سیستم مپلسون B

 

جت ونتیلاتور

جت ونتیلاتور

کپنوگراف


کپنوگراف چیست؟

نام اختصاری: مانیتورینگ CO2 اشباع شده، End Tidal CO2 (ETCO2)


کپنوگراف به چه معنی است؟

Capno : دی اکسید کربن Graph : صفحه نمایش جهت خواندن و ثبت کردن


برای چه به کار می‌رود؟

کپنوگراف میزان گاز CO2 در حجم هوای اشباع شده از ریه های بیمار را نشان می‌دهد.
ادامه نوشته

دستگاه IV-PCA

IV Pt.Controlled – Analgesia(PCA

پمپ کنترله بی دردی

 

فاکتور های متعددی از جمله تنوع های بین افراد درنیاز های ضد درد و سطح سرمی ها ، باعث بی دردی ناکافی می شود که جبران کردن این فاکتور ها با رژیم معمول PRN مشکل است . IV-PCA این تاثیرات تنوع فارماکودینامیک و فارماکوکینتک را حداقل کرده و تحویل ایبوئید به بیماران را مناسب تر می کند . اساس استفاده از آن بر این اصل است که یک چرخه خود تنظیمی منفی وجود دارد : با احساس درد ، بیمار خودش دارو را تجویز می کند و با کاهش درد بیمار دیگر احساس نیاز نمی کند . ابزار PCA نسبتا بدون مشکل بوده و اغلب مشکلات ، مربوط به استفاده کننده است .

ادامه نوشته

زنگ تفریح بیهوشی - یه برگه مشاوره بیهوشی جالب!!!

تهویه مکانیکی یا مصنوعی / ونتیلاتورها

بیهوشی - ونتیلاتورتهويه به معناي ورود و خروج گازها از طريق ريه‌ها مي‌باشد به هر روشي كه انجام تهويه توسط تجهيزات مكانيكي صورت گيرد به آن تهوية مكانيكي گويند . در تهوية مصنوعي ورود و خروج گازها به ريه‌ها از طريق تغيير در فشار داخل يا خارج توراكس صورت مي‌گيرد .

هدف تهوية مصنوعي درمان بيماري ريوي نيست بلكه با برقراري تهوية مصنوعي و حمايت از ريه‌ها تا زمان رفع علت زمينه ساز نيازهاي تهويه‌اي و اكسيژناسيون بيمار تأمين مي‌گردد .

لطفا به ادامه مطلب توجه فرماييد

ادامه نوشته

دفیبریلاتور / دی سی شوک / الکتروشوک

دفيبريلاتور يعني چه؟

بي اثر كردن، خنثي كردن، در جهت معكوس= De=to undo, or reverse
غيرمتناسب، ناهماهنگ، نامتعادل بدون انقباضات قلبي= fibrillate (فيبريله شدن)
دفيبريلاتور= دستگاهي براي خنثي نمودن (بياثر كردن) انقباضات ناهماهنگ قلبي



فيزيولوژي:

سلولهاي درون ماهيچه (عضلات) قلبي، جريان الكتريكي را برقرار ميسازد. برخي از سلولها در قلب (سلولهاي ضربانساز)، مرتباً توسط خودشان شارژ (باردار) شده و باعث باردار شدن (شارژ شدن) ديگر سلولها نيز ميشوند. جريان الكتريكي در درون ماهيچه قلبي در مسير ويژهاي جاري ميگردد. هر زمان كه اين اتفاق بيفتد (جريان برقرار گردد) انقباضات ماهيچه قلبي پمپ كردن خون را موجب ميشود (ضربان قلب).
اين الگوي الكتريكي هماهنگ قلب براي پر و خالي شدن با هر ضربان كه موجب گردش خون در سرتاسر بدن ميشود، ضروري است. وقتي كه اين الگوي الكتريكي به هم ميخورد و ناهماهنگي ايجاد ميگردد (فيبريلاسيون)، انقباضهاي ماهيچه قلبي نامتعادل شده و خون پمپ نميشود.اين عمل موجب كاهش فشار خون، كمبود اكسيژن، آسيب ماهيچه قلبي و مرگ نابهنگام ميگردد. دستگاه دفيبريلاتور (الكتروشوك) جهت خنثي نمودن عمل فيبريلاسيون و بازگرداندن انقباضات قلبي به حالت متعادل اوليه، مورد استفاده قرار ميگيرد؛ همچنين در مواقعي كه قلب از كار بازميايستد، براي شروع مجدد ضربان قلبي از اين دستگاه استفاده ميشود. (به عنوان مثال بعد از يك شوك الكتريكي)


 اصول عملکرد

دفیبریلاتور، دستگاهی است که شوک الکتریکی را به عضله قلب می‌رساند. قبل از ۱۹۶۰، این سیستم به صورت ac ارائه می شود که جریان ۵ تا ۶ آمپر یا فرکانس ۶۰ هرتز را در مدت ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه در عرض قفسه سینه بیمار اعمال می‌کردند. این روش عملا موفقیت چندانی در اصلاح فیبریلاسیون دهلیزی نداشت و اغلب آریتمی های جدیدتری ایجاد می‌کرد. از ۱۹۶۰ به بعد، دیفیبریلاتورهای dc مختلف ساخته شد. این سیستم‌ها شارژ dc را ذخیره می‌کند و روی بدن بیمار دشارژ می‌شود. تفاوت عمده بین این دستگاه ها، در شکل موج آن‌ها است. متداول‌ترین شکل موج‌ها، موج wn ها، تک پالس، تاخیر مخروطی و ذوزنقه‌ای است.


اساس كار :

دفيبريلاتور از يك منبع تغذيه و يا يك باطري داخلي بزرگ براي شارژ نمودن يك خازن حجيم بين مقادير 5 تا 400 ژول استفاده ميكند. دو قطعه فلزي (پرلس) يا همان الكترودها به دفيبريلاتور متصل است و بر روي هر دو طرف سينه بيمار قرار ميگيرد.
انرژي ذخيره شدن در درون خازن ازيك الكترود به الكترود ديگر از ميان سينه بيمار (توسط سينه بيمار) آزاد يا دشارژ ميگردد؛ كه در نتيجه اين شوك به قلب منتقل شده و ضربان ريتميك (منظم) مجدداً به قلب بازميگردد. دفيبريلاتورها همچنين يك مانيتور مربوط به ECG و ثبتكننده الكتروكارديوگرام دارند كه دايماً شكل موج ECG را نمايش ميدهد و واحد اندازهگيري آن ژول است.

انواع ديفيبريلاتور :

ديفيبريلاتورها در انواع كاشتني، داخلي، خارجي، خودكار و نيمهخودكار ارايه ميشود.
نگهداري سيستم در زمانهايي كه از دستگاه استفاده نميشود، لازم است تا شارژ كامل در دماي اتاق كه معمولاً بسته به نوع سيستم 4 تا 24 ساعت به طول ميانجامد، در حال شارژ مداوم باشد.
بيشتر سازندگان توصيه ميكنند كه باتريها بعد از هر استفاده حتماً شارژ شود و هر دو سال يك بار، باتريها به صورت كلي تعويض شود.

روش انجام شوک الکتریکی

  •          انتخاب پدال مناسب
  •          محل قرار گیری صحیح پدال
  •          تماس کافی پدال با قفسه سینه
  •          انتخاب صحیح انرژی
  •          پدال بزرگسالان طول 13 سانتیمتر است و در کودکان 8 و در نوزادان 4         سانتیمتر است
  •          محل قرار گیری پدال یکی ناحیه نوک (اپکس )قلب پنجمین فضای بین دندهای در خط قدامی زیر بغلی(انتریور اگزیلاری)چپ و دیگری در طرف راست استرنوم در دومین فضای بین دندهای در ست زیر کلاویکول در راستای محور الکتریکی قلب
  •          پدال باید با فشاری حدود 11 کیلوگرم (25پوند) روی قفسه سینه فشرده شود و سطح پدال با ژل اغشته گردد تا باعث سوختگی پوست نشود
  •          انتخاب صحیح انرژی الکتریکی (در دیس ریتمیی که بدنبال ان بیمار ارست کرده مانند تاکی کاردی بدون نبض وفیبریلاسیون بطنی باید انرژی بالا 360 ژول شوک داد )

نکات ایمنی

ü      باید اطمینان یابیم که دیگران با بیمار و یا تخت بیمار تماس ندارند و شوک را اعلام کنیم

ü      بهتر است برای جلوگیری از انفجار جریان اکسیژن را قطع کنیم

کاردیورژن

  • رضایت نامه از بیمار
  • بررسی الکترولیت
  • بهتر است چند ساعت قبل ناشتا باشد
  • توضیح پروسیجر به بیمار تا اضطراب کم شود
  • اماده کردن ترالی احیا
  • مانیتورینگ بیمار
  • کنترل علائم حیاتی
  • گاه سلول میوکارد به شوک خوب جواب نمی دهد که باید اصلاح اب و الکترولیت و هیپوکسی و هیپوترمی و اصلاح اسید و باز انجام شود تا شوک بهتر اثر کند
  • حین شوک با کنترل مانیتور و نبض بیمار احیای قلبی ریوی فراموش نشود
  • در فیبریلاسیون نرم ابتدا با دادن ادرنالین انرا به فیبریلاسیون خشن تبدیل کرده و سپس شوک میدهیم
  • سرعت عمل در شوک دادن در فیبریلاسیون بطنی مهم است که باعث نجات بیمار میشود

·         علائم برگشت بیمار

  • بر گشت ریتم سینوسی
  • برگشت نبض کاروتید
  • فشار خون کافی
  • عوارض شوک: امبولی-فیبریلاسیون بطنی-سوختگی پوست
  • الگوریتم درمان فیبریلاسیون بطنی
  • کنترل نبض و مانیتورینگ بیمار
  • در صورت اطمینان دفیبریلاسیون با میزان 360 ژول شوک
  • در صورت عدم جواب مجدادا شوک
  • در صورت عدم جواب عملیات احیای قلب ریوی
  • گرفتن ورید
  • دادن داروهای انتی اریتمیک مثل لیدوکائین -برتیلیوم ادرنالین
  • مجدادا شوک

الگوریتم درمان اسیستول

  •        احیای قلبی ریوی
  •          گرفتن ورید
  •          دادن داروی ادرنالین و اتروپین
  •         اینتوبه کردن بیمار
  •          اصلاح اسید و باز
  •          گذاشتن پیس میکر
  •          در صورتیکه اسیستول تبدیل به فیبریلاسیون شد شوک میدهیم




ايرادهاي معمول:

 شايعترين مشكل در استفاده از ديفيبريلاتورها، سوختگيهاي پوستي در محل اتصال الكترود-پوست است كه در صورت تكرار عمل ديفيبريلاسيون، عميقتر نيز ميگردد. جهت جلوگيري ايجاد اين ضايعه، لازم است كه كاربران از تماس مستيم الكترودها با پوست، اجتناب كنند. ضمن اينكه توان منتقل شده به بيمار نيز بيشتر از حد لازم انتخاب شود.
نوع كاشتني اين وسايل، بسيار حساس است و در هنگام جراحي و پس از آن بايد بسيار محتاط با آن برخورد كرد.

ملاحظات خريد:
 
كار با اين سيستمها معمولاً ساده است و نياز به آموزش چنداني ندارد. معمولاً بهتر است سيستمهايي خريداري شود كه نمايشگر ECG نيز داشته باشد. اين امر به كاربر كمك فراواني جهت تشخيص برگشت بيمار به وضعيت عادي مينمايد.
استفاده از الكترودهاي يك بار مصرف و باتريهاي غيرقابل شارژ، معمولاً هزينههاي زيادي به سيستم درمان تحميل ميكند.

منابع :
http://nursingcare.persianblog.ir

Dezmed.comDezmed.com

http://fa.wikipedia.org

تصاویری از انواع نیدل های اسپاینال و اپیدورال

بیهوشی

مشاهده تصاویر بیشتر از انواع نیدل های اسپاینال و اپیدورال

تصاویری از انواع تبخیر کننده های ماشین بیهوشی

بیهوشی بیهوشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده تصاویر بیشتر از انواع تبخیر کننده های دستگاه بیهوشی 

Vaporizers (تبخیر کننده)

Processing: Vaporizers

Physical principles

Vapor pressure Molecules escape from a volatile liquid to the vapor phase, creating a "saturated vapor pressure" at equilibrium. Vapor pressure (VP) increases with temperature. VP is independent of atmospheric pressure, it depends only on the physical characteristics of the liquid, and its temperature.

Latent heat of vaporization is the number of calories needed to convert 1 g of liquid to vapor, without temperature change in the remaining liquid. Thus, the temperature of the remaining liquid will drop as vaporization proceeds, lowering VP, unless this is prevented.

Specific heat is the number of calories needed to increase the temperature of 1 g of a substance by 1 degree C. Manufacturers select materials for vaporizer construction with high specific heats to minimize temperature changes associated with vaporization.

Thermal conductivity - a measure of how fast a substance transmits heat. High thermal conductivity is desirable in vaporizer construction.

Classification

Dräger Vapor 19.1, Vapor 2000, Penlon Sigma, Datex-Ohmeda S/5 ADU Aladin vaporizers, and Datex-Ohmeda Tec 4, 5 are classified as

Variable bypass
Fresh gas flow from the flowmeters enters the inlet of any vaporizer which is on. The concentration control dial setting splits this stream into bypass gas (which does not enter the vaporizing chamber), and carrier gas (also called chamber flow, which flows over the liquid agent).
Flow over
Carrier gas flows over the surface of the liquid volatile agent in the vaporizing chamber, as opposed to bubbling up through it (as in the copper kettle and Vernitrol)
Temperature compensated
Equipped with automatic devices that ensure steady vaporizer output over a wide range of ambient temperatures
Agent-specific
Only calibrated for a single gas, usually with keyed fillers that decrease the likelihood of filling the vaporizer with the wrong agent
Out of circuit
Out of the breathing circuit, as opposed to (much) older models such as the Ohio #8 (Boyle's bottle) which were inserted within the circle system.

The copper kettle and Vernitrol are measured-flow, bubble-through, non-temperature compensated, multiple agent, and out of circuit 

Vaporizer Models
Classification Datex-Ohmeda Tec 4, Tec 5, SevoTec, and Aladin (AS/3 ADU); Dräger Vapor 19.n, Vapor 2000 Copper Kettle, Vernitrol Datex-Ohmeda Tec 6 (Desflurane)
Splitting ratio (carrier gas flow) Variable-bypass (vaporizer determines carrier gas split) Measured-flow (operator determines carrier gas split) Dual-circuit (carrier gas is not split)
Method of vaporization Flow-over (including the Aladin for desflurane, which does not require added heat like the Tec 6) Bubble-through Gas/vapor blender (heat produces vapor, which is injected into fresh gas flow)
Temperature compensation Automatic temperature compensation mechanism Manual (i.e., by changes in carrier gas flow) Electrically heated to a constant temperature (39ºC; thermostatically controlled)
Calibration Calibrated, agent-specific None; multiple-agent Calibrated, agent-specific
Position Out of circuit Out of circuit Out of circuit
Capacity Tec 4: 125 mL
Tec 5: 300 mL
Vapor 19.n: 200 mL
Aladin: 250 mL
200-600 mL (no longer manufactured) 390 mL
ادامه نوشته

پالس اکسیمتری (pulse oximetry)

پالس اکسیمتری از مانیتورینگ های استاندارد مراقبا مداوم و غیر تهاجمی SPO2 یا اشباع اکسی هموگلوبین خون شریانی محیطی است که منعکس کننده SaO2 (اشباع اکسی هموگلوبین خون شریانی) حین بیهوشی و بعد از عمل است . این مانیتور وسیله قابل اعتمادی برای تشخیص هایپوکسی شریانی است و نیاز به ABG یا دستگاه سنجش گازهای خون شریانی را کاهش میدهد .

پالس اکسیمتر از دو نور با طول موج 660 نانومتر (قرمز) و 940 نانومتر (نزدیک به مادون قرمز) استفاده می کند که با هر نبض جدار آرتریول ها اتساع پیدا کرده و با محاسبه جذب نور قسمت شریانی و با استفاده از منحنی کالیبراسیون میزان اشباع اکسی هموگلوبین را به دست می آورد . آلارم دستگاه را می توان برای اشباع اکسی هموگلوبین بالا و پایین تنظیم نمود و تداوم اشباع بیشتر از 90 % نشانگر فشار اکسیژن شریانی بیش از 60 میلیمتر جیوه است .

محدودیت های استفاده از پالی اکسیمتر

با تو جه به اینکه دستگاه از تکنیک جذب نور توسط نبض شریانی ، اشباع اکسی هموگلوبین را محاسبه می کند ، مواردی که باعث کاهش کاهش نبض عروقی شود مثل هیپوتانسیون ، هیپوترمی و وازوکنستریکشن باعث کاهش توانایی پالی اکسیمتر در به دست آوردن اطلاعات و محاسبه اشباع اکسیژن می شود .

موارد دیگر ، اختلال در عملکرد پالس اکسیمتر شامل نورهای اضافی محیط ، تکان خوردن بیمار ، لاک ناخن ، وجود چسب روی ناخن و هموگلوبیبن های غیر طبیعی (کربوکسی هموگلوبین ، متهموگلوبین و هموگلوبین جنینی) می باشد .

برگرفته از کتاب اصول بیهوشی و مراقبت های ویژه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لارنژیال ماسک یا ماسک حنجره ای (LMA)

 

  LARYNGEAL MASK AIRWAY  یا ماسک حنجره ای از یک ماسک پهن با یک کاف قابل باد شدن و یک تنه انعطاف پذیز با ID ٬ ۱۵ میلی متر استاندارد تشکیل شده است که می توان به لوله های دستگاه ونتیلاتور ٬ آمبوبگ و سیستم های بیهوشی وصل کرد . ماسک حنجره ای در سایز های مختلف وجود دارد که می توان آن را در سنین مختلف استفاده کرد . سایز مناسب برای بزرگسالان ماسک شماره ۴ می باشد . لارنژیال ماسک - بیهوشی

لارنژیال ماسک - بیهوشی

این راه هوایی اغلب برای بیمارانی که در لوله گذاری معمولی مشکل داشته باشند و یا اینکه لوله گذاری غیر ممکن بوده است اندیکاسیون دارد و در مقایسه با لوله گذاری نای در غلظت های پایینتر داروهای بیهوشی تحمل پذیر تر است و احتمال ورم  گلو نیز کمتر می باشد . با استفاده از این روش به جای اینتوباسیون می توان از عوارض شدید و احتمالی لارنگوسکوپی و لوله گذاری رهایی جست . یکی دیگر از کاربردهای LMA استفاده به عنوان راهنما برای لارنگوسکوپ فایبراوپتیک می باشد . ولی کاربرد این ماسک در محدودیت حرکات گردن یا تنگ بودن دهان امکان پذیر نیست . برای جایگذاری لارنژیال ماسک نیازی به لارنگوسکوپ نیست و می توان با قرار دادن سر و گردن در همان پوزیشن معمول برای لوله گذاری تراشه در حالی که زاویه آن به پشت زبان و متوجه عقب میباشد گذاشته می شود . البته روش دیگری نیز وجود دارد که برخی آنستزیست ها ترجیح می دهند که LMA را به سبک ایروی دهانی جایگذاری کنند . قبل از اقدام به جایگذاری باید از خال بودن کاف مطمئن شویم و بهتر است ماسک را با سرم فیزیولوژیک خیس کرد تا حرکت آن به سمت گلوت تسهیل شود . LMA به صورت کورکورانه در ریشه هایپوفارنکس قرار داده به صورتی که قسمت ماسک باز کننده راه هوایی در برابر سوراخ گلوت قرار بگیرد و هوا را به سمت ریه ها هدایت کند و کاف باد شده تا حدی راه مری را سد می کند . پس از جایگذاری ٬  بدون نگه داشتن ماسک حنجره ای ٬ بادکنک (کاف) آن را با ۳۰-۱۰ میلی لیتر هوا باد می شود . در این صورت معمولا حدود ۱.۵ سانتیمتر بالاتر از محل تنظیم اولیه ثابت می گردد . بعد از مطمئن شدن ٬ کیفیت ونتیله شدن بیمار و سمع صداهای تنفسی اقدام به فیکس LMA به لب بالا بوسیله چسب یا باند می کنند . بر آمده شدن جزئی بافت های قدام گردن که روی حنجره را می پوشاند ٬ نشاندهنده وجود ماسک در محل می باشد که در هنگام باد کردن کاف قابل لمس و رویت است . با لارنژیال ماسک ونتیلاسیون ریه امکان پذیر است ٬ هر چند که رسیدن به این هدف در مقایسه با لوله گذاری تراشه کافدار کمتر قال پیش بینی است . همچنین جهت تهویه با فشار مثبت راه هوایی به میزان ۳۰-۲۵ سانتیمتر آب کمتر قابل اطمینان است . عیب عمده استفاده از این ماسک عدم حفاظت کامل در مقابل اشتنشاق محتویات معده می باشد .

با پیشرفت علم پزشکی ٬ LMA های جدیدی طراحی و ساخته شده است که هر کدام مزایای خاص خود را نسبت به لارنژیال ماسک کلاسیک دارند . مثل :

- LMA fastrach

دارای طول ثابت و دسته ضد زنگ است و بعنوان راهنما برای لوله گذاری کورکورانه استفاده می شود .  لارنژیال ماسک فستراک   

لارنژیال ماسک فستراک - بیهوشی

-LMA Ctrach

امکان مشاهده حنجره توسط دسته های فیبراوپتیک واقع در ماسک وجود دارد .

لارنژیال ماسک سیتراک - بیهوشی

لارنژیال ماسک سیتراک - بیهوشی

-Proseal LMA

کاف آن به پشت ماسک گسترش یافته و دارای مجرای ثانویه ای است که در نوک دیستال ماسک باز میشود و به عنوان روزنه مری عمل میکند و از آسپیراسیون جلوگیری میکند . 

لارنژیال ماسک پروسه آل - بیهوشی

لارنژیال ماسک پروسال - بیهوشی

 

لوله تراشه

لوله تراشه بايد استريل، يك بار مصرف و از جنس پلي وينيل كلريد شفاف با يك علامت راديواپاك باشد.  در  بخش ديستال لوله تراشه ممكن است منفذي  تحت عنوان « چشم مورفي» در ديواره  جانبي وجود  داشته  باشد  كه احتمال آتكلتازي درلوب فوقاني راست را كاهش مي دهد.  چشم  مورفي همچنين  احتمال  انسداد كامل لوله  تراشه راكم  مي كند و در شرايطي كه سوراخ ديستال  آن بسته شود تهويه را ممكن مي سازد.  لوله  تراشه  بايد  شاخص طول لوله  نيز داشته  باشد( به سانتي متر) كه  به عنوان  مرجع  در هنگام قرار دهي  لوله  و براي  تشخيص  لوله  گذاري  داخل  نايژه استفاده  شود . يك  نشانگر  براي  تارهاي  صوتي  نيز  در سطح  گلوت  وجود  دارد  كه  مشخص مي  سازد  نوك لوله  تراشه  در  نيمه راه تراشه قرارگرفته  است.

  يك  لوله تراشه داراي كاف  بايد  از كاف نوع  كم فشار و پر حجم  در بچه هاي 8 تا 10 سال  و بزرگتر داشته  باشد  و در سنين كمتر  از  آن  بعلت  آنكه  باريكترين جاي ناي در  محاذات  غضروف كريكوييد  است  خود  به عنوان  يك  كاف فيزيولوژيك  عمل  مي كند. اگر كاف  وجود  داشته  باشد  مقداري از پر شدگي كافي است  كه  نشت  هوا  در هنگام  تهويه  با فشار  مثبت به فشار مثبت 20 تا  30 سانتي متر آب  به ميزان  حد اقل  شنيده  شود و همين  ميزان  فشار   در لوله  از نوع  بدون  كاف نيز  براي ايجاد نشت كم  هوا لازم  است  .  عدم  وجود  نشت  هوا  نشانه آن  است كه  كاف  بيش از حد  پر شده است ، يا لوله  تراشه  خيلي بزرگ اتنخاب  شده است  و يا  در اطراف  لوله  اسپاسم  حنجره  اتفاق افتاده است . اين  حالات  منجر به  فشار  بيش از حد  به  بافتهاي اطراف مي شود   در حاليكه  اگر لوله  گذاري موفق،  مشكل  باشد،  حتي اگر لوله اي با اندازه  بزرگ  و محكم  در داخل تراشه قرار  گرفته آن لوله  را  نبايد تا زماني  كه  وضعيت  بيمار  تثبيت  شود از محل  خارج كرد  .

     لوله  تراشه  با قطر   داخلي 5/3 – 3 ميلي متر  براي نوزادان  رسيده و شيرخوار كوچك مناسب  است و لوله 4 براي سال  اول  زندگي ، و 5 براي سال  دوم  مناسب هستند  . يك راه  ساده  براي تضمين  اندازه  مناسب به صورت  چشمي ، انتخاب  اندازه  لوله معادل  انگشت  كوچك  بچه  است . روش  ها  و فرمولهاي بسياري براي تخمين  اندازه  صحيح  لوله  به كار رفته اند  .  در يكي از اين  فرمول ها ( كه  براي بچه هاي بزرگتر از 2 سال  استفاده  مي شود  )  اندازه  لوله  تراشه  به شكل  زير  محاسبه  مي شود :              4 + سن ( به سال )  = قطر  داخلي لوله  تراشه

                                                   4

      يك  روش جايگزين  انتخاب لوله  تراشه  بر اساس قد بيمار است كه  دقيق تر از روش هاي مبني بر سن  هستند.  نوارهاي  احياء براساس قد  هستند  . ولي كليه  اين  روشها  تنها  تخمين  هستند .  لوله هاي 5/0 ميلي متر كوچكتر و بزرگتر از ميزان  مورد  تخمين  بايد  حاضر  باشند  و  اندازه  مورد  توصيه  لوله  تراشه  در جدول  آمده اند.

     ميزان  طولي كه  لوله  بايد داخل  برده  شود  (براساس لبه  دهان تا ناحيه مياني تراشه ) براي بچه هاي بزرگتر از 2 سال به طور تخميني با افزودن نصف سن بيمار به عدد ثابت دوازده مشخص مي شود .

                       12 + سن ( برحسب سال ) = طولي از لوله كه لازم است داخل برود 

                                               2

   استفاده از اين فرمول عموما منجر به قرارگيري لوله در ناحيه بالاتراز كارينا ميشود . به طور جايگزين فاصله قرارگيري (به سانتي متر) را مي توان با ضرب كردن مقدار قطر داخلي لوله در عدد 3 بدست اورد .

تصاویری از دستگاه بیهوشی

دستگاه بیهوشی

 

دستگاه بیهوشی -  مجتبی سعیدی

برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

ماشین بیهوشی

mojtaba saeidi
 
كاربرد دستگاه: بيهوشي عبارت است از فقدان كامل حس درد . اصولا" اعما ل جراحي مستلزم بيهوشي يا بي حسي بيمار است كه بدون آن عمل جراحي براي بيمار تحمل ناپذير است . معمولا" داروهاي بيهوشي ارتباط مخصوص به سيستم عصبي داشته و باعث ميشود بيمار احساس درد نكند . اين بي حسي يا عمومي است يعني مريض به كلي به خواب عميق فرو رفته و به هيچ نوع تحريك خارجي جواب نمي دهد و يا اينكه بوسيله تزريق داروهاي بخصوص فقط در محلي كه بايد عمل جراحي آن انجام گيرد احساس درد از بين مي رود. داروهاي بيهوشي عمومي به صورت گاز هستند مثل سيكلوپروپان كه ماده اي قابل اشتعال منفجركننده است ويا به صورت بخار مثل اتر و هالوتان ميباشند.

مشخصات : معمولا" يك دستگاه بيهوشي داراي قسمتهاي عمده زير است:
الف : yokes محلي است كه سيلندر يا لوله كشي گاز به آن وصل ميشود .
ب : كم كننده فشار :عبارت از قسمتي كه فشار شديد گاز را كاهش داده و با فشار ثابت به دستگاه ميفرستد.
ج : دريچه كنترل گاز control-valve كه توسط فلومترهائي كه بيشتر از نوع روتامتر ميباشند حجم گاز را به طور دقيق كنترل ميكند . جريان تمام گازها به يك شاهراه منتهي شده و با هم مخلوط ميشوند.
د : تبخير كننده با vaporizer ( بخار ) مخلوط گازها از سطح تبخير كننده هاي مايعات هوشبر عبور داده مي شود كه اين تبخير كننده ها ازانواع مختلف مي باشند ( طبق فرضيه آواگادرو كه حجم هاي مساوي گازها در دما و فشار يكسان محتوي تعداد مولكولهاي مساوي است).
ه : مخلوط گازهاو داروهاي هوشبر : يا توسط تقسيم نيمه باز به بيمار ميرسد . يا اينكه به مدار بسته دوراني وصل مي شود كه خود توسط دو لوله خرطومي دو دريچه يكي براي دم و ديگري براي بازدم است و يك ظرف سدولايم كه به صورت دانه هاي صورتي رنگ است كه در ظرف هاي مخصوص ريخته ميشود و به ماشين بيهوشي متصل است و خاصيت جذب CO2 را كه از هواي بازدمي بيمار ميرسد را دارد .
و : قسمت صورت كه ماسك به آن متصل مي شود.