روز هوشبری
مثل هرروز رفتم بیمارستان.وقتی رسیدم کلی پارچه نوشته درب بیمارستان نصب کرده بودن.پیش خودم گفتم حتمأ پزشکای جدیدی اومدن برای معرفیشون پارچه زدن.نزدیکترکه شدم تونستم نوشته هاشو بخونم.مات و مبهوت موندم.نوشته بود"روز هوشبر برتمام هوشبران مبارک"ازدم در تا اتاق عمل همه تبریک میگفتن(نگهبان تاسیسات بهیارا پرستارا پزشکا خلاصه همه و همه).همکارا یه کیک گرفته بودن وباهم شادی میکردن که رییس بیمارستان اومد وبه عنوان هدیه روزمون به هر هوشبر یه پراید داد.ماهم پرایدرو فروختیم واستعفا دادیم و با پول پراید یه پرادو خریدیم و توی افق محو شدیم.
فانتزی اکثر هوشبرا...
فانتزی اکثر هوشبرا...
امین غفاری
+ نوشته شده در ساعت توسط مجتبی سعیدی
|
وبلاگ تخصصی بیهوشی