تبليغاتX
وبلاگ تخصصی بیهوشی - داروهای بیهوِِشی یکی از وسایل عیاران !!!
یکی از وسایل عیاران که از آ ن زیاد استفاده صورت میگرفت ، انواع و اقسام دارو های است ، که به منظور بیهوش ساختن دشمن و هم چنان تغییر رنگ صورت و رخسار به کار می رفته است .

 

     داروی بیهوشی که در کتاب های عیاری از قبیل سمک عیار ، داراب نامه و امیر حمزه و امیر ارسلان رومی از آ ن به نام های دارو ، شبپرک ، پروانۀ عیاری ، حقۀ عیاری و نمک آ ش درد مندان یاد شده ، همه با وسایلی چون : جام شراب و یا نیچه برای حریف به کار برده میشد . این دارو را عیاران در میان کمر بند و یا پس گوش خود پنهان نموده و

 به گونۀ معمول برای بیهوش ساختن رقیب ، به چند گونه استفاده میکردند . گاهی در بین ظرف نوشابۀ حریف می انداختند ؛ ویا اینکه در بین حلوا و غذا آ میخته ساخته و آ نرا به حریف میدادند و گاهی هم امکان داشت که این دارو را به گونۀ دود یا گاز بیهوشی به کار ببرند .

 

      در داستان ( سمک عیار ) آ مده است که :  یک بار ( سمک  ) را دشمنانش اسیر کردند ؛ و چون او را پا لیدند ، چیز های از وی به دست دشمن افتاد که یکی هم داروی بیخودی است : « او را جستند ، دشنه و کمر و کیسۀ دارو از میان سمک بگشادند . »

 

      و در جای دیگر زما نی که سمک می خو اهد ( مقوقر ) را اسیر به گیرد ، باز هم از داروی بیخودی استفاده میکند ، آنجا که می خو انیم : « پس دست در میان کرد و مقدار بیست درم داروی بیهوشانه بر آ ورد ؛ اگر یک درم سنگ در شراب افگندی و به خورد صد مرد دادی ، همه بیفتادی . »  ؛ و نیز در همین داستان آ مده است که : ( روز افزون ) که زنی است عیار پیشه و تیز هوش ، می خواهد که ( کوسال ) را با فرزندانش اسیر بگیرد . در این جای نیز از داروی بیهوشی به شکل گاز استفاده میکند : « روز افزون گفت : ای شاه ! در این راه که آ مدم ، عجایبی دیدم ؛ اگر روشنایی باشد شما را به نمایم . کوسال فرمود تا شمعی بر گرفتند . کوسال با چهار فرزند ، روز افزون در پیش ایستاده . دراین

وقت روز افزون دست در میان کرد و دارو بر آ ورده و بر سر شمع نهاد و میسوخت . روز افزون به کوسال گفت : ای شاه ! درین شمع نگاه کن ، تا عجایب بینی . کوسال با فرزندان بیامدند و در آ ن شمع نگاه کردند . هیچ نبود . گفتند : هیچ نیست . روز افزون گفت : بنگرید تا آن چیست ؟  ایشان پنداشتند که راست میگوید . در آ ن می نگریستند . بوی دارو به دماغ ایشان رسید ، هر پنج از اسپ در افتادند بیهوش . »

 

     باید گفت که از ( داروی بیهوشی ) با همان مفهومی که در داستانهای عیاران آ مده است ؛ شاعران کلاسیک ادب فارسی نیز یاد کرد های دارند ؛ چنانکه در شاهنامۀ فردوسی  چندین مرتبه به این دارو اشاره شده است . در این حماسۀ ملی ، در داستان  بیژن و منیژه  آ مده است که : ( منیژه ) دخت ( افراسیاب ) تورانی که عاشق ( بیژن ) فرزند ( گیو ) است ، از داروی به نام ( داروی هوشبر ) اسفاده میکند و بیژن را به حالت بیهوشی به قصر خود میبرد . از زبان خداوند شاهنامه چنین می خوانیم :

 

   چو هنگام رفتن فراز آ مدش                            به دیدار بیژن نیاز آ مد ش

   به فرمود تا داروی هوشبر                              پرستنده آ میخت با نوشبر

   بدادند چون خورد شد مست                             ابی خویشتن سرش بنهاد پست

  عماری بسیجید و رفتن به راه                           مر آن خفته را اندران جایگاه

   به ایوان بیاراستش جای خواب                         به بیداری بیژن آ مدش شتاب

   در افگنده داروی هوشش به گوش                     بدان تا به جای خود آ مدش هوش 

 

     باید خاطر نشان کرد که فردوسی در این داستان از داروی دیگری نیز به نام ( داروی هوش ) نام می برد که نگارنده در هیچ یک ازآ ثار بدیعی و داستانی دیگر به چنین داروی بر نخورده وبه ویژه داروی که به گفتۀ فردوسی در گوش چکانده شود و باعث بیداری شخص شود