزريقي‌) مخلوط نشود چون‌غيرفعال‌ شده‌ و رسوب‌ مي‌نمايد. همچنين‌بامحلول‌ رينگر لاكتات‌ رقيق‌ نشود چون‌تخريب‌ دارو سريعتر صورت‌ مي‌گيرد.

2 ـ در بيماراني‌ كه‌ آزادشدن‌ هيستامين‌ممكن‌ است‌ خطرناك‌ باشد، بيماري‌ عصبي‌ـ عضلاني‌، اختلالات‌ شديد الكتروليت‌ ياكارسينوما، مقدار مصرف‌ دارو، به‌دليل‌افزايش‌ انسداد عصبي‌ ـ عضلاني‌ و مشكل‌در هوشيابي‌، بايد كاهش‌ يابد. مصرف‌زياد دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ آزادشدن‌ناگهاني‌ هيستامين‌ شود.

3 ـ تزريق‌ سريع‌ داخل‌ وريدي‌ و يا مقاديرزياد دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ كاهش‌ فشارخون‌ شود.

4 ـ مصرف‌ مقادير بيش‌ از حد دارو ممكن‌است‌ منجر به‌ضعف‌ مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ وكلاپس‌ قلبي‌ عروقي‌ شود. براي‌ به‌حداقل‌رساندن‌ خطر مصرف‌ بيش‌ از حد، توصيه‌مي‌شود از يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌محيطي‌، براي‌ پيگيري‌ پاسخ‌ بيمار به‌دارواستفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: كاهش‌ فشارخون‌،قرمزشدن‌ پوست‌، گلودرد ولارنگواسپاسم‌ از عوارض‌ جانبي‌ مهم‌ ونسبت شايع‌ دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: دارو با آمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌كننده‌هاي‌ موضعي‌تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌ سيتراته‌،كليندامايسين‌، لينكومايسين‌،پلي‌ميكسين‌ها، پروكائين‌ آميد، كينيدين‌ واپيوئيدها تداخل‌ دارد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ دارو از راه‌ وريدي‌تزريق‌ شود چون‌ از راه‌ عضلاني‌ ممكن‌است‌ باعث‌ تحريك‌ بافت‌ شود.

2 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌هوشياري‌ يا آستانه‌ درد ندارد بنابراين‌به‌عنوان‌ داروي‌ كمكي‌ در جراحي‌، بايدمقدار كافي‌ از داروي‌ بيهوشي‌ در دسترس‌باشد.

3 ـ در هيپوترمي‌ طول‌ و شدت‌ اثر داروافزايش‌ مي‌يابد.

4 ـ دارو نمي‌تواند مانع‌ براديكاردي‌ ناشي‌از بيهوش‌كننده‌ها يا ضددردهاي‌ مخدرشود، لذا بامصرف‌ توام‌ آتراكوريوم‌براديكاري‌ ممكن‌ است‌ بروز كند. مصرف‌دارو در بيماران‌ قلبي‌ مبتلا به‌تاكيكاردي‌،كم‌خطر است‌.

5 ـ مقدار مصرف‌ دارو در صورت‌ مصرف‌همزمان‌ با بيهوش‌كننده‌هاي‌ عمومي‌ مثل‌اتر، انفلوران‌ و ايزوفلوران‌ بايد به‌ 50 ـ33درصد كاهش‌ يابد يا مقدار مصرف‌ آن‌ بايدتوسط يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌تعيين‌ شود. ميزان‌ اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌كمتر است‌.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: ابتدا به‌صورت‌ وريدي‌0/5mg/kg ـ 0/4 يا در بيماراني‌ كه‌آزادشدن‌ هيستامين‌ در آنها خطرناك‌

است‌ 0/4mg/kg ـ 0/3 تزريق‌ آهسته‌ و

يا در نوبتهاي‌ منقسم‌ در يك‌ دقيقه‌

مصرف‌ مي‌شود. در بيماراني‌ كه‌ باانفلوران‌ يا ايزوفلوران‌ بيهوش‌ شده‌اند0/35mg/kg ـ 0/25 تزريق‌ مي‌شود. ميزان‌اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌ كمتر است‌. در موردبيماراني‌ كه‌ به‌منظور لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌تحت‌ بيهوشي‌ متعادل‌، سوكسينيل‌ كولين‌دريافت‌ كرده‌اند، مقدار 0/4 mg/kg ـ 0/3تزريق‌ مي‌شود. در صورت‌ استفاده‌ ازبيهوش‌كننده‌ قويتر مقدار كمتري‌ دارومورد نياز است‌. اثرات‌ سوكسينيل‌ كولين‌كه‌ بااستفاده‌ از يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌محيطي‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود، قبل‌ ازمصرف‌ آتراكوريوم‌ بايد از بين‌ رفته‌ باشد.به‌عنوان‌ مقدار مصرف‌ مكمل‌ به‌صورت‌وريدي‌ mg/kg 0/1 ـ 0/08، 45 ـ 12 دقيقه‌بعد از مصرف‌ اوليه‌ بكار مي‌رود. سپس‌ هر25 ـ 15 دقيقه‌ برحسب‌ نياز و يا انفوزيون‌وريدي‌ به‌ميزان‌ 0/5 mg ـ 0/3 (پس‌ ازبرطرف‌ شدن‌ اثر مصرف‌ وريدي‌ اوليه‌دارو) بكار مي‌رود. در بيهوشي‌ متعادل‌mg/kg/min 0/1 ـ 0/009 به‌كار مي‌رود تازماني‌ كه‌ ميزان‌ بلوك‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌به‌دست‌ آيد، سپس‌ سرعت‌ انفوزيون‌براساس‌ نياز و پاسخ‌ بيمار تنظيم‌

مي‌شود. عموم بيماران‌ به‌مقادير0/009mg/kg/min ـ 0/005 پاسخ‌ مي‌دهند.در حاليكه‌ بعضي‌ بيماران‌ به‌0/002mg/kg/min و يا mg/kg/min 0/015نياز دارند. در بيماراني‌ كه‌ با انفلوران‌ ياايزوفلوران‌ بيهوش‌ شده‌اند ميزان‌انفوزيون‌ به‌ 33% كاهش‌ مي‌يابد و درمواردي‌ كه‌ از هالوتان‌ استفاده‌ شود اين‌كاهش‌ كمتر است‌. در باي‌ پس‌ قلبي‌ به‌دليل‌هيپوترمي‌ سرعت‌ انفوزيون‌ تا 50 درصدكاهش‌ مي‌يابد.

كودكان‌: در كودكان‌ يك‌ ماهه‌ تا دو ساله‌ كه‌با هالوتان‌ بيهوش‌ شده‌ باشند ابتدا0/4mg/kg ـ 0/3 و در كودكان‌ دو ساله‌ وبالاتر مقدار مصرف‌ مثل‌ بزرگسالان‌ است‌.دفعات‌ مصرف‌ مقدار نگهدارنده‌ ممكن‌است‌ بيشتر از بزرگسالان‌ باشد.

اشكال‌ دارويي‌:

Injection: 10 mg/ml

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:3 |

موارد مصرف‌: سوكسينيل‌ كولين‌ به‌عنوان‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌ ازطريق‌ مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همراه‌ بامسدود كننده‌هاي‌ عصبي‌ غير دپولاريزان‌با اثر نسبت كوتاه‌ براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ناي‌ مصرف‌ مي‌شود. انفوزيون‌ مداوم‌ آن‌در جراحي‌هاي‌ كوتاه‌ مدت‌ كه‌ شل‌ شدن‌عضلات‌ ضرورت‌ دارد، استفاده‌ مي‌شود.در كاهش‌ شدت‌ انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌از حملات‌ تشنجي‌ (الكتريكي‌ يافارماكولوژيكي‌ يا واكنش‌هاي‌ سمي‌ به‌ديگر داروها) نيز به‌كار مي‌رود.

 

مكانيسم‌ اثر: سوكسينيل‌ كولين‌ داروي‌مسدودكننده‌ عصبي‌ عضلاني‌ دپولاريزان‌است‌ كه‌ با استيل‌ كولين‌ در اتصال‌ به‌گيرنده‌هاي‌ كلينرژيك‌ صفحه‌ محركه‌انتهايي‌ رقابت‌ و با اتصال‌ به‌ گيرنده‌هاباعث‌ دپولاريزاسيون‌ مي‌شود. اثردپولاريزان‌ به‌ دليل‌ تمايل‌ شديد آن‌ به‌گيرنده‌ كلينرژيك‌ و مقاومت‌ به‌ اثرات‌ كولين‌استراز، طولاني‌تر از استيل‌ كولين‌ است‌.اين‌ اثر ابتدا باعث‌ انقباض‌ گذراي‌ عضلات‌مي‌شود كه‌ معمولا فاسيكوله‌ شدن‌عضلات‌ بروز مي‌كند و بعد از آن‌، انتقال‌عصبي‌ عضلاني‌ مهار مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: متابوليسم‌ دارو پلاسمايي‌است‌. شروع‌ اثر با تزريق‌ وريدي‌ 0/5-1دقيقه‌ و با تزريق‌ عضلاني‌ طي‌ 3 دقيقه‌مي‌باشد. زمان‌ رسيدن‌ به‌ حداكثر اثر 1-2دقيقه‌ بعد از تزريق‌ وريدي‌ مي‌باشد. دفع‌دارو كليوي‌ است‌.

 

هشدارها: 1 ـ با محلولهاي‌ قليايي‌ (مثل‌تيوپنتال‌ سديم‌) مخلوط نشود چون‌رسوب‌ مي‌نمايد.

2 ـ تكرار مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ باعث‌بروز مقاومت‌ شود.

3 ـ مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ باعث‌ افزايش‌غلظت‌ سرمي‌ پتاسيم‌ شود كه‌ منجر به‌ايست‌ قلبي‌ يا آريتمي‌ در بيماران‌ دچارسوختگي‌ يا ضربه‌ شديد و اختلالات‌نورولژيك‌ مي‌شود كه‌ تا هفته‌ها و ماههابعد از ضربه‌ اين‌ اثر باقي‌ مي‌ماند. برادي‌كاردي‌ و آريتمي‌ قلبي‌ با اين‌ دارو از سايرمسددهاي‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌ شايعتر است‌.

4 ـ در سوختگي‌ شديد، سميت‌ با ديژيتال‌ يامصرف‌ اخير آن‌، عيب‌ كار قلب‌، بيماري‌دژنراتيو يا ديستروفي‌ عصبي‌ ـ عضلاني‌،فلج‌ نيمه‌ تحتاني‌ بدن‌، هيپركالمي‌، صدمات‌نخاعي‌، ضربه‌ شديد، كم‌خوني‌ شديد،دهيدراتاسيون‌، مصرف‌ حشره‌كش‌هاي‌سمي‌ براي‌ عصب‌ يا ديگر مهاركننده‌هاي‌كولين‌ استراز، بيماري‌ شديد كبد ياسيروز، سوءتغذيه‌، صفات‌ نهفته‌ ارثي‌،ضايعات‌ چشمي‌، گلوكوم‌، جراحي‌ چشم‌،شكستگي‌ يا اسپاسم‌ عضله‌ و هيپرترمي‌بدخيم‌ با احتياط مصرف‌ شود.

5 ـ ميزان‌ و شدت‌ بروز برادي‌ كاردي‌ وكاهش‌ فشار خون‌ ناشي‌ از دارو همراه‌ باضد دردهاي‌ مخدر بالا مي‌رود. آزاد شدن‌هيستامين‌ نيز كه‌ با بسياري‌ از ضد دردهاي‌مخدر ايجاد مي‌شود، افزايش‌ مي‌يابد.

6 ـ مصرف‌ مكرر يا طولاني‌ مدت‌ داروممكن‌ است‌ انسداد عصبي‌ ـ عضلاني‌ شبيه‌به‌ انسداد حاصل‌ از داروهاي‌ مسدودكننده‌عصبي‌ ـ عضلاني‌ غير دپولاريزان‌ ايجادكند كه‌ اين‌ حالت‌ منجر به‌ بروز ضعف‌مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ خواهد شد. براي‌ به‌حداقل‌ رساندن‌ خطر مصرف‌ بيش‌ از حدتوصيه‌ مي‌شود از يك‌ تحريك‌كننده‌اعصاب‌ محيطي‌، براي‌ پيگيري‌ پاسخ‌ بيماربه‌ دارو استفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: برادي‌ كاردي‌، آريتمي‌ قلبي‌،گلوكوم‌، تاكيكاردي‌، سفتي‌ و درد عضلات‌بعد از جراحي‌، هيپرترمي‌ بدخيم‌ و افزايش‌ترشح‌ بزاق‌ از عوارض‌ نسبت شايع‌ و مهم‌دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: مصرف‌ همزمان‌ داروبا آمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌ كننده‌هاي‌موضعي‌ تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌سيترانه‌، كليندامايسين‌، لينكومايسين‌، پلي‌ميكسين‌ها، مهاركننده‌هاي‌ كولين‌ استراز،حشره‌كش‌هايي‌ كه‌ سميت‌ عصبي‌ دارند،گليكوزيدهاي‌ ديژيتالي‌، پروكائين‌ آميد،كينيدين‌ و فيزوستيگمين‌ باعث‌ تشديد و ياطولاني‌ شدن‌ اثرات‌ و عوارض‌ سوكسينل‌كولين‌ مي‌شود.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ كودكان‌ به‌خصوص‌به‌ اثرات‌ ميوگلوبينمي‌، ميوگلوبينوري‌ وقلبي‌ دارو حساسترند. مصرف‌ مقادير كم‌توبوكورارين‌ قبل‌ از سوكسينيل‌ كولين‌،شيوع‌ ميوگلوبينمي‌ را كاهش‌ مي‌دهد.همچنين‌ با تكرار مصرف‌ در صورت‌ بروز،عوارض‌ قلبي‌ ذكر شده‌ ناشي‌ از تحريك‌واگ‌ با تيوپنتال‌ سديم‌ و آتروپين‌ مهارمي‌شود. بعد از اين‌ اثرات‌ تاكي‌ كاردي‌ وافزايش‌ فشار خون‌ ممكن‌ است‌ ديده‌ شود.

2 ـ تقويت‌ اثر بيهوش‌ كننده‌هاي‌ استنشاقي‌هيدروكربنه‌ توسط سوكسينيل‌ كولين‌كمتر از مسدودكننده‌هاي‌ عصبي‌ ـعضلاني‌ غير دپولاريزان‌ است‌.

3 ـ طول‌ و شدت‌ اثر دارو در هيپرترمي‌ وهيپوترمي‌ افزايش‌ مي‌يابد.

4 ـ مقدار تست‌ 10 ميلي‌گرم‌ براي‌ تعيين‌حساسيت‌ بيمار و زمان‌ بازيابي‌ به‌كارمي‌رود. در بيماراني‌ كه‌ ميزان‌ فعاليت‌ آنزيم‌پسودوكولين‌ استراز در آنها كم‌ است‌،به‌دليل‌ حساسيت‌ غيرمعمول‌ به‌ اثرات‌سوكسينيل‌ كولين‌ ممكن‌ است‌ به‌ كاهش‌مقدار مصرف‌ دارو نياز باشد در اين‌ موردمقدار تست‌ 5-10 ميلي‌گرم‌ مي‌باشد.

5 ـ براي‌ كاهش‌ فاسيكوله‌ شدن‌ عضلات‌،مقدار كمي‌ از داروي‌ غير دپولاريزان‌ممكنست‌ قبل‌ از مصرف‌ سوكسينيل‌كولين‌، به‌كار رود.

6 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌ هوشياري‌يا آستانه‌ درد ندارد لذا در جراحي‌ بايد مقداركافي‌ از داروي‌ بيهوشي‌ به‌كار رود.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: در جراحي‌ كوتاه‌ مدت‌، ابتدامقدار mg/kg 0/6-1/1 به‌صورت‌ وريدي‌تزريق‌ مي‌شود. در صورت‌ نياز به‌ تكرارمصرف‌ دارو، مقدار آن‌ بايد با توجه‌ به‌پاسخ‌ بيمار به‌مقدار مصرف‌ اوليه‌ تعيين‌شود. به‌صورت‌ عضلاني‌ mg/kg 3-4تزريق‌ مي‌شود و ميزان‌ تام‌ مقدار مصرف‌از 150 ميلي‌گرم‌ بيشتر شود. در جراحي‌طولاني‌ مدت‌، ابتدا مقدار mg/kg 0/6-1/1به‌صورت‌ وريدي‌ تزريق‌ مي‌شود. مقدارمصرف‌ بعدي‌ براي‌ هر فرد جداگانه‌ و باتوجه‌ به‌ نياز به‌ ميزان‌ تداوم‌ شل‌ شدن‌عضلات‌ تعيين‌ مي‌شود. تجويز مقاديرمصرف‌ به‌صورت‌ منقسم‌، به‌دليل‌ امكان‌بروز مقاومت‌ و آپنه‌ مداوم‌ توصيه‌نمي‌شود. در اعمال‌ جراحي‌ طولاني‌ به‌كاربردن‌ انفوزيون‌ مداوم‌ بهتر است‌.

انفوزيون‌ وريدي‌ به‌صورت‌ محلول‌0/1-0/2 درصد در دكستروز 5 درصد ياسديم‌ كلرايد تزريقي‌ و سايررقيق‌كننده‌هاي‌ مناسب‌ و به‌ ميزان‌

0/5-10 mg/min براساس‌ پاسخ‌ بيمار وشل‌ شدن‌ عضله‌، به‌مدت‌ يك‌ ساعت‌ تجويزمي‌شود. در مصرف‌ دارو به‌صورت‌انفوزيون‌، پيگيري‌ دقيق‌ كار عصبي‌ ـعضلاني‌، با استفاده‌ از تحريك‌كننده‌اعصاب‌ محيطي‌، براي‌ جلوگيري‌ ازمصرف‌ مقادير زياد و تعيين‌ ميزان‌ انسدادداروي‌ غير دپولاريزان‌، توصيه‌ مي‌شود.

در درمان‌ با الكتروشوك‌ مقدار 10-30ميلي‌گرم‌ تقريب يك‌ دقيقه‌ قبل‌ از شوك‌،تزريق‌ وريدي‌ يا حداكثر 2/5 mg/kg (مقدارمصرف‌ تام‌ از 150 ميلي‌گرم‌ نبايد بيشترشود) تزريق‌ عضلاني‌ مي‌شود.

كودكان‌: براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌حداكثر تا mg/kg 2/5 (مقدار مصرف‌ تام‌ از150 ميلي‌گرم‌ نبايد بيشتر شود) تزريق‌عضلاني‌ و يا mg/kg 1-2 تزريق‌ وريدي‌مي‌شود. در صورت‌ نياز به‌ تكرار مصرف‌دارو، مقدار مصرف‌ بايد باتوجه‌ به‌ پاسخ‌بيمار به‌ مقدار مصرف‌ اوليه‌، تعيين‌ شود.به‌نظر مي‌رسد كه‌ انفوزيون‌ مداوم‌ وريدي‌دارو در كودكان‌ و نوزادان‌ باعث‌هيپرترمي‌ بدخيم‌ شود.

 

اشكال‌ دارويي‌:

For Injection: 100 mg, 500 mg, 1000 mg

 

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:2 |

موارد مصرف‌: اين‌ دارو به‌عنوان‌ داروي‌كمك‌ بيهوشي‌ براي‌ شل‌ كردن‌ عضلات‌ وتسهيل‌ كنترل‌ بيمار طي‌ تنفس‌ مصنوعي‌مكانيكي‌ مصرف‌ مي‌شود. همچنين‌ براي‌لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌ و جراحي‌هايي‌ كه‌نسبت طولاني‌ مدت‌ هستند و شل‌ شدن‌عضلات‌ در آنها ضرورت‌ دارد و كاهش‌شدت‌ انقباضات‌ عضلاني‌ ناشي‌ از حملات‌تشنجي‌ مصرف‌ شده‌است‌.

 

مكانيسم‌ اثر: اين‌ دارو با استيل‌ كولين‌ دراتصال‌ به‌ گيرنده‌هاي‌ كلينرژيك‌ صفحه‌محركه‌ انتهايي‌ رقابت‌ و با مهار انتقال‌عصبي‌، پاسخ‌ صفحه‌ محركه‌ انتهايي‌ به‌استيل‌ كولين‌ را كاهش‌ مي‌دهد و باعث‌ فلج‌عضلات‌ اسكلتي‌ مي‌شود.

 

فارماكوكينتيك‌: متابوليسم‌ دارو كبدي‌(مقادير جزيي‌) است‌. نيمه‌ عمر دفع‌ دارو114-116 دقيقه‌ است‌. زمان‌ رسيدن‌ به‌حداكثر غلظت‌ 3-4/5 دقيقه‌ و بسته‌ به‌مقدار مصرف‌ است‌. دفع‌ دارو كليوي‌ (80درصد) و صفراوي‌ (10 درصد) است‌. بعداز تزريق‌ دارو 90 درصد پاسخ‌ پرشي‌عضلات‌ در كمتر از 60 دقيقه‌ به‌ حالت‌عادي‌ باز مي‌گردد.

 

هشدارها: 1 ـ به‌دليل‌ اثر واگوليتيك‌، خطربرادي‌ كاردي‌ يا كاهش‌ فشار خون‌ ناشي‌ ازداروهاي‌ مخدر كاهش‌ مي‌يابد اما دربعضي‌ بيماران‌ خطر بروز تاكيكاردي‌ ياافزايش‌ فشار خون‌، بيشتر مي‌شود.تاكيكاردي‌ با اين‌ دارو شايع‌تر از سايرداروهاي‌ مسدد عصبي‌ ـ عضلاني‌ است‌.

2 ـ در عيب‌ كار كبد و كليه‌ ممكنست‌ اثردارو طولاني‌تر شود.

3 ـ مصرف‌ مقادير بيش‌ از حد آن‌ ممكنست‌منجر به‌ ضعف‌ مداوم‌ تنفسي‌ يا آپنه‌ وكلاپسي‌ قلبي‌ شود. براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌خطر مصرف‌ بيش‌ از حد، توصيه‌ مي‌شوداز يك‌ تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌، براي‌پيگيري‌ پاسخ‌ بيمار به‌ دارو استفاده‌ شود.

 

عوارض‌ جانبي‌: افزايش‌ فشار خون‌،تاكي‌كاردي‌، خارش‌ پوست‌، افزايش‌ ترشح‌بزاق‌ و راش‌ پوستي‌ از عوارض‌ جانبي‌ مهم‌و نسبت شايع‌ دارو مي‌باشند.

 

تداخل‌هاي‌ دارويي‌: دارو باآمينوگليكوزيدها، بي‌حس‌ كننده‌هاي‌موضعي‌ تزريقي‌، كاپرئومايسين‌، خون‌سيتراته‌، كليندامايسين‌، لينكومايسين‌،پلي‌ميكسين‌ها، گليكوزيدهاي‌ ديژيتالي‌،پروكائين‌ آميد و كينيدين‌ تداخل‌ دارد.

 

نكات‌ قابل‌ توصيه‌: 1 ـ در هيپرترمي‌ طول‌ وشدت‌ اثر دارو افزايش‌ و در هيپوترمي‌كاهش‌ مي‌يابد.

2 ـ دارو اثر شناخته‌ شده‌اي‌ روي‌هوشياري‌ يا آستانه‌ درد ندارد لذا به‌عنوان‌داروي‌ كمكي‌ در جراحي‌، بايد مقدار كافي‌از داروي‌ بيهوشي‌ به‌كار رود.

3 ـ دارو به‌ ميزان‌ كمتري‌ از ساير داروهاي‌مسدد عصبي‌ ـ عضلاني‌ باعث‌ آزاد شدن‌هيستامين‌ مي‌شود.

4 ـ مقدار مصرف‌ دارو در صورت‌ مصرف‌همزمان‌ با بيهوش‌كننده‌هاي‌ عمومي‌ مثل‌ اتر،انفلوران‌ و ايزوفلوران‌ بايد به‌ 33-50 درصدكاهش‌ يابد يا مقدار مصرف‌ آن‌ توسط يك‌تحريك‌كننده‌ اعصاب‌ محيطي‌ تعيين‌ شود.ميزان‌ اين‌ كاهش‌ با هالوتان‌ كمتر است‌.

 

مقدار مصرف‌:

بزرگسالان‌: ابتدا 0/04-0/1 mg/kgبه‌صورت‌ وريدي‌ تجويز مي‌شود. سپس‌مقدار mg/kg 0/01 هر 20-60 دقيقه‌به‌مقدار مصرف‌ اوليه‌ اضافه‌ مي‌شود. درصورت‌ نياز بايد مقدار مصرف‌ تنظيم‌شود. بعد از بيهوشي‌ با ايزوفلوران‌ ياانفلوران‌ يا بيماراني‌ كه‌ به‌منظورلوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌، سوكسينيل‌ كولين‌دريافت‌ كرده‌اند، mg/kg 0/04 ابتدابه‌صورت‌ وريدي‌ تجويز مي‌شود و سپس‌براساس‌ پاسخ‌ بيمار تنظيم‌ مي‌شود.به‌منظور لوله‌گذاري‌ داخل‌ ناي‌، مقدارmg/kg 0/6-0/1، تزريق‌ وريدي‌ مي‌شود.بعد از مصرف‌ دارو براي‌ لوله‌گذاري‌ داخل‌ناي‌، شرايط مناسب‌ براي‌ لوله‌گذاري‌ طي‌2-3 دقيقه‌ به‌دست‌ مي‌آيد.

كودكان‌: مقدار مصرف‌ را مي‌توان‌براساس‌ پاسخ‌ بيمار به‌ مقدار مصرف‌تست‌ به‌ ميزان‌ mg/kg 0/02 تعيين‌ نمود. دركودكان‌ با سن‌ يكماه‌ و بيشتر مقدارمصرف‌ مثل‌ بزرگسالان‌ است‌.

 

اشكال‌ دارويي‌:

Injection: 4 mg/2 ml

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 7:1 |
پروپوفول در حدود 3 دهه است كه با موفقيت در بخشهاي بيهوشي مورد استفاده قرار مي گيرد و جايگاه خاصي در ميان هيپنوتيكها دارد . اين دارو به صورت امولسيون روغني سفيد شيري جهت تزريق يا انفوزيون داخل وريدي است .

       دوره نگهداري دارو در فرآورده هايي كه درب آنها باز
نشده باشد 2 سال مي باشد و هر نوع فرآورده كه درب محفظه باز شده باشد و يا رقيق شده باشد بايد ظرف مدت 6 ساعت استفاده گردد . قبل از مصرف بايد ظرف محلول به آرامي تكان داده شود .

اثر خواب آوري دارو در عرض 30 تا 60 ثانيه بروز مي كند . اين دارو بسيار حلال در چربي است . تقريباً 88% دوز تجويز شده با ادرار دفع مي شود . بخاطر دارا بودن شروع و خاتمه سريع و اثرات ضد اضطراب اين دارو جهت جراحيهاي روزانه و كوتاه مدت بسيار مناسب است .

عوارض جانبي :

1. احتمال بروز هيپوتانسيون همراه با براديكاردي بخصوص در بيماران قلبي و هيپوولوميك

2. كاهش فشار شرياني در القاء بيهوشي به ميزان 16 ـ 20% فشار اوليه مشاهده شده است .

3. آپنه گذرا به مدت 30 ثانيه در 20% موارد گزارش شده است . كه ارتباط مستقيم با سرعت تجويز دارو دارد .

4. به همراه تجويز طولاني مدت پروپوفول تغيير رنگ سبز يا قرمز قهوه اي ادرار امكان دارد روي دهد كه به علت متابوليتهاي كينول پروپوفول است . و خطرناك است .

5. ساير موارد از جمله حركات صرعي ، سردرد به صورت نادر ، تهوع ، افزايش حساسيت ،گاهي وقفه عملكرد قلبي ، كاهش فشار داخل جمجمه ، لرز ، احساس سرما و عطسه در بعضي موارد ديده شده است .

       اين دارو با داروهاي بيهوشي نخاعي و اپي دورال و انواع Premedicant  مختلفي از شل كننده هاي عضلاني ، داروهاي بيهوشي استنشاقي ، بي حس كننده هاي موضعي و ضد دردها به كار رفته است  و هيچگونه عدم سازگاري شديد فارماكولوژيكي گزارش نشده است .

روش استفاده :

       پروپوفول ليپورو 1% جهت انفوزيون مي تواند به صورت رقيق شده يا رقيق نشده استفاده گردد . قبل از تزريق يا ترقيق ، هر آمپول يا ويال بايد جهت بررسي هرگونه نشانه غيرطبيعي يا تغيير بررسي شود . جهت اطمينان از صحت سرعت انفوزيون بايد وسيله مناسب بكار برده شود . به عنوان مثال پمپهاي انفوزيون و لومتريك ، بورت ، پمپ سرنگ و قطره شمار براي اين منظور مناسب هستند . ست تزريق معمولي براي جلوگيري از
Over dose   ناگهاني مناسب نمي باشد .

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) جمعه هفدهم آبان 1387 10:42 |
 

فوران
ايزوفلوران
داروی بیهوشی استنشاقی


اجزای فرمولی و شرح:
ايزوفلوران (فوران)، داروی بيهوشی استنشاقی میباشد که غير قابل اشتعال است. نام شیمیایی آن 1-کلرو-2و2و2- تری فلوئورواتیل دی فلوئورومتیل اتر میباشد و فرمول ساختمانی آن بصورت زیر است:



برخی ویژگیهای فیزیکی فوران عبارتند از:
وزن مولکولی : 5/184
نقطه جوش در فشار 760 میلی متر جیوه: 5/48 درجه سانتیگراد
ضریب انکسار 1/2990-1/3005 : n D20
وزن مخصوص در دمای 25 درجه سانتیگراد: 496/1

فشار بخار (بر حسب میلی متر جیوه)
در دمای 20 درجه سانتیگراد : 238
در دمای 25 درجه سانتیگراد : 295
در دمای 30 درجه سانتیگراد : 367
در دمای 35 درجه سانتیگراد : 450

ضریب تفکیک در دمای 37 درجه سانتیگراد:
آب : گاز
خون : گاز
روغن: گاز
61/0
43/1
8/90
ضریب تفکیک برای لاستیک و پلاستیک در دمای 25 درجه سانتیگراد :
لاستیک رسانا :گاز
لاستیک بوتیل : گاز
پلی وینیل کلراید: گاز
پلی اتیلن : گاز
پلی اورتان : گاز
پلی اولفین : گاز
بوتیل استات : گاز
62
75
110
Ca 2
Ca 4/1
Ca 1/1
Ca 5/2

میزان خلوص بروش گاز کروماتوگرافی: بیش از 9/99%

قابلیت اشتعال در اکسیژن یا اکسید نیتروژن :
اگر انرژی تولید شده در واحد زمان 9 ژول بر ثانیه و دما 23 درجه سانتیگراد باشد: غیر قابل اشتعال
اگر انرژی تولید شده در واحد زمان 900 ژول برثانیه و دما 23 درجه سانتیگراد باشد: در غلظت های بیهوشی دهنده ، غیر قابل اشتعال است .

MAC (حداقل غلظت الوئولی درانسان ):

سن 100 درصد اکسیژن 70 درصد اکسید نیتروژن
4±26 28/1 56/0
7±44 15/1 50/0
5±64 05/1 37/0

فوران مایع بیرنگ و پایداری است که پایدار کننده شیمیایی به آن افزوده نشده است. فوران بوی شبه اتری و کمی تند دارد. نتایج گاز کروماتوگرافی نشان داده است که در نمونه هایی از دارو که در بطری های شفاف بی رنگ و در مقابل نور غیر مستقیم آفتاب بمدت 5 سال قرار داشتند و یا در نمونه هایی از دارو که بمدت 30 ساعت در مقابل اشعه UV قرار داشتند، هیچ تغییری در ترکیب دارو دیده نشده است.
در اثر تماس فوران با محلول 1 نرمال متوکسید سدیم در متانول بمدت بیش از 6ماه، هیچ اثری از مصرف قلیا مشاهده نشده است. این، نشانه پایداری بالای فوران در محیط قلیایی قوی میباشد. فوران در صورت تماس با سدالایم تجزیه نمیشود و با آلومینیوم، قلع ، برنج ، مس و آهن واکنش نشان نمیدهد.

موارد مصرف:
جهت بیهوشی استنشاقی

خواص:
القای بیهوشی و بویژه بازگشت از بیهوشی سریع است. گرچه بوی نسبتاً تند دارو سرعت القا را کاهش میدهد، اما سبب تحریک ترشح بیش از حد بزاق و ترشحات نای و نایژه ای نمیشود. رفلکسهای حلق و حنجره ای بسرعت فرو می خوابد. عمق بیهوشی با فوران بسرعت قابل تغییر است. ضربان قلب ثابت میماند. در صورت افزایش عمق بیهوشی ، تنفس خود بخودی کاهش می یابد و باید بفواصل کوتاهی کنترل شود. در طی القای بیهوشی ، فشارخون کاهش می یابد که در اثر تحریکهای ناشی از جراحی به حالت عادی باز میگردد.
در مرحله ابقای بیهوشی، نسبت مستقیمی بین عمق بیهوشی و کاهش فشار خون وجود دارد اما ضربان قلب ثابت میماند. با کنترل تنفس و فشار CO2 داخل سرخرگی نرمال، علی الرغم افزایش عمق بیهوشی ، برون ده قلبی بدلیل افزایش ضربان قلب ثابت میماند. افزایش CO2 خون ناشی از تنفس خودبخودی نیز می تواند سبب افزایش ضربان قلب و برون ده قلبی در حدی بالاتر از زمان هوشیاری باشد. جریان خون مغزی در طی بیهوشی سبک با فوران ، تغییر نمی یابد اما در عمقهای بیشتر بیهوشی با فوران ، افزایش می یابد. با هیپرونتیلاسیون بیمار قبل از بیهوشی یا در طی بیهوشی ، روند افزایش فشار مایع مغزی نخاعی، پیشگیری شده یا معکوس میگردد.
تغییرات الکتروانسفالوگرافی و تشنج پس از مصرف فوران بسیار بندرت مشاهده میشوند. بنظر می رسد که فوران نسبت به انفلوران ، عضله قلبی را با شدت کمتری به آدرنالین حساس میکند. اطلاعات محدودی نشان دهنده آنست که تزریق زیر جلدی تا 50 میلی لیتر از محلول آدرنالین 000، 200: 1 در بیمارانی که با فوران بیهوش شده اند، سبب القای آریتمی بطنی نمیشود.
در سطوح عادی بیهوشی ، اثر شل کنندگی عضلانی فوران ممکن است برای برخی از اعمال جراحی داخل شکمی کافی باشد اما برای ایجاد اثر شل کنندگی بیشتر، دوزهای پایینی از شل کننده های عضلانی داخل وریدی مورد نیاز است . شل کننده های عضلانی که عموماً استفاده میشوند، اثرشان بطور قابل توجهی با فوران افزایش می یابد و این اثر در مورد شل کننده های عضلانی نان دپلاریزان با شدت بیشتری دیده میشود. نئوستیگمین اثر شل کننده های عضلانی نان دپلاریزان را برمیگرداند اما تاثیری روی اثر شل کنندگی داروی فوران ندارد. شل کننده های عضلانی که عموما" استفاده میشوند، با فوران سازگارند. فوران در بیهوشی عمومی، در مراحل القا و ابقای بیهوشی قابل استفاده است. در مورد استفاده از این دارو در دوران بارداری یا جهت کاربرد در طب زنان به استثنای جراحی سزارین ، اطلاعات کافی در دست نمیباشد .
فوران در بدن انسان نسبتاً کم متابولیزه میشود. پس از بیهوشی فقط 17/0 درصد داروی استنشاق شده بصورت متابولیت در ادرار دیده میشود. حداکثر غلظت سرمی فلوئور غیرآلی معمولاً کمتر از 5 میکرومول در لیتر است و تقریباً 4 ساعت پس از بیهوشی دیده میشود و تا 24 ساعت بعد به حد نرمال باز میگردد. هیچ علامتی از آسیب کلیوی پس از تجویز فوران مشاهده نشده است.

دوز دارو و نحوه تجویز :
فوران باید در دستگاههای تبخیر کننده ای که برای استفاده از این دارو طراحی و تنظیم شده اند، مصرف شود بطوریکه غلظت فوران آزاد شده بطور صحیحی کنترل شود.
مقادیر حداقل غلظت آلوئولی (MAC) فوران با سن تغییر میکند. جدول زیر مقادیر میانگین MAC را در گروههای سنی مختلف نشان میدهد:

سن مقدار میانگین حداقل غلظت آلوئولی در اکسیژن
1-0 ماه 6/1 %
6-1 ماه 87/1 %
12-6 ماه 8/1 %
5-1 سال 6/1 %
اواسط دهه 20 سالگی 28/1%
اواسط دهه 40 سالگی 15/1%
اواسط دهه 60 سالگی 05/1 %

دارو درمانی قبل از بیهوشی:
داروی مصرفی قبل از بیهوشی باید با توجه به شرایط فردی بیمار و با در نظر گرفتن این نکته که فوران دارای اثر کاهش دهنده فعالیت سیستم تنفسی میباشد، انتخاب شود. استفاده از داروهای آنتی کلینرژیک بستگی به انتخاب پزشک دارد اما در اطفالی که القای بیهوشی با فوران است ، استفاده از این داروها توصیه میشود.

القای بیهوشی:
معمولاً داروی باربیتورات کوتاه اثر یا سایر داروهای وریدی القا کننده بیهوشی، تجویز شده و بدنبال آن مخلوط فوران استنشاق میشود. روش دیگر ، استنشاق فوران با اکسیژن یا مخلوط اکسیژن / اکسید نیتروژن جهت القای بیهوشی می باشد.
القای بیهوشی با فوران در غلظت 5/0 درصد توصیه میشود. غلظتهای 5/1 تا 3 درصد طی 7 تا 10 دقیقه، معمولاً عمق بیهوشی کافی برای انجام عمل جراحی را فراهم میکنند.

ابقای بیهوشی:
عمق بیهوشی مورد نیاز جهت انجام عمل جراحی با غلظت 5/2-1 درصد فوران در مخلوط اکسیژن/ اکسید نیتروژن ایجاد میشود. در صورتیکه فوران تنها با اکسیژن مصرف شود، مقدار 1-5/0 درصد اضافه تر جهت ایجاد عمق مورد نیاز برای عمل جراحی مصرف میشود.
در عمل جراحی سزارین 75/0 -5/0 درصد فوران در مخلوطی از اکسیژن / اکسید نیتروژن ، برای ابقای بیهوشی مورد نیاز است.
طی ابقای بیهوشی، فشار خون داخل سرخرگی ، در صورت عدم وجود سایر عوامل تاثیرگذار روی فشار خون بطور معکوسی با غلظت آلوئولی فوران ارتباط دارد.
کاهش بیش از حد فشار خون، اگر ناشی از عمق بیهوشی باشد، باید از طریق کاهش غلظت فوران استنشاق شده، اصلاح گردد.
افراد سالمند: همانند سایر داروهای استنشاقی ، غلظتهای کمتری از فوران برای ابقای عمق بیهوشی مورد نیاز جهت انجام عمل جراحی لازم است. به جدول فوق در مورد مقادیر MAC مربوط به سن مراجعه نمایید.

موارد منع مصرف ، هشدار و غیره :
در موارد حساسیت شناخته شده به فوران یا سابقه تب بالای بدخیم به دنبال مصرف این دارو ، فوران منع مصرف دارد.
از آنجایی که سطوح بیهوشی بسرعت و به آسانی با فوران قابل تغییر است ، تنها دستگاههای تبخیرکننده ای که دارو را با مقادیر قابل پیش بینی آزاد میکنند و دارای صحت مناسبی هستند یا تکنیکهایی که بواسطه آن غلظتهای دارو در هوای دم و بازدم قابل کنترل است، باید استفاده شوند. میزان کاهش فشار خون و دپرسیون تنفسی می تواند نشانه ای از عمق بیهوشی باشد.
تاکنون ، در تجارب بالینی مصرف فوران حتی پس از مصرف دارو جهت اعمال جراحی طولانی مدت ، علائمی از سمیت کبدی مشاهده نشده است. با وجود این، در مورد مصرف فوران در اعمال جراحی پی در پی در یک فرد تجارب محدودی وجود دارد و هنوز نتیجه اثر آن روی کبد مشخص نمی باشد.
همانند سایر گازهای بیهوشی هالوژنه ، فوران باید در بیماران مبتلا به افزایش فشار داخل مغزی با احتیاط مصرف شود. درچنین مواردی انجام هیپرونتیلاسیون ممکن است ضروری باشد.
اثر شل کننده های عضلانی غیر دپلاریزان بطور مشخصی در اثر مصرف فوران تقویت میگردد.

مصرف در دوران بارداری :
مطالعات بر روی سیستم تولید مثل حیوانات ، پس از مصرف مکرر مقادیر بیهوشی دهنده فوران انجام شد.
مطالعات روی rat هیچ اثری روی قدرت باروری، بارداری یا زایمان یا روی قابلیت زیست حیوانات متولد شده نشان نداد. هیچگونه اثر تراتوژنی مشاهده نشد.
آزمایشات مقایسه ای در خرگوش ، نتایج منفی مشابهی نشان داد.
ارتباط این مطالعات با انسان مشخص نمی باشد . بی خطری استفاده از این دارو در دوران بارداری ثابت نشده است. در بیمارانی که تحت عمل کورتاژ قرارگرفته اند، میزان خون ریزی قابل مقایسه با افرادی بوده که سایر گازهای بیهوشی را دریافت نموده اند.
اطلاعات کافی در مورد مصرف فوران جهت کاربرد در طب زنان ، به استثنای جراحی سزارین وجود ندارد.

عوارض ناخواسته:
1- آریتمی قلبی در برخی موارد گزارش شده است.
2- افزایش تعداد گلبولهای سفید خون، حتی در صورت عدم وجود استرس جراحی ، مشاهده شده است.
3- در طی بیهوشی یا پس از بیهوشی با فوران، بدلیل متابولیزه شدن دارو افزایش جزئی در میزان فلوئور غیر آلی سرم خون دیده شده است.
بعید بنظر می رسد که مقادیر جزئی فلوئور غیرآلی موجود در سرم خون (در مطالعه ای این مقدار بطور متوسط4/4 میکرومول در لیتر است) سبب سمیت کلیوی شود. چرا که این مقادیر پایین تر از آستانه سمیت کلیوی است.

عوارض جانبی:
همانند سایر داروهای بیهوشی هالوژنه ، کاهش فشار خون و دپرسیون تنفسی مشاهده شده است. کنترل و اندازه گیری فشار خون و وضعیت تنفسی به فواصل نزدیک توصیه می شود. در مواقعی که عمق بیهوشی بیش از حد بالاست، برای بهبود وضعیت افت فشارخون و دپرسیون تنفسی ناشی از آن، درمانهای حمایتی لازم است انجام گیرد.
هنگام برگشت از بیهوشی اثرات ناخوشایندی (لرزش ، تهوع، استفراغ) که ماهیتاً خفیف میباشند، میزان وقوعشان همانند میزان وقوع این عوارض با سایر عوامل بیهوش کننده است.

احتیاطات فارماسیوتیکال:
دارو را دور از گرما نگهداری کنید. در بطری حاوی دارو را بخوبی ببندید.

اطلاعات بسته بندی:
فوران در بطری های 100 میلی لیتری عرضه میگردد

+ نوشته شده توسط مجتبی سعیدی ( هوشبری از بوشهر ) سه شنبه سی ام مهر 1387 10:41 |